X
تبلیغات
سفر ایرانی - SAFARIRANI

جشنواره مد لباس از تاریخ 18 نوامبر در مالزی آغاز شد. در این نمایشگاه طراح های لباس از کشورهای اسلامی، تازه ترین طرح های لباس های اسلامی را به نمایش گذاشتند. دست اندرکاران این جشنواره قصد دارند که کوالالامپور پایتخت مالزی را به عنوان مرکز مد کشور های اسلامی به جهان معرفی کنند.

بقیه تصاویر در ادامه مطلب


موضوعات مرتبط: مد لباس مالزی

ادامه مطلب
تاريخ : پنجشنبه 1386/11/25 | 14:12 | نویسنده : محمد رضا عباسپور |
آشنایی با پوشش زنان ایرانی

ادامه تصاویر در ادامه مطلب  


موضوعات مرتبط: مدل لباس ایرانی - قابل توجه طراحان

ادامه مطلب
تاريخ : پنجشنبه 1386/11/25 | 13:55 | نویسنده : محمد رضا عباسپور |
آنچه را که می خوانید درباره قصری است که زیباییش چشم بیننده را خیره می کند. ورسای در پاریس. قصری که در آن ناپلئون حکومت می کرد. باغش در جهان نظیر ندارد. استخرهایش در ۵۰۰ سال پیش به روشهای جکوزی امروزی ساخته شده است. بیش از ۲۰۰۰ اتاق مجلل دارد. این قصر واقعا" جالب و زیباست. این مطلب زیبا را بخوانید...


 

 

 

    ساخت قصر  

ساخت این قصر به سال ۱۶۲۳ باز می گردد. لویس چهارم که برای شکار به اطراف پاریس رفته بود خانه ای بزرگ را دید که از سنگ و آجر ساخته شده بود. این ساختمان معمار جالبی داشت و متعلق به یکی از اشراف زادگان کاخ بود. لویس از این ساختمان بسیار خوشش آمد و به هر نحوی که شد از صاحبش خریداری کرد. سپس بهترین معماران، نقاشان و طراحان سلطنتی را استخدام کرد تا این ساختمان را به قصری مجلل و بی نظیر تبدیل نماید ناگفته نماند که ورسای دهکده ای در ۵۰ کیلومتری جنوب شرقی پاریس بود. البته امروزه به شهری بزرگ تبدیل شده و با گسترش شهرسازی و وسایل نقلیه مجهز به پاریس متصل شده است. بعد از مرگ لویس چهارم، پسرش لویس پنجم ساخت و بسط این ساختمان را ادامه داد. در سال ۱۶۸۲ به طور تقریبی ساخت قصر ورسای به پایان رسیده بود. 

 

یکی از مسائلی که این قصر نسبت به دیگر قصرهای آن دوران متمایز بود، این بود که قصر ورسای به صورت آپارتمان می باشد. در واقع آپارتمان چهار طبقه ای که اتاقهای مجلل و بزرگ در آن ساخته شده است. همه درباریان آن زمان وجود این قصر را مدیون لویس چهارم می دانستند و او را پادشاه خورشید لقب دادند. حتی در قصر نیز صفحه ای از طلا به شکل خورشید با صورتی مردانه دیده می شود که گویا لوئیس چهارم است. در سال ۱۶٨۴ دهکده ورسای که تا آن زمان منطقه ای پیش پا افتاده بود موقعیت اشرافی به خود گرفت. این قصر نمایانگر معماری کلاسیک فرانسه می باشد. لوئیس پنجم علاوه بر تزئین ساختمان قصر، باغی زیبا و شگفت انگیز دورادور قصر بنا نمود.

    فواره های این باغ به رقص نور و آب معروف هستند و به همراه موسیقی آبفشانی می کنند. حوضها با این فواره های زیبایشان ۱۳۳۳ گالن آب نیاز دارند تا تنها به مدت یک ساعت نمایش رقص آب را نشان دهند. در وسط یکی از حوضها خدای دریاها با نیزه ای در دستش ایستاده است. این باغ سر سبز و بی نظیر محل گردش پادشاهان گوناگونی بوده است. در باغ قصر ورسای هر آنچه که چشم می خورد نمادی از یک سمبل است. آبشارهای مصنوعی به زیبایی این باغ می افزاید. در انتهای باغ، ساختمانی دیده می شود که در تابستانهای گرم محل اقامت پادشاهان بوده است. این ساختمان به سبک کلبه های روستایی بنا شده در جلوی کلبه دریاچه ای مصنوعی وجود دارد.

 

    ناپلئون و قصر

    ناپلئون بناپارت هنگامی که از کار خسته می شد برای تمدد اعصاب به این کلبه می آمد و استراحت می کرد این کلبه دو طبقه دارد که طبقه اول مخصوص خدمه و ملازمان و آشپزخانه و طبقه دوم دارای اتاقهای بزرگ و نورگیر ویژه پادشاهان و اشراف زادگان بوده است.   

 

    ساختمان قصر    

لویس پنجم کار نیمه تمام پدرش را ادامه داد و به بازسازی و بسط ساختمان قصر پرداخت. بیش از ۷۰۰۰ مجسمه ساز از فرانسه و چین و مصر به کار گماشته شده بودند تا مجسمه های باغ و ساختمان را حجاری کنند. لویس پنجم دستور ساخت سالن آینه که سمبل قدرت پادشاهی بود را داد که این سالن زیباترین قسمت قصر است. که این سالن در سال ۱۶۷۸ ساخته شد. این سالن به معنای واقعی قصر پادشاهی را تداعی می کند. طول آن ۷۳ متر، عرض ۱۱ متر و ارتفاع ٣۰/۱۲ متر دارد.۱۷ پنجره در سالن وجود دارد که به سوی باغ باز می شود. جالب اینجاست که از هر پنجره می توان بخشی از باغ را مشاهده کرد. در واقع از این سالن می توان همه قسمتهای باغ را دید. سوی متقابل پنجره ها آینه هایی بلند قرار دارد که تصویر باغ در آینه ها منعکس می شود. چهل لوستر بزرگ به سقف بلند سالن آویزان است. در آن زمان لوسترها با شمعهای بلند روشن می شد. در کنار هر پنجره دو پایه برنز وجود دارد که چراغ کریستالی را در خود جای داده است. همه لوسترها و چراغها ساخت ایتالیاست. مجسمه ای از لویس چهارم از مرمر در سالن قرار گرفته است. تمام عروسیها، جشنها و مراسم تاجگذاری در این سالن صورت می گرفته به ویژه تاجگذاری ژوزفین در زمان ناپلئون بناپارت در این سالن بوده است. سالن آینه نه تنها سمبل اقتدار پادشاهان آن دوران است بلکه نقش کلیدی بعد از انقلاب فرانسه داشته است. در سال ۱۹۱۹ در جنگ جهانی اول همه تصمیم گیریها و قراردادها درباره جنگ در این سالن معتقد می شد. سقف آن ۱۷ قوس دارد. در آن نقاشیهای بسیار دل انگیز دیده می شود که گویای مراسم تاجگذاریها و جشنها است. هم چنین تصاویری از زندگی لویس چهارم و پنجم نیز به تصویر کشیده شد.

    قبل از این که وارد سالن آینه شویم، اتاقی مجلل و بزرگ وجود دارد که در زمان لویس پنجم ساخته و نقاشی شد و سقف آن آسمان و هفت الهه عشق و عقل و زیبایی، باروری و دریا، کار و زراعات را نشان می دهد. هرکول به عنوان مظهر قدرت در وسط سقف اتاق دیده می شود.    

نقاشیهای این اتاق توسط فرانسیس لمون ۱۷۳۳ به تصویر کشیده شد. در این قصر مجلل چندین اتاق منحصر به ملکه ماریاترزا همسر لویس پنجم می باشد. یک اتاق مخصوص پذیرایی مهمانهای ملکه که میز صد نفره با صندلیهای مخملی دورادور آن نمایانگر اتاق نهارخوری است.

    اتاق دیگر تختی بزرگ با دیوارهایی از پارچه های ابریشمی صورتی و حاشیه ای زرد دوزی شده دارد که مخصوص اتاق زایمان ملکه ها بوده است. سقف این اتاق تولد الهه عشق را نشان می دهد. اتاقهای دیگر مخصوص رقص، و برگزاری مهمانیهای عصرانه و گوش نواختن به موسیقی است. البته این اتاقها نسل به نسل به ملکه های پادشاهان رسید تا ماری آنتوانت اتریشی آخرین ملکه ای بود که از این اتاقها استفاده نمود و در زمان انقلاب فرانسه ۱۷۸۹ دستگیر شد و به دار آویخته گردید. در اتاق خواب ملکه تختی بزرگ با رو تختی قرمز به رنگ دیوارها قرار داشته اما ماری آنتوانت همه تزئینات اتاقها را طبق سلیقه خودش و به سبک جدیدتری تزئین نمود. در گوشه دیگری از قصر ساختمانی برای برگزاری اپرا و تئاتر دیده می شود. این سالن می تواند ۷۱۲ نفر را در خود جای دهد. دیوارها با مرمر صورتی و سبز پوشیده شده و صحنه نمایش چوبی است. سبک این سالن از سبک معماری ایتالیا گرفته شده است. در آن سالن ده هزار شمع وجود داشته تا بتوانند صحنه مربوط به اپرا و تئاتر را روشن نگه دارند. یکی دیگر از اتاقهای این قصر به نقاشیهایی از جنگهای مختلف اختصاصی داده شده است. این اتاق را اتاق جنگ نامیده اند. که ۱۲۰ متر طول و ۱۳ متر عرض و ۱۰ متر ارتفاع دارد. بیش از ۵۰ تصویر از جنگها و فتوحات پادشاهان و فرماندهان فرانسه به ویژه ناپلئون بناپارت بر دیوارهای این اتاق نقش بسته است. سقف این اتاق به نحوی است که نورگیر دارد. نیمی چوبی و نیمی شیشه ای می باشد.

    در اتاقی که منتهی به راهرو ساختمان می شود. تصویری در اندازه واقعی، تاجگذاری ژوزفین و ناپلئون توسط پاپ آن زمان را نشان می دهد. راهروهای پهن و بزرگ با پله های کوتاه گذری برای رسیدن به طبقات دیگر است. در قرن ۱۵ آپارتمان معنایی نداشت امااین قصر به قصر آپارتمانی معروف است.

 

    کلیسای سلطنتی    

در محوطه ای خارج از قصر ساختمانی دیده می شود که کلیسای سلطنتی بوده است. این کلیسا ۲۵ متر ارتفاع دارد و دیوارهایش به سبک گوتیک نقاشی شده است. کلیسای سلطنتی بسیار بزرگ است و با یک نگاه می توان فهمید که این مکان مخصوص پادشاهان و اشراف زادگان بوده است. صندلیهای مخصوص نشستن عبادت کنندگان با پوششی از پارچه مخمل سبز گلدوزی شده می باشد. در سقوف کلیسا نقاشیهای برگرفته از کتاب عهد عتیق و عهد جدید دیده می شود. در محراب آن مجسمه ای از مسیح به صلیب کشیده شده وجود دارد. باز به باغ باز می گردیم. جالب اینجاست که در زیر فضای وسیع باغ، ساختمان و اصطبلی وجود دارد. این ساختمان محل زندگی خدمه و ملازمان و سربازان بوده است. در واقع حدود ۱۴ متر از سطح زمین بلندتر است. جای شگفت است که چگونه این باغ عظیم و استخرهای متعددش برروی یک ساختمان بنا شده است. در زیر باغ، یک ساختمان ۳ طبقه ساخته شده است که بخشی از این ساختمان به اصطبل اختصاص داده شد که بیش از ۶۰۰ اسب را در خود جای می دهد. اکنون این اصطبل تبدیل به موزه اسلحه و کالسکه‌های سلطنتی پادشاهان فرانسه شده است.

    اگر بخواهیم گوشه گوشه این قصر و اتاقهای متعددش را به توصیف بپردازیم باید کتابی قطور بنگاریم. تنها بخشهای مهم این قصر را بیان نمودیم. امیدواریم توانسته باشیم که تا حدی زیبایی، جلوه این قصر را توصیف کرده باشیم.l


موضوعات مرتبط: بزرگترین باغ جهان

تاريخ : پنجشنبه 1386/11/25 | 13:22 | نویسنده : محمد رضا عباسپور |

چگونه احترام ديگران را جلب كنيم؟

احترام به معناي احساس ارزش و اعتبار براي كسي است و خود فرد آن را به دست مي آورد. بااينكه همه ي انسانها شايسته احترام هستند، اما متاسفانه حقيقت اين است كه برخي از افراد قادر به كسب اين احترام نيستند. البته راه هاي مختلفي وجود دارد كه شما مي توانيد خود را در موقعيت هايي قرار دهيد كه احترامي را كه سزاوار آن هستيد به دست آوريد. مهمترين عوامل در اين زمينه احترام گذاشتن به ديگران، احترام گذاشتن به خودتان، داشتن اعتماد به نفس، نترسيدن از تصميم گيري، و خوب لباس پوشيدن است. اين عوامل به شما كمك مي كند تا احترامي را كه شايسته شماست كسب كنيد.
اگر انتظار داريد كه ديگران با شما با احترام رفتار كنند، اولين قدم اين است كه با ديگران با احترام رفتار كنيد. اگر رفتاري غير محترمانه با ديگران داريد، براي آنها هم احترام گذاشتن به شما دشوار خواهد شد. احترام گذاشتن به ديگران نشانه اين است كه خود شما نيز شايسته احتراميد. اگر به ديگران احترام نگذاريد، مردم شما را به چشم انساني بي محبت نگاه مي كنند كه قادر به درك ارزش وجودي ديگران نيست. بعضي از رئيس ها و مديران شركت ها سعي مي كنند با اعمال اقتدار خود بر زير دستانشان احترام كسب كنند. با اينكه اقتدار خصوصيتي است كه احترام مي طلبد، اما اگر رئيس قادر به درك دستاوردهاي كارمندان خود نباشد، كارمندان از او كينه به دل گرفته و هيچگاه احترامي كه سزاوار آن باشد را به او عرضه نمي كنند. از طرف ديگر، رئيسي كه علاوه بر اعمال اقتدار خود بر كارمندانش، از آنها دلجويي و حمايت مي كند و به افكار و ايده هاي آنها گوش مي دهد، خيلي راحت احترام زيردستانش را جلب ميكند.
يكي ديگر از عوامل مهم در جلب احترام اطرافيان، احترام گذاشتن به خود است. احترام به خود يعني درك ارزش وجودي خود و داشتن برخوردي مؤدبانه و محترمانه با خود. داشتن رفتار محترمانه با ديگران اهميت زيادي دارد، اما نبايد از داشتن رفتاري محترمانه با خود چشم پوشي كنيد. ممكن است براي كنار آمدن با ناتواني هاي خود، خود را تحقير كنيد، اما اين نوع رفتار به ديگران نشان مي دهد كه شما ارزش احترام آنها را نداريد. پس براي جلب احترام ديگران، اول بايد خودتان به خودتان احترام بگذاريد.
داشتن اعتماد به نفس نيز در جلب احترام ديگران تاثير گذار است. مطمئن از خود بودن، بدون حس تكبر و خودبيني نشان دهنده اين است كه شما از قابليت ها و توانايي هاي خود آگاهيد و قابل احتراميد. اگر خودتان به توانايي هاي خود باور داشته باشيد و اجازه بدهيد كه ديگران نيز از قابليت هاي شما آگاه شوند، قادر خواهيد بود كه به راحتي احترام آنها را به خود جلب كنيد. اما به خاطر داشته باشيد كه اعتماد به نفس بيش از حد برعكس اين عمل مي كند و شما در نظر ديگران فردي خودخواه و از خود متشكر نشان خواهد داد و باعث مي شود آنها هيچ احترامي براي شما قائل نشوند.
داشتن قدرت تصميم گيري يكي ديگر از جنبه هاي جلب احترام ديگران است. اين عامل نيز با اعتماد به نفس رابطه اي نزديك دارد، چرا كه اگر شما از خودتان مطمئن باشيد، براي گرفتن تصميم درست در موقعيت هاي مختلف ترديدي به دل راه نميدهيد. اگر بتوانيد با اطمينان و بدون هيچگونه ترديد و دودلي تصميم گيري كنيد، باعث ميشود اطرافيانتان به شما اعتماد پيدا كنند. با اينكه گرفتن مشورت و نظرخواهي از ديگران هم در اين زمينه اهميت دارد، اما در آخر اين شما هستيد كه بايد تصميم بگيريد. اگر بدون نشان دادن هيچگونه علائمي از ترديد تصميمات درست اتخاذ كنيد، ديگران به اين قابليت و قدرت شما احترام خواهند گذاشت.
نحوه لباس پوشيدن هم در جلب احترام اطرافيان تاثير مستقيم دارد. با اينكه پوشيدن لباس هاي عادي و راحت در اكثر محيط هاي كاري قابل قبول است، اما خودتان شاهد هستيد كه افرادي كه در شركت يا محل كار سِمَت هاي بالاتري دارند معمولاً فراتر از حالت عادي لباس مي پوشند. بااينكه لباسهاي شما نشان دهنده توانايي ها و قابليت هاي شما نيست، اما اطرافيانتان معمولاً از روي لباس پوشيدن شما درموردتان قضاوت مي كنند. از اينرو بايد سعي كنيد كه هميشه برازنده و خوش لباس باشيد. اينكار در جلب احترام دوستان و اطرافيانتان به شما كمك مي كند.
مهمترين مسئله اي كه درمورد احترام بايد بدانيد اين است كه احترام چيزي نيست كه ديگران به طور خودكار به شما عرضه كنند، بلكه خودتان بايد آن را كسب كنيد. ميتوانيد با احترام گذاشتن به خودتان و ديگران، داشتن اعتماد به نفس كافي، نشان دادن اقتدار در تصميم گيري ها و همچنين خوب لباس پوشيدن احترام اطرافيانتان را جلب كنيد .


موضوعات مرتبط: مدیران بخوانند - کسب احترام

تاريخ : چهارشنبه 1386/11/24 | 11:10 | نویسنده : محمد رضا عباسپور |
خداوندا نه لوح و نه قلم بود                                                  حروف آفرينش بي رقم بود

ارادت شد به حکمت تيز خامه         

                                         به نام عقل نامي کرد نامه

ز حرف عقل کل تا نقطه‌ي خاک     

                            به يک جنبش نوشت آن کلک چالاک

اگر نه رحمتت کردي قلم تيز  

                                                که ديدي اينهمه نقش دلاويز

نقوش کارگاه کن فکاني   

                                                    به طي غيب بودي جاوداني

که دانستي که چندين نقش پر پيچ   

                     کسي داند نمود از هيچ بر هيچ                        

زهي رحمت که کردي تيز دستي

زدي بر نيستي نيرنگ هستي

هر آن صورت که فرموديش نيرنگ

زدش سد بوسه بر پا نقش ارژنگ

ز هر پرده که از ته کرديش باز

نهفتي سد هزاران چهره‌ي راز

 


موضوعات مرتبط: ابیاتی از وحشی بافقی

تاريخ : سه شنبه 1386/11/23 | 17:7 | نویسنده : محمد رضا عباسپور |
آداب غذا خوردن رسمی بر سر میز

قاشق
 

1- بهتر است آقاو خانم میزبان در دو انتهای میز غذاخوری

و یا در وسط میز روبروی یکدیگر بنشینند.

2- اگـر فرد مهمی میهمان بود می باید وی سمت راسـت

خانم مهمان و همسرش سمت راست میزبان آقا نشانده شود.

3- بطوری کلی طرز قرار گرفتن میهمانان باید طوری ترتیب

داده شود که هیـچ دو مـــرد و هیچ دو زنی کنار یکدیگر قرار نگیرند .


 

1- بهتر است آقاو خانم میزبان در دو انتهای میز غذاخوری و یا در وسط میز روبروی یکدیگر بنشینند.

2- اگـر فرد مهمی میهمان بود می باید وی سمت راسـت

خانم میزبان و همسرش سمت راست میزبان آقا نشانده

شود.

3- بطوری کلی طرز قرار گرفتن میهمانان باید  طوری ترتیب داده شود که هیـچ دو مـــرد و هیچ دو زنی کنار یکدیگر قرار نگیرند.

4- زوج متاهل باید روبروی یکدیگر و زوج نامزد باید در کنار یکدیگر بنشینند.

5- بهتر است گروههای سنی در کنار یکدیگر بنشینند به طوری که بزرگترهای فامیل در راس میز و جوانترها سمت دیگر.

6- غذا باید در جهت عقربه های ساعت و از چپ به راست سرو گردد. و همچنین غذا از سمت چپ افراد سرو شده و ظروف غذا از سمت راست میهمانان جمع آوری میگردد.

7- دستمال سفره هنگام آغاز صرف غذا میباید روی زانو قرار داده شود و تا انتهای صرف غذا باید همان جا باقی بماند. از دستمال سفره تنها برای تمـیز کردن مختصر دهان باید استفاده کرد و نه صورت و یا پیشانی. اگر خــواستـید صندلی خود را برای مدت کوتاهی ترک کنید باید دستمال سفره خود را روی صندلی قرار دهید که دیـگـران و پیـش خــدمت متوجه ان گردند. هنگام پایان یافتن صرف غذا میباید دستمال سفره را بطور مرتبی روی میز و سمت راست بشقاب قرار داد (آن را تا و یا مچاله نکنید)

8- پیش از آن کـه مـیـزبـان شـروع بـه صـرف غـذا نکرده و یا اجازه صرف غذا را نداده نباید شروع به صرف غذا کرد.

9- در حین غذا بهیجوجه نباید میز غذا را ترک کنید مگر در موارد اضـطراری مانند رفتن به دستشویی و یا داشتن حالت تهوع. در ایــن هنگام عذر خواهی کنید و میز را ترک کنید.

10- اگر چیزی روی میز خواستید که دستتان به آن نمیرسید خـودتان سعی نکنید آن را بردارید بلکه از فردی که به آن نزدیک است بخواهید که آن را به شما بدهد.

11- هنگامیـکه غذا خوردنتان پایان یافت هیچگاه بشقابتان را به سمت جلو هل ندهید این عمل خلاف آداب معاشرت میباشد.

12- برای بریدن و خردکردن غذا چنگال را با دست چپ و کارد را با دسـت راست گرفته و سپس با چنگال آن چیزی را که می خواهید ببرید محکم نگاه داشته و با چاقو آنرا ببرید. سپس چنگال را به دست راست منتقل و میل کنید.

13- در روی صندلی راست و مستقیم بنشینید هیچگاه بجلو و یا عقب خم نشوید.

14- حین صرف غذا مشغول محاوره های دلنشین و مطـبـوع گـردید و از موضوعات بحث انگیز پرهیز کنید.

15- اگر تکه هایی از غذا میان دندانهایتان گیر کرد با عذر خواهی میز را تـرک کـرده و بــه دستشویی بروید سپس آن را خارج کنید.

16- آرام و با حوصله غذا بخورید. غذا خوردن شتابزده بی حرمتی به میزبان میباشد.

17- لقمه های کوچک برداشته و با دهان بسته غذای خود را بجوید. هیچ گــاه بـا دهان باز غذا را نجوید و یا با دهان پر صحبت نکنید.

18- هیچگاه پیش از چشیدن غذا  به آن ادویه اضافه نکـنـیـد ایـن عـمل بی احترامی به میزبان و آشپز میباشد.

19- هیچگاه سر میز غذا سیگار نکشید.

20- هنگامی که از غذا خوردن فارغ شدید دستتان را روی زانو و یا میز (مـچ دست روی لبه میز) قرار دهید. هیچگاه هنگام صرف غذا آرنج خود را روی میز قرار ندهید.

22 نکته دیگر و روش چیدن اسباب سفره و میز...

 21- هنگامی که در رستوران میهمان میباشید هیچگاه باقی مانده غذایتــان را به خانه نبرید و سعی کنید غذای گرانقیمتی سفارش ندهید.

 

22- در رسـتـوران بهـتــر است غذایی سفارش دهید که صرف آن با کارد و چنگال مقدور باشد. غذاهایی که باید با دست خورده گردند را به مـوقعـیـتـهای غــیر رسمی اختصاص دهید.

23- هرگاه سوپ داغ بود برای خنک کردن به آن ندمید بلکه صبـر کنـیـد تـا خــودش خنک گردد. چای را نیز برای خنک شدن در نعلبکی نریزید.

24- هنگام صرف سوپ قاشقتان را تماما بداخل دهان نبرده و هورت نکشید بلکه از لبه قاشق سوپ را اندک اندک بنوشید.

25- هنگام سفارش غذا در رستـوران اگر از نـوع و مـحـتـویـات غـذای مـورد نــظر آگاهی نداشتید، از پیشخدمت کمک بخواهید.

26- برای خارج کردن استخوان و یا غضروف غذا را از قاشق و یا چنگال کمک بگیرد (نه با دست) و آن را گوشه بشقاب خود قرار دهید.

27- غـذاهـایی را کـه شمـا مـجازید با دست بخورید عبارتند از: تکه نان، بلال، گـوشـت دنـده هـا،صــدف و خرچنگ خوراکی، بال و استخوان مرغ، ساندویچ، میوه های کـوچـک، شیرینی، سیبزمینی سرخ کرده، چیپس، ترشی، سبزیجات و پیتزا.

28- اگر ندانستید چگونه باید غذا را میل کنید بهتر است به دیگران نگاه کنید.

29- هیچ گـاه کـارد و چـنـگال و قـاشقی را کــه استـفاده کرده اید را مجددا روی میز قرار ندهید بلکه آنها را روی بشقاب بگذارید.

30- هنگام صرف غذا خم نشوید و صورت خود را به سمت غذا نبرید بـلکه غذا را توسط قاشق و چنگال بسمت دهان خود ببرید.

31- اگـر قـاشـق و یـا کـارد و چـنـگال شـما بـه زمیـن افـتاد آن را بـردارید و به میزبان و یا پیشخدمت بدهید و تمیز آن را درخواست کنید.

32- هـرگـاه چـیـزی را ســهوا روی لباس میهمان دیـگـری ریخـتـیـد بـا خـونسـردی از وی عذرخواهی کرده و بگذارید خود فرد و یا پیشخدمت آن را تمیز کند خودتان اقدام بـه تمیز کردن لباس فرد نکنید.

33- هرگاه فردی از شما درخواست نمک و یا فلفل نمود، هـم فلـفل و هم نمک را به وی بدهید حتی اگر فرد تنها یکی از این دو را درخواست کرده باشد.

34- پیش از نوشیدن مایعات لبهای خود را بـا دسـتـمال پاک کنید تا جای لک چربی روی لیوان شما نمایان نگردد.

35- از واژه های "متشکرم" و "لطفا" در میز غذا بسیار استفاده کنید.

36- اگر حشره، تار مو و یا هر چیز دیگری را در غذای خود یافتید آن را اعلام نکنـید بلکه مخفیانه آن را از غذایتان خارج کنید.

37- همیشه در انتهای صرف غذا از مـیـزبـان و یـا آشــپز تشکر کرده و از غذا تعریف کنید حتــی اگــر غذا زیاد هم خوشایند نبود باز تشکر کنید. لازم نیـست دروغ بگویـیـد، مـثـلا میتوانید از سس غذا تعریف کنید.

38- هنگام صرف غذا خود را نخارانید، سرفه نکنید و بینی خود را تمـیـز نـکنـیـد. هـرگـاه خواستید عطسه کنید حتما جلوی دهان و بینی خود را با دستمال بگیرید.

39- هنگام صرف غذا سر خود را شانه نکرده و یا با لوازم روی میز بازی نکنید. بـا صدای بلند نیز صحبت نکرده و دستکش نیز دست نکنید.

40- سعی کنید رومیزی را تا انتهای صرف غذا پاکیزه نگاه دارید.- هنگای که صرف غذایتان پایان یافت بـاید کارد و چنگال خود را به صـورت اریـب روی بشـقـاب قـرار دهـیـد. اگــر هـم خواستید که میز را برای مدت کوتاهی ترک کنید، بـاید کـارد و چنگال را بصرت ضربدری روی بشـقاب قرار دهید تا دیگران و پیشخدمت مطلع گردند که شما بازخواهید گشت.

 


موضوعات مرتبط: برای دانشجویان هتلداری - آداب رسمی غذاخوردن

تاريخ : یکشنبه 1386/11/21 | 14:26 | نویسنده : محمد رضا عباسپور |
ملکه نفر تی تی


 

نفرتی تی (Nefertiti) همسر عظیم الشأن سلطنتی

نفرتی تی

(عنوانی که ملکه مصر با آن خطاب میشد) آمنهوتپ چهارم (که بعدها به اخناتن - Akhenaton - شهرت یافت)، مادر همسر و احتمالا نامادری فرعون توتانخامن (Tutankhamen) قدرمندترین ملکه مصر باستان بوده است.

مجسمه مشهور نفرتی تی که در موزه آلتس برلین نگهداری می شود.

او به احتمال فراوان مدت کوتاهی پس از مرگ شوهرش تا به سلطنت رسیدن توتانخامن بر مملکت سلطنت کرده و نام او به طور تقریبی چنین ترجمه شده است: زن زیبایی آمده است.

شهرت او به خصوص مدیون مجسمه نیم تنه ایست که در موزه آلتس برلین نگهداری میشود و از آنجایی که در کارگاه تتموس (Thutmose) یافته شد ساخته این مجسمه ساز عنوان شده است. این مجسمه مثال بارزی از درک مصریان باستان از تناسبات واقعی چهره است.

نفرتی تی القاب متعددی داشته است، در شهر باستانی کارناک کتیبه هایی وجود دارد که او را وارثه، بزرگ نیکوکاران، صاحب دلربایی، مظهر خوشبختی، بانوی ملاحت، عزیز و بانوی دو مملکت خطاب کرده اند.

خانواده

در باره اصل و نسب نفرتی تی عقیده محکمی وجود ندارد، اما نظریه ای که عمومیت بیشتری دارد او را دختر آی (Ay) که بعدها به مقام فرعون رسید، میداند. یک نظریه دیگر که حامیان متعددی یافته است، نفرتی تی را شاهزاده خانمی از اهالی بین النهرین میدانند و همچنین عده ای او را دختر یا خویشاوند آمنهوتپ سوم Amenhotep III یا از یک خانواده اشرافی اهل تیبس یونان میدانند.

تاریخ دقیق ازدواج نفر تی تی با آمنهوتپ چهارم و به تخت نشستن او به عنوان ملکه چندان دقیق نیست اما میدانیم که این دو شش دختر داشته اند که تاریخ تولدشان ثبت شده است.

نمای دیگری از مجسمه مشهور نفرتی تی در موزه آلتس برلین

آمنهوتپ چهارم در سال چهارم سلطنت خود (1346 ق.م.) به پرستش آتون (Aton خدای خورشید) پرداخت. او انقلابی مذهبی به وجود آورد که ملکه نفرتی تی در آن نقشی برجسته داشت. این عقیده وجود دارد که این سال آغاز بنا نهادن پایتختی جدید نیز بوده که آختاتن (Akhetaten) نام داشته و در محلی که امروز العمارنه (al-‘amārnä) نامیده میشود قرار داشته است.

در سال پنجم سلطنت، آمنهوتپ چهارم برای نشان دادن مذهب خود، نامش را به طور رسمی به اخناتن تغییر میدهد. در سال ششم، هرچند ساخت و ساز شهر هنوز تا دو سال ادامه داشته، اما پایتخت رسما از تیبس به العمارنه منتقل میشود. این شهر جدید به مذهب جدید این زوج تقدیم شده بود و اعتقاد بر این است که مجسمه نیم تنه مشهور ملکه در همین دوران ساخته شده باشد.

قدرتمندترین زن جهان

نفرتی تی در طی دوران سلطنت اخناتن و شاید بعد از آن، از قدرتی بی مانند برخوردار بود و شاید قدرتمندترین زن در سراسر جهان به شمار میرفت. گاهی او در دوران سلطنت شوهرش از قدرتی برابر با شاه برخوردار بود و آنها به طور مشترک به سلطنت میپرداختند.

تصاویر نفرتی تی بر دیوارهای معبد در اندازه های تصویر فرعون نقش شده است که همین امر نشان دهنده اهمیت اوست. تصاویر دیگری از نفرتی تی وجود دارد که او را به تنهایی در حال پرستش آتون نشان میدهد و همچنین نقش برجسته ای که وی را با گرز و در حال مغلوب ساختن دشمنی خارجی در برابر آتون نمایش میدهد. چنین مضامینی همواره مختص به فراعنه بوده و با این حال نفرتی تی نیز در آنها به تصویر کشیده شده است.

مرگ

در حدود سال 14 سلطنت (1336 ق.م.) به بعد دیگر در اسناد تاریخی نامی از نفرتی تی به میان نیامده است. اعتقاد بر این است که او در اثر شیوع یک بیماری مانند طاعون یا به دلایل طبیعی درگذشته باشد.

یک مومیایی دردره پادشاهان که آنرا به نفرتی تی نسبت می دهند.

نظریه ای که سابق بر این وجود داشت و مبنی بر سقوط ملکه از اوج قدرت و رسوایی او بود، اکنون مردود اعلام شده است زیرا پاک شدن عامدانه تصاویر یک ملکه اخناتن در واقع مربوط به ملکه ای به نام کیا (Kiya) بوده است. در هر صورت، اطلاعات قابل تحقیق و بررسی از این دوره در طی تاریخ به کلی از میان رفته اند.

با در نظر گرفتن نظریات موجود، این احتمال وجود دارد که نفرتی تی مسئول جدایی از مذهب آتون بوده است. او پایتخت را مجددا به تیبس بازگرداند، تا موجب رضایت مردم و کاهنان اعظم معبد آمون شود. نفرتی تی آماده پذیرش مرگ خود بود. اکنون زمان به سلطنت رسیدن توتانخاتن (Tutankhaten) ناپسری وی بود که با دختر نفرتی تی، آنخسن پاتن (Ankhesenpaaten) ازدواج کرده بود.

این زوج سلطنتی بسیار جوان و بی تجربه بودند. نظریاتی مبنی بر زنده بودن نفرتی تی در این دوران وجود دارد که او را راهنمای این زوج میداند. در صورت صحت این نظریات، در سال سوم سلطنت توتانخاتن، نفرتیتی درگذشته و یا سلطه خود را بر امور سلطنت از دست داده است. در همین سال توتانخاتن نام خود را به توتانخامون تغییر میدهد تا بر پرستش آمون تاکید نماید.

تدفین

سالهاست که محل دفن نفرتی تی در هاله ای از شک و ابهام فرو رفته است اما برخی باستان شناسان دره پادشاهان را محل دفن او می دانند.

بانوی جوانتر

در روز 9 ژوئن سال 2003، باستان شناسی به نام جوآن فلچر (Joann Fletcher) متخصص موهای باستانی از دانشگاه یورک انگلستان، اعلام کرد که ممکن است مومیایی نفرتی تی یکی از مومیایی های ناشناسی که در مقبره KV35 واقع در دره شاهان یافته شده و به نام بانوی جوانتر شهرت یافته است، باشد.

البته در سال 1999 نیز یک محقق مصرشناس به نام ماریان لوبان (Marianne Luban) به چنین نتیجه ای دست یافته بود و نتیجه تحقیق خود را در مطلبی با عنوان آیا مومیایی نفرتی تی در دست ماست؟ در اینترنت قرار داده است. دلایل ادعای این دو محقق شباهت فراوانی با یکدیگر دارد.

تیم تحقیقاتی بر روی مومیایی مذکور اعلام کرده اند که این مومیایی طوری آسیب دیده است که به نظر میرسد در همان دوران باستان مورد بی حرمتی قرار گرفته باشد. شیوه مومیایی این جسد که در آن از مایع مومیایی استفاده شده و همچنین مغز جسد دست نخورده باقی مانده، نشان دهنده نوع مومیایی سلطنتی سلسله هجدهم فراعنه است.

نکات دیگر موجود در این مومیایی یکی سن بدن و وجود گردنبندهایی ساخته شده از مهره هاییست که اصلا به نام نفر (nefer) شهرت یافته و مختص ملکه بوده اند و همچنین کلاه گیسی با مدلی بسیار نادر که توسط نفرتی تی به کار میرفته، هستند. بنا به نظر این گروه، بازوی مومیایی در اصل به شکل خمیده و در وضعیتی مختص با فرعون قرار داده شده بوده که بعدها از بدن جسد جدا شده و به جای آن بازوی دیگری در وضعیت عادی قرار داده شده است.

با این حال بسیاری از مصرشناسان ادعای فلچر را رد میکنند. بنا به گفته آنان نسبت دادن یک مومیایی باستانی به یک شخص خاص که هیچ اطلاعات DNA از او در دسترس نیست تقریبا غیر ممکن است و از آنجایی که والدین و فرزندان او هرگز شناسایی نشده اند، تشخیص جسد نفرتی تی نیز امکان ندارد. هرگونه سند اتفاقی مانند مدل مو و طرز قرار گرفتن بازو برای تشخیص یک مومیایی از یک شخصیت تاریخی به اندازه کافی مدارکی محکم به شمار نمی آیند.

به گفته آنان، دلیل آیب دیدگی مومیایی تنها موردی است که میتواند مورد بررسی قرار بگیرد و البته این آسیب که گفته میشود برای انتقام گیری ایجاد شده است، نیز خود محل شک و ابهام است. برخلاف نظر فلچر، بازوهای خمیده نیز حالتی تنها مختص به فرعون نبوده است و برای اعضای دیگر خانواده سلطنتی مورد استفاده قرار میگرفته است.

کلاه گیس یافته شده در نزدیک جسد نیز از منشائی ناشناس برخوردار است و لزوما به این بدن بخصوص مرتبط نیست. در نهایت، سلسله هجدهم، یکی از بزرگترین و مرفه ترین سلسله های پادشاهی مصر باستان بوده است که به مدت 200 سال برقرار بوده و این جسد مومیامی مونث میتواند به هر یک از صدها همسر سلطنتی یا دختران آنها تعلق داشته باشد.

2006

هنگامی که در سال 2006 قبری حاوی تابوت در ورودی مقبره توتانخامون کشف شد، خبرگذاریهای متعددی درباره امکان یافته شدن جسد نفرتی تی قلمفرسایی کردند. اما این تابوت خالی و تنها محتوی بالشتکهایی بود و بس.

جاودانگی

با وجود تمام مجادلات و مباحثات پیرامون جسد مومیایی شده نفرتی تی، جایگاه مستحکم این ملکه به عنوان یک نماد یا شمایل محبوب فرهنگی در جهان همچنان برقرار است. او شخصیتی محبوب و مشهور و پس از کلئوپاترا، مشهورترین ملکه مصر باستان بوده و تصاویر او در میان هواداران اروپایی موجب تغییر استانداردهای زیبایی در قرن بیستم شده است.


موضوعات مرتبط: ملکه مصر نفر تی تی

تاريخ : یکشنبه 1386/11/21 | 12:10 | نویسنده : محمد رضا عباسپور |
کاخ بزرگ کرملین

                                                              کرملین                                 

 

مسکو و کرملین از پیشینه تاریخی غیر قابل تفکیکی برخوردارند، از قرن یازدهم که شهر کوچک مسکو در دهانه رودخانه نگلینایا (Neglinnaya) پدیدار شد تا به امروز دیوار کرملین جزوی از تاریخ مسکو به شمار می رود. عمارتی که از دیرباز مابین دیوارهای کرملین و بر تپه ای به نام برویتسکی (Borovitsky) واقع شده بود، تا پیش از تخریبش درآتش سوزی بزرگ مسکو در سال 1812 محل استقرار تزارها و دوک ها بود.

در حدود سال 1838 بازسازی ساختمان قدیمی کرملین و احداث یک کاخ مدرن برای اقامت خانواده سلطنت آغاز شد و سرانجام Bolshoi Kremlyovski Dvorets که کاخ بزرگ کرملین ترجمه شده است، طی سالهای 1837 تا 1851 در مسکو بنا شد.

مقر تزارهای روس توسط تیمی از مهندسین معمار به سرپرستی کنستانتین تون (Konstantin Thon) با تاکید بر عظمت حکومت مستقل روسیه طراحی شده است. موزه آرموری (Kremlin Armoury)، یکی از قدیمی ترین موزه های روسیه و کلیسای "مسیح ناجی" (Christ the Savior) مرتفع ترین کلیسای ارتدوکس در جهان نیز به دست او بنا شده است.

در ساخت عمارت جدید بدعت گذاری های بارزی به چشم می خورد، نمای آجری ساختمان، مواد به کاررفته در ساختار بنا و استفاده از سیمان در گچبری ها ازجمله مواردی است که در طراحی ساختمان های مدرن حائز اهمیت می باشند.

کرملین با 125 متر طول و 47 متر ارتفاع، نه عدد از کلیساهای ساخته شده در قرن چهارده، شانزده و هفدهم را بر دارد و در مجموع مساحتی در حدود 25 هزار مترمربع را به خود اختصاص داده است. شکل ظاهری آن مربع مستطیل بوده و یک حیاط درونی دارد، هر چند این عمارت سه طبقه به نظر می رسد اما در واقع دو طبقه بیشتر ندارد. در طبقه بالا دو مجموعه پنجره قرار دارد، قسمت غربی کاخ، حریم خصوصی خانواده سلطنتی به شمار می رفته است.

فضای داخلی این کاخ از 700 اتاق، یک تالار اصلی پلکان دار و پنج تالار پذیرایی تشکیل شده است. سبک های مختلف معماری از رنسانس گرفته تا سبک رومی - روسی در تزئینات آن به کار رفته است. نام تالارهای پذیرایی این عمارت بر گرفته از اسامی امپراتوری های روس George, Vladimir, Alexander, Andrew و Catherine می باشند. امروزه تالار Georgievsky در پذیرایی های دیپلماتیک و رسمی مورد استفاده قرار می گیرد، قراردادهای بین المللی در تالار Vladimirsky به امضا می رسد. دو تالار Aleksandrovsky و Andreyevsky برای استفاده در جلسات و کنفرانس ها در اتحاد جماهیر شوروی سابق با هم ادغام شدند.

کرملین که به منزله قلب فعالیت های سیاسی روسیه به شمار می رود در اصل مرکز تاریخی و فرهنگی این کشور نیز می باشد. در قرون وسطی کرملین مکانی برای برگزاری جشن ها و مراسم تاج گذاری تزارهای روس بود و پس از آن به عنوان اقامتگاه خانواده سلطنتی در نظر گرفته شد.


موضوعات مرتبط: کرملین

تاريخ : یکشنبه 1386/11/21 | 11:48 | نویسنده : محمد رضا عباسپور |

تاریخچه پیدایش پرچم

پرچم هر سرزمین یکى از اجزا و عناصر خاص گره خورده با نام آن مکان است و از بیش از ۴۰۰۰ سال قبل همراه مردمان مختلف بوده است و از آن به عنوان به نمایش گذاشتن اتحاد و همبستگى، میان غم و اندوه و یا حتى هشدار و آگاهى دادن استفاده مى کردند.

نخستین ابزار پرچم مانند که توسط انسان استفاده شد (Vexilloid) نام گرفت که نشانى کوچک یا مجسمه اى را بر سر میله اى بلند وصل مى کردند. این پرچم ها از فلز یا چوب ساخته مى شد و گاهى اوقات با پارچه ها یا روبان هایى تزیین مى شد.

با گذشت زمان مردم متوجه شدند همین نشانه ها و تزیینات پرچم هاى آن روز یا Vexilloidها، را مشخص تر و قابل توجه تر مى کند.

با شروع سفرهاى دریایى توجه بیشترى به مشخص و قابل رؤیت بودن پرچم ها نشان دادند چرا که نیاز داشتند این پرچم ها را از مسافت زیاد شناسایى کنند. به همین منظور به سراغ رنگهاى روشن تر و طرح هاى ساده تر رفتند تا در حرکت ناآرام باد بر روى کشتى ها قابل رؤیت باشد.

امروزه همچنان از پرچم ها براى ارتباط و علامت دادن بین کشتى ها و یا کشتى و بندرگاه استفاده مى شود. براى نمونه در دنیاى دریانوردى پرچم زرد بر روى کشتى به معناى در قرنطینه بودن خدمه کشتى به علت ابتلا به بیمارى عفونى است.

پرچم و مقاصد نظامى

استفاده از پرچم به منظور مقاصد نظامى و صف بندى در میادین جنگى تا اواخر قرن ۱۹ ادامه داشت و هر واحد نظامى اغلب پرچم خاص و مشخص خود را به همراه داشت که اغلب آن را با روبان هاى رنگى تزیین مى کرد و در رویارویى در میدان جنگ هر گروه که مى توانست پرچم دیگرى را به چنگ آورد، افتخار بزرگى را براى خود به بار مى آورد و طرف مقابل این اتفاق را شرمندگى بزرگ مى نامید. اما همان طور که ذکر شد این رسم در اواخر قرن ۱۹ از بین رفت.

پرچم و وضعیت هوا

استفاده دیگر از پرچم در اعلان وضع هوا بود و بر کشتى ها اغلب پرچم هایى نصب مى شد که وضعیت باد در دریا را نشان مى داد.

پرچم قرمز با مربعى سیاه در مرکز آن نشانه تندباد و نصب دو پرچم با این شکل در کنار هم نشانه گردباد است و استفاده از پرچم هاى قرمز، زرد یا سبز در سواحل هم براى مشخص شدن وضعیت مطمئن یا غیرمطمئن امواج ساحلى و یخ زدگى آن منطقه است.

پیش از استفاده از امواج رادیویى براى مخابره و ارسال پیام ها با افراشتن پرچم هایى که بر روى آنها کلماتى نوشته شده بود و استفاده از طرح ها و رنگهاى خاص انتقال اخبار صورت مى گرفت.

پرچم ها و ملیت ها

یکى از متداول ترین و معمول ترین مصارف پرچم در مشخص کردن کشورها و ملیت هاست. طراحى و شکل بعضى از پرچم ها الهام بخش، پیدایش و طراحى سایر پرچم ها بوده است و برخى از آنها براساس نظر و هدفى خاص ایجاد شده است.

۱- پرچم دانمارک که Dannebrog نام دارد را با پرچم کشورهاى فنلاند، ایسلند، نروژ و سوئد مقایسه کنید همگى طرح صلیبى شکل دارند.

۲- پرچم سوئیس که الهام گرفته از پرچم صلیب سرخ بین المللى است.

طراحى پرچم ها

پرچم ها معمولاً مستطیل شکل هستند اما مى توانند به شکل هاى دیگرى که بتوان آنها را برافراشت نیز طراحى شوند. مثلاً به شکل سه گوش.

از انواع غیرمعمول پرچم ها مى توان به پرچم غیرمستطیل شکل نپال و پرچم مربع شکل سوئیس اشاره داشت و از جمله پرچم هایى که طراحى متفاوتى در جهات مختلف خود دارد مى توان به پرچم پاراگوئه اشاره کرد.و یا پرچم لیبى که تماماً به یک رنگ است را مى توان منحصر به فرد دانست.

استفاده از پرچم در ورزش

- در فوتبال آمریکایى و کانادایى داوران براى نشان دادن خطاى بازیکنان از پرچم استفاده مى کنند و در فوتبال آمریکایى معمولاً از پرچم هاى زردرنگ و در فوتبال کانادایى از پرچم قرمز استفاده مى شود.

- در مسابقات موتورسوارى براى ارتباط بین موتورسوارها از پرچم استفاده مى شود و پرچم ۴خانه سیاه و سفید پایان خط مسابقه را نشان مى دهد.

- در فوتبال کمک داورها با تکان دادن و حمل پرچم هایى در کناره هاى خط زمین و خروج توپ یا منطقه «آف ساید» را نشان مى دهند.

- همچنین طرفداران کلیه مسابقات ورزشى به طرفدارى ازتیم موردنظرشان پرچم خاصى را تکان مى دهند.

پرچم صلیب سرخ یا هلال احمر

در این پرچم صلیب قرمزرنگى بر روى زمینه سفید طراحى شده است. صلیب سرخ جهانى در سال ۱۸۶۳ در ژنو سوئیس تأسیس شد و این علامت در آن زمان به عنوان نشانه اى جهت اعلام بى طرفى و عدم وابستگى به جناح و یا گروهى خاص در جنگ و نبرد طراحى شد.

البته لازم به ذکر است که در کشورهاى اسلامى علامت صلیب به شکل یک هلال ماه طراحى مى شود و به آن سازمان، هلال احمر گفته مى شود.

نخستین بار این پرچم به طور رسمى در سال ۱۸۸۱ در آمریکا به اهتزاز درآمد و (calara Barton) با افراشتن آن از مردم دعوت کرد تا به قربانیان آتش سوزى در جنگل میشیگان کمک کنند.

پرچم رسمى المپیک

یکى از پرچم هاى آشناى دیگر، پرچم بازیهاى المپیک است. این پرچم در سال ۱۹۱۴ طراحى شد و ۵ حلقه به هم پیوسته را بر روى زمینه اى سفید ایجاد کردند.

هر کدام از حلقه ها نشانگر ۵قاره جهان و به هم پیوستگى آنها مظهر دوستى و اتحاد حاصل از این رقابتهاست. رنگهاى این حلقه ها، آبى، زرد، سیاه ، سبز و قرمز است.

انتخاب این رنگها به این دلیل بوده است که حداقل یکى از آنها در پرچم هر کشورى وجود دارد.

این پرچم نخستین بار در مسابقات المپیک ۱۹۲۰ برافراشته شد.

رنگ پرچم ها و معناى آنها

- قرمز : نشاندهنده خطر، انقلاب، شجاعت و قدرت

- سفید: صلح، صداقت و راستى و احاطه داشتن بر اوضاع و شرایط

- نارنجى: نشانه شجاعت و فداکارى

- سبز: امنیت، امید و جوانى، سرسبزى

- زرد: احتیاط

- سیاه: مرگ و عزادارى


موضوعات مرتبط: پرچم و کاربرد

تاريخ : یکشنبه 1386/11/21 | 11:32 | نویسنده : محمد رضا عباسپور |
مهارتهای لازم برای موفقیت از زبان بیل گیتس

بیل گیتس

بیل گیتس
رئیس مایکروسافت
 گیتس: من در دوران کودکی آموختم که زیاد کتاب بخوانم.
این که تکنولوژی دیجیتال در 30 سال اخیر تقریبا همه را به کارگران اطلاعاتی تبدیل کرده یکی از بزرگ ترین تحولات این سالهاست .
این روزها تقریبا همه مردم با هر شغلی برای کارکرد بهینه تشکیلاتشان از نرم افزار استفاده می کنند و با اطلاعات سر و کار دارند؛ از کارگرساده یک مغازه خرده فروشی گرفته که با اسکنر دستی لیست اموال مغازه را کنترل می کند تا مدیری که از نرم افزارهای هوشمند تجاری برای بررسی وضعیت بازار استفاده می کند.

نگاهی به روند پیشرفت نرم افزاری نشان می دهد، میزان توانایی استفاده از نرم افزارها برای موفقیت در دانش اقتصادی دنیای امروز بسیار مهم و تعیین کننده است؛ تا جایی که برخورداری ازدانش کافی ازنرم افزارها و سایر ابزار تجارت اینترنتی به اساس هرحرفه ای تبدیل شده است. البته اهمیت دانستن ریاضیات و علوم نیز بسیار تاثیر گذار است.

اگر به ابزار و وسایلی که در دهه اخیر به بازار عرضه شده اند نگاهی بیندازید، از وسایل جالبی مانند بازیهای ویدیویی و دستگاههای پخش موزیک (مانند ام پی تری پلیر) گرفته تا تلفن های هوشمند و تکنولوژی دارویی همه و همه حاصل فعالیت های علمی و مهندسی هستند.

قدرت نرم افزار

نرم افزارها به نوعی با مشاغل مهم زمان حال و آینده در ارتباط اند. علاوه بر نرم افزارها، مهارت های ارتباطی و توانایی همکاری صحیح با مردم نیز از جمله عوامل تاثیر گذاربرمشاغل دنیای امروز هستند.

بسیاری از مردم فکر می کنند، ساختن نرم افزاریعنی، کد نویسی آن هم در تنهایی کامل و در دفتر در بسته به دور از مردم. اما این تصور کاملا اشتباه است.

ابداع نرم افزار تقریبا شبیه بقیه نو آوری ها به توانایی ایجاد ارتباط نیاز دارد. لازم است سازنده، ایده هایش را با سایر مردم در میان بگذارد و با مشتریان مذاکره کند تا نظرات و نیازهایشان را بشناسد.

به نظر من عشق و علاقه زیاد به تداوم در امر یادگیری عامل بسیار مهمی است. من در دوران کودکی آموختم که زیاد کتاب بخوانم.

خیلی جالب است که امروزه می توان در باره موضوعات مختلف مورد علاقه به سراغ کامپیوتر رفت.

با وجود کامپیوتر به دست آوردن اطلاعات مورد علاقه و توجه به صورت آنلاین بسیار ساده تر شده است.

من معتقدم که داشتن این نوع کنجکاوی درباره جهان به هرکسی کمک می کند پیشرفت کند. فرقی نمی کند تصمیم داشته باشی چه کاری را دنبال کنی.

بیل گیتس رئیس مایکرو سافت و یکی از بنیانگذاران این بزرگ ترین کمپانی نرم افزاری دنیاست.

او از ژوئیه 2008 به کار روزمره در مایکروسافت خاتمه داده و بیشتر به بنیاد خیریه بیل و ملیندا گیتس که در زمینه بهداشت و آموزش در سرتا سر جهان فعال است، می پردازد.
 


موضوعات مرتبط: بیل گیتس و موفقیت

تاريخ : یکشنبه 1386/11/21 | 11:25 | نویسنده : محمد رضا عباسپور |
 

English : I Love You

Persian : To ra doost daram
قلب

01) English : I Love You

02) Persian : To ra doost daram

03) Italian : Ti amo

04) German : Ich liebe Dich

05) Turkish : Seni Seviyurum

06) French : Je t'aime

07) Greek : S'ayapo

08) Spanish : Te quiero

09) Hindi : Mai tumase pyre karati hun

10) Arabic : Ana Behibak

11) Iranian : Man doosat daram

12) Japanese : Kimi o ai shiteru

13) Yugoslavian : Ya te volim

14) Korean : Nanun tangshinul sarang hamnida

15) Russian : Ya vas liubliu

16) Romanian : Te iu besc

17) Vietnamese : Em ye^ Ha eh bak

18) Syrian/lebanese : Bhebbek

19) Swiss-German : Ch'ha di ga"rn

20) Swedish : Jag a"Iskar dig

21) Africans : Ek het jou li ...


موضوعات مرتبط: دوست دارم به زبانهای مختلف

تاريخ : یکشنبه 1386/11/21 | 11:17 | نویسنده : محمد رضا عباسپور |

Tajikistan in iran Civilization میدان سامانی در تاجیکستان

 

تندیس شاه اسماعیل سامانی و نماد شیر , سمبول تمدن و قدرت ایرانی در تاجیکستان

 

 

مردم تاجیک بخشی از ملت ایران بزرگ هستند

 

گفتگو با روشن تیموریان روزنامه نگار تاجیک

 

تاجيکان در آسيای ميانه از زمان های قديم که به بيش از شش هزار سال ميرسد، حيات داشته اند . در دوران باستان که کورش بزرگ به آسيای ميانه آمد و شهری را به نام "کورشکده" بنياد نهاد که اين شهر امروزه "استروشن" ناميده ميشود و در شمال تاجيکستان قرار دارد . اولين دولت تاجيکان در سال ۸۹۹ ميلادی به وسيله اميراسماعيل سامانی در بخارا تشکيل شد که از حکومتهای ایرانی پس از اسلام مسحوب می شود . در دوران اتحاد جماهير شوروی، کمونيستهای روس تلاش ميکردند همه مراسم های ایرانی تاجيکان از جمله جشن نوروز ، آتش افکنی و آداب و رسوم کهن نیاکان را از زندگی مردم محو بکنند، از نظر ايدئولوژی آنها، هر چه که با فرهنگ خراسان و ايران بزرگ و زبان پارسی در رابطه بود، ضررآور بود و بايد از بين ميرفت . ابوالقاسم لاهوتی بانفوذ خود در دستگاه دولتی اتحاد جماهير شوروی توانست دستگاه طبع و نشر کتاب را به دوشنبه بياورد . در طول ۵ سال جنگ شهروندی (داخلی) نخبگان تاجيک به افغانستان، ايران و پاکستان گريختند و گروهی هم به اروپا، آمريکا و کانادا مهاجر شدند . تقسيم بندی سياسی و مرزبندی های جغرافيايی غیر واقعی تاثيری در همبستگی تاجيکان با ايرانيان ندارد . هنوز عاملان ترور محمد عاصمی و محیالدين عالمپور افشا و شناخته نشده اند و در اين باره شايعات بسيار است . فروغ فرخزاد ، استاد شهریار سهراب سپهری ، استاد محمد رضا شجریان ، گوگوش و بسياری ديگر از نام آوران ایرانی در ميان تاجيکان از محبوبيت بلند برخوردارند . داستانهای کهن ایرانی و اسطوره های ملی ایران همگی با تاجیکها مشترک می باشد . هم اکنون تندیس های بزرگان ایران زمین همچون فردوسی ، رودکی ، شاه اسماعیل سامانی ، ابن سینا و . . . در شهرهای مختلف تاجیکستان برپا می باشد و هر ایرانی که با تاجیکستان قدم میگذارد گویی به شهرهای مختلف ایران سفر کرده است .

 

Tajikistan Map

با روشن تيموريان در مراسم نوروز در مونتريال آشنا شدم. روشن تيموريان با گفتار شيرين خود ضمن ارائه يک سخنرانی درباره مراسم نوروز در تاجيکستان شعری از شاعر نوپرداز تاجيک "بازار صابر" به عنوان حسن ختام گفتارش خواند که بسيار مورد توجه شرکت کنندگان در مراسم قرار گرفت. پس از اين آشنايی از روشن خواستم که با هم به گفتوگو بنشينم، بويژه آنکه روشن تيموريان از دانشآموختگان ادبيات و زبان فارسی است و مدتهاست به عنوان روزنامهنگار برای رسانه های مختلف کار کرده و ميکند. از جمله مدتها با راديو آزادی در پراگ همکاری کرده و برای همين راديو به عنوان گزارشگر آسيای مرکزی گزارش ميفرستاده است. او اکنون در کانادا زندگی ميکند و مشغول آماده کردن خود برای ادامه تحصيل در رشته روزنامهنگاری است و به عنوان کارشناس مطبوعات تاجيک برای يک مرکز خبرگزاری در روسيه کار ميکند. وی از فوريه سال ۲۰۰۰ تاکنون با اين مرکز کار ميکند. تيموريان مدتی هم سخنگوی دولت تاجيکستان در دوره صدارت اکبر ميرزااف بوده است. روشن تيموريان شيفته فرهنگ و هنر فارسی است و اطلاعات گرانبهايی درباره تاريخ تاجيکستان و ادبيات و هنر اين کشور دارد. با وی ساعتها گفتوگو داشتم و در اينجا چکيده ای از گفت و گويمان را ميخوانيد.

توضيح: نگارنده تلاش کرده است همانگونه که روشن تيموريان سخن گفته سخنان وی را به نوشتار درآورد و هر جا که لازم افتاده است توضيحاتی داخل کروشه گذاشته تا مطلب برای خوانندگان ايرانی تبار روشنتر شود. قصد ترجمه همزبان گرانقدرمان آقای روشن تيموريان در ميان نبوده است. مقصود انتقال گفته های ايشان به خوانندگانی که با گفتار فارسی تاجيک آشنايی ندارند، بوده است.

* آقای تيموريان با تشکر از شما برای شرکت در اين گفتوگو، خواهش ميکنم برای آشنايی خوانندگان شهروند، درباره خودتان بگوييد . . .

- من به سال ۱۹۶۱ ميلادی در دوشنبه پايتخت تاجيکستان در يک خانواده کارگری به دنيا آمدم. پدر من راننده و مادرم شيرينی پز بود و در يک شيرينی پزی کار ميکرد. مادرم از يک خانواده روشنفکر آمده است. افراد خانواده مادری ام و اجداد ايشان در تحکيم دولت داری تاجيکستان سهم دارند.

يکی از دايیهايم، آکادميسين "حبيبالله سعيد مرادف" معاون وزير تاجيکستان در رشته علوم و فرهنگ بود. ايشان تا سال ۱۹۹۳ در همين منصب مشغول کار بود.

يکی ديگر از دايیهايم پروفسور "کرامتالله عاليم اوف" هم اکنون وزير فرهنگ دولت جمهوری تاجيکستان است. تخصص وی تصوف و عرفان است.

* پروفسور عاليم اوف در اين زمينه چه کار کرده اند؟ آيا آثاری درباره تصوف و عرفان دارند؟

- بله، وی کتابی درباره حکيم سنايی غزنوی نوشته و به چاپ رسانده که از کتابهای پژوهشی قابل توجه در بررسی کارهای عرفانی حکيم سنايی است.

دايی ديگرم "دکتر نبی جان ستاری" يکی از خلبانان جنگی در زمان جنگ جهانی دوم بود که عليه نازی ها و فاشيستها جنگيده و به خاطر قهرمانی هايش اکنون يک ده در تاجيکستان به نام وی ]ستاری[ نامگذاری شده است.

دکتر نبی جان ستاری به جز حرفه نظامی گری علاقه بسيار به ادبيات داشت و در اين زمينه هم صاحب نظر بود و ادبيات شناس مشهوری است. وی همراه با استالين برای شرکت در "ملاقات تهران" به سال ۱۹۴۳ به ايران سفر کرده و در همين سفر به خاطر علاقه اش به بزرگان ادب ايران از آرامگاه فردوسی در توس و آرامگاه سعدی و حافظ در شيراز، کمال خجندی در تبريز، آرامگاه ابن سينا در همدان و همينطور آرامگاه حکيم عمر خيام در نيشابور ديدن کرده است.

* از طريق همين افراد خانوادهتان شما با هنر و فرهنگ ايرانی آشنا شديد؟

- اولين دفعه مهر ايران که در دل من بيدار شد توسط استاد نبی جان ستاری بود که روحشان شاد . . . ايشان به سال ۱۹۸۴ درگذشته . . . مهر ايران در نهاد استاد ستاری خيلی مستحکم جا گرفته بود. به اين خاطر استاد ۱۶ جلد کتاب از آثار بزرگان فرهنگ (زبان) فارسی از زمان رودکی تا بزرگان سخنور ادب فارسی تا قرن نوزدهم ميلادی به خط خود نگارش کرده، اين نسخه های خطی در خانه خود استاد در شهر دوشنبه موجود هستند. استاد محمدعاصمی و ميرزا ترسون زاده اين کار استاد را قدر دانسته و مورد ستايش قرار داده اند.

* از چه زمانی شما به طور گسترده تر با ادبيات و فرهنگ ايران آشنا شديد؟

- توسط استاد ستاری و زمانی که وی شخصا مرا به فاکلته ]دانشکده[ زبان و ادبيات فارسی برای تحصيل دعوت کردند. من در سال ۱۹۷۹ به دانشگاه تاجيکستان شامل شدم و در سال ۱۹۸۴ همزمان با وفات استاد ستاری من دانشگاه را ختم کردم.

* درباره تاجيکستان و تاريخ آن تا تشکيل اتحاد جماهير شوروی بگوييد؟

- تاجيک ها در آسيای ميانه از زمانهای قديم که به بيش از شش هزار سال ميرسد، حيات داشته اند. تاريخ مدون مردم تاجيک با سغديان و باختريان که اجداد ما به شمار ميروند برميگردد به زمانی که کورش کبير به آسيای ميانه آمد و شهری را بنياد کرد به نام کورش کده که امروز "استروشن" ناميده ميشود، و در شمال تاجيکستان قرار دارد. اولين دولت تاجيکان در سال ۸۹۹ پس از ميلاد يعنی اواخر قرن ۹ ميلادی در بخارا تشکيل شد. امير اسماعيل سامانی فرزند بزرگ مردم تاجيک بود که حکومت پرقدرتی را در سرای خراسان بزرگ ایران يا همان کشور ايران بزرگ تشکيل داد.

دولت داری متشکل به معنای امروزی را اميراسماعيل سامانی درهمان قرن تشکيل داد. سر وزير وی علامه ابوالفضل بلعمی بود که از چهرههای خيلی برجسته تاريخ ادبيات فارسی - تاجيک است و يکی از آثار تمدن اسلامی يعنی تاريخ طبری را به فارسی دری ترجمه کرد و محض شرافت اميراسماعيل و علامه بلعمی استاد ابوعبدالله رودکی، حکيم ابوالقاسم فردوسی، علامه ابوعلی سينا و ديگران به دربار بخارا دعوت شدند.

* از زمان سامانيان به بعد تاجيکستان چه تحولاتی از نظر کشوری پيدا کرده است؟

- متاسفانه در آخر قرن ۱۰ ميلادی دولت سلسله سامانيان به علت ضعف جانشينان اميراسماعيل سامانی و هجوم ترکان کوچی غزنوی و سلجوقی از بين رفت و تاجيکان تا اول قرن بيستم بیدولت بودند ولی در دولتهای ترک و مغول که تا اين زمان بر تاجيکان حاکميت داشتند زبان فارسی، تاجيکی زبان رسمی اين دولتها بوده است.

* در نيمه اول قرن بيستم جهان تحولات تازه ای را تجربه ميکند و به انقلاب اکتبر ۱۹۱۷ در روسيه ميرسيم. بعد از پيروزی انقلاب اکتبر تاجيکستان در چه مسيری افتاد؟

- متأسفانه هر چند ما دوباره صاحب دولت شديم اما مراکز و پايتخت های قديمی خود را، سمرقند و بخارا را از دست داديم و در بين کوهسار و سنگزار با دستور استالين شهر "دوشنبه" را بنياد کرديم.

* در زمان اتحاد جماهير شوروی، تاجيکستان و مردم آن بويژه از نظر مذهب، فرهنگ، سنتهای قومی و ادبيات و هنر چه وضعيتی پيدا کردند؟

- تاسيس يابی جمهوری سوسياليستی تاجيکستان در هيات اتحاد جماهير شوروی هم جهت مثبت داشت هم جهت منفی . . . جهت منفی اش اين بود که ما از ريشه های خود يعنی سمرقند و بخارا يعنی پايتخت خراسان بزرگ و مربوط به ملت ايرانی که همان تاجيکی باشد از دست داديم.

* اينطور که ميگوييد با از دست رفتن سمرقند و بخارا چه چيزهايی در ميان اقوام تاجيک و خراسانی از دست رفت؟

- مثل اينکه ريشه درخت را بريدند، ولی با بريدن ريشه درخت، درخت تاجيکان يکباره خشک نشد . . . سال ۱۹۹۲ عيان شد که خشکيده است زمانی که جنگ برادرکشی بين شهروندان تاجيک شروع شد، منظورم از خشک شدن اين درخت تنومند همان از دست رفتن فرهنگ، مثلا الفبای فارسی است و بزرگان و روشنفکران مردم تاجيک در زمان استالين پاره ای کشته و پاره ديگر به افغانستان، ايران و پاکستان فرار کردند.

* چه بر سر مذهب و اعتقادات دينی - مذهبی مردم تاجيک آمد؟

- عالم ها با اتهام اينکه ملا هستند يک قسمشان را اعدام کردند و يک قسمشان را به سيبريای روسيه بدرقه تبعيد کردند. کتابخانه های آثار فرهنگی را به کام آتش کشيدند. مسجدها و مدرسه ها را که از قرنها باستانی ميراث مانده بود با تراکتور خراب کردند.

* مردم تاجيک چقدر باورهای مذهبی دارند، اديان و مذاهب در زندگی روزمره مردم، در آموزش و در حکومت چه نقشی داشته و اکنون دارد؟

- در تاجيکستان هميشه دين از دولت جدا بوده، مثلا در زمان شوروی دين داران خيلی آزار ديدند کمونيستها کوشش ميکردند مراسم دينی را از بين ببرند و همينطور مراسم ديگر مثل مراسم نوروز را که آن را مراسم دينی ميدانستند. ميخواستند اين مراسم را هم از زندگی مردم محو بکنند و تحليل آنها اين بود که نوروز نيز مذهبی و خرافی است و در کل هر چه که با فرهنگ خراسان که بخشی از ايران بزرگ و زبان فارسی در رابطه بود از نظر ايدئولوژی کمونيستی ضررآور بود و از نظر آنها ميبايست از بين ميرفت.

* از جانب روشنفکران در مقابل اين قلع و قمع فرهنگی مقاومتی ميشد؟ به چه صورت؟

- بله مقاومت بود ولی کسی که مقاومت ميکرد از طرف کی.جی. بی مورد اذيت و آزار قرار ميگرفتند . . . ليکن در همين شرايط فرزندان بزرگ مردم تاجيک مثلا علامه صدرالدين عينی و ابوالقاسم لاهوتی که آبرو و منزلت ويژه ای در روبروی رژيم استالينی داشتند برای تحکيم فرهنگ فارسی تاجيکستان مبارزه ميبردند. مثلا علامه صدرالدين عينی در سال ۱۹۲۶ کتاب نمونه ادبيات تاجيک را به خط فارسی در تاتارستان روسيه نشر کرد و يا استاد ابوالقاسم لاهوتی که از ايران رانده شده بود به تاجيکستان، دستگاه طبع و نشر به زبان فارسی را از مسکو به دوشنبه آورد و معاون وزير معارف تاجيکستان تعيين شد و با نفوذ در دستگاه دولتی جماهير شوروی موفق شد گامهای بلندی در زنده نگاه داشتن فرهنگ فارسی در تاجيکستان بردارد و اين خدمتهای بزرگ استاد لاهوتی را ملت تاجيکستان به نظر گرفته و در سال ۱۹۸۷ صدمين سالگرد تولد استاد را تجليل کردند و مجسمه بزرگ او را در دوشنبه پايتخت تاجيکستان برپا کردند.

* درباره تحولات تاجيکستان بعد از فروپاشی اتحاد جماهير شوروی توضيحاتی بدهيد . . .

- نهم سپتامبر ۱۹۹۱ تاجيکستان جمهوری صاحب استقلال اعلام شد ولی ديری نگذشته متاسفانه بين نيروهای سياسی تاجيکستان نزاع نظامی سرشد ]شروع شد[ . بايد بگويم که بعضی کشورهای همسايه مثل ازبکستان، روسيه و دگر کشورها در دامن زدن ميان نزاع تاجيک ها فعالانه سهم گرفتند.

* همسايه های تاجيکستان، اين کشورها که ميگوييد به چه دليل و به دنبال چه منافعی اين کار را ميکردند؟

- مثلا ازبکستان ميترسيد که تا تاجيکان اگر متحد باشند سمرقند و بخارا را که اکنون مربوط به ازبکستان است، طلب خواهند کرد. روسيه از آن در هراس بود که حکومت جديد تاجيکان تابع کرملين نخواهد بود. از اين رو ميخواست يک رژيم دست نشانده در تاجيکستان به وجود بياورد.

* اين نزاع به کجا رسيد؟ در حال حاضر ساختار حکومتی در تاجيکستان از چه قرار است؟

- جنگ شهروندی ]داخلی[ پنج سال ادامه پيدا کرد و سال ۱۹۹۷ حکومت تاجيکستان تحت رهبری پرزيدنت رحمان اف با اپوزيسيون اسلامی تاجيکستان سازشنامه (قرارداد) صلح را در کشور به امضا رساندند و اکنون هر دو جناح در حکومت سهم دارند اما متاسفانه در جنگهای شهروندی تقريبا ۳۰۰ هزار نفر کشته شدند و حدود يک ميليون نفر مهاجر شدند.

* اين مهاجران به کدام کشورها مهاجرت کردند؟

- اکثريت به روسيه و جمهوريهای سابق شوروی، افغانستان و ايران پناه بردند. يک قسمتی از مهاجران هم به اروپا، آمريکا و کانادا آمدند.

* در تاجيکستان امروز موقعيت فرهنگ و هنر به چه قرار است؟

- تدريجا وضع فرهنگ و هنر بهتر ميشود چرا که حکومت مرکزی تا رفت ]به مرور[ تحکيم مييابد. اکثريت از هنرمندان، عالمان و دانشمندان که در وقت جنگ شهروندی و برادرکشی در خارج از کشور به سر ميبردند دوباره به تاجيکستان برگشته اند و يک قسمی در خارج باقی مانده اند؛ مثلا استاد شعر فارسی معاصر، شاعر توانای تاجيک "بازار صابر" در شهر سياتل آمريکا و آکادميسين اکبر تورسان زاد در فيلادلفيای آمريکا مشغول به فعاليت است، اما همه اين بزرگان در خدمت فرهنگ و علم تاجيکستان کار ميکنند.

* وضع هنرهای ديگر مثل تئاتر و سينما، موسيقی و رقص در تاجيکستان به چه صورت است؟

- در زمان شوروی تئاتر و سينما از بودجه دولت تاجيکستان شوروی مبلغ گذاری ميشد، ولی با فرو پاشيدن شوروی و پيامد جنگ شهروندی، تئاتر و سينمای تاجيک ضرر کلانی ديده اند زيرا از نبودن مبلغ و شرايط فراهم کاری يک عده از هنرمندان يعنی بازيگران و کارگردانان تاجيکستان را ترک کرده اند ولی حالا تدريجا سنت های بهترين تئاتر و سينمای تاجيکستان احيا ميشود.

*. . . و در زمينه موسيقی و رقص . . .؟

- در اين زمينه هم تاجيکستان هميشه در صف پيش بوده و اکنون کوشش به خرج داده ميشود که موسيقی اصيل تاجيکی موسيقی "شش گام" احيا شده و به مردم عرضه شود. در زمينه رقص . . . هم رقص های سنتی و هم رقصهای کلاسيک فعاليتهايی صورت ميگيرد.

* چه پيوندها و نزديکیهايی بين مردم تاجيک و ايرانيان وجود داشته و اکنون وجود دارد و چه همکاريهايی در زمينه های مختلف بين تاجيک ها و ايرانيان در جريان است؟

- مردم تاجيکستان و مردم ايران خيلی توجه بزرگی دارند (بسيار باهوش هستند) ما تاجيکان خود را ايرانی ميدانيم . . . از ايران و خراسان بزرگ . . . مردم تاجيکستان مردم ايران را از خود جدا نميکنند، در هر کجا هستند و باشند و تقسيم بندی سياسی و مرزبندی های جغرافيايی برای آنها در همبستگی شان و برادريشان با ايرانيان تاثير ندارد. مثلا حکومت دولت کنونی از نظر تاجيکان هيچ ربطی به يگانگی آنها با برادران و خواهران ايرانی شان ندارد. . . در مورد همکاری ها بايد بگويم دولت تاجيکستان در سطح سياسی و اقتصادی با دولت جمهوری اسلامی ايران همکاری دارد و در زمينه فرهنگی "انجمن پيوند" که انجمن همزبانان و فارسی زبانهای دنياست با ايرانيان همه جهان از جمله ايرانيان مقيم اروپا، آمريکا و کانادا و تمام جهان همکاری ميکند.

ما خيلی خوش هستيم که در ايران کتابهای آثار فرهنگی فارسی و تاجيک به نشر ميرسد و در دسترس خوانندگان تاجيکستان ميگردد و ايران برای برگشتن به ميراث فرهنگی ما از جمله خط و زبان نيکان به تاجيکستان کمک فراوان ميکند و تحکيم و قدرت ما در اتحاد فرهنگی مان با هم به دست ميآيد و اين در آينده مردم ايران و تاجيکستان بسيار مهم است.

* آزادی بيان و مطبوعات به نظر شما که خود روزنامهنگار هستيد در تاجيکستان چگونه است؟

- تا سر زدن جنگ شهروندی در تاجيکستان واقعا مطبوعات آزاد وجود داشت ولی در زمان جنگ ۵ ساله داخلی يک عده ژورناليستهای تاجيک مورد ترور قرار گرفتند از جمله ژورناليستان مشهور تاجيک استاد قاطع خان لطيفی، محی الدين عالم پور و دهها نفر ديگر هدف ترور قرار گرفتند. متاسفانه در همين مرحله علامه آکادميسين محمد عاصمی و يوسف اسحاقی، پرفسور منهاج غلام اف، نويسنده و ژورناليست سيف رحيم و دهها نفر از فرهنگيان و علمای تاجيکستان از جانب دشمنان ملت تاجيکستان و فرهنگ آن قربانی شدند.

* و اکنون اوضاع از چه قرار است؟

- . . . و حالا مطبوعات آزاد طبق قانون های تاجيکستان ضمانت داده شده و ميشود ولی خودسانسور ژورناليستان و بيم و ترس از دوره جنگ شهروندی هنوز باقی مانده است. سازمانهای حقوق بشر ميگويند که مطبوعات تاجيکستان در مقايسه با مطبوعات کشورهای همجوار ]جمهوريهای آسيای ميانه[ خيلی پيشقدم است اما برای احيا کردن دوره طلايی مطبوعات آزاد تاجيکستان در سال ۱۹۹۲ زحمتهای زيادی کشيدن ضروری ميآيد.

* در مورد ترور استاد محمد عاصمی و محی الدين عالم پور ممکن است توضيحات بيشتری بدهيد؟

- همانطور که گفتم اين بيشتر تاسف است که در زمان جنگ شهروندی ]داخلی[ استاد آکادميسين محمد عاصمی و ژورناليست مشهور تاجيک محی الدين عالم پور گلهای سرسبد ملت تاجيک مانند دهها چهره برجسته سياسی، فرهنگ و مطبوعات هدف تروريستان قرار گرفتند ولی متاسفانه اکثريت قاتلان و عاملان اين قتلها افشا نشدند، هر چند حکومت تاجيکستان چند تن از فرماندهان حکومتی و اپوزيسيون اسلامی را مسئول اين کشتار اعلام کرد و به جزا کشيد ]مجازات کرد[ اما متأسفانه عاملان مستقيم قتل محمد عاصمی و محی الدين عالم پور و همين طور قاطع خان لطيفی معلوم نشدند و در مورد عاملان ترور قتل آنها شايعات بسيار است.

*اجازه بدهيد درباره روابط فرهنگی ايران و تاجيکستان با هم کمی گفتوگو کنيم . . . چه شاعرانی - از شاعران شعر نو ايران در تاجيکستان و در بين اهل شعر و ادب شناخته شده اند؟

- از شاعران و نويسندگان معاصر ايران استاد سعيد نفيسی، دکتر پرويز ناتل خانلری، پروين اعتصامی . . . يا فروغ فرخزاد که از محبوبيت بلند برخوردار است. احمد شاملو هم بسيار مشهور است . . . ميرزاده عشقی، مهدی اخوان ثالث شاعر خراسانی، سياوش کسرايی، نادر نادرپور، و ژاله بديع هم در تاجيکستان خيلی دوست داشته ميشوند.

* در زمينه موسيقی سنتی ايرانی . . .

- در اين زمينه استاد شجريان را خيلی دوست ميدارند و از خوانندگان پاپ خانم گوگوش محبوبيت بلند دارد و از خوانندگان برون مرزی ايرانی معين و اندی و شهرام شب پره در ميان مردم و جوانها زيادتر شناخته شده اند.

* از قصه نويسان ايرانی، آثار کدام نويسندگان بيشتر مورد توجه مردم تاجيکستان است؟

- صادق هدايت، بزرگ علوی، گلشيری، محمود دولت آبادی و بسياری ديگر خوانندگان تاجيک بسيار دارند.

* مردم تاجيکستان با سينمای ايران چقدر آشنايی دارند؟

- تاجيکان خيلی به سينمای ايران اشتياق دارند. مخصوصا فيلمهای کارگردانهای مشهور معاصر مثل بهرام بيضايی، مجيد مجيدی، محسن مخملباف، و عباس کيارستمی از شناخته شدگان سينمای ايران در تاجيکستان هستند. تلويزيون تاجيکستان هر هفته يک فيلم ايرانی نمايش ميدهد.

* آقای تيموريان از اينکه وقتتان را برای اين گفتوگو به شهروند داديد از شما سپاسگزارم و برايتان بهروزی و شادمانی آرزو ميکنم.

- و من هم از روزنامه شهروند خيلی تشکر ميکنم که اين امکانيت صحبت با شما را فراهم آورده است . . . آرزوی يگانه من واحد دين ملت ايرانی نژاد و بنياد خراسانی بزرگ با قلمروی ايران امروزه، افغانستان امروزه و تاجيکستان است.

 

 

اجرای جشن نوروز ایرانی در تاجیکستان

 

شمسیه قاسم از شهر دوشنبه تاجیکستان

 

هرچند مردم تاجیکستان در دوران شوروی پیشین عمدتا 21 مارس را در محیط خانواده های خود جشن می گرفتند، اما در آن ایام نیز مردم مناطق روستایی به دامن کوهها برامده و سنن نوروزی را انجام می دادند. جشن نوروز تا آغاز دوران بازسازی گورباچفی و آشکاربیانی تحت فشار حزب کمونیست قرار داشته است. در دهه 1960 میلادی ریاست حزب کمونیست تاجیکستان اجازه داد تا مردم 21 مارس را در نواحی این کشور به عنوان جشن کشاورزان و فرارسی فصل بهار با نامهای مختلف عید بهار، سیر لاله یا سیر گل سرخ تجلیل کنند.

تنها پس از پایان اشغال تاجیکستان و کسب استقلال از شوروی در سال 1991 نوروز ایرانی در این کشور جشن ملی اعلام شده و حالا به مناسبت این جشن ساکنان این کشور رسما چهار روز تعطیل می کنند.

جشن نوروز را که طول بیش از دو هزار سال با این نام یاد می شود، در دوران شوروی در تاجیکستان به گونه مختلف نام می بردند. زیرا حکومت وقت شوروی که برای شکل گیری یک ملت واحد به نام "شوروی" تلاش می کرد، قصد داشت کلیه جشنها و مراسم تاریخی ملتهای به اصطلاح "کوچک" را از بین ببرد !!! که موفق نشد .

اما علیرغم این تلاشها مردم مناطق مختلف تاجیکستان، بویژه در روستاها به واسطه اجرای سنن ویژه نوروزی، بمثل آراستن خوانهای هفتسین و هفتشین، تهیه غذاهای خاص نوروزی، بخصوص سمنو و سازمان دادن مسابقات ورزشی در دامنه کوهها در روز 21 مارس نوروز را جشن می گرفتند و سنتهای کهن ایرانی خود را بیش از پیش اجرا نمودند .

این مراسم به سبب تحدیدهای مقامات وقت جشن فرارسی جشن بهار نام داشت. اما افرادی که می خواستند در شهر دوشنبه، پایتخت تاجیکستان نوروز را جشن بگیرند، بیشتر با موانع رو برو بودند.

دوست محمد دوست، تاریخنگار و کارمند پژوهشگاه خاورشناسی فرهنگستان علوم تاجیکستان از آن روزها چنین یاد می کند:

"من از منطقه کوهستان به شهر آمده بودم برای تحصیل در دانشگاه و برای من و همسبقانم هیچ سالی در روستا برای ما بدون جشن نوروز نمی گذشت. اما در دوره دانشجویی از بخش ایدئولوژی دانشگاه به خوابگاه ما می آمدند و تاکید می کردند که در خوابگاه هیچ جشنی برگزار نکنیم."

عبادت رحیموا، در آن زمان کاتب ایدئولوژی حزب کمونیست تاجیکستان بود. وی در باره آن چه در میان کمونستان در مورد نوروز مطرح بود، چنین گفت:

"آن سالها فکر می کردند که نوروز جشن ملی تاجیکان نیست و برخی ها تاکید می کردند که این یک عید مذهبی و ایدئولوژیک است که باید از آن جلوگیری شود."

با این همه مردم تاجیکستان علیرغم تلاشهای دولت شوروی نمی خواست جشن تاریخی خود را فراموش کند. مقامات وقت شوروی، بدون آنکه نوروز را رسما به عنوان "جشن ملی" بپذیرد، برای تجلیل از جشن بهار در روز 21 مارس اجازه داد. عبادت رحیموا، کاتب ایدئولوژی حزب کمونیست وقت تاجیکستان در این باره گفت:

"سالها با مراجعتهای کتبی و شفاهی به مقامهای حزبی زیاد وارد شد. گرورهی در مقامات ضد این جشن بودند، اما گروهی دیگر پس از صحبت با روشنفکران، شاعر و نویسندگان تاجیک در جلسه ای ویژه در باره ضرورت اجازه این جشن سخن رانی کردند. سپس مقامات حزب کمونیست به خلاصه آمدند که راه حلی بجز اجازه برای تجلیل نوروز نیست."

گلرخسار، شاعر تاجیک می گوید او در میان گروهی از ضیایان تاجیک بوده است که برای مطرح کردن ضرورت تجلیل از جشن نوروز با جبار رسولف، کاتب اول حزب کمونیست تاجیکستان ملاقات کردند:

"جبار رسولف در این ملاقات با گروه ما که میرزا ترسونزاده، باقی رحیمزاده، مومن قناعت و استاد لایق نیز آنجا حضور داشتند گفت: "نوروز را جشن بگیرید، اما نام جشن را لاله گویید، من صلاحیت اجازه نوروز را به شما ندارم."

با وجود این فضای ترس و بیم در رابطه به روز 21 مارس به عنوان جشن نوروز در تاجیکستان شوروی باقی مانده بود. از این لحاظ ضیایان تاجیک از چاپ نخستین مطالب نوروزی در روزنامه موسوم به "معارف و مدنیت"، که سردبیر آن بورینسا بردی یوا، روزنامه نگار فقید تاجیک بود، همچو اقدام جسورانه یاد می کنند.

دوست محمد دوست تاریخنگار تاجیک:

"چند تن از دانشمندان تاجیک در "معارف و مدنیت" اولین مطالب را در باره نوروز به چاپ رساندند. اما برخی از آنها، از جمله محمدجان شکوری از سوی مقامات دور تحدید و فشار قرار گرفتند.

به این ترتیب با آغاز مرحله آشکاربیانی و بازسازی کورباچفی مطبوعات تاجیک و روشنفکران تاجیکستان توانسته اند همزمان با موضوعات هویت و خودشناسی ملی، از جشن نوروز و تاریخی آن لب کشایند.

پس از فروپاشی شوروی نوروز در تاجیکستان همه ساله باشکوه جشن گرفته می شود. اما برخی از ضیایان تاجیک می گویند هرچند این جشن ملی محسوب می شود، باید به نوروز با نگاهی تازه و فراملی نظر کرد.

در سال 1991 میلادی با کسب استقلال تاجیکستان نوروز جشن ملی اعلام شد و از آن بار نخست در سطح رسمی تجلیل به عمل آمد. حالا ساکنان تاجیکستان به مناسبت جشن نوروز چهار روز تعطیل دارند.

 

 

 

 

شعری از بازار صابر شاعر نوپرداز تاجيکستان

از خون سياووشيم،

هم خون سياووشيم،

از جامعه سفيدانيم، هر جامه نميپوشيم

همسان اوستاييم، هم آتش زردشتيم

ما آتش زرتشتی ناکشته نميکشتيم

 

هم تيشه فرهاديم، انديشه همی کرديم

جز ريشه آهرمن ما تيشه نمیکرديم.

از دوره ديوشيج * در کوزه ما ديوی است

اين ديو عداوت نيست، اين ديو وطن خواهی است

 

چون زال زر از مادر کم بچه تولد شد

هم روی سفيدش بود، هم موی سفيدش بود

ما هم که از آن ذاتيم، ما هم که از آن بابا *

هم موی سفيد از ماست، هم روی سفيد ازما

 

در قبله دل ما را طاق هم محراب است

در قبله دل ما را محراب نه، سهراب است

در بازوی دل ما را يک پنجه کوتاه است

در پنجه کوتاهش از باربدست اين دست

 

اسماعيل سامانی ديوار بخارا بود

ما هموطن اوئيم، او هموطن ما بود

ما هم کوی خارائيم، ديوار بخارائيم

ديوار بخارائيم، ما هم کوی خارائيم

 

يک طايفه از لاهور، يک طايفه از تويسم

هم وارث خاموشيم، هم وارث ناموسيم

همشهری فردوسی، همشهری اقباليم

همشهری به ناموسيم، همشهری به اقباليم

 

در کاهی عجم کوه هست، در موری عجم ميراست

در شعری عجم شير * است، در شعری عجم شير * است

شعری که در انبوه نيزار قلم خوابست

شير نر شعرش را دشمن نتواند بست

پانوشتها:

بابا پدربزرگ

اين شير، شير خوراکی است

ديوشيج يکی از قهرمانان اوستا

واين شير به معنی شير حيوان است

بازار صابر در سياتل آمريکا به تدريس زبان ادبيات تاجيک اشتغال دارد

 

 


موضوعات مرتبط: تاجیکستان بخشی از ایران

تاريخ : چهارشنبه 1386/11/17 | 9:20 | نویسنده : محمد رضا عباسپور |
اریکه ایرانیان؛ بزرگترین مجموعه فرهنگی، ورزشی و تجاری خاورمیانه
 

متوليان شركت مجموعه ورزشي آگاه در تاريخ 30/2/1378، 3348 مترمربع زمين خریدند، بستری که قرار بود روياهايی در آن تجسم یابد، رویاهایی عام‌المنفعه و البته تا آنجا که به ما مربوط می‌شود معمارانه....
25 اسفند 1378 پروانه ساختماني اخذ، و اولین قدم ساخت مجتمع فرهنگي، ورزشي، تجاري اريكه ايرانيان با خاكبرداري آغاز شد؛ در راستاي تحقق هدفی بزرگ، مسولين اجرايي كشور اعم از نهاد رياست جمهوري، مجلس شوراي اسلامي و دستگاه‌هاي ذيربط از اين پروژه استثنايي و ملي بازديد و حمايت به عمل آوردند. بدين ترتيب شروع عمليات خاكبرداري سومين مجتمع فرهنگي، ورزشي، تجاري از نوع خود در جهان، در تاريخ 14/1/1379 رقم خورد.


اولين مجموعه در اوكلند كاليفرنيا با شش طبقه و نيم و بيش از سي‌هزارمترمربع زيربنا، دومين مجموعه در تورنتوي كانادا با پنج طبقه و نيم و بيش از بيست و چهارهزار مترمربع زيربنا و سومين مجتمع در ايران با نام اريكه ايرانيان به مساحت بيش از بيست هزار مترمربع در هشت طبقه با سازه‌اي تمام فلزي مقاوم به 5/7 ريشتر زلزله و البته چهارمين مجموعه نیز در كوالالامپور با پنج طبقه و نيم و بيش از بيست هزار مترمربع زيربنا، چهار مجتمع بزرگ با رویکردهای مشابه در سطح جهان هستند.
مشخصات عمومي
موسی عباسی هاشمی مفدم- مالک و مدیرعامل
اریکه ایرانیان اين مجتمع با زيربناي بيش از 20هزارمترمربع در هشت طبقه احداث شده و شامل دو طبقه زيرزمين براي پاركينگ اختصاصي و شش طبقه در ارتفاع و سالن‌هاي مختلف همراه با چهار آسانسور و چهار راه پله اصلي با سيستم تهويه مطبوع چيلر و فن كوئل، سيستم هاي اعلام و اطفا حريق، دوربين هاي مدار بسته و... است. مجتمع اريكه ايرانيان به صورت كاملاً مكانيزه، از طريق كارت اعتباري عمل کرده، با ارائه سيستم ISP (اينترنت سرور پروتكل) با پهناي باند 1024 كيلوبايت با 300 خط تلفن آماده ارائه خدمات به مشتركين نیز هست.
يك سالن كنسرت چند منظوره، سه سالن سينما و تئاتر، استخرهاي مجزاي بانوان و آقايان با كليه امكانات سوناهاي خشك و بخار و جكوزي و سالن‌هاي بدنسازي، سالن هاي بولينگ، كيوبولينگ، بيليارد، رستوران ملل با هشت مليت، شهربازي كودكان، سفره خانه سنتي ايراني و كافي شاپ هنرمندان و ورزشكاران و تعدادي فروشگاه‌هاي منحصر به فرد تجاري بخش های دیگر اریکه‌ای است که قرار است ایرانیان بر آن تکیه زنند.
نماي مجتمع از نوع كامپوزيت پنل آلومينيومي به رنگ نقره‌اي و سنگ گرانيت است.
مشخصات سالن كنسرت

سالن كنسرت اريكه ايرانيان در طبقه اول مجتمع قرار داشته، داراي ظرفيت 1450 صندلي است؛ قسمت‌هايي از سن اين كنسرت هال به صورت متحرك بوده، سالن آن با مساحت 1400 مترمربع در يك و نيم طبقه بنا شده‌است.
علاوه برسالن اصلي، مجموعه كنسرت هال داراي اتاق‌هاي گريم خانم‌ها و آقايان، اتاق مانيتورينگ، اتاق صدا، اتاق تصويربرداري، سالن تشريفات (VIP) و اتاق‌هايي براي مديريت و كاركنان با مساحت 600 متر مربع است.
از ويژگي‌هاي سالن كنسرت، طراحي آن به گونه‌اي است كه مي‌توان از آن به صورت چند منظوره براي برگزاري سمينارها، همايش‌ها، شوهاي تلويزيوني، تئاتر و غيره استفاده کرد؛ این سالن اولين سالن كنسرت در خاورميانه است كه از سيستم صوتي كاملاً حرفه‌اي شامل ميكسر 52 كانال (LEGEND3000) بهره می‌برد. سيستم بلندگوهاي سالن از نوع Line Array است كه قابليت پخش صوت يكنواخت در سالن، ضبط همزمان 48 تراك مجزاهنگام اجراي موسيقي، تغيير بعد از ضبط و نيز تصحيح صدا در محيط را بدون نياز به حضور در استوديو، را داراست؛ علاوه بر آن قابليت ضبط صدا و تصوير به طور همزمان (فرمت ديجيتال) با قابليت پخش فيلم تحت استاندارد THX با بلندگوهاي Three Way Screen Array براي تفكيك بهتر پخش صوت فيلم از ديگر ويژگي‌هاي اين سيستم است.
طراحي فضاي سالن كنسرت به صورت مدرن با تركيبي از Space Frame و MDF و چوب و پارچه، تمامي سطوح آن با سيستم آكوستيك صدا همگون و هارموني خاصي ايجاد مي‌کند.
سالن هاي سينما
سه سالن سينما/تئاتر كه ظرفيت هر سالن 300 صندلي است؛ سالن‌هايی که به صورت طبقاتي برروي هم ساخته شده، به ترتيب سالن شماره 1 در طبقه همكف، سالن شماره 2 در طبقه اول و سالن شماره 3 در طبقه دوم قرار دارند. این سالن‌ها قادرند به طور همزمان 900 تماشاچي را در خود جاي دهند. سيستم صداي دالبي EX، امكان استفاده از سالن‌ها براي كنفرانس‌ها و سخنراني‌ها، امكانات خاص نورپردازي مخفي و غير مستقيم در بدنه و سقف، پرده متحرك (موتورايز) و بهره‌گیری از سالن‌هاي دومنظوره براي نمايشگاه عكس، اسلايد و سالن انتظار و همچنين فضاهاي ويژه جهت بردهاي تبليغاتي و اطلاع رساني به مراجعه كنندگان، از دیگر امکانات این بخش از مجموعه است.
استخرها

دو استخر با تجهيزات كامل به تفكيك براي بانوان و آقايان و سالن‌هاي بدنسازي با مساحت تقريبي هر يك 1500 مترمربع این بخش از مجموعه زا تشکیل می‌دهند؛ سرمایه‌گذار از هیچ هزینه‌ای دریغ نکرده است! استخر مردانه شامل سه مجموعه سوناي خشك و بخار و جكوزي كاملاً مدرن با طراحي خاص داراي آبشار و حوضچه آب سرد و سيستم ويديو وال و... است. هر يك از استخرها داراي بوفه اختصاصي با طراحي لوکس و مردم پسند و مشرف به استخر، فضاهاي لاكر براي قراردادن لباس و وسايل بوده، اتاق ماساژ و آرايشگاه نيز در استخر آقايان پيش بيني شده‌است. در استخر بانوان علاوه بر موارد ياد شده امكاناتي از قبيل سالن اجراي حركات موزون و سالن آرايش نیز وجود دارد. در مجموعه استخرها از سيستم‌هاي مدرن يونيزاسيون براي ضدعفوني آب استفاده مي‌شود.
سالن‌هاي بولينگ، كيوبولينگ و بيليارد

اريكه ايرانيان داراي اولين سالن كيوبولينگ استاندارد در ايران است؛ سالن بولينگ مجهز به دوازده لاين بولينگ است كه آمادگي برگزاري مسابقات جهاني را داراست. كليه سالن‌ها داراي بورد ديجيتال و سيستم كامل كامپيوتري جهت ثبت امتيازات و ديگر موارد بوده، سالن بيليارد و اسنوكر به صورت مجزا و بر روي سالن بولينگ و كيوبولينگ و مشرف به آنها طراحي شده‌است.
رستوران‌هاي ملل و شهربازي كودكان
رستوران هاي ملل شامل هشت رستوران بين‌المللي از هشت كشور جهان و دو رستوران ويژه غذاهاي دريايي و غذاهاي ورزشي و رژيمي است؛ 1000 مترمربع فضاي پذيرايي از حداقل 700 نفر به طور همزمان، طراحي بسيار مجلل و عامه‌پسند آبشار و آب‌نماي داخل رستوران و همچنين بهره‌گیری از فناوری كمپوزيت در سقف با تركيبات لايت باكس KNAUF تنها بخشی از دست‌‌ودلبازی سرمایه‌گذاران را بازگو می‌کند!
طراح کودکان را نیز از یاد نبرده، رستوران ملل شامل شهربازي نیز هست که تجهيزات رایانه‌ای از قبیل گيم نت، سگا، پلي استيشن و دستگاه سميليتور با زرق و برق فراوان خودنمایی می‌کنند.
سفره‌خانه‌
يكي از كاملترين سفره‌خانه‌هاي موجود در منطقه خاورميانه [البته اگر بتوان این مفهوم را درسایر کشورها نیز با تعریف ایرانی آن سراغ گرفت] كه با داشتن 1200 متر زير بنا، گنجايش پذيرايي از 500 مشتري را به طور همزمان دارد. فضاهاي سنتي چلو‌خانه، كباب‌خانه، ميوه‌شور خانه، ديزي سرا، ظرف‌شورخانه و چاي و قليان به طور مستقل و مجزا در اين سفره‌خانه طراحی شده، طبق معمول اسن مجموعه آبشارها و آبنماها مورد علاقه ایرانی‌ها در محوطهِ سفره‌خانه عرض اندام می‌کنند. سقف‌هاي سفره‌خانه به شكل گنبدهاي مس‌كاري شده، نقره‌كاري شده و كروم‌كاري شده و كاه‌گل‌كاري شده حس لوکس‌پسندی مشتریان را قلقلک می‌دهد.
كافي شاپ هنرمندان و ورزشكاران‌
مفهومی که با نام كافي شاپ جا افتاده در اريكه ايرانيان به صورتي طراحي شده كه داراي فضاهاي اختصاصي و فضاهاي عمومي، ديد مناسب، آكواريوم تزييني و تركيبات كاملاً روزآمد در سقف و جداره هاي سالن است؛ كافي شاپی به نام هنرمندان و ورزشكاران قرار است در هر روز از ايام هفته میزبان يكي از هنرمندان يا ورزشكاران مطرح جامعه باشد و ابته این بهانه‌ای باشد تا مراجعين بیشتر از حضور خود در این فضا لذت ببرند.
«اریکه ایرانیان» شاید آنچنان که در نامش متضمن آن است، اریکه‌ای برای تکیه زدن همه ایرانیان نباشد و فقط هموطنانی خاص بر آن بیارمند، اما حضور بخش خصوصی در عرصه سرمایه‌گذاری اینچنینی برای جامعه معماران و عامه مردم نوید روزهای خوبی را برای ساخت و ساز و حتی چه بسا فرهنگ‌سازی یک معماری درخور نه تنها از جهت فناوری ساخت بلکه بسیار بیشتر در عرصه تولید یک معماری اندیشمندانه و ماندگار.

آدرس : تهران - سعادت آباد - ابتدای فرحزاد

تلفن سینما اریکه : ۲۲۰۹۴۸۳۹-۰۲۱


موضوعات مرتبط: ساختمان اریکه ایرانیان

تاريخ : یکشنبه 1386/11/14 | 12:33 | نویسنده : محمد رضا عباسپور |

Premier lecon

Qui est- ce?

این کیست ؟ ویژه انسانها به کار می رود

مردHomme :

زنfemme :

خانمmadame :

مرد جوانjeune homme :

زن جوانjeune fille :

کاربرد بانو جوانmademoiselle :

این هست Cest un :

 

 آیا هست ؟est ce que 

بلهqui :

دانش آموزEleve :

اینها هستند ce sont :

Un - une ---- des

آقاMonsieur :

منفی سازی :

C est

C nest pas  

 

Ce sont

Ce ne sont pas

 

 

Monsieur

Un medecin

Un eleve

Un home

Un jeune homme

Un chauffeur

Un artiste

 

Madame

Mademoiselle

Une eleve

Un femme

Une jeune fille

Une dactylo

Une artiste

 

 

Duxieme lecon

اینVoila :

کلاه شاپوchapeau :

:qu est ce que cests

این چیست ؟ برای غیر انسان

 

اعداد :

Un : 1

Deux : 2

Trios : 3

Quatre : 4

Cinq :5

Six : 6

Sept : 7

Huit : 8

Neuf : 9

Dix : 10

Onze : 11

Douze : 12

خزTreize : 13

کتوقزQuatorze : 14

گنزQuinze :15

سزSeize : 16

Dix sept : 17

Dix huit : 18

Dix neuf : 19

وVingt :20

vingt et un :21

vingt deux : 22

vingt trios : 23

vingt quatre : 24

vingt cinq : 25

vingt six : 26

vingt sept : 27

vingt huit : 28

vingt neuf : 29

توخانتtrente : 30


 

کتونتquarante : 40


 

cinquante : 50

سواسونتsoixante : 60

 

کدام مذکرquel:

کدام ، مونثquelle  :

 

 

حرف معرفه برای مذکر: Le – les  

Le chapeau de monsieur Renaud

 

حرف معرفه برای مونثLa – les :

La photo de madame Renaud

 

لغات :

مانتو: Un manteau

کلاه شاپو:Un chapeau

دفتر کار:Un bureau

پرندهUn oiseau:

 

une auto

une photo

 

چه تعدادcombien :

 

troisieme lecon :

 

هست، بودن ، Etre :

je suis

il est

elle est

ils sont

elles sont

vous etes

nous sommes

 

صحبت کردنParler :

 

je parle

il parle

elle parle

ils parlent

elles parlent

vous parlez

nous parlons

 

لغات :

نقاش:Un peintre

بازیگر مردun acteur :

بازیگر زنUn actrice :

شاعرun poete :

نویسندهun ecrivain :

همچنین aussi :

سلامbonjour :

et :

یک مقدارun peu :

خارجیetranger :

 

نام کشورها :

فرانسهFarncais :

ایرانیiranien :

آلمانallemand:

آمریکاamericain :

انگلیسanglais :

روسیrusse :

 پارسیpersan :

اسپانیولespagnol :

 

Quatrieme lecon :

لغات :

Un autobus

اتوبوس بین شهریUn autocar:

Un camion

Un cinema

باغUn jardin :

پیاده روun trottoir :

چهارراهun Carrefour :

بچهun enfant :

un garcon

 

کوچهune rue :

جاده une route :

میدانune place :

خیابانune avenue :

ماشین ، اتوموبیل une voiture :

مذکر جمعDes gens :

دسته جمعیensemble :

pres dici :

loin dici :

کجاou :

Entre :

همانMeme :

کوچکpetit :

رانندگی کردنrouler :

زندگی کردنHabiter :

راه رفتنMarcher :

بازی کردنjouer :

گذراندن passer :

عبور کردنtraverser :

صبر کردنattendre :

 

معلمun professeur :

کیفun sac :

دفترun cahier :

کتابun livre :

قلمun stylo :

مداد un crayon :

 

کیف ادرایune serviette :

ساعت مچیun montre :

کلید une cle :

کلاسune classe :

 

هم نهnon plus :

اما ، مگرmais :

هیچیrien :

peut – etre :

درen:

وEt :

 

 

من دارمj ai :

او داردil a :

او دارد elle a :

آنها دارندills ont :

آنها دارندElles ont :

شما دارید Vous avez :

ما داریم Nous avon :

 

cinquieme lecon :

 

منتظر بودنattends :

در Dans :

مردم gens :

راه رفتنmarchent :

بازی کردنjouent :

پیاده روsur :

همچنانtoujours :

ایناهاشvoici :

vous habitez pres d ici ?

شما کجا زندگی می کنیدou habitez – vous ?

پسAlors :

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


موضوعات مرتبط: لغات درس فرانسه 1 - واحد علوم و تحقیقات

تاريخ : شنبه 1386/11/13 | 15:24 | نویسنده : محمد رضا عباسپور |
قابل توجه دانشجویانی که ((درس روش تحقیق )) دارند :

 

تحقیق : رسیدن به حقیقت به صورت تدریجی

از بدیهیات در تحقیق ها استفاده نکنید

در تعاریف از عباراتی استفاده کنید که قابل فهم برای همه باشد

 

شروع تحقیق :

همواره با تعریف لغوی باشد برگرفته از یک فرهنگ یا لغتنامه

- تطبیق : مقایسه دو چیز با هم

چکیده : نوعی خلاصه پایان نامه است معمولا یک صفحه ای است .

مدل :  مفهوم کوچک شده و توضیح پذیر از یک رویداد

 

-        برای علت و انتخاب موضوع از کلمه (( اهمیت )) استفاده می شود .

-        در نوشتن هدف از کلمه ای مثل (( بررسی )) استفاده نمی کنیم . زیرا بررسی هدف نیست

-        چنانچه پایان نامه سوال داشت ، فرضیه نمی خواهد .

-        نکته : امروزه سعی می شود فرضیه ها در پایان نامه ها نیاورند

-        فرضیه اصلی و فرعی مکمل یکدیگرند .

-    در پایان نامه سعی نکنید تعدادی زیادی فرضیه مطرح کنید زیرا اثبات هر کدام خود یک پایان نامه است .

 

روش پژوهش :

موضوع

طرح / بیان مسئله

ابزار پژوهش

روش پژوهش

چهارچوب نظری تحقیق / پژوهش

مفاهیم تحقیق

 

روش تحقیق :

1 – اسنادی

2- میدانی

- اهداف کلی را در پایان نامه نیاورید

 

 

 

فصل دوم :

 

پیشینه و ادبیات تحقیق

1 – پیشینه : دیگران قبل از من چه کردند ؟

 

پایان نامه دو قسم است :

1 – داخلی : متن پایان نامه ها بررسی گردد

 2 – خارجی : متن پایان نامه ها بررسی گردد

باید خلاصه ای از پایان نامه آورده شود

 

-        باید ذکر کنید هر پایان نامه چقدر برای شما مفید بوده است . و کدام قسمتهایش

-    کتاب ، مجله ، کتاب الکترونیکی و سایت ها ، همه مربوط به پیشینه است ، آیا این منابع با موضوع من مرتبط هستند .

-    سایت یک منبع پذیرفته شده است ، در ذکر منبع ، سایت ، ساعت و زمان بازدید را بنویسید زیرا همواره متغیر است و اینکه با اینکار تغییرات بعدی سایت به عهده فرد نمی باشد .

-        اعتبار سایت بستگی به وابستگی سازمانی سایت دارد .

 

 

نکات ادبیات تحقیق :

1 – تئوریها :

تئوری مرتبط با مطالب شما کدام است ؟

بنابراین نیاز به یک چهارچوب تئوری و مدل مفهومی است .

- چهارچوب تئوری : باید ذکر شود از چه تئوریهایی استفاده کرده اید . (دیگران چه دارند ؟ )

 - مدل مفهومی : چهارچوبی است که شمت ابداع می کنید .

 

در چهارچوب تئوری نیاز به اثبات تئوری است . اما در مدل مفهومی نیاز به اثبات تئوری( خود )است .

سعی ننمایید حجم تئوری را بالا ببرید .

به تئوریها اشاره کنید نه اینکه کاملاً کپی نمایید .

 

روشهای گردآوری اطلاعات :

1 – استفاده از مصاحبه و پرسشنامه

2 – مطالعه کتابخانه ای و آمار موجود در مراکز و سازمانهای مربوطه ، آمار گزارشات و نشریات و مجله و کتب مختلف

3 – اینترنت

 

 

فصل سوم :

 

روش تحقیق : دسته بندی

دسته بندی پژوهشها :

1 – تحقیقات بنیادی

2 – تحقیقات کاربردی

3 – تحقیق و توسعه

 

-    تحقیق بنیادی : حقیقتی را می خواهیم کشف کنیم ، دانشی نو می خواهیم خلق کنیم تحقیقات بنیادی در مرزهای دانش است چیزی به بنیاد علم اضافه شود در مورد تحقیقات بنیادی ممکن است ممکن است در زمان خودش طرفدار نداشته باشد اما بعدها ارزش آن معلوم می شود .

 

-    تحقیقات کاربردی : پاسخ به مشکل یا مسئله ای است در حقیقت جواب یک معضل است مثال : چرا هر سال تورم افزایش می یابد ؟

 

-        تحقیق و توسعه : رفاه و تسهیل زندگی

 

انواع روشهای تحقیق :

1 – آزمایشی ( تجربی )

2 – غیر آزمایشی

 

راههای غیر آزمایشی :

1 – پیمایشی : مقطعی ، طولی ، تحلیل محتوا.

2 – همبستگی

3 – موردی

4 – علّی

 

فرضیه چیست ؟ حدس هوشمندانه رابطه بین دو یا چند متغیر یا تخیل هدایت شده و هوشمندانه

 

متغیر چیست ؟ چیزی است که دو یا چند ویژگی دارد یا می تواند چند ارزش داشته باشد .

 

انواع متغیر :

1 – گسسته : یک مقدار خاص دارد .

2 – پیوسته : همه مقادیر را می تواند بگیرد .

 

انواع روش تحقیق :

 

1 – تاریخی : توصیف ، عینی ، واقعی و منظم از حوادث و رویدادها ارائه می کند .

2 – موردی و زمینه ای :

موردی : میدانی است که در یک چهارچوب محدود بررسی می شود . سنجش تعداد زیادی مورد برای یک مسئله خاص

3 – توصیفی : منجر به نتیجه گیری و دستور می شود .

4 – تداومی و مقطعی :

تداومی : در طول زمان بررسی می شود برای مثال : 5 سال یا 10 سال در تداومی تکرار تحقیق داریم که در برهه زمانی تعیین شده تکرار می گردد .

 

مقطعی : برشی از زمان انتخاب می شود و بررسی می گردد .

5 – علّی : رابطه علت و معلول سنجیده می شود .رابطه بین پدید آمدن یک رویداد را بررسی می کند .

6 – تجربی

دارای دو قسمت است :

-        گروه شاهد : که تحت تاثیر متغیر نیست .

-         تحت تاثیر متغیر است .

 

 

فصل چهارم :

 

شکل یافته ها :

1 – به صورت جداول یک بعدی

2 – به صورت جداول دو بعدی

 

روشهای گردآوری اطلاعات :

استفاده از نرم افزار : spss ، سایر نرم افزارهای مرتبط

پرسشنامه

مصاحبه

روش اسنادی ( آرشیو ، کتابخانه ، اینترنتی )

 

 

فصل پنجم :

 

1 – خلاصه عملیاتی 4 فصل گذشته ، نتایج فصل 4 در اینجا به طور کلی و شکل یافته ارائه می گردد .

2 – نتایج کلی پایان نامه

 3 – موانع و مشکلات تحقیق

4 – پیشنهاد

- اجرایی

- علمی : برای پایان نامه های بعدی است . توصیه می شود که پژوهشگران آینده اینگونه عمل کنند

 

 

در پایان لازم است مطلبی را ذکر کنم ، در ایران استاندارد پایان نامه نویسی 5 فصل است . اما پایان نامه محدودیتی در تعداد فصل ندارد .

 

 

 

 

 


موضوعات مرتبط: نکات پایان نامه نویسی

تاريخ : پنجشنبه 1386/11/04 | 10:20 | نویسنده : محمد رضا عباسپور |

 

بختیاری ها

 

حضور بختیاریها

اگر سنگ نبشته یافت شده از عقیلی نزدیک شوشتر درست باشد که دکتر گیرشمن آنرا ترحمه کرده : از قول آنتاشکال چنین مینویسد"من آنتاشکال فرمانروای سرزمینهای آنزان آنشان وکوههای بختیاری هستم"آنتاشکال که یکی از پادشاهان ایلام بوده دوران فرمانروائیش مورد تائید باستان شناسان قرارگرفته از جمله در کتاب ایلام نوشته دکترعزت اله نگهبان باستان شناس ایرانی که در هفت تپه به کاوش پرداخته به روشنی سلسله پادشاهان ایلام را یادآوری کرده است اما سخن بر سر واژه بختیاری است اگر چنین باشد که به این روشنی نام بختیاری در سنگ نوشته ذکر شده باشد طبیعی است که دیگر ما بدنبال حلقه مفقوده

نخواهیم بود و یقین خواهیم داشت که نسل بختیاریها در سلسله پادشاهان ایلام میچرخدو آنان نیز مهاجرتشان از آنسوی دریای خزر روشن است ، و آریائی بودنشان نیز جامی افتدوطی تحقیقات بعمل آمده نشان میدهد که کهن ترین طایفه ای که در بختیاری میتوان روی آن پافشرد آسترکی و بابادی است وقدمت آسترکی بدوران آشتروک ناحونته میرسداگر آشتروک را یاء نسبت به آن داده باشند میشود آشتروکی واز آنجا که در گویش بختیاری همواره ش به س تبدیل میشود قطعی است که آستروکی بازمانده دوران ایلام میباشد که دربخش طایفه ها ووجه تسمیه آسترکی همین نظریه قید شده باشد.

     هنگامی که کورش بزرگ منطقه را ازمادها تحویل میگیرد در این منطقه ظاهر میشود و آئین زرتشت را مبنای پرستش ایزد قرار میدهد واین آئین تا قرن سوم هجری ادامه داشته که درآتشکده های آنزمان را درحال اشتعال دیده اند بخوبی روشن است ،واز این دوره به بعد دوره سوم دگرگونی گویش بختیای بر اساس اوستا دستخوش حوادث میشود، سخن بر سرگویش بخیترای بر بنیاد واژه های اوستائی بود. در تحقیقات به عمل آمده مشخص شده که سه گونه عنصر،گویش بختیاری را تشکیل میدهد اول ریشه اوستائی ،دوم پارسی باستان و سوم فارسی دری ،

1-  درریشه اوستائی که ما گویش بختیاری رو بر بنیاد واژه های اوستائی قرار داده ایم وتنها واژه هائی را برگزیدیم که درگویش بخیتاری عینا" مورد استفاده قراردارد.ولذا واژه هائی که ریشه بختیاری دارد که احیانا" با کمی تغییر جاری است ودربعضی از واژه ها هیچوگونه تغییری صورت نگرفته آورده ایم مثلا" چند مورد زیر را مثال میزنیم:

 

·         هوشک  : همان هوشک است که معنی خشک را میدهد   hoshk

·         هرد      :  همان خرداست که معنی خورد رامیدهد            hard  

·         خوت     :  همان خوت است که معنی خودت رامیدهد         khot

·         همث    :  همان همس است که معنی همه اش را میدهد  hamas

      با این ترتیب می بینیم که در قلمرو گویش جای پای هیچ اختلاط و امتزاجی دیده نمیشود وآنهم به سبب کوهستانی بودن منطقه وراه نیافتن مهاجمین بیگانه در آن است .

 

گویش بختیاری و تاثیر پذیری از شاهنامه فردوسی

 

      دیوارهای بلند کوهستانهای زاگرس همواره مانع از هجوم اقوام مهاجم بدرون این منطقه بوده و بویژه سرزمین زرخیز بختیاری توانسته با این موهبت ، نهادهای تباری را درمردم سلحشورش حفظ نماید.از جمله این نهادها ارگانهای زبان و لهجه و آداب ورسوم توانسته ویژگیهای نخستین خودرا حفظ نماید.ما امروزه شاهد رایج بودن بسیاری از واژه های پارسی باستان و عناصر اوستائی در گویش مردم هستیم ، شک نیست که گویش بختیاری در مثلی قرار گرفته که یک سمت زبان فارسی باستان و یک سمت دیگر فارسی دری معاصر وسمت دیگر واژه های باز مانده از اوستا میباشد که براساس رویدادهای تاریخی بیش از سه هزار سال با گویش اوستائی میزیسته و اگر مجموع سالهای عمر منطقه آنزان و انشان را که بیش از شش هزاراست ،بقیه سالها را با فارسی پهلوی و قسمتی هم با بیان ایلامی روزگار گذرانده که آن قسمت تاریخ برای ما روشن نیستم و سنگ نوشته های بدست آمده اغلب با سه زبان ایلامی ،فارسی باستان وفارسی قدیم و تشریفاتی است که خاص درباریان بوده است.تنها واژه هائی مثل چوقا  و معبد چغازنبیل که برگرفته از زبان ایلامی بوده است.

     و با قاطعیت بگوئیم آنستکه اقوام محصور در کوهستانها کمتر در برخورد با سایر گویشها بوده اند و اگر ما منطقه آنزان و آنشان را از ایذه تا بهبهان و مسجدسلیمان ، شوشترو دزفول بحساب بیاوریم ف در قسمتهای دشت تغییراتی درگویشها پدید آمده که در قسمت کوهستان این تغییرات روی نداده است مثلا قسمتی از حوزه بختیاری سابق که عقیلی ، گتوند در محدودهء شوشتر و دزفول ورامهرمز و هفتکل که ما به آنها بختیاریهای جنوبی اطلاق می کنیم در گویشها تغییری رویداده چرا که در تماس با سایر گویشها بوده اند و درهمه جا " س" به ش تبدیل شده و همینطور درنهادسایرواژه ها تغییراتی با همین کیفیت پذیرفته است مثلا "دوما نشس ور بی بی " یعنی داماد کنار خانم نشست این گویش منطقه صحرائی و دشت میباشددرحالیکه در کوهستان می گویند "دوانشس کل بی وی" در این جمله در سه رکن اصلی تغییراتی روی داده است که ما به جمله دوم کوهستانی میگوئیم "جمله مادر" یعنی بازمانده تباری ، یا این جمله صحرائی"زاوراوابیدم" یعنی زهره ترک شدم درحالیکه در جمله کوهستانی میگوید "اورائیم رهد"یعنی همان زهره ترک شدم یا ترسیدم که این قبیل واژه ها اوستائی است از جمله اریمن واریمک که بدوشکل خود در چهارلنگ و هفت لنگ جاری است که تطور یافته واژه اهریمن میباشد، تغییرات سطحی در گویش بختیاری روی داده که به تعداد کمی تازی ، ترکی مغولی که از هفتصدسال پیش وارد گویش گردیده که میتوان از واژه های قیقاج ،قاطر،ونظایر ان نام بردآنچه که مسلم است پیش از آنکه اتابکان لرستان پایشان به بختیاری باز شود گویش ها منحصر به ریشه های پارسی باستان که همان پهلوی باشد وفارسی دری و اوستائی بوده که با ورود اتابکان لرستان واژه های ترکی و بدنبال آن واژه های تازی بتعداد کمی وسیله آنان در منطقه ترویج یافته است.

     اما از آنجا که خوی وخصلت تباری بختیاریها جز سنت خود رکن دیگری را نمی پذیرفته اند پس از سالیانی که گذشت این واژه ها را درخود پذیرفت و بتدریج بدفع آنان پرداخت و امروزه بصورت کمرنگی واژه ها برحسب ضرورت بجا آوردن اعمال مذهبی در منطقه باقی مانده است، حتی لهجه بختیاری واژه های ترکی را نیز دفع نمود زیرا در خصلت گویش جایگزینی وجود دارد، میدانیم کتو (کتاب) یک واژه اوستائی است و هنوز پس از گذشت هزاران سال تغییری در آن داده نشده است ،واژه ابا که در چهارلنگ جریان دارد و بصورتهای با در طوایف دیگر جاری است معنی همراهی را میدهد مثلا مواباتونم یعنی من با توام و واژه های دیگری نظیر اوینک (آئینه)، بیبی آریس( بی بی عروس)،پسین(بعدازظهر)، خذمت ،زین، دوسکه، میش، هی، اوست ،مثلا نافرهنگ یعنی بی ادب وهزاران واژه دیگر .........

     در نخستین برخورد با واژه شناسی در بختیاری می بینم در اسامی برخی از طوایف و تیرها نامهای شاهنامه ای بنحو بارزی بچشم میخورد مانند تیره های کی شمس الدین، کی باندری، کی منصوری وکی مقصودی که واژه های کمی مربوط به تاثیرپذیری از کیان میباشد طایفه بزرگ کیشخالی که نامیل بیشترشان کیوان، کیوانی، کیانی،و کیانپور انتخاب گردیده از همین جریان تاثیر پذیری دارد، مثلا طایفه سعید یا سهید که بش از پنجاه هزار نفر جمعیت رادربر میگیرد اغلب تیره ها و نامهای فامیل باکی، کیان، و کیانپور شروع میشود . در استان چهارمحال و بختياري در مواقع برگزاري جشن‌ها و سرورها رقص‌هاي متنوعي اجرا مي‌گردد كه از معروفترين آنها رقص‌عروسي، رقص‌دستمال، رقص‌آرام، رقص‌تند و رقص مجسمه است

رقص‌عروسي

در مراسم عروسي زن ومرد بطور گروهي باهم مي‌رقصند و با اينكه قيد و بند حجاب كاملاً در اين منطقه وجود دارد ر(البته‌براي‌غريبه‌ها)، در مراسم شادماني شركت آنها در رقص‌هاي گروهي مجاز است و مي‌توانند دست در دست ديگر رقصندگان با آهنگ ساز و دهل برقصند

رقص دستمال

رقص محلي زنان در اين هنگام تماشايي است، زيرا زنان با لباسها ي رنگارنگ و زيور آلات مخصوص، در رقص دستمال شركت مي‌كنند. دو عدد دستمال در دو دست خود ميگيرند و با تكان دادن دست و پا و جلو و عقب رفتن، در محيط دايره فرضي مي‌رقصند، در حالي كه تماشاگران آنها را در بر گرفته‌اند هركه قدرت تحمل رقص بيشتري را داشته باشد مورد تشويق تماشاچيان قرار مي‌گيرد

رقص آرام

در اين نوع رقص، رقصندگان سه قدم به طور ضربي به جلو بر مي‌دارند و دو قدم به عقب بر مي‌گردند و اين رفتار طوري تنظيم شده است كه از دايره منظم رقص خارج نمي‌شوند، ريتم اين نوع رقص به نسبت رقص‌هاي ديگر بختياري آرام است

رقص تـند

در اين نوع رقص نيز حركات پاها مثل رقص آرام است با اين تفاوت كه رقص ريتم تندي دارد. اجرا كنندگان رقص دستمال‌ها را تندتند به دور سر مي‌چرخانند و روي شانه‌ها مي‌اندازند. گام‌ها نيز به صورت تند به طرف جلو برداشته مي‌شوند ولي رقصندگان به عقب بر نمي‌گردند

رقص مجسمه

اين رقص با آهنگ ساز اجرا مي‌شود. هر وقت كه نواي ساز قطع مي‌شود، رقص كننده نيز در همان حال به آن حالتي كه آخرين لحظه آهنگ بوده، در جاي خود مي‌ايستد و تا آهنگ بعدي نواخته نشده حق ندارد از خود حركتي ظاهر نمايد. مهارت رقصنده در حالتي مشخص مي‌شود كه بتواند به موقع توقف كند و به موقع حركت نمايد

 واژگان بختیاری کهن :

اپاریک : در زبان پهلوی معنی دفعه ف نوبت

پر per  و کاربرد آن به صورت یه پر ، یه پری دشمنونت به کمی یه پر نیاهی

دشمنونت به کمین یه پرنیاهی

اپاک: در پهلوی با،در بختیاری ابا

ارس: اشک در پهلوی ، خرس، هرس، وارس در بختیاری

ارویس: رسن وطناب در پهلوی ، وریس در بختیاری

"ورسی دارم شه پیشه  

                                     هرجاونی ارسه"ازچیشان(چشم)

اسپارتن:سپردن در پهلوی و پازند،اسپاردن ،اسباردن در بختیاری

اسپک: چوب دستی کوچک در پهلوی ،سک در بختیاری چوسک می گویند.

است :ast اوستایی ، پهلوی ، بختیاری یک گونه است به معنی استخوان و استودان

در پهلوی گورستان است.

اشمارتن : شمردن در پهلوی اشماردن در بختیاری و علم ریاضی در پهلوی ماریشین است.

اسکند:شکست و تباهی از مصدر شندshand اوستایی در بختیاری اشکند و شند در بختیاری ضربه به قصد شکستن که معنی زدن رو می دهد.

استت : جایگاه رفیع ، دامنه کوه اوستایی و پهلوی ، آستان و آستون در بختیاری

اشنوت:شنود پهلوی و اشنیددر بختیاری از مصدر اشنوتن پهلوی و اشنیدن بختیاری

اشنیدم تو گر هدت ویدم دین مالت

                                      ریم نه بید ت کنم چطوره حالت

اکا:aka اوستایی زشت خو ، پلید و کسی که دچار روح اهریمنی گردد و اکومن در اوستا دارنده منش و من اهریمین و آکمه در بختیاری نفرین اهریمنی

اوست:افتاد در پهلوی وست در بختیاری ودر پازند واژه اوفتیت که معنی افتد است هم اکنون در پیرامون شهرهای دزفول و شوشتر تلفظ پازند دارد.

الوس:alos :درخشان ف سپیده ، در پهلوی الوس alos در بختیاری سیم گون و سپیدموی و زلالا را گویند.

اه ah : هست در اوستایی که ریشه هی ،هد، هه بختیاری است با توجه به دگرگونی "ه والف"اد edhi در سنسکریت که در اوستا اس وآس A s هم آمده و در بختیاری هس وهسو همان "هست" فارسی و "نه هد"یا "نید" به معنی نیست در بختیاری و در زبانهای منشعب از سنسکریت (اردو وهندی) نیت و همچنین نات N at در زبان انگلیسی.

این یا:وگرنه در پهلوی اندی در بختیاری

ایودمان: یک زمان در پهلوی یه دمون در بختیاری

"مرگ میر مهلت بده تا یه دمونی" شعر گاگریو

ایاری: همیاری در پهلوی ، اوستایی هیاری با توجه به تبدیل (الف)به (ه)

براه،بریه: درخشنده در پهلوی بر،بربر،برزیدن،برچ واسم مصدر برغشت در بخیتاری

بهکا: عروس در پهلوی و نام دختران ، پازندبهک یا بهترین و بهیک یا بهی عروس در بختیاری و"هوو" که همان معنی عروس را می دهد نام دختر اردشیر دوم بوده و یونانی آن "اخا" که ریشه فارسی کهن داد 


موضوعات مرتبط: تاریخ بختیاری

تاريخ : دوشنبه 1386/11/01 | 9:43 | نویسنده : محمد رضا عباسپور |

هسته علمی جهانگردی (( پاس پارین )) به عنوان گروه علمی نمونه کشور در جشنواره دانشجویی دانشگاه آراد انتخاب شد . این انتخاب مدال افتخار دیگری است بر سینه اعضای گروه جهانگردی (( پاس پارین ))

سه سال تلاش بی وقفه دانشجویان واحد علوم و تحقیقات در جهت گسترش فرهنگ صحیح گردشگری و بررسی راههای مختلف تبلیغی برای رشته مدیریت جهانگردی ، اینک به جایی رسیده که هر آشنای این صنعت نام گروه متخصصین گردشگری(( پاس پارین)) را شنیده است .

بیش از ۱۰۰ تن با ما همکاری داشته اند . از تمام کسانی که در سه سال گذشته ما را یاری کردند و همچنان از (( پاس پارین )) حمایت می کنند  . سپاسگزاریم

به زودی سایت جدید (( پاس پارین ))  با طراحی نوین افتتاح خواهد شد .

 

PASPARIN

 

(پاس پارین به معنای نگهبان باستان است )

پاس پارین را به خاطر بسپارید

 

اعضای ثابت گروه پاس پارین :

 

۱ . امید رحمانی ( مدیر گروه )

۲ . محمد رضا عباسپور ( مدیر روابط عمومی )

۳ . شبنم دهقانیان( مدیر ارزیابی و نظارت )

۴ . فریبا نباتی ( عضو واحد روابط عمومی و مسئول هماهنگی گروه )

۵ . مجتبی فخری ( مدیر بازرسی و نظارت )

۶ . حمیده ادیب خواه ( عضو روابط عمومی و طراح تبلیغات )

۷ . سرکار خانم  الیکایی ( عضو ستاد اجرایی )

۸ . سرکار خانم ستاری ( عضو ستاد اجرایی )

۹ . نعیمه جاویدی ( مسئول نشریه پاس پارین )

۱۰ . مهدی باباشمس  ( طراح تبلیغات روابط عمومی )

 

ما بنیانگذاران جریان جدید تخصص و برنامه ریزی در مدیریت جهانگردی هستیم

 



تاريخ : سه شنبه 1386/10/25 | 17:20 | نویسنده : محمد رضا عباسپور |

 

 

ماجراي فرودگاه امام خميني (ره) و توهم 20 ميليون گردشگر

با يك برف سنگين همه چيز به هم ريخت. لغو پروازها دور از انتظار نبود، اما با وجود پيش‌بيني هواشناسي عدم كاركرد صحيح مسئولان نابخشودني است. چه كسي پاسخگوست! فرودگاه امام خميني با لغو بيش از 100 پرواز مواجه شد و مسافرانش هرگز پاسخ روشني دريافت نكردند.

خبرگزاري ميراث فرهنگي_ گردشگري_ در فاصله حدودا 30 کيلومتري جنوب تهران در يک انشعاب از اتوبان تهران- قم؛ تابلوي کوچکي جلب توجه مي‌کند که شما را به سمت مهم‌ترين فرودگاه بين المللي ايران هدايت مي‌کند.
زماني دولتمردان ايران با علم به پتانسيل‌هاي گردشگري و موقعيت جغرافيايي خاص اين مرز و بوم و امکان به وجود آوردن مرکز ترانزيتي پروازهاي شرق و غرب و همچنين با توجه به قرار گرفتن فرودگاه مهرآباد در محدوده شهر تهران؛ طرح ساخت فرودگاهي درخور نيازهاي توسعه کشور را در نقطه‌اي در منطقه جنوبي تهران در دستور کار خود قرار دادند.
سال‌ها گذشت و اين فرودگاه که قرار بود تبديل به يک افتخار براي کشور ما بشود؛ پس از طي فراز و نشيب‌هاي بسيار؛ سرانجام به بهره برداري رسيد و به نام بنيانگذار يکي از باشکوه ترين انقلاب‌هاي قرن بيستم؛ امام خميني (ره) نامگذاري شد.
در واقع قرار بود اين فرودگاه نقشي بسزا در معرفي تمدن و توانايي‌هاي ايران امروز به هر فردي که قصد ورود يا خروج از ايران را از مجراي پايتخت دارد، عهده دار باشد.
 اما... تنها بارش يک برف سنگين زمستاني باعث خلق صحنه‌هايي در اين مکان شد که آرزوهايمان را بر باد رفته حس كنيم.
موضوع از اين قرار است که با ورود يک جبهه هواي سنگين که خوشبختانه با پيش بيني و هشدار به موقع سازمان هواشناسي کشور همراه بود؛ تمامي سازمان‌هاي مسئول در کشور؛ خود را آماده استقبال از اين برکت الهي کردند.
مطابق پيش بيني؛ تعداد زيادي از پروازهاي فرودگاه‌هاي کشور هم لغو شدند، اما ظاهرا مديريت فرودگاه‌ها و در راس آنها فرودگاه امام (ره) به عنوان مهم‌ترين فرودگاه ايران؛ در زماني که مديران ديگر دستگاه‌ها با تمام توان مشغول برنامه‌ريزي براي گذر از اين شرايط اضطراري بودند؛ در خواب غفلت به سر مي بردند. نتيجه اين غفلت؛ سرگرداني هزاران مسافري بود که هماهنگ با برنامه‌هاي پرواز خود راهي فرودگاه بين المللي امام خميني (ره) شده بودند.
در طي سه روز افزون بر يکصد پرواز ابطال شد و مسافرين اين پروازها؛ بدون دريافت هيچ پاسخ مشخصي در محوطه فرودگاه به امان خدا رها شدند.
شما در طي اين چند روز اگر گذارتان به اين فرودگاه مي‌افتاد تنها با سه دسته از نيروهاي مستقر در فرودگاه مواجه مي‌شديد. دسته اول مامورين انتظامي بودند که بسيار فراتر از وظيفه خود و با صبري تحسين برانگيز به ارائه خدمات به مردم سرگردان مشغول بودند. دسته دوم نيروهاي اطلاعات پرواز بودند که بي اطلاع از همه جا تنها تلاش مي كردند با يک لبخند گرم از فشار موجود بر مراجعه کنندگان به اين فرودگاه بين المللي بکاهند و دسته سوم کارمندان رستوران‌ها و کافي‌شاپ‌هاي فرودگاه بودند که به شکلي خستگي ناپذير درگير سير کردن مسافران گرسنه‌ي در راه مانده، بودند. قيمت يک ليوان چاي 600 تومان ناقابل بود. تازه اگر در روز سوم چاي وجود داشت و گرنه بايد به صرف کاپوچينو و ... به حساب جيب خودتان ميهمان مي‌شديد.
در آن شرايط با كسي برخورد کردم که سه شبانه روز بود که در اين فرودگاه گير افتاده بود و افزون بر يکصد هزار تومان براي سير کردن شکم خود و مسافرش هزينه کرده بود.
راستي مگر نه اين است که تامين امکانات اوليه موردنياز براي حيات و پرداخت هزينه افراد در راه مانده بر عهده بيت المال است؛ پس چگونه است که تقريبا تمامي کساني که در اين مدت طولاني در فرودگاه بين المللي امام خميني (ره) گرفتار بدي شرايط جوي و بي‌برنامگي مسئولان فرودگاه شده بودند؛ به ناچار شب‌ها را بر روي تکه‌اي کارتن به صبح رسانده و براي تامين مواد غذايي ميهمان جيب خود بودند!
در آن‌جا با صدها نفر برخورد کردم که از يک شبانه روز تا سه سه شبانه روز را در فرودگاه به اين وضع اسف‌بار سپري کرده بودند.
با خانمي مواجه شدم که از ته دل گريه مي کرد و مي گفت:" پس از 30 سال که عازم وطن شدم در اين جهنم گرفتار آمدم. سه روز است در فرودگاه گير افتاده‌ام و هيچ کس نيست که به من بگويد چه وقت عازم مي‌شوم. اگر  فردا عصر سر کارم نباشم کارفرمايم اخراجم مي‌کند. حداقل به من زماني را بگوييد تا بتوانم مرخصي‌ام را تمديد کنم" و البته واقعا کسي جوابگوي او نبود.
در 10 ساعتي که  در فرودگاه بودم؛ هيچ کس را به جز آن سه دسته نديدم که به مردم خدمات رساني کنند؛ نه کارمندان خطوط هوايي؛ نه مدير و کارمندان ترمينال و نه مديريت محترم فرودگاه امام خميني (ره).
هرگز حال آن پيرزن آذري زبان را فراموش نمي‌کنم که تنها و درمانده بيرون در اطاق کمکهاي اوليه بر روي يک برانکارد و پس از انجام يک عمل جراحي ترميم شکستگي لگن، به حال خود رها شده بود. همراه او درگير انجام کارهاي اداري لازم بود.اما نه پزشکي و نه پرستاري در اين فرودگاه که مي‌توانست در اولين برخورد مايه کسب آبرو باشد؛ وجود نداشت که به داد اين پيرزن برسد.
در آن‌جا با مسافراني مواجه شدم که بعضا پس از گذراندن 12 ساعت ملال آور در داخل هواپيما؛ آن‌هم بدون هيچ امکانات اوليه‌اي مانند پتو و ... به سالن فرودگاه بازگردانده شده بودند و تازه اين آغاز يک انتظار طولاني بود.
در همان مدت چند هواپيما از زمين بلند شدند؛ يکي ساعت 4 صبح؛ ديگري 9 صبح و ... هرچه کردم با توجه به شرايط موجود نتوانستم رابطه مشخصي بين پرواز هواپيماها و شرايط جوي و محيطي موجود پيدا کنم.
در همين احوال بود که با يکي از دوستانم در يکي از واحدهاي ويژه جمعيت هلال احمر تماس گرفتم و از او جوياي دليل عدم حضور نيروهاي امدادي در فرودگاه شدم. پاسخ مشخص بود:"ما آماده ايم اما يک نفر از مقامات مسئول فرودگاه بايد به ما اعلام بحران کند تا ما در محل حاضر شويم" و هرچه گشتم بر خلاف سال‌هاي قبل؛ هيچ مقام مسئولي را در آنجا پيدا نکردم.
وقوع شرايط نامتعارف جوي در هر مکاني مي‌تواند موجب ايجاد موقعيت اضطراري بشود. در اين مورد بر کسي ايرادي وارد نيست؛ اما آنچه در اين بين غيرقابل قبول است عدم حضور مسئولان در صحنه بحران؛ سوء مديريت ايشان و عدم استفاده از امکانات موجود است؛ چيزي که در حد نهايت شاهد وقوع آن در فرودگاه بين المللي امام خميني (ره) بوديم.
راستي واقعا چه اتفاقي مي‌افتاد اگر مديريت محترم فرودگاه امام خميني (ره) با اعلام بحران موجود به ستاد بحران و از طريق يکي از سازمان‌هاي امدادي مانند جمعيت هلال احمر تعدادي پتو و چاي و احيانا غذايي ساده را براي اين مردم در راه مانده فراهم مي کرد؟
راستي چه اتفاقي مي‌افتاد اگر ايشان با فراخواندن نيروهاي تحت اختيار خود؛ به جاي پنهان شدن پشت درهاي محکم اطاق‌هاي گرم و نرم خود؛ به ارائه خدمات به مردم درمانده مي پرداخت؟
هرگز از ياد نمي‌برم رفتار شهيد باکري را که در زمان تصدي مسئوليت شهرداري اروميه؛ زماني که هنگام وقوع يک سيل؛ بيل به دست گرفت و در کنار نيروهاي تحت اختيار خود به خدمت رساني به خلق خدا مشغول شد.
با مواجه شدن با اين صحنه‌هاي خجالت بار که تنها معلول سوء مديريت حاکم بر فرودگاه امام خميني (ره) هستند؛ حتما حال من را به عنوان يک ايراني مسلمان و به عنوان يک کارشناس گردشگري که در آرزوي تحقق آرزوي بزرگ 20 ميليون گردشگر ورودي براي سال 1404 هجري خورشيدي قرار دارم؛ درک مي‌کنيد.
راستي واقعا در زماني که ما تنها از عهده جمع و جور کردن يک فرودگاه بين المللي آن‌هم با آمار پرواز حداکثر 60 پرواز خروجي در شبانه روز؛ در شرايط برفي برنمي آييم؛ صحبت کردن از توسعه گردشگري و تجارت و تبديل شدن ايران به قطب بزرگ اقتصادي منطقه خاورميانه غيرقابل باور  به نظر نمي‌آيد.
آنچه در اين گزارش ذکر شد؛ تنها گوشه اي بود از ذکر مصيبت کساني که با پرداخت هزينه‌هاي گزاف؛ لايق دريافت خدماتي شايسته از فرودگاه بين المللي امام خميني (ره) در کشور جمهوري اسلامي ايران بودند.
طبعا واکنش مسئولين محترم در صورت انتشار اين گزارش مشخص است؛ توجيه و کوچک‌نمايي مشکلات موجود در اثر سوء مديريت خود.
در اين مورد لازم مي دانم تصاوير ضبط شده توسط دوربين هاي مدار بسته فرودگاه امام خميني (ره) از کارتن خوابي چند شبانه روزي مسافران اين فرودگاه؛ غيبت و يا حضور ناکافي مديران و پرسنل مسئول در فرودگاه و خطوط هوايي و شهادت هزاران نفري را که در اين ناکجا آباد به امان خدا رها شده بودند به عنوان شاهد گزارش خود بگيرم.    

 

منبع : خبرگزاری میراث فرهنگی


موضوعات مرتبط: توهم 20 ميليون گردشگر

تاريخ : یکشنبه 1386/10/23 | 8:4 | نویسنده : محمد رضا عباسپور |

 

«ماه دلداده مهر است و این هر دو سر بر کار خود دارند که زمان کار ماه شب است و مهر روزها بر می آید. ماه بر آن است که سحرگاه، راه بر مهر ببندد و با او در آمیزد، اما همیشه در خواب می ماند و روز فرا می رسد که ماه را در آن راهی نیست.

 

«ماه دلداده مهر است و این هر دو سر بر کار خود دارند که زمان کار ماه شب است و مهر روزها بر می آید. ماه بر آن است که سحرگاه، راه بر مهر ببندد و با او در آمیزد، اما همیشه در خواب می ماند و روز فرا می رسد که ماه را در آن راهی نیست. سرانجام ماه تدبیری می اندیشد و ستاره ای را اجیر می کند، ستاره ای که اگر به آسمان نگاه کنی همیشه کنار ماه قرار دارد و عاقبت نیمه شبی ستاره، ماه را بیدار می کند و خبر نزدیک شدن خورشید را به او می دهد. ماه به استقبال مهر می رود و راز دل می گوید و دلبری می کند و مهر را از رفتن باز می دارد. در چنین زمانی است که خورشید و ماه کار خود را فراموش می کنند و عاشقی پیشه می کنند و مهر دیر بر می آید و این شب، «یلدا» نام می گیرد. از آن زمان هر سال مهر و ماه تنها یک شب به دیدار یکدیگر می رسند و هر سال را فقط یک شب بلند و سیاه وطولانی است که همانا شب یلداست. »
یلدا در افسانه ها و اسطوره های ایرانی حدیث میلاد عشق است که هر سال در «خرم روز» مکرر می شود.
در زمان ابوریحان بیرونی به دی ماه، «خور ماه» (خورشید ماه) نیز می گفتند که نخستین روز آن خرم روز نام داشت و ماهی بود که آیین های بسیاری در آن برگزار می شد. از آن جا که خرم روز، نخستین روز دی ماه، بلندترین شب سال را پشت سر دارد پیوند آن با خورشید معنایی ژرف می یابد. از پس بلندترین شب سال که یلدا نامیده می شود خورشید از نو زاده می شود و طبیعت دوباره آهنگ زندگی ساز می کند و خرمی جهان را فرا می گیرد.

پیوند یلدا با میترائیسم

از آنچه که از منابع و متون کهن برمی آید، یلدا زاد روز ایزد مهر یا میترا است. ایزدی که در کیش میترائیسم پرستش می شد و این دین، یکی از تاثیر گذارترین مذاهبی بود که نخست در شرق و بعدها در غرب و در دین مسیحیت رد پای بسیاری از خود به جای گذاشت.
ریشه کلمه یلدا متعلق به زبان سریانی است و به معنای تولد یا میلاد است. در برخی منابع آمده است که پس از مسیحی شدن رومیان، سیصد سال پس از تولد عیسی مسیح، کلیسا جشن تولد مهر را به عنوان زاد روز عیسی پذیرفت، زیرا زمان دقیق تولد وی معلوم نبود. در واقع یلدا یک جشن آریایی است و پیروان میترائیسم آن را از هزاران سال پیش در ایران برگزار می کرده اند. وقتی میترائیسم از تمدن ایران باستان به سایر جهان منتقل شد در روم و بسیاری از کشورهای اروپایی روز 21 دسامبر به عنوان تولد میترا جشن گرفته می شد ولی پس از قرن چهارم میلادی در پی اشتباه محاسباتی، این روز به 25 دسامبر انتقال یافت و از سوی مسیحیان به عنوان روز کریسمس جشن گرفته شد. از این روست که تا امروز بابا نوئل با لباس و کلاه موبدان ظاهر می شود و درخت سرو و ستاره بالای آن هم یادگاری از کیش مهر است.

تنوع برگزاری یلدا

یکی از آیین های شب یلدا در ایران، تفال با دیوان حافظ است. مردم دیوان اشعار لسان الغیب را با نیت بهروزی و شادکامی می گشایند و فال دل خویش را از او طلب می کنند. در برخی دیگر از نقاط ایران نیز شاهنامه خوانی رواج دارد. نقل خاطرات و قصه گویی پدر بزرگ ها و مادر بزرگ ها نیز یکی از مواردی است که یلدا را برای خانواده ایرانی دلپذیرتر می کند. اما همه این ها ترفندهایی است تا خانواده ها گرد یکدیگر جمع شوند و بلندترین شب سال را با شادی و صفا سحر کنند.
در سراسر ایران زمین، جایی را نمی یابید که خوردن هندوانه در شب یلدا جزو آداب و رسوم آن نباشد. در نقاط مختلف ایران، انواع تنقلات و خوراکی ها به تبع محیط و سبک زندگی مردم منطقه مصرف می شود اما هندوانه میوه ای است که هیچ گاه از قلم نمی افتد، زیرا عده زیادی اعتقاد دارند که اگر مقداری هندوانه در شب چله بخورند در سراسر چله بزرگ و کوچک یعنی زمستانی که در پیش دارند سرما و بیماری بر آنها غلبه نخواهد کرد.
مردم شیراز در شب یلدا به شب زنده داری می پردازند و بعضی نیز بسیاری از دوستان و بستگان خود را دعوت می کنند. آنها در این شب سفره ای می گسترانند که بی شباهت به سفره هفت سین نوروز نیست و در آن آینه و قاب عکس حضرت علی (ع) را جای می دهند. انواع و افسام آجیل و تنقلاتی چون نخودچی، کشمش، حلوا شکری، رنگینک و خرما و میوه هایی چون انار و به و بخصوص هندوانه خوراکی های این شب را تشکیل می دهند.
در آذربایجان مردم هندوانه چله (چیله قارپوزی) می خورند و باور دارند که با خوردن هندوانه لرز و سوز و سرما به تن آنها تاثیری ندارد.
در اردبیل رسم است که مردم، چله بزرگ را قسم می دهند که زیاد سخت نگیرد و معمولا گندم برشته (قورقا) و هندوانه و سبزه و مغز گردو و نخودچی و کشمش می خورند.
در گیلان هندوانه را حتما فراهم می کنند و معتقدند که هر کس در شب چله هندوانه بخورد در تابستان احساس تشنگی نمی کند و در زمستان سرما را حس نخواهد کرد. «آوکونوس» یکی دیگر از میوه هایی است که در این منطقه در شب یلدا رواج دارد و به روش خاصی تهیه می شود. در فصل پاییز، ازگیل خام را در خمره می ریزند، خمره را پر از آب می کنند و کمی نمک هم به آن می افزایند و در خم را می بندند و در گوشه ای خارج از هوای گرم اطاق می گذارند. ازگیل سفت و خام، پس از مدتی پخته و آبدار و خوشمزه می شود. آوکونوس ازگیل در اغلب خانه های گیلان تا بهار آینده یافت می شود و هر وقت هوس کنند ازگیل تر و تازه و پخته و رسیده و خوشمزه را از خم بیرون می آورند و آن را با گلپر و نمک در سینه کش آفتاب می خورند. 

 مردم کرمان تا سحر انتظار می کشند تا از قارون افسانه ای استقبال کنند. قارون در لباس هیزم شکن برای خانواده های فقیر تکه های چوب می آورد. این چوب ها به طلا تبدیل می شوند و برای آن خانواده، ثروت و برکت به همراه می آورند.
نزد ایرانیان، زمستان به دو چله کوچک و بزرگ تقسیم می شود. چله بزرگ از اول دیماه تا 10 بهمن ماه را در بر می گیرد و از 10 بهمن به بعد را چله کوچک می گویند. یلدا، شب نخست چله بزرگ است
 زرتشتیان در این شب جشن می گیرند و فدیه می دهند:« فدیه، سفره ای است که در هر خانه گسترده می شود و در آن خوراکی های مرسوم شب یلدا چیده می شود. زرتشتیان در این شب دعایی به نام «نی ید» را می خوانند که دعای شکرانه نعمت است. خوراکی هایی که در این جشن مورد استفاده قرار می گیرند، گوشت و 7 میوه خشک شده خام (لورک) را شامل می شوند.»
آشوریان ایران نیز در جشن یلدا با سایر اقوام ایرانی شریک هستند. ما معتقدیم یلدا، سنت دیرینه آشوری است. یلدا یعنی تولد و آشوری ها معتقدند به دلیل نزدیکی عید میلاد مسیح و شب یلدا، آشوری ها بعد از مسیحیت، یلدا را به عنوان شب تولد مسیح جشن می گرفتند ولی بعدها به علت تغییراتی که در گاهشماری ها پیش آمد و سال های کبیسه را هم محسوب کردند، این تاریخ تغییر کرد و شب یلدا سه روز عقب تر آمد و ما این سال ها در 4 دی ماه میلاد مسیح را جشن می گیریم.


 آشوریان نیز در شب یلدا آجیل مشکل گشا می خرند و تا پاسی از شب را به شب نشینی و بگو بخند می گذرانند و در خانواده های تحصیل کرده آشوری تفال با دیوان حافظ نیز رواج دارد.

يلدا در روسیه

یلدا که جشنی ایرانی است در کشور روسیه همسایه شمالی ما نیز رواج دارد. این جشن در روسیه نیز از دیر باز، از روزگاری که هنوز مسیحیت به آن جا راه نیافته بود، به مدت 12 روز پر سرور و پر آئین با آداب ویژه ای برگزار می شده است و گویا هنوز هم در میان دهقاناان و روستائیان معمول است. در روسیه جشن یلدا، عید سالانه دهقانان و روستائیان بود. پختن نان شیرینی محلی به صورت موجودات زنده، بازی های محلی گوناگون، کشت و بذر پاشی به صورت تمثیلی و باز سازی مراسم کشت، پوشانیدن سطح کلبه با چربی، گذاشتن پوستین روی هره پنجره ها، آویختن پشم از سقف، پاشیدن گندم به محوطه حیاط، ترانه خوانی و رقص و آواز و مهم تر از همه قربانی کردن جانوران از آیین های ویژه این جشن بوده و هست....یکی دیگر از آیین های شب های جشن، فالگیری بود و پیشگویی رویدادهای احتمالی سال آینده. همین آیین ها در روستاهای ایران نیز کم و بیش به چشم می خورند که نشان از همانندی جشن یلدا در ایران و روسیه دارند


موضوعات مرتبط: شب تولد خورشید

تاريخ : سه شنبه 1386/09/27 | 14:38 | نویسنده : محمد رضا عباسپور |

به تازگى رئيس جمهور فرانسه وزارتخانه جديدى به نام وزارت «مهاجرت، جذب اجتماعى، هويت ملى و توسعه مشترك» تشكيل داده است. در حالى ساركوزى اقدام به تأسيس وزارتخانه اى براى حفظ هويت ملى فرانسه كرده كه پيش از اين در ميان بخش هاى تابعه وزارت دفاع اين كشور بخشى به نام هويت ملى وجود داشته است. انگيزه ساركوزى از تشكيل اين وزارتخانه هر چه كه باشد نشان مى دهد با روند جهانى شدن، هويت ملى به چالشى جدى براى همه ملت هايى كه حوزه فرهنگى و تمدنى بزرگى براى خود دارند ، تبديل شده است. كشور ما هم به عنوان كشورى با تاريخ تمدن طولانى و حوزه نفوذ فرهنگى وسيع با دغدغه حفظ هويت خود روبه روست.

چه بسا نگرانى هاى ايران به مراتب بيشتر است. چون كشور ما در محاصره كشورهاى كوچك و تازه مستقل شده از استعمارگران قرار دارد كه هر يك زمانى در مالكيت ايران بوده اند و يا بشدت از فرهنگ و تمدن ايران تأثير پذيرفته اند. حالا اين كشورها مى خواهند هويتى براى خودشان دست و پا كنند و به ثبات و استقرار برسند در نتيجه داعيه مالكيت به گوشه اى از فرهنگ يا مشاهير ايران را دارند. موضوعى كه ايرانيان بشدت به آن حساسند. چرا كه به هزاران سال تاريخ فرهنگ و تمدن خود كه در سايه همزيستى اقوام مختلف به وجود آمده بشدت مى بالند. بنابراين وقتى كشورى نظير فرانسه حتى بدون چنين دغدغه هايى اقدام به تشكيل وزارتخانه هويت ملى كرده است، ما نبايد هر چه زودتر به فكر تأسيس مركزى مستقل به نام و مختص هويت ملى باشيم كه در آن هويت ملى تعريف شود و در موقع لزوم راهكارهايى براى دفاع از آن انديشيده شود
ساركوزى درباره دلايل تشكيل وزارت خاصى جهت حفظ هويت ملى فرانسه گفته است: «فرانسه كشورى با تاريخى طولانى است. كشورى است كه در طول تاريخ، شخصيتى براى خود به وجود آورده كه بايد مورد احترام قرار گيرد و نمى توان آن را زدود و ناديده گرفت. اين هويت ملى از هويت فردى افراد تشكيل شده است و هر كس به اين هويت ملى بخشى را افزوده است...»
اين درحالى است كه مى دانيم سابقه تاريخى و فرهنگى فرانسه به چند قرن اخير مى رسد و با اين همه از كسانى كه مى خواهند تبعه فرانسه شوند امتحان تاريخ فرانسه را مى گيرند. ولى در كشور ما كه در كنار چند كشور معدود ديگر بنيانگذاران تمدن بشريت شمرده مى شود، حتى افراد تحصيلكرده هم نمى توانند سلسله هاى ايران را نام ببرند!
* ملت ها براى توسعه دنبال هويت مى گردند
ما تاكنون احساس مى كرديم هويت ملى و فرهنگمان تنها از ناحيه فرهنگ غرب تهديد مى شود ولى اينك مشخص شده خطر به مراتب بيشتر و گسترده تر است و اين بار از جانب كشورهايى كه زمانى در حوزه فرهنگ و تمدن ايران قرار داشته اند، است. بعضى از اين كشورها خود را ابداع كننده عيد نوروز مى دانند، گروهى مى خواهند نام خليج هميشه فارس را تغيير دهند. يكى مى گويد مولوى رومى است و ديگرى ادعا مى كند بوعلى سينا عراقى است! اين كشورها از شرايط خاص ايران در زمان حاضر و فشارهاى خارجى به ايران بيشترين استفاده را مى برند و با تبليغات گسترده و تحريف تاريخ مى كوشند هويتى براى خودشان دست و پا كنند.
 «از جهتى اين قبيل رفتارها نشان مى دهد كه حوزه فرهنگ و تمدن ايران چه اندازه گسترده است و تا چه اندازه روى اين كشورها نفوذ داشته و داريم. تا حدى كه كشورى نظير تركيه هم خود را ناچار مى بيند براى استحكام هويت ملى اش از مولوى استفاده كند. ولى از جهت ديگر نشان مى دهد ما خودمان براى حفظ هويت ملى مان و تبليغ و شناساندن آن به جهان اهمال كرده ايم. واقعيت اين است كه جهان امروز به شكلى درآمده كه ملت ها درباره قوميت و گذشته شان پرسش هايى دارند. مى خواهند ببينند چه فرهنگ و تمدنى داشته اند و چه نقشى در تمدن بشرى ايفا كرده اند. طبيعى است كه كشورهايى كه تأثيرى انكارناپذير و دائمى به تمدن بشر داشته اند اندك اند و يكى از آنها ايران است. بنابراين كشورهايى كه در حوزه نفوذ ايران قرار داشته اند ناچارند از فرهنگ ايران براى پاسخ دادن به پرسش هاى ملت هايشان استفاده كنند و به اين وسيله موجوديت شان را اثبات كنند. از آن براى پيشرفت و توسعه آينده استفاده كنند و بقايشان را در اين جهان تضمين كنند.» آنچه كه دست و پا كردن هويت ملى را تبديل به مسابقه كرده جهانى شدن است.
«در كتاب گزارش جهانى فرهنگ كه در سال ۱۹۹۸ توسط يونسكو منتشر شد، آمده كه نه تنها مى توان آن گونه كه غرب باور داشت با چيزهاى نوين نوآورى كرد، بلكه مى توان با چيزهاى كهنه هم نوآورى كرد و با بسيج منابع فرهنگى و اجتماعى هركشور آن كشور را براى ورود به نظام اقتصادى جهانى توانمند كرد. از طرفى بسيارى از كشورها در شرايط حركت شتابان دنيا به سوى جهانى شدن مى كوشند اثبات كنند راه هاى توسعه جوامع مختلف با يكديگر متفاوت است. تجربه هم نشان داده فرهنگ بر موفقيت و يا شكست توسعه در يك كشور مؤثر است و ارزش هاى فرهنگى ملى و محلى در مديريت اقتصادى ايفاى نقش مى كند. همين ها نشان مى دهد كه اين تصور كه در جهانى شدن جهان روبه يكى شدن مى رود اشتباه است. بلكه جهانى شدن باعث شده كشورها بيش از گذشته بر ويژگى هاى منحصر به فرد خود تأكيد كنند و به تعريف هويت خويش و ايجاد تحرك در ملت هايشان از طريق فرهنگ و هويت ملى بپردازند. به خاطر همين است كه مى بينيم ژاپن و كشورهاى آسياى شرقى هم نظام هاى اقتصادى شان را نوسازى مى كنند و هم سنت ها و فرهنگ خاص خودشان را حفظ مى كنند و اصولاً معتقدند كسب هويت از طريق پيروى از ارزش هاى فرهنگى و همگامى با جهانى شدن در يك راستا هستند.»
*گام اول براى حفظ هويت ملى تعريف آن است
در برخى دايرة المعارف هاى بزرگ آمده: «ايران از زمان پيش از تاريخ محل سكونت انسان ها بوده و كشفيات اخير مى تواند نورى بيفشاند و مشخص كند كه فرهنگ باستانى ايران شبيه چه بوده. يعنى قرن ها پيش از آن كه اولين تمدن ها در حوالى بين النهرين سر برآورند.»يا «كوروش كبير استوانه كوروش را به وجود آورد كه به نظر مى رسد اولين بيانيه حقوق بشر جهان باشد. عقايد مهم و اساسى كوروش بعداً بر حقوق بشر تأثيرات بزرگى به جا گذاشت. قواعد حكومت دارى كوروش با گزينش «عشق» به جاى «ترس» بنيان قانون اساسى ايالات متحده آمريكا را تحت تأثير قرار داد. در طول دوره ساسانيان فرهنگ ايرانى به طور گسترده اى، مناطقى بسيار فراتر از مرزهاى امپراتورى را تحت تأثير قرار داد. به طورى كه دامنه اين تأثير به اروپاى غربى، آفريقا، چين و هند مى رسد و نقش برجسته اى را در شكل دادن به هنر قرون وسطايى هم در اروپا و هم در آسيا ايفا مى كند. اين تأثير بعداً به جهان اسلام هم گسترش مى يابد ...
ايران از اعراب شكست خورد و به امپراتورى عرب ضميمه شد اما شكست آن نتيجه اش تغيير و استحاله خودش و رسيدن به نوع ويژه اى از پيروزى بود. ادبيات، فلسفه، پزشكى و هنر ايرانى فعال شدند تا عنصر اصلى تمدن اسلامى از كردوبا تا دهلى، از قونيه تا سمرقند بشوند. علاوه بر برترى روشنفكرى بدون بحث ايرانيان، در نتيجه هزاران سال تمدن، ايران از برترى صنعتى و هنرى و پيشه ورى خود سود برد و از تسهيلات آن بهره مند شد... در طول اين دوره، ايران و دانشمندان ايرانى يك دوره طلايى اسلامى را به وجود آوردند. ايران در اين نقطه از تاريخ يك مركز جهانى پژوهش علمى، با فلاسفه، دانشمندان، مهندسان و مورخان بود كه با دادن هداياى بى شمارى به فناورى، علم و پزشكى بعداً درارتقاى علمى اروپا در دوره رنسانس تأثيرگذار شد.»

همين ها نشان مى دهد دين اسلام سوار بر فرهنگ ايرانى، زايش هاى علمى فراوانى بر جاى گذاشته و ايران حوزه نفوذ فرهنگى و تمدنى عالمگير داشته و دارد و همچنين نشان مى دهد كه هويت ايرانى تعريفى گسترده دارد. بنابراين هم كسانى كه هويت ايرانى را به پيش از اسلام منحصر مى كنند و هم كسانى كه هويت ايرانى پيش از اسلام را انكار مى كنند هر دو در اشتباهند. چون هويت ايرانى هر دوى اينها را در برمى گيرد و ضمن اين كه بسيار منعطف و پذيراست ، همواره تأثير خود را بر ديگران به جا مى گذارد. بنابراين لازم است كه در ابتدا بدون هر تعصبى هويت ايرانى را تعريف كنيم و بپذيريم كه اين هويت از چند هزار سال پيش آغاز شده. همچنين بپذيريم كه اين هويت متعلق به همه اقوام ايرانى است و مثلاً صحبت از نژاد آريا براى هويت دادن به همه ايرانيان كارى اشتباه است. چون ايرانيان همه از يك نژاد نيستند. آنها از تعداد زيادى از نژادها، اقوام، مذاهب و زبان ها تشكيل شده اند كه از اين نظر ايران در رده سوم جهانى است و هر يك از اين ها بر هويت ايرانى تأثيرى به جا گذاشته اند. به خاطر همين است كه باستان شناسان مى گويند هر نقطه از ايران را كه كاوش كنيم اثرى تاريخى از زير خاك هاى آن پديدار مى شود و درتاريخ معاصر هم هر يك در شكل دهى به اين هويت مشترك نقش داشته اند. اگر رستم اسطوره ايرانى از خطه سيستان هدفش را دفاع از ايران قرار داده بود، خطه آذربايجان زرتشت و انقلاب مشروطه و مردم سالارى را به هويت ايرانى تقديم كرد. در مناطق مركزى بى بديل ترين معمارى ها ساخته شد و از شمال ايران، كردستان و خوزستان و خراسان ارزش ها و مؤلفه هاى فرهنگى بى شمارى از علم، هنر و شعر و موسيقى و معمارى و زبان به هويت ايرانى وارد شد تا ايران، ايرانى باشد كه هنگام جنگ تحميلى همه اقوام به دفاع از خاك آن بپردازند. ايرانيانى كه بر سر قبر مولوى مى روند براى جهانگردان شعر او را به فارسى بخوانند، هنگامى كه نام خليج فارس در نقشه ها و موزه ها به خليج عربى تغيير مى كند از هر نقطه از جهان اعتراض كنند و اين رويه را تغيير دهند و به خانه هر ايرانى كه در خارج از كشور ساكن است برويد مى بينيد خانه اش را فرش كرده و به فرزندانش آداب و رسوم ايرانى مى آموزد. اما بايد به خاطر داشته باشيم كه اين هويت چند هزارسال حفظ شده و ما هم بايد نقشى در حفظ آن ايفا كنيم.

                                                                                    


موضوعات مرتبط: براى تمامى ايرانى ها

تاريخ : سه شنبه 1386/09/27 | 12:15 | نویسنده : محمد رضا عباسپور |

 

Kinds of holidays

1 – adventure : happening

2 – camping

3 – cruise : move

4 – driving / touring

5 – farmstay : be in farm

6 – fly – drve

7 – independent / backpacking

8 – package / beach

9 – safari / wildlife

10 – self – catering

11 – skiing

 12- trekking : traveling

 

 

 

 

 

تایید کردنConfirm :

 

combination of natural views, as woods, hills, etc. چشم انداز:scenery

 

در یک آژانس مسافرتی

- can I help you ?

I ll check availability for you

There is availability 14th of November

Do you want to confirm it?

Can I take some details?

I ll just give you the booking refrence number

 

 

Can I help you ?

Ok , well what about going to the CANARIA ?

Have you thought of going to the Gambia ?

Can I just take some details ?

 

 

 

 

 

الزاماتObligation : must :

permission : let , be able to

انجام دادنperform :

پرداخت شده:paid

Pub : public

هوادارVote : fan :

کلاه ایمنیhelmet :

 

Page 42:

 

Adventure :  risky . unexpected event

 

Air conditioning : system of refreshing the air

Air miles : mile through sky ( 1.66km)

Application form : form for asking something

Appointment : date

Availability : be in touch

B & B : bed and breakfast : hotel with bed and breakfast

Backpacking : a trip in which you travel by a bag

Balcony : trace

Bazaar : market

Booking reference :  reservation part

 

Cable tv : a private tv

Citizen :  member of city

 

تایید کردنConfirm : verify

 

Corporate travel : group travel . common travel

Half – board  :semi complete trip

Special offer :  specific suggestion

Suite : a kind of special room

Sunbathing : lying under the sunlight to become bronze

Switch board  :a board in hotels for changing the telephone

Transfer : transit

Trekking : a long trip

Twin room : double room

Un expired : in service

Upgrade : improve

 

معتبرValid : vertified

 

venue : new . fresh

VIP : a place for very important person

Voucher : ticket used instead of money

Credit : proof

Cruise : patrol . trip by ship

Direct flight : un stopped flight

Discount : discharge

Embasy : a foreign representative in a country

 

محیط زیستEnvironment : setting

 

farmstay : trip in which stay in a farm

حصارferry : fetch

fitness centre : a club for being in a good shape

fly – drive : a trip in which you send your car then fly and use your own car in the destinations

foyer : flight

frequent flyer : who fly most of the time

full board : completed trip

 

 

 

 

 


موضوعات مرتبط: زبان تخصصی ویژه دانشجویان مدیریت جهانگردی

تاريخ : شنبه 1386/09/24 | 15:41 | نویسنده : محمد رضا عباسپور |

 سیاست جمهوری اسلامی ایران در خلیج فارس (دهه 90 )

 

مقدمه

طرح مسئله

 

فصل اول :

1 اهمیت ژئوپلیتیکی خلیج فارس

2 مشخصات طبیعی

3 تاریخچه خلیج فارس

4 موقعیت جغرافیایی

5 ذخایر نفت و گاز

6 بازار مصرف

7 فرهنگ و ایدئولوژی

8 وضعیت اقتصادی

9 وضعیت سیاسی و امنیتی

10 تاریخچه همکاریها و پیمان های امنیتی

 

 

 

مقدمه : دو دهه سیاست جمهوری اسلامی ایران در خلیج فارس دارای فراز و نشیب های زیادی بوده است . در ابتدا بنا به موضع گیریهای متفاوتی که توسط مسئولین وقت جمهوری اسلامی ایران صورت گرفت فاصله میان ایران کشورهای حوزه خلیج فارس افزایش یافت و باعث دوری آنها از یکدیگر شد که در نهایت سیاست ایران پس از جنگ خلیج فارس به سمت سیاست واقع گرایانه و توام با دوری از انزوا طلبی پیش رفت .

 

 

طرح مسئله :

الف محتوای سیاست پان اسلامیسم که امام خمینی موسس آن بود چه بود ؟

ب دلیل حرکت ایران به سوی سیاست واقع گرایانه و به دور از انزوا طلبی چه بود ؟

 

 

 

 

اهمیت ژئو پلیتیکی خلیج فارس :

اهمیت ژئوپلیتیکی ذاتاً یک عامل مثبت یا منفی نیست بلکه تاثیرات آن بنا به خواست مردم منطقه ، اتحاد و همبستگی آنها در مقابله با ترفندهای قدرتهای رقیب و یا برعکس رقابت و کشمکش آنها با یکدیگر تغییر می کند .

 

خلیج فارس آبراهی است که به دلیل خصوصیات جغرافیایی خود ، به ویژه موقعیت نسبی و منابع زیرزمینی قرنها مورد توجه و کشمکش قدرتهای جهانی بوده است .

 

شکل آبراه خلیج فارس و نیمه بسته بودن آن نیز موجب برخی کشمکشها میان دولتهای ساحلی به ویژه آنهایی که به علت ساحل اندک خود دسترسی کمتر به آبراه دارند و یا به علت واقع شدن در انتهای شمال غربی خلیج فارس صدها کیلومتر دورتراز راه اصلی یعنی تنگه هرمز هستند گردیده است .که می توان از شرایط نامساعد جغرافیایی عراق نام برد که باعث انگیزه های فراوان برای ادعای این کشور نسبت به جزایر (( وربه و بوبیان )) کویت است . خصومت عراق با ایران بر سر اروند رود نیز ناشی از این مسئله می باشد.

 

 

با حفر کانال سوئز و با توجه به اهمیتی که ایران از نظر موقعیت سوق الجیشی بر سر راه هندوستان داشت ، رقابت بین انگلیس و فرانسه شدت گرفت و از این زمان خلیج فارس اهمیت استرتژیکی پیدا نمود . آگاهی از وجود ذخایر عظیم نفت بهانه مهمتری برای حضور انگلیسی ها را در این آبراه فراهم آورد . وجود نفت نه تنها انگلیسی ها بلکه ، آمریکایی ها ، ژاپنی ها و حتی چینی ها را به امور منطقه علاقمند کرد .

 

با اعلان خروج انگلستان از منطقه ، آمریکا به منظور حفظ منابع اقتصادی خود و هم پیمانانش به اجرای سیاستهای جدید از جمله سیاست دو ستون نیکسون پرداخت و ایران به عنوان ژاندارم و عربستان به عنوان منابع مالی و قائم مقام آن عمل نمود . البته در آن دوران بهانه هایی برای حضور آمریکا در منطقه اعلام شده بود که عبارت بودند از :

 

1 . موقعیت جغرافیایی ایران در همسایگی شوروی سابق که احتمال هجوم و حضور روسها به منطقه وجود داشت .

2 . وجود دخایر عظیم و تثبیت شده نفت و گاز در بستر و سواحل خلیج فارس و حفظ امنیت راههای دستیابی به آنها توسط آمریکا .

3 . وجود بازار بزرگ و پر سود کشورهای منطقه برای کشورهای صنعتی

4 . موقعیت استراتژیک خلیج فارس در شمال غربی اقیانوس هند

البته با از بین رفتن اتحاد جماهیر شوروی تغییراتی در سیاستهای آمریکا ایجاد گردید .

 

2 -مشخصات طبیعی :

خلیج فارس دریای نیم بسته ای است که در جنوب غرب آسیا واقع شده و در شبه جزیره جنوب غربی آسیا شکاف ایجاد کرده است .فاصله عرض خلیج فارس بین 185 تا 333 کیلومتر متغیر است ولی و طول ساحل آن از دهانه فاو تا بندرعباس 1375 کیلومتر می باشد . عمق آن به ندرت از 2/73 تا 5/91 تجاوز می کند و عمق متوسط آن بین 25 تا 35 متر است که در دهانه تنگه هرمز به بیش از 100 متر می رسد .خلیج فارس 226000 کیلومتر مربع مساحت دارد .

آبهای خلیج فارس از سایر آبهای جهان شورتر است چون در آب رودهای آن نمک و املاح وجود دارد و میزان تبخیر آن نیز بیش از آب دریافتی از باران و رودخانه است .

خلیج فارس با ویژگیهای خود ، کم عمقی ، شوری آب ، ارتباط محدود با آبهای آزاد جهان ، اکو سیستم ویژه ای را تشکیل داده و مجموعه حیاتی وابسته و پیوسته ای را در کف ، داخل ، بالا و سواحل خلیج فارس به وجود آورده است .  خلیج فارس از سمت شمال غرب و منطقه دلتایی رودخانه ها ، در هر سال 53 متر خشکی در آب پیش رفته است و حدس می زنند که در مدت 3000هزار سال پیش ساحل خلیج فارس به میزان 150کیلوتر در ساحل پیش رفته باشد .

عامل زمین ساختی که باعث شده ایت خلیج فارس به صورت بزرگترین مخزن نفتی جهان درآید عبارتند از :

 

1 رسوب و ته نشین شدن بدون انقطاع آب دریا در دوره ((پرمین)) تا دوره(( میوسن )) سفلی .

2- مدفون شدن مواد آلی یا گلهای آهکی در ته دریا و با حجم زیاد که پس از تغییر شیمیایی و بیوشیمی سنگهای پر از مواد نفتی را با قطر زیاد و طول و عرض وسیع تشکیل داده اند .

3 تا خوردن قشر زمین در اثر حرکات زمین که منجر به تشکیل ناقدیسها و ناودیس شده است .

4 متخلخل بودن سنگها که منجر به انتقال نفت در راس قوسها شده است .

5 وجود سرپوش سنگی محکم و غیر قابل نفوذ در بالای سنگ مخزن نفت

 

 

 

 

 

3 1 تاریخچه خلیج فارس :

خلیج فارس از دوران قدیم به این نام معروف بوده است . طیق مدارک به ویژه کتیبه ای که در موقع حفر کانال سوئز از داریوش بدست آمده این خلیج را (( دریای پارس )) خوانده اند . بطلمیوس دو قرن قبل از میلاد این خلیج را به نام پرسیکوس یاد کرده که به معنی خلیج فارس است .

 

اهمیت منطقه خلیج فارس به چهار عامل اصلی زیر مربوط می شود :

1 . موقعیت جغرافیایی

2 . ذخایر عظیم نفت و گاز

3 . بازار مصرف

4 . نقش فرهنگی و ایدئولوژی

 

الف موقعیت جغرافیایی : خلیج فارس محور ارتباط بین اروپا ، آفریقا ، آسیای جنوب و جنوب شرقی است و از نظر استراتژیک ، در منطقه خاورمیانه ، به عنوان مهمترین مرکز ارتباطی میان سه قاره است و بخشی از یک سیستم ارتباطی را که دریای مدیترانه و سرخ و اقیانوس هند و کبیر و اطلس را به هم پیوند داده تشکیل می دهد ، به همین جهت ، این موقعیت از روزگاران پیشین مورد توجه قدرتهای جهانی بوده است و تجار ، بازرگانان ، کالاها را از شرق و جنوب آسیا به خلیج فارس حمل می کردند و از آنجا به سواحل مدیترانه و اروپا و بالعکس می بردند .

ب ذخایر نفت و گاز : مهمترین مخزن نفتی جهان نقش تعیین کننده ای در سرنوشت اقتصاد جهان ، به ویژه در دنیای صنعتی ، دارد ذخیره نفتی خلیج فارس در سال 1988 برابر با 649655000000 بشکه برآورد شده بود که معادل 5/65 درصد ذخایر کل جهان است . در سال 1987 ذخیره گاز آن را نیز 31010 میلیلار متر مکعب برآورد کرده بودند .  همچنین در سال 1987 حدود 21 درصد تولید نفت جهان به این منطقه اختصاص داشت .

ج بازار مصرف : جمعیت 100میلیون نفری حوزه خلیج فارس بازار مصرف مناسبی برای کشورهایی مثل : آمریکا ، ژاپن ، فرانسه ، آلمان ، و اتحاد سابق جماهیر شوروی بود .

 

د   - منطقه خلیج فارس کانون ظهور و پخش دین مبین اسلام بوده است . خلیج فارس در جهان اسلام قرار دارد ظهور انقلاب اسلامی ایران باعث نگرانی دولتهای غربی علی الخصوص آمریکا گردید . سرهنگ آرتور ویلسون از نیروی زمینی انگلستان می نویسد : هیچ دریای دیگری نیست که بیش از خلیج فارس توجه زمین شناسان و متخصصین و مورخین و سیاستمداران و جنگجویان را مشترکاً به خود معطوف نکرده باشد .

حتی سیاست اشغال افغانستان توسط شوروی در جهت رسیدن به خلیج فارس و آبهای آزاد بود .

 

 

- سهم طول خلیج فارس : در حوزه خلیج فارس مجموعاً 8 کشور وجود دارد که عبارتند از : امارات متحده عربی ،ایران ، بحرین ، عراق ، عربستان سعودی ، عمان ، قطر ، کویت که هر یک از آنها به تفاوت بخشی از سواحل آن را به خود اختصاص داده اند .

ایران با 1375 کیلومتر طول ساحل از بندرعباس تا دهانه فاو ، یعنی 3/45 درصد کل سواحل خلیج فارس ، بیشترین طول ساحل و عراق با 5/18 کیلومتر و 6% کل سواحل ، کمترین طول ساحل مرتبط با آبهای آزاد را در خلیج فارس در اختیار دارند .که همین ساحل کم یکی از دلایل حمله عراق به ایران و کویت بود .

 

4 1 وضعیت اقتصادی :

علی رغم تلاش های به عمل آمده برای تهیه جایگزین های انرژی نفت ، به علت صرفه اقتصادی در تولید ، حمل و بهره مالکانه ، سهولت حمل و نقل ، کثرت فرآورده ها و نیاز فراوان توسعه صنعتی جهان همچنین ضرورت تامین رفاه اجتماعی جمعیت رو به رشد کره زمین که تا حدی به طور مستقیم یا غیر مستقیم ، به انرژی نفتی متکی بوده است ، نفت را همچنان در صدر بیلان انرژی جهان قرار داده است

 

- مقصد صادراتی خلیج فارس در درجه اول کشورهای صنعتی یعنی ژاپن ، اروپای غربی ، آمریکا و در درجات بعدی کشورهای جهان سوم و کشورهای سوسیالیستی است .

 

قبل از پیروزی انقلاب اسلامی ، منطقه خلیج فارس با صدور حدود 20 میلیون بشکه نفت در روز ، 90% نفت مورد نیاز ژاپن و 75% اروپا و 30% آمریکا را تامین می کرد . ولی به دلیل وقوع شوک نفتی دوم 1980 که در اثر پیروزی انقلاب اسلامی ایران و نیز تصمیمات اوپک رخ داد . وابستگی نفتی کشورهای مزبور به خلیج فارس کاهش یافت . به طوری که منطقه خلیج فارس با 7 میلیون بشکه نفت در روز ، 61% نیاز ژاپن ، 30% نیازهای اروپای غربی و 6% نیاز آمریکا را تامین کرد . البته جنگ عراق علیه ایران و حوادث مربوط به جنگ نفتکشها نیز در این سیر نزولی دخالت داشته است .

صادرات نفت از خلیج فارس به دو صورت حمل با تانکر و اتقال با لوله انجام می پذیرد و در گذشته وابستگی صادرات نفت به تنگه هرمز بسیار زیاد بود ولی حوادث جنگ خلیج فارس و نگرانیهای دنیای غرب و کشورهای صادر کننده نفت منطقه و به ویژه دولت عراق که خود آغازگر و عامل جنگ در منطقه بود از اینکه مبادا ایران تنگه هرمز را ببندد باعث شد که شبکه های انتقال خطوط نفت از خلیج فارس به مدیترانه و دریای سرخ توسعه یابد و به این ترتیب وابستگی به تنگه هرمز کاهش یافت .

 

درمیان کشورهای منطقه ایران با در اختیار داشتن 3/45% ذخایر گازی خلیج فارس و 5/12% ذخیره جهانی در ردیف اول و بحرین با 7% در ردیف آخر قرار دارد .

خلیج فارس علاوه بر نفت و گاز ، خاک سرخ ، گوگرد ، مروارید ، زرنیخ ، آهن ، منگنز ، کلر ، سرب ، زاج ، قلع و منابع غذایی ماهی و میگو است .

حضور نیروی کار خارجی در منطقه نیز موجب علاقمندی کشورهای مختلف شده است . در کویت 8/7% ، در بحرین 2/39% ، در امارات 8/84% ، در قطر 1/81% ، عمان 1/45% نیروی کار را خارجی ها تشکیل می دهند .

- پس انداز در بانکهای اروپایی و آمریکایی ، افزایش در دو شوک سالهای 1973 و 1980 به ایجاد مازاد درآمد و مثبت شدن تراز پرداختهای کشورهای صادر کننده نفت منجر شد و ذخایر بین المللی آنها را افزایش داد .

 

- فروش اسلحه و تسلیح نظامی منطقه ، طرحهای امنیتی ابر قدرتها در منطقه خلیج فارس ، عمدتاً در جهت ایجاد قدرتهای نظامی منطقه به منظور حفظ و حراست از اهداف خودشان است که آن را با منافع ملی این کشورها پیون داده اند .

 

بزرگترین صادر کنندگان اسلحه به منطقه کشور شوروی سابق و سپس فرانسه و آمریکا و چین و انگلیس بوده اند و در دهه نود فرانسه ، آمریکا ، انگلیس و آلمان به ترتیب بزرگترین صادر کنندگان اسلحه به کشورهای شورای همکاری خلیج فارس می باشند .در منطقه خلیج فارس عراق بزرگترین واردکننده اسلحه (4/52%) و بحرین کوچکترین وارد کننده آن بوده است .

در حال حاضر عربستان سعودی بزرگترین وارد کننده اسلحه در خلیج فارس است .

در خاتمه بحث وضعیت اقتصادی باید متذکر شد که درآمدهای نفتی در این کشورها یکسان نبوده و آثار یکنواختی به جای نگذاشته است .

 

 

 

ادامه دارد.....

 


موضوعات مرتبط: سیاست جمهوری اسلامی ایران در خلیج فارس (دهه 90 )

تاريخ : سه شنبه 1386/09/20 | 8:11 | نویسنده : محمد رضا عباسپور |

شاه اسماعیل صفوی و حماسه ملی ایرانیان در چالدران

شاه اسماعیل صفوی

اول شهریور هر سال سالروز حماسه ملی ایرانیان در چالدران است . یاد تمامی سرداران و شهیدان راه ایران را در این روز گرامی میداریم . چهارصد و نود وسه سال پیش در چنین روزی بود که ندایی از ضمیری برخواست .ندایی که سخن از جاودانگی سر می داد .ندایی که برخواسته بود تا شرف و حیثیت یک ملت بزرگ را در آوردگاهی بس دهشتناک حفظ کند . آری چهارصدو نودو سه سال پیش در همین زمان بود که آن ایرانی غیرتمند و آن مرد صلابت پیشه با تمام قوا و با تمام وجود پا به عرصه ای گذاشت که حافظ ایران شود . حافظ غیرت و وجودی که همه وجودش از او بود . 

پس از این ۴۹۳ سال که از آن حماسه جاودان گذشته است ایران ما در سال 1386 دچار جمودی عجیب گشته است  جمود و خمودگی که یکبار دگر ایران را در آستانه جنبشی نوین قرار داده است . آن زمان حماسه ای رخ داد و تبعات ناشی از آن بود که ایرانی متحد و قدرتمند در عرصه گیتی دگر باره ظهور  کرد و اکنون نیز دگر باره حماسه در شرف وقوع است .حماسه ای که خیزشی قدرتمند را در میان ملت ایران به ارمغان خواهد آورد . ایران بزرگ در انتظار غرش شیران خفته در بیشه زارش است که باردیگر سرزمینهای اشغالی اش را آزاد سازند و این کشور را با کوشش و تلاش روز افزون در زمره مدرن ترین و باشکوه ترین کشورهای گیتی نمایند .

نقشه ایران

 شاه اسماعیل صفوی آن دلاور مرد ایرانی در آوردگاه چالدران حضور یافت تا سد و مانعی سازد که اندیشه و تفکر منحط و متجاوز عثمانی به خاک مقدس ایران ره نیابد و چنان با تمام وجود علیرغم نیروهای اندکش ایستادگی کرد که نامش برای همیشه در تاریخ ایران به ثبت رسید. حکومت صفویه برترین دولت بزرگ ایرانی پس از اسلام است که هویت ملی و قدرت از دست رفته ایران را بازستاند . از سویی دیگر اینکه این سلسله اندیشه شیعه را بر فلات ایران گسترش دادند از آنان خرده می گیرند ولی این یک موفقیت دیگر در تاریخ بود . زیرا با پیدایش شیعه ایران بار دیگر کشوری جدا از اعراب شد . باردیگر ایران برترین قدرت خاورمیانه شد و حتی شیعه سدی بزرگ در مقابل اندیشه سنی های عثمانی و تازی گشت .

 شاه اسماعیل یکم صفوی بنیان گذار سلسله قدرتمند و ایران دوست صفویان است . شاه اسماعیل یک روز از زندگی را آرام نشست و برای سربلندی ایران و بازپس گیری خاکهای اشغال شده اش تا آخرین نفس نبرد کرد . نخست باکو را در جمهوری ساختگی آذربایجان گرفت . آنگاه در سال 914 راهی عراق عجم شد که در دست اعراب بدوی اشغال شده بود و آنجا را مجدد به خاک ایران افزود . سپس ازبکهای متجاوز را شکست داد . آنگاه مرو و هرات و بلخ را که امروز با بی لیاقتی در افغانستان و ترکمستان و ازبکستان واقع شده را جزوی از خاک ایران کرد . در سال 920 پس از تجاوز سلطان سلیم به خاکهای ایران راهی نبرد با امپراتوری متجاوز عثمانی ( ترکیه کنونی ) شد . چالدران اهمیت فراوانی در تاریخ ایران دارد . از یک سو به دلیل آنکه شاه اسماعیل از تمام اقوام ایرانی گیلکی - کرد - لر - بختیاری - آذریها - بلوچها - خوزیها و . . . یاری خواست و ایرانی یکپارچه پس از حدود هزار سال پدید آورد و از سوی دیگر به دلیل آنکه در چالدران ایرانیان هیچ اسیری ندادند و همگی تا آخرین نفس ایستادگی کردند و کشته دادند حائز اهمیت است . ایرانیان در چالدران حماسه ای از خود آفرید که تا ایران باقی است حماسه چالدران نیز پابرجاست . شوربختانه مهمترین بخشهای کرد نشین ایران به اشغال ترکان عثمانی ها در آمد و هرگز دیگر به ایران مسترد نشد . امروزه خاک حدود 20 میلیون کورد ایرانی نژآد در ترکیه است که همگی بخشی از ایران هستند . شاه اسماهیل راهی گرجستان نیز شد و این سرزمین آریایی نژآد را نیز به ایران متصل کرد . در سال 929 گرجستان باردیگر بخشی از خاک ایران شد . وی تمامی حکومتهای ملوک الاطوایفی را دوباره متحد کرد و متجاوزان را بر سر جای خود نشاند و ایرانی متحد , یکپارچه و قدرتمند در تاریخ به جای گذاشت .

 وسعت مملکتش شاه اسماعیل در تاریخ : در ايام سلطنت شاه اسماعيل بنابر تجاوزات مداوم بیگانگان به ایران شمشير بيشتر از قلم بکار مي آمد . بنابر قول احسن التواريخ مملکت ایران شامل آذربايجان‚ عراق عجم‚ خراسان‚ فارس‚کرمان ‚ خوزستان ‚ بلوچستان و . . .  بود و بلاد دياربکر و بلخ و مرو نیز به قلمرو حکمراني او در آمد. در ميدان رزم شيري خنجرگذار و در مجلس بزم ابري لولوبار بود.
لياقت و کرمش: احسان و جودش بدرجهاي بود که زر ناب و ريگبي مقدار در چشمش يکسان مينمود‚ و پيش همت بلندش ذخيره کان ودفينه دريا براي عطاي يکروزه کفايت نميکرد. ميل مفرط به شکار: ميلي مفرط به شکار داشت و اغلب به تنهايي شير نر را از پاي درميآورد. منادي درداده بود که هر کس نشاني از شيربدهد صاحب منصبان لشکر اسبي بازين به وي انعام خواهند داد و هرکس پلنگي نشان بدهد اسبي بيزين به وي عطا خواهد گشت. شاه خود يکه سوار بجلو رفته شير يا پلنگ را شکار ميکرد.

چالدران نام يکي از دهستانهاي دوگانه بخش سيه چشمه شهرستان ماکو در حومه بخش‚ که از شمال به دهستان قلعه درهسي و آواچيق و از جنوب به دهستان سگمن آباد و الند و از خاور به دهستانبه به جيگ و از باختر به مرز ايران و ترکيه محدود ميباشد. موقع طبيعي کوهستاني و هوايش بواسطه وجود سلسله جبال ساري چمن که مرزايران و ترکيه است متغير ميباشد. قسمتهاي مرزي سردسير و ييلاقي و ساير قسمتهاي آن معتدل است. آب قراء اين دهستان ازرودخانه هاي قزلچاي و چالدران و قنات و چشمه سار تامين ميشود.محصول عمده اش غلات و حبوبات و شغل سکنه اش زراعت و گله داري است و صنايع دستي جاجيم بافي و جوراب بافي ميباشد. صادراتش غلات و پشم و لبنيات و در قراء مرزي تربيت زنبور عسل متداول است.دهستان چالدران از 84 آبادي بزرگ و کوچک تشکيل شده. قريه هاي مهم آن عبارت است از قصبه سيه چشمه مرکز بخش و دهستان و قرخ بلاغ‚ بابالو‚ سعدل‚امامقلي کندي‚ زيوه و خذرلي.

 

جنگ چالدران از دید پرفسور ادوارد برون در کتاب تاريخ ادبيات ايران ترجمه استاد رشيد ياسمي

اوايل رجب سال 920 ه . ق. برابر با 23 اوت 1514 میلادی ميان سلطان سليم پادشاه عثمانيان و شاه اسماعيل صفوي پادشاه ايرانيان در چالدران جنگی عظيم واقع گشت. در اين محل که قريب بيست فرسخ از تبريز مسافت دارد سه هزار عثماني و دو هزارايراني کشته شدند ليکن توپخانه عثمانيان جنگ را بنفع ترکها ختم کرد وشاه اسماعيل با وجود شجاعتي کم نظیر که خود و همراهانش ابراز داشتند مجبور شد از ميدان رو برگردانده و عقب نشسته حتي تبريز را هم بجاگذارد .

 

تجاوز عثمانیان از دیدگاه مولف مرآت البلدان

سلطان سليم در سنه 918 ه . ق. با لشکري فراوان رو به آذربايجان نهاد و شاه اسماعيل که مترقب چنين جنگي نبود با عده معدودي که همراه داشت درعشر اول رجب از همدان عزيمت نموده با بيست هزار قشون درصحراي چالدران با لشکر عثماني مصاف داد... در آن معرکه شاه اسماعيل خود بنفسه رشادت تمامي بروز داده جنگ ميکرد... اگر چه شکست بقشون شاه اسماعيل وارد آمد اما رشادت و شجاعتي که شخصااز او در اين معرکه ظاهر گرديد سبب اشتهار او شد

WWW.ARIARMAN.COM


موضوعات مرتبط: شاه اسماعیل صفوی

تاريخ : شنبه 1386/09/10 | 14:3 | نویسنده : محمد رضا عباسپور |
تاریخ کامل ایران در سه دوره قبل از اسلام، بعد از اسلام و دوره پهلوی نوشته حسن پیرنیا، عباس اقبال آشتیانی و پرویز بابایی در 3000 نسخه و 1124 صفحه توسط نشر نگاه به چاپ سوم رسید. قیمت ۱۰۵۰۰ تومان

تاریخ ایران

 دوره ایران قبل از اسلام یا ایران قدیم را که تاریخ مختصر ایران تا انقراض ساسانیان است، حسن پیرنیا (مشیرالدوله) به رشته تحریر درآورده است. این بخش، از شکل جغرافیایی فلات ایران آغاز و با مطالبی درباره آمدن آریانها به فلات ایران، مذهب، اخلاق، خانواده، طبقات و شکل حکومتی آنها ادامه می یابد.

مختصری از تاریخ ایلام، تاریخ آریانهای ایرانی، دوره و تمدن مادی، دوره اول پارسیها، قشون کشی اسکندر به ایران و انقراض سلسله هخامنشی، دوره مقدونی و یونانی (اسکندر و سلوکی ها)، دوره پارتیها، تمدن اشکانی، ساسانیان، نهضت عرب به طرف ایران، مذاهب دوره ساسانی از فصلهای بخش اول "تاریخ ایران" یعنی دوره قبل از اسلام است.

دوره بعد از اسلام که از صدر اسلام تا انقراض قاجاریه را دربر می گیرد تالیف عباس اقبال آشتیانی است که در بخش نخست از صدر اسلام تا مغول، شامل فصول ظهور اسلام، خلفای راشدین، خلفای اموی، خلافت بنی عباس و بخش دوم "تاریخ ایران پس از اسلام" شامل فصول طاهریان و علویان طبرستان، دیالمه آن زیار، دیالمه آل بویه، صفاریان، سامانیان، غزنویان، سلاطین غور، سلاطین سلجوقی، اتابکان و خوارزمشاهیان است.

قسمت بعدی از بخش "ایران بعد از اسلام" از تاریخ ایران قبل از صفویه آغاز و با فصول استیلای مغول، سیاست و آداب مغول، لشکرکشی هولاگو به ایران و انقراض خلافت عباسی، سلاطین مغول ایرانیان و سلطنت ایلخانان ادامه می یابد. اصل و نسب صفویه، سلطنت شاه عباس بزرگ، سلسله افشاریه، زندیه و قاجاریه و .

مشروطیت ایران از دیگر مطالب این فصل است.

بخش دوره پهلوی که از سوی پرویز بابایی نگاشته شده، زمینه های اجتماعی انقراض قاجاریه تا وقایع دهه آخر سلطنت پهلوی و انقلاب 22 بهمن 1357 را به خواننده معرفی می کند.

 


موضوعات مرتبط: تاریخ کامل ایران

تاريخ : سه شنبه 1386/09/06 | 15:22 | نویسنده : محمد رضا عباسپور |

روان شناسی در ایران باستان

از دو زاویه میتوان به بررسی روان شناسی ایران پرداخت . نخست جنبه الهام بخشی آن است , یعنی درنگ در معانی و مبانی روح و روان , شخصیت و جایگاه انسان و بیماری ها و ناهنجاریها رفتاری او از دیدگاه حکیمان دوران باستان که بی تردید برای نظریه پردازان امروز الهام بخش است , دوم آنکه امروزه بخش زیر عنوان روان شناسی فرهنگی مطرح می شود که مقصود تفاوت فرهنگهای گوناگون و پیامدهای آن بر شخصیت و رفتار انسان است . ما نیز اگر بخواهیم به روان شناسی کنونی ایران , هویت ملی و فرهنگ لازم را ببخشیم , چاره ای به جز پرداختن به گذشته خویش در دو مقطع ایران باستان و ایران اسلامی نداریم .

به دور از هرگونه ملی گرایی و میهن پرستی و تنها بر اساس شواهد فراوان تاریخی و علمی باید اعتراف کرد که تمدن ایران باستان , تمدنی است که سرآمد همه تمدنهای بشری است و در تمامی عرصه های زندگی صاحب رای بوده است . با چنین پیشینه ای جستجوی تاریخچه دانش روان شناسی به لحاظ موضوع مورد مطالعه اش , پدید آیی آن مقارن با پیدایش هشیاری در انسان است , کاری سترگ و یادآور این سخن مولر در تاریخ روانشناسی می باشد که : "عرصه فراروی ما گسترده شده که احاطه بر پهنه آن نومید کننده و درسترسی بر کرانه های آن دشوار است" . حال که این گستردگی تنها یک وجه مساله است و وجه دیگر آن گرد و غبار فراموشی تحریف , درآمیختگی و نابودی است که از پی هزاران سال تاخت و تاز , بر چهره این تمدن کهن نشسته است , برای غلبه بر این ناآگاهی یا دست کم ایجاد شکاف در آن گریزی نیست جز محدود کردن جستار به آنچه باقی است که عموما آثری معدود از آیین دین کهن ایران باستان یعنی زرتشت است تا شاید در آینده با روشهای جدید شواهد بیشتری فراهم آید .

جهان بینی باستان و جایگاه انسان

با پژوهشی چند جانبه و گسترده درباره آیین و عقاید ایرانیان باستان , در مجموع در می یابیم که آنان پیرو آیین یکتاپرستی بوده اند که بر اصل تضاد دو عالم یا همان ناسازگاری دو نیروی مجرد خیر و شر استوار است . نماد این دو نیرو ( سپندمینو و اهریمن ) هرکدام با صفاتی انتزاعی همراهند . به طوریکه سپند مینو به همراه شش امشاسپند ( فرشتگان ) دیگر یعنی سپند مینود : خرد مقدس , اردیبهشت : راستی و درستی , بهمن : منش پاک , شهریور : نیروی چیرگی بر جهان , اسفند پایداری و استواری , خرداد : کمال , امرداد : جاودانگی فضایل یا فروزه های اهورامزدا به شمار می آیند و صفات منفی مقابل آنها تحت عنوان ( کماله دیوان ) از رذایل اهریمن شمرده می شود که مهمترین آنها اکومن ( منش پلید ) در مقابل بهمن و ایندره ( دیو فریفتاری و گمراهی ) مقابل اردیبهشت است . فضایل اخلاقی همانند راست گویی , وفای به عهد , مهر و محبت و . . . راه برخورداری از فروزه های اهورایی و رذایلی چون دروغ , خشم , آز , شهوت و فساد موجب پیوستن به صفات اهریمنی است . لذا گروه نخست به ایزدان و یاران امشاسپندان و گروه دوم تحت عنوان دیو از یاران اهریمن قلمداد می شود .

در اوستا و دیگر متون مزدیسنا از جهان مینوی ( روحانی و معنوی ) و استومند ( جسمانی و گیتیانه ) سخن رفته است . جهان مینوی جهانی است که پیش از آفرینش جهان مادی بوده و پس از پایان آن و بر پایی رستاخیز نیز همچنان خواهد بود . تمامی موجودات چه جاندار و چه بی جان و سرشتها و خصلتها هیاتی نااستومند ( غیر جسمانی ) در جهان مینوی دارند . سپند مینوی و انگره مینوی هریک باطن بخشی از آفرینش هستند و از این روی به عنوان دومینوی آغازین همزاد نام برده می شوند . همچمنین هریک از امشاسپندان , ایزدان و دیوان , مینوی و باطن چیزی به شمار می آیند که در این جهان پیکر مادی می یابند و از آنجا که پیوسته میان خیر و شر مقابله و درگیری است , انسان میتواند با اراده و اختیاری که دارد , در نبرد علیه نیروهای اهریمنی شرکت جوید و با انجام وظایفی که بر عهده دارد ( خویشکاری ) و بهره مندی از صفات اهورایی به سعادت مینویی دست یابد و در سرای دیگر به بهشت اهورایی برسد . همچنین میتواند با پیروی از اهریمن و صفات اهریمنی , ضمن تباهی این جهان , در دوزخ اهریمن جای گیرد . البته جایگاه کسانی که نسبت اعمال نیک و بدشان یکسان است در همیستگان ( برزخ ) خواهد بود .

در هر صورت انسان به عنوان آخرین آفریده خداوند از بالاترین جایگاه برخوردار است و بی آنکه داغ ننگ گناه ازلی بر پیشانی داشته باشد , صرفا برای نبرد با نیرویهای اهریمنی و آبادانی جهان از یک سو و پیوستن به صفات الهی و رسیدن به سعادت مینوی از سوی دیگر است که به این جهان قدم گذارده است . از این روست که آسمان به انسان ( از زبان فردوسی بزرگ ) میگوید :

تو از من به هر باره ای برتری            روان را به دانش همی پروری

پذیرنده هوش و رای و خرد              مر او را دد و دام فرمان برد

نیروهای روان آدمی ( نظریه شخصیت )

بر مبنای یسنا ( دومین بخش از اوستا ) شخصیت انسان از 9 قسمت تشکیل شده است که سه قسمت آن مادی ( جسمی ) است و سه قسمت اثیری ( حیاتی ) و سه بخش دیگر معنوی و روحانی است که این اجزا عبارت است از :

گئیتا : ماده یا عناصر مادی , ماده تشکیل دهنده بدن , احساسات, تنو : دستگاه اعصاب , کالبد , ازدی : اسکلت , قسمت استخوانی و دستگاه پی , اوشتان : نفس , جان , نیروی زندگی گرمی قلب , کهرپ : کالبد اثیری , شکل , تویشی : نیرو , توش و توان , بئودنگ : هوش , شعور باطنی , نیروی فهم , اوروان : نفس مودرک , روح , فره وشی : فروهر , گوهر معنوی کائنات .

اجزای مادی با مرگ از بین می روند و قسمتهای اثیری نیز پس از مدتی پس از مرگ طبق قوانین خاص فانی میشوند . ولی قسمتهای معنوی باقی می مانند و به کار خود ادامه می دهند . در هات 46 یسنا دو نیروی دیگر نیز به سه قسمت معنوی اضافه شده است :

اهو : جنبه معنوی ضمیر یا جان

دئنا : دین , اخلاق , فضیلت و وجدان

بدین ترتیب جان , وجدان , بوی , روان و فروهر نیروهای پنجگانه روان آدمی هستند که جملگی پس از مرگ جاودانند . ( 1 ) چنان که در جای دیگر یسنا میخوانیم : سراسر هستی خویشتن : تن , استخوان , جان , پیکر , توش , بوی , روان و فره وشی را فراز آوریم و در خورپیشگاه دانیم ( 2 ) معانی دقیق تر و وظایف نیروهای پنچگانه به شرح زیر است :

اهو : که در پهلوی و فارسی اخو آمده است به معنی جان یا قوه حیات و زندگی است . کار اخو این است که بدن انسان را نگهبانی کند و اعمال آن را به نظم و نسق طبیعی بگمارد . این قوه از لحاظ درجه پایین ترین قوه است , با بدن هستی می یابد و ظاهرا با آن نیز نابود میگردد .

دئنا : که در پهلوی و فارسی دین گفته می شود در ظاهر واژه ای عربی است ولی کاملا ریشه ای ایرانی دارد که وارد زبان عربی شده و دین و ادیان را شکل داده است . دئنا اگر چه به معنی کیش و آیین نیز هست , ولی غالبا به معنی وجدان و حس جاودانگی و ایزدی انسان است . این قوه مستقل از جسم است و آغاز و انجامی ندارد . خداوند آن را در باطن آدمی به ودیعه گذاشته است تا همواره او را از نیکی و بدی اعمالش آگاه سازد . آنچه نیک است , می ستاید و آنچه بد است نکوهش می کند . منتها شرط تاثیرش آن است که انسان به این آوای درونی گوش فرادهد . دین پس از مرگ در سر پل چنوت ( صراط ) به صورت دختری زیبا و درخشان به روان مرد پاک و پارسا رو میکند و میگوید : من پیکر کارهای تو هستم و به روان مرد بد کار به صورت زن زشت و بدکاره ای اعمال می شود و او را از هیکل منفور و ناموزون خود می رنجاند و در دیدگاه آن مرد ظاهر می گردد .

بئودنگ : یا بئوذ که در فارسی بوی گفته می شود به معنی بوئیدن و قوه ادراک و فهم انسانی است . از این رو حافظه , هوش و قوه تمیز را اداره میکند . به نظر می رسد که بوی با بدن به وجود می آید , ولی پس از آن فانی نمی شود و با روان به جهانی دیگر می شتابد . دکتر نجم آبادی رسانده پیام حواس از راه سلسله اعصاب را جز وظایف بو دانسته است و احتمال می دهد که بوی در خواب کار نکند .

روان : مسئول اعمال انسانی چون انتخاب خوب و بد است , لذا کردار زشت و نیک از او بازخواست می شود و پس از به حسب انتخاب خویش پاداش یا پادفره ( مجازات ) می بیند . دکتر جلیل دوستخواه بر اساس برخی متون دیگر روان را دارای سه بخش می داند : روان اندر تن یا روان نگهبان , روان بیرون از تن , روانی که در جهان مینوی است .

فره وشی یا فروهر : فروشی به معنی نگهبان است . فروهر فرشته ای است که نه تنها در انسان , بلکه در کلیه مخلوقات موجود است . فروهر مرد ناپاک را دیو گویند . تاریخچه فروهر به بیش از سه هزار سال پیش بازمیگردد . حتی در شهر پارسه داریوش بزرگ ( تخت جشمید ) نیز بالای بیشتر نگاره ها نشان ایرانی فره وشی کنده کاری شده است که نشان از درخواست از اهورامزدا برای پایداری این مکان و پادشاهان ایرانی بوده است . به عقیده مرحوم دکتر مهرداد بهار در مرحله ای بسیار کهن اقوام ایرانی به فروشی به عنوان روان نیاکان مینگریستند و بعدها روان و فروهر از هم جدا شده اند . برخی دیگر فروهر را نیروی جنبش و پویش دانسته اند که همچون پرتو خورشید خداوند به موجودات می تابد و مادام که انسان زنده است , فروهر در درونش به عنوان نیروی ویژه روان مایه ترکیب و ترتیب آن است و پس از مرگ به سوی خداوند باز میگردد , لذا از آن به عنوان فروغ ایزدی نیز نام برده می شود . به زعم بسیاری ایده ( مثال ) در فلسفه افلاطون , صورتی از فروهر در اندیشه دینی و هستی نگری زرتشتی است .

سنخهای شخصیتی

در تاریخ فلسفی روان شناسی , قدیمی ترین تیپ بندی را به بقراط یونانی ( 460 پیش از میلاد ) نسبت داده اند که بر اساس غلبه اخلاط چهارگانه سودا , صفرا , بلغم و دم , چهار تیپ شخصیتی را مشخص نموده است . سیریل الگود معتقد است که نظریه طبایع چهارگانه در اصل هندی است و سپس ایرانیان آن را بسط دادند و گسترش یافت و آنان در اختیار یونانیان و بقراط قرار دادند . بر اساس این نظریه که بر تشبیه انسان به جهان معنوی استوار است , در ادبیات مزدیسنایی قابل پیگری است , چنانکه تشبیه پشت به آسمان , بافتها به خاک , استخوانها به کوهها , عروق به نهرها , خون به دریا و آب , کبد به گیاه , مغز به فلز در نوشته ها دیده می شود و وجه تشبیه نظریه عناصر چهارگانه با همان آخشیج های آتش , باد , آب و خاک است . به قول فردوسی بزرگ :

چون این چار گوهر به جای آمدند           ز بهر سپنجی سرای آمدند

در بین روان شناسان معاصر هانس آیزنگ روان شناس نامدار انگلیسی , طبایع چهارگانه را در نظریه درون گرایی , برون گرایی , روان آزردگی , فقدان روان آزردگی بازیابی نموده است .

نظریه شخصیتی ایران باستان

در بررسی تطبیقی روان شناسان ایران باستان با روان شناسی جدید , طرف نظر از مباحث متافیزیکی آن , دست کم دو موضوع جلب توجه میکند . اول بازیابی مفاهیم ساختاری یعنی پیدا کردن معنای امروزی نیروهای پنجگانه روانی با مفاهیم مشابه آنها در مکاتب جدید روانشاسی , دوم مقایسه این نظریه با نظریات رایج شخصیت با توجه به ملاکها و معیارهایی که برای این امر وجود دارد . آنچه ذیلا در این باب عرضه می شود , نه یک نظر واقعی , بلکه گمانه زنی اولیه است که نگارنده امیدوار است با ابزار نظر اهل فن صیقل خورده و شکل مناسبی به خود بگیرد .

به نظر می رسد اخو ( جان ) را که قوه حیات است و کارش نگهبان بدن انسان است و ایجاد نظم و نسق طبیعی در آن می باشد , میتوان معادل غرایز یا انگیزه های فیزیولوژیک دانست و تا حدی مشابه مفهوم نهاد در نظریه فروید به شمار آورد . دئنا به معنی وجدان به طور روشن تری با مفهوم فرامن فروید همسان به نظر می رسد . بوی قوه فهم و درک که حافظه هوش و قوه تمیز را اداره میکند و پیام آور حواس دانسته شده , نزدیک به مفهومی است که امروزه شناخت یا فرایندهای شناختی یا بخشهای شناختی شخصیت نامیده میشود . روان با مفهوم اراده , اختیار , انتخاب و مسئولیت مربوط می شود که در نظریه رفتارگرایی کاملا نفی شده است , در نظریه های روان تحلیلی ( روانکارانه ) شبحی از آن در مفهوم من دیده می شود که وظیه اش شناخت و دفاع است . ولی در نظریه های شناختی و نظریه های انسان گرایانه با تعریفی جدید و عینی در مفهوم خود یا خویشتن مورد توجه قرار گرفته است . بالاخره فروهر ( نیروی پویش ) میتواند تمثیلی برای جنبه های انگیزشی شخصیت به ویژه انگیزه انگیزه های روانی مشابه آنچه فروید در پویایی انرژی روانی بیان کرده است , تلقی شود یا معادل تقریبی برای مفهوم خود شکوفایی در نظریه راجرز به حساب می آید .

در باب دوم یعنی مقایسه نظریه شخصیتی حاصل از آموزه های زرتشت با مکاتب جدید ابتدا باید ملاکهای مقایسه تعریف شوند . دکتر سیاسی تفاوت نظریه های شخصیت را در ملاکهایی چون میزان اهمیت برای ناهشیاری , یادگیری تاثیر محیط , وراثت کل گرایی یا جزء گرایی , گرایش به گذشته یا آینده و . . . میداند ( 3 ) . دکتر شاملو این ملاکها و معیارها را تحت عنوان فرضیه اساسی در مورد بشر توسعه داده است و در 18 مفهوم که دو به دو مقابل هم قرار میگیرند تعریف نموده است .

آزادی ( اختیار ) , جبر : منطقی بودن و غیر منطقی بودن , کل گرایی و جز گرایی , ساخت گرایی و محیط گرایی , تغییر پذیری و ثبات , ذهنیت و عنیت , تعادل و تکامل , رشد و خودشکوفایی , درون کنشی و برونکنشی , شناخت پذیری و شناخت ناپذیری ( 4 ). بر اساس این مفاهیم میتوان اساس نظریه شخصیتی ملهم از کیش باستان را به ترتیب زیر دانست :

اعتقاد به آزادی و اختیار در برابر جبر : البته آزادی معقول و محدود , چرا که از یک سو انسان را مسئول دانسته است , سعادتمندی در این جهان و آن جهان یا قرار گرفتن در کنار اهریمن و تیره روزی این جهانی و آن جهانی را نتیجه انتخاب خود او قلمداد میکند و از سوی دگیر خداوند را همه توان و آگاه بر همه چیز میداند . ابداع بازی تخته نرد در مقابل شطرنج دانشمندان هندی نیز که در شاهنامه قید شده است نشانه همین رویکرد است .

اعتقاد به منطقی بودن انسان در برابر غیر منطقی بودن : نخسیتن آفریده خداوند , خرد مقدس ( سپندمینو ) است که مهمترین فروزه او نیز به شمار میرود و مایه برتری انسان بر سایر مخلوقات برخورداری از خرد است و نخستین گام در راه سعادت یا شقاوت , اندیشه پاک یا پلید است .

کل گرایی و گرایش به ساخت گرایی : گرایش به فطرت در مقابل محیط گرایی , از اعتقاد به نظریه اخلاط یا طبایع چهارگانه حاصل می شود . چنانکه دکتر شاملو خود و طرفداران این نظریه و نظریات مشابه همچون کرچمو و شلدون را فطرت گرا میداند .

گرایش به ثبات : اگر مبنا را بر فطرت گرایی و ساخت گرایی قرار دهیم , نظریه شخصیتی ملهم از این مجموعه , به ثبات در شخصیت و رفتار گرایش بیشتری خواهد داشت تا تغییر پیذیریهای مداوم و اساسی , اما در این آیین هرگز اراده تغییر از انسان سلب نشده , چه در جهت مثبت و چه در جهت منفی , یعنی بر خلاف فروید معتقد نیست که شخصیت در مرحله لی قبل از پنج سالگی کاملا شکل میگرید و انسان اسیر این تجسم انگیزه های ناهنجار است . تغییرات ناگهانی مثل تغییر شخصیت جمشید را نیز ناشی از تصمیم خود او بر اثر رذایلی چون غرور و خودپسندی میداند .

گرایش به ذهنیت : توجه و باور به پدیدار شناسی فرد , ملاک گرایش به ذهنیت و اهمیت دادن به محرکهای محیطی ملاک عینیت قلمداد می شود و بر این اساس اهمیت که بر نقش پندار در زندگی داده شده , آن را به ذهنیت نزدیک تر میکند و تاکید بر اراده و اختیار انسان از تاثیر محرکهای محیطی میکاهد .

گرایش به خود شکوفایی : مکاتب روان شناسی در تجلیل انگیزه های انسانی دو گونه موضع گیری کرده اند , برخی مانند فروید معتقدند که کاهش تنش و ایجاد تعادل عامل اصلی انگیزش انسان است و برخی چون راجرز بر آنند که بشر به تعادل بسنده نمیکند و به دنبال ایجاد تنش برای رسیدن به رشد و خودشکوفایی است . مزدیسنا ( دین کهن ایرانی ) با مطرح کردن نبرد بین خیر و شر و توصیه به انسان برای قرار گرفتن در جبهه اهورایی و پیش کشیدن فلسفه فره وشی یعنی نیروی پویایی که انسان را در جهت رشد و شکوفایی سوق میدهد , در جرگه معتقدان به خود شکوفایی جلوه مینماید .

گرایش به درون کنشی : در این بعد پرسش اصلی یافتن علت رفتار انسان است که آیا از درون او نشات میگیرد یا از محیط و محرکهای آن ؟ در آیین ایران باستان به نقش عوامل محیطی در زندگی همچون عوامل جغرافیایی اهمیت داده شد , لیکن تاکید بر اراده آزاد و اختیار گزینش در انسان , فطرت گرایی , ثبات و خود شکوفایی به معنی گرایش به درون کنشی است .

شناخت ناپذیری انسان : در فرهنگ کهن ایرانی شواهد بسیاری بر کوتاهی سقف دانش انسان در برابر هستی و وجود خود , که نسخه رازآلود آفرینش است , ذکر شده است . از سوی دیگر خردورزی در کشف رازهای هستی وجه ممیز انسان از سایر موجودات است . در مجموع چون منظور از شناخت پذیری در نظریه های شخصیت , یپروی از جبرگرایی و عینیت است , همانند رفتار گرایان , باید گفت ایرانیان به شناخت ناپذیری نزدیک بوده و با انسان گرایان هماواز بودند .

در آیین باستان , انسان از اراده آزاد برخوردار است . جنبه های زیستی و اجتماعی او هردو به تناسب مورد توجه قرار گرفته , رفتارش از روابط پیچیده و پویا نشات میگیرد و الگوی مناسب برای او ارگانیسم منطقی یا همان الگوی تعقل است . رفتار انسان تابع آثار درونی ( درون کنشی ) بوده , از خویشتنی آزاد برخوردار است و عوامل هشیار ( خرد و عقل ) نقش مهمتری در رفتار او ایفا میکنند . لدا انسان مسئول اعمال خویش به شمار میرود , شناخت و خرد و پندار , بر عاطفه و هیجان تقدم دارد , چون هیجانات مثبت از خرد الهی و اندیشه نیک حاصل می شوند و هیجانات منفی از اهریمن ( خشم , آز و شهوت ) . کردار نیز اهمیت ویژه ای دارد که البته در سلسله مراتب بعد از اندیشه قرار میگیرد و در هر صورت از خرد تبعیت میکند . گذشته در شخصیت انسان نقش ایفا میکند , اما نه در حدی که اراده انسان را سلب نماید . حال مهم است چون نبرد خیر و شر همواره در جریان است و انسان با اندیشه و گفتار و رفتارش میتواند موقعیت خود را در هر لحظه تعیین نماید , به عبارت دیگر پویایی این نظریه که در مفهوم فره وشی نمایان است , حال را مهم می سازد و آینده از آن رو تاثیر گذار است که نظام ایرانی , سیستمی غایت انگارانه است که بر اساس آن , جهان به یک رستاخیز ختم می شود , اما این غایت انگاری به ریاضت طلبی ختم نمی شود و بر عکس , برخورداری این جهان و آبادانی و زندگی توام با آسایش و شادی و شکوه هدفی ستودنی است .

 

بن مایه ها :

1 ) تاریخ طب , دکتر محمود نجم آبادی ج اول

2 ) اوستا ترجمه دکتر جلیل دوستخواه ج اول 216

3 ) نظریه شخصیت یا مکاتب روانشناسی ج پنجم دانشگاه تهران

4 ) مکتبها و نظریه ها در روانشناسی شخصیت , دکتر سعید شاملو ج چهارم


موضوعات مرتبط: روان شناسی در ایران باستان

تاريخ : چهارشنبه 1386/08/23 | 12:7 | نویسنده : محمد رضا عباسپور |
دومین همایش علمی - تخصصی گردشگری دانشجویی با محوریت توسعه منایع انسانی -  پنجشنبه ۱۰ آبان ماه ۱۳۸۶ برگزار خواهد گردید .

زمان : ۹:۳۰ - ۱۶:۱۵

با حضور مقامات سازمان میراث فرهنگی و گردشگری و اساتید و دانشجویان برجسته رشته های مدیریت جهانگردی - مدیریت هتلداری - مدیریت گمرکی و ... اجرا می گردد . 

با ارائه پرینت کارت زیر  می توانید در همایش حضور یابید .

آدرس : تهران - حصارک - واحد علوم و تحقیقات دانشگاه آزاد اسلامی - ساختمان علوم پایه - سالن همایشها ( علامه طباطبایی )

 

صفحه نخست دعوتنامه

صفحه نخست دعوتنامه

 

صفحه دوم دعوتنامه

صفحه دوم دعوتنامه

راهنمای برنامه :

۱ - سرود ملی - تلاوت قرآن - کلیپ دانشگاه آزاد ۱۰-۱۰:۱۵

۲ - سخنرانی مسئول بسیج دانشجویی در مورد فعالیتهای علمی بسیج ۱۰:۱۵-۱۰:۳۰

۳ - پخش کلیپ افتتاحیه۱۰:۳۰-۱۰:۳۵

۴ - سخنرانی نماینده پاس پارین ( محمد رضا عباسپور ) - معرفی پاس پارین و طرح مسابقه همایش -  ۱۰:۳۵-۱۰:۵۰

۵ - کلیپ فعالیتهای پاس پارین ۱۰:۵۰ - ۱۱

۶ - سخنرانی دکتر یاوری ( بررسی و شناسایی نقش نیروی انسانی متخصص در توسعه صنعت گردشگری ایران )۱۱ - ۱۱:۲۰

۷ - کلیپ خلق تخت جمشید ۱۱:۲۰ - ۱۱:۲۵

۸ - سخنرانی دکتر جمال انصاری ( شناخت ابعاد مختلف گردشگری و روشن نمودن زمینه های ارتقای علمی دانشجویان ) ۱۱:۲۵-۱۱:۴۰

۹ - سخنرانی دکتر اسماعیل قادری (ارائه ایده های نوین در جهت علمی نمودن گردشگری و ارائه مسیرهای کاربردی در این مسیر ) ۱۱:۴۰-۱۲

۱۰ - ناهار و نماز ۱۲-۱۳:۳۰

۱۱ - سخنرانی دکتر پیکارجو ریاست دانشکده گردشگری واحد علوم و تحقیقات دانشگاه آزاد اسلامی ( ارائه راهکارهای مناسب جهت بالا بردن سطح علمی کتابها و جزوات و همچنین بررسی دروسی که در رشته گردشگری تدریس می گردد ) .۱۳:۳۰ - ۱۳:۴۵

 ۱۲ - سخنرانی دکتر ضرغام ریاست گروه گردشگری دانشگاه علامه طباطبایی ( ارائه روشهای ارتباط هر چه بیشتر دانشگاهها و مراکز گردشگری )۱۳:۵۰-۱۴:۱۰

۱۳- سخنرانی دکتر جاسبی -ریاست دانشگاه آزاد اسلامی  - ( بررسی راهکارهای ارتباط متقابل بین مسئولان سازمانهای دولتی و خصوصی گردشگری با دانشگاهها ) ۱۴:۱۵-۱۴:۳۰

۱۴ - پخش کلیپ ( خاطرات همایش سال گذشته ) ۱۴:۳۵ - ۱۴:۵۰

۱۵ - سخنرانی دکتر ملک زاده - معاونت سازمان میراث فرهنگی ( آشنایی دانشجویان با امکانات بالقوه کشور در زمینه توسعه منابع انسانی و همچنین نیازهای صنعت گردشگری برای توسعه منایع انسانی ) ۱۴:۵۵ - ۱۵:۱۰

۱۶ - پخش کلیپ آتش سوزی تخت جمشید ۱۵:۱۰-۱۵:۱۵

۱۷ - سخنرانی مهندس مشایی - ریاست سازمان میراث فرهنگ و صنایع دستی و گردشگری ( معرفی و ارائه راهکارهای مناسب جهت برطرف نمودن چالشهای مربوط به دانشجویان - شناسایی ابزارهای راهبردی و کاربردی در صنعت گردشگری ) ۱۵:۱۵-۱۵:۴۰

۱۸ - سخنرانی امید رحمانی - مدیر گروه پاس پارین ۱۵:۴۰ - ۱۶

۱۹ - مراسم اهداء جوایز ۱۶-۱۶:۱۵

                                                   

                                                                                    با تشکر

                                                                           محمد رضا عباسپور

                                                                     گروه گردشگری پاس پارین           

                                           تصاویر همایش             

 محمد رضا عباسپور

مدیر روابط عمومی پاس پارین

امید رحمانی - مدیر پاس پارین

 امید رحمانی - مدیر پاس پارین 

 

 

دکتر اسماعیل قادری مهمان و مشاور پاس پارین 

دکتر اسماعیل قادری  

دکتر طالع

دکتر طالع 

دکتر جمال انصاری

دکتر جمال انصاری

جلسه پرسش وپاسخ

جلسه پرسش و پاسخ 

از راست به چپ : دکتر جمال انصاری - دکتر حسین یاوری - دکتر محمد طالع - دکتر طباطبایی

 مهمانان

 مهمانان

 

 


موضوعات مرتبط: دومین همایش علمی و تخصصی گردشگری دانشجویی

تاريخ : شنبه 1386/08/05 | 8:41 | نویسنده : محمد رضا عباسپور |

متن اعلاميه جهاني حقوق بشر  برگرفته از قانون کوروش

ماده 1 – همه افراد بشر آزاد و با حيثيت و حقوق يكسان زاييده مي شوند و داراي موهبت خرد و وجدان مي باشند و بايد با يكديگر با روحيه برادري رفتار كنند.
ماده 2 – هر كس مي تواند از كليه آزادي ها كه در اعلاميه حاضر به آن تصريح شده است, بي هيچ گونه برتري, منجمله برتري از نظر نژاد و رنگ و جنس و زبان و دين يا هر عقيده ديگر, و از نظر زاد و بوم يا موقعيت اجتماعي, و از نظر توانگري يا نسب يا هر وضع ديگر بهره مند گردد. نيز هيچ امتيازي بر اساس نظام سياسي يا قانوني يا بين المللي مربوط به كشور يا سرزميني كه شخص از تبعه آن محسوب است وجود نخواهد داشت, خواه سرزمين مزبور مستقل باشد يا زير سرپرستي, خواه فاقد خودمختاري باشد يا سرزميني كه حاكميت آن به شرطي از شروط محدود شده باشد.
ماده 3 – هر كس حق دارد از زندگي و آزادي و امنيت شخص خويش برخوردار باشد.
ماده 4 – هيچ كس را نمي توان به بندگي يا بردگي گرفت. بندگي و سوداگري بنده در هر شكل كه باشد ممنوع است.
ماده 5 – هيچ كس را نمي توان شكنجه كرد يا مورد عقوبت يا روش وحشيانه و غير انساني يا اهانت آميز قرار داد.
ماده 6 – هر كس داراي اين حق است كه شخصيت حقوقي او در همه جا مراعات گردد.
ماده 7 – همه افراد در پيشگاه قانون يكسانند و حق دارند كه بي هيچ تفاوت از پشتيباني قانون به طور برابر استفاده كنند.
هر كس حق دارد در مقابل هر گونه تبعيض كه ناقض اين اعلاميه باشد و در مقابل هر گونه عملي كه چنين تبعيضي را تشويق كند, از حمايت يكسان قانون برخوردار گردد.
ماده 8 – هر كس مي تواند از تعدي به حقوق اصلي كه به موجب قانون اساسي يا قانون هاي ديگر براي او شناخته شده است به دادگاه هاي صلاحيت دار ملي متوسل گردد تا حقش استيفا شود.
ماده 9 – هيچ كس را نمي توان خودسرانه بازداشت كرد يا زنداني ساخت يا تبعيد نمود.
ماده 10 – هر كس حق دارد با استفاده كامل از تساوي حقوق با ديگران, دعواي او در يك دادگاه مستقل و بي طرف عادلانه و علني رسيدگي شود و آن دادگاه درباره حقوق و تعهدات او, يا صحت هر گونه اتهام كيفري كه به او متوجه باشد حكم دهد.
ماده 11 – 1) هر كس متهم به ارتكاب جرمي باشد, تا وقتي تقصير او طي محاكمه علني كه در آن هر گونه تضمين ضروري براي دفاع تأمين شده باشد قانونا به اثبات نرسد, بيگناه محسوب مي شود.
2 ) همچنين هيچ كس به علت ارتكاب عملي يا خودداري از عملي محكوم نخواهد شد مگر وقتي كه آن كار به موجب قوانين ملي يا بين المللي در هنگام ارتكاب, جرم محسوب باشد. نيز هيچ كس به مجازاتي بيش از مجازات مقرر در هنگام ارتكاب جرم محكوم نخواهد شد.
ماده 12 – زندگاني خصوصي يا امور خانوادگي يا محل سكونت يا مراسلات كسي نبايد در معرض دخالت خودسرانه واقع شود. نيز به حيثيت و حسن شهرت هيچ كس نمي توان حمله كرد.
هر كس حق دارد در اين گونه دخالت ها يا اين گونه تجاوزها, از پشتيباني قانون برخوردار گردد.
ماده 13 – 1) هر كس حق دارد در داخل هر كشور آزادانه نقل مكان كند و هر كجا بخواهد اقامت گزيند.
 هر كس مي تواند هر كشوري را كه بخواهد, من جمله كشور خود را, ترك كند و مي تواند به كشور خود باز گردد.2 )
ماده 14 – 1) هر كس حق دارد براي گريز از هر گونه شكنجه و فشار به جايي پناهنده شود. نيز مي تواند در ساير كشورها از پناهندگي استفاده كند.
 2 ) در جرايم غير سياسي يا اموري كه مخالف با اصول و هدف هاي ملل متحد باشد نمي توان از حق پناهندگي استفاده كرد.
ماده 15 – 1) هر كس مي تواند هر مليتي را بخواهد بپذيرد.
 هيچ كس را نمي توان خودسرانه از مليت او محروم ساخت يا حق تغيير مليت را از او سلب نمود.2 )
ماده 16 – 1) زن و مرد وقتي به سن ازدواج برسند مي توانند بدون هيچ قيد نژادي و ملي و ديني ازدواج كنند, و خانواده بنياد گذارند. آنان به هنگام زناشويي و در اثناء و هنگام انحلال آن داراي حقوق متساوي مي باشند.
 عقد ازدواج جز با رضاي آزادانه همسران آينده, قانوني نيست.2 )
 خانواده عنصر طبيعي و اساسي اجتماع است و بايد از پشتيباني جامعه برخوردار باشد.3 )
ماده 17 – 1) هر كس به تنهايي يا با شراكت ديگري داراي حق مالكيت است.
 2 ) مالكيت هيچ كس را نمي توان بر خلاف قانون از وي سلب كرد.
ماده 18 – هر كس داراي حق آزادي فكر و ضمير و دين است. لازمه اين حق آن است كه هر كس خواه به تنهايي يا با ديگران علني يا خصوصي از راه تعليم و پيگيري و ممارست, يا از طريق اقامه شعاير و انجام مراسم ديني, بتواند آزادانه, دين و يقينات خود را ابراز كند.
ماده 19 – هر كس آزاد است هر عقيده اي را بپذيرد و آن را به زبان بياورد و اين حق شامل پذيرفتن هر گونه رأي بدون مداخله اشخاص مي باشد و مي تواند به هر وسيله كه بخواهد بدون هيچ قيد و محدوديت به حدود جغرافيايي, اخبار و افكار را تحقيق نمايد و دريافت كند و انتشار دهد.
ماده 20 – 1) هر كس حق دارد آزادانه در احزاب و جماعت هاي مسالمت آميز شركت جويد.
 هيچ كس را نمي توان وادار ساخت به حزبي بپيوندد.2 )
ماده 21 – 1) هر كس حق دارد مستقيما يا بوسيله نمايندگاني كه آزادانه انتخاب شده باشند در اداره امور عمومي كشور خود شركت جويد.
 هر كس حق دارد مانند ديگران متصدي مشاغل عمومي كشور خود گردد.2 )
 3 ) اراده ملت اساس قدرت اختيارات ملي است؛ اين اراده بوسيله انتخابات شرافتمندانه صورت مي گيرد كه دوره به دوره از طريق انتخابات عمومي يكسان, با رأي مخفي يا بنا به روشي مشابه با آن كه آزادي رأي را تأمين مي كند, انجام مي يابد.
ماده 22 – هر كس از حيث اينكه عضو جامعه محسوب است حق دارد از تأمين اجتماعي برخوردار گردد و مي تواند به كمك كوشش ملي و ياري بين المللي با توجه به سازمان و امكانات هر كشور از حقوق اقتصادي و اجتماعي و فرهنگي كه با حيثيت و تكامل آزاد شخصيت انساني ملازمه داشته باشد بهره ور گردد.
ماده 23 – 1) هر كس حق كار و حق برگزيدن آزادانه كار با شرايط عادلانه و ارضاء كننده دارد, نيز حق دارد كه در مقابل بيكاري حمايت شود.
 هر كس در مقابل كار مساوي, بدون هيچ گونه رعايت امتياز, حق دستمزد مساوي دارد.2 )
 3 ) هر كس در مقابل كار, حق دارد دستمزدي منصفانه و ارضاء كننده دريافت كند كه براي او و خانواده اش و در صورت مقتضي حق دارد از كليه وسايل حمايت اجتماعي استفاده نمايد.
 هر كس حق دارد براي پشتيباني از منافع خود, با ديگران تشكيل سنديكا بدهد و عضو سنديكايي شود.4 )
ماده 24 – هر كس حق استراحت و استفاده از ايام فراغت دارد, من جمله حق دارد ساعات كارش به طور معقول محدود باشد و از مرخصي نوبتي با دريافت حقوق استفاده كند.
ماده 25 – 1) هر كس حق دارد از سطح يك زندگاني برخوردار باشد كه سلامت و رفاه او و خانواده اش, من جمله خوراك و لباس و مسكن و رسيدگي هاي پزشكي آنان را تأمين كند. همچنين حق دارد از خدمات ضروري اجتماعي در هنگام بيكاري و بيماري از اراده او, وسايل معاش وي مختل گردد استفاده كند.
 2 ) مادر بودن و فرزند بودن, استفاده از كمك و مساعدت مخصوص را ايجاب مي كند. 3) هر كودك خواه حاصل زناشويي قانوني باشد يا غير قانوني, از حمايت اجتماعي برابر برخوردار مي گردد.
ماده 26 – 1) هر كس حق دارد از تعليم و تربيت استفاده كند. تعليم و تربيت بايد دست كم در مورد آموزش ابتدايي و اساسي رايگان باشد. تعليمات فني و حرفه اي بايد براي همه ممكن باشد. دسترسي به تعليمات عاليه بايد براي همه و بنا به شايستگي هر كس امكان پذير باشد.
 هدف تعليم و تربيت بايد شكوفايي كامل شخصيت بشري و تقويت احترام به حقوق بشر و آزادي هاي اساسي باشد.2 )
تعليم و تربيت بايد حسن تفاهم و گذشت و دوستي بين همه ملت ها و همه گروه ها از هر نژاد يا هر دين, همچنين گسترش فعاليت هاي ملل متحد را براي حفظ صلح تسهيل كند.
 پدر و مادر براي تعيين نوع تعليم و تربيت فرزند خود حق اولويت دارند.3 )
ماده 27 – 1) هر كس حق دارد آزادانه در زندگاني فرهنگي اجتماع شركت جويد و از اقسام هنرها استفاده كند و در پيشرفت علمي و بركات حاصل از آن سهيم باشد.
 2 ) هر كس حق دارد از منافع اخلاقي و مادي ناشي از هر گونه دستاورد علمي و ادبي يا هنري كه آن را به وجود آورده باشد حمايت شود.
ماده 28 – هر كس حق دارد بكوشد تا در سطح اجتماعي و جهاني چنان سامان و نظمي حكمفرما شود كه حقوق و آزادي هايي كه در اين اعلاميه اعلام شده است در آن سطح به نتيجه كامل برسد.
ماده 29 – 1) هر كس نسبت به اجتماعي كه فقط در آن اجتماع رشد آزاد و كامل شخصيت او امكان پذير است تكاليفي بر عهده دارد؛
 2 ) هر كس در اجراي حقوق و در مقام برخورداري از آزادي هاي خويش, تنها از محدوديت هايي پيروي مي كند كه قانون منحصرا به منظور تأمين شناسايي و حرمت حقوق و آزادي هاي ديگران, بالجمله براي تحقق بخشيدن به مقتضيات عادله اخلاق و نظام اجتماعي و مصلحت عمومي, در يك جامعه دموكرات وضع كرده باشد.
 3 )  در هيچ حال نمي توان حقوق و آزادي هاي مزبور را به نحوي به كار برد كه با هدف ها و اصول ملل متحد منافي باشد 
ماده 30 – هيچ يك از مقررات اعلاميه حاضر را نمي توان به نحوي تفسير كرد كه براي دولتي يا گروهي يا فردي متضمن حقي شود كه بنا بر آن, بتواند به فعاليتي دست زند يا كاري انجام دهد كه هدف آن از بين بردن حقي از حقوق و آزادي هاي مذكور در اين اعلاميه باشد.


موضوعات مرتبط: متن اعلاميه جهاني حقوق بشر برگرفته از قانون کوروش

تاريخ : شنبه 1386/07/28 | 11:10 | نویسنده : محمد رضا عباسپور |

میتراییسم

 

کیش میترائیسم (آیین میترا یا مهر پرستی)

 

 

در کیش کهن میترائیسم (آیین میترا یا مهر پرستی)اسطوره ای به این شرح وجود دارد:

......میترا پس از صرف شام مقدس با پیروان خود به آسمان صعود میکند.وسیله صعود ,گردونه چهار اسبه اوست.در نقاشی های یافته شده دو ایزد به نامهای سُل و هلیوس گردونه را می رانند.میترا در آسمان نیز از یاری به مردمان و آنانی که مومن به کیش باشند خودداری نمیکند.ارواح پیروان را برای گذراندن از هفت طبقه آسمان راهنمائی می کند تا به طبقه هشتم که جایگاه نور و آرامش مطلق  است برسند.البته این موضوع کنایه ای است از اینکه افراد بایستی طی مراحل هفت گانه تزکیه و تصفیه روح از دلبستگی ها آزاد شوند تا با سبکباری به مر حله و درجه ای دیگر برستد و پس از طی هفت مرحله به نور مطلق و کمال دست یابند.درباره ترتیب هفت درجه یا هفت مقام در میان محققان جز در یک مورد ,اختلافی وجود ندارد و آن درباره مقام دوم است که شرحش در ذیل خواهد آمد.

هفت مقام روحانی به ترتیب عبارتند از :

نخست مقام کلاغ که آن را پیک نیز میگویند,دوم  مقام کری فیوس یا کریپ توس که به معنای پنهان و پوشیده است,سوم مقام سرباز ,چهارم مقام شیر ,پنجم مقام پارسی .ششم مقام خورشید,هفتم مقام پدر یا پدر پدران .چون پیروان میترا از زبان یونانی هم استفاده میکردند در نامگذاری این هفت مقام نیز زبان یونانی را به کار گرفته اند.

میترا پس از کشتن گاو و ضیافت مقدس ,با گردونه افتاب به آسمان صعود کرد که به زعم آریائیان هنگام رستاخیز به عنوان یک ناجی یا سوشیانت به زمین باز خواهد گشت.

در کیش مانی نیز میترا نجات بخش جهان در رستاخیز پیش از اشتعال جهان معرفی شده است.

میترا در آسمان هادی ارواح مومنان است.ارواح بایستی از هفت سپهر بگذرد و در هر سپهری (فلکی)یکی از آخشیج های فانی را از خود دور کنند تا سر انجام در فلک هشتم منزه و پاک به وسیله اهورامزدا وارد نور محض شوند.برای مومنان رسیدن به مقام والا مستلزم آن بود تا هفت دوره تصفیه و تزکیه را بگذرانند.در هر مقامی به سوی پیشرفت ,مشقات و دشواری ها و شکنجه ها یی وجود داشت که مریدان و سالکان بایستی آنها را متحمل گردند.کسانی که از مرحله ششم گذشته به مقام هفتم می رسیدند بسیار اندک بودند,ولی اینان بودند که به وسیله خود اهورامزدا و میترا فروغ جاودانی و آخرین پایه آسمانی جای می گرفتند.و اما شرح هفت مقام.

 

مقام اول

برابر روایت پُرفیریوس ,مقام اول ,مقام خدمتکاران مهرابه بوده است.کسانی که میخواستند در زمره پیروان در آیند,زیر نظر پدر مقدس به جرگه مومنان پذیرفته میشدند.

گفته های پژوهشگر و مورخ مزبور با کشفیات باستانی سازگار است,چون  در برخی از پرده های نقاشی,کسانی که خود را به شکل کلاغ در آورده اند,سرگرم پذیرایی از شرکت کنندگان در مجلس صرف طعام مقدس هستند.کسانی که میخواستند به جرگه وارد شوند ناچار بودند یک سلسله مراسم و تشریفات را به جای آورند.

این مراسم راکروینا یا کرواسی نا-ساکرا می نامیدند.هنگامی که این مراسم به پایان پدر یا پیر مقدس آنان را کلاغ مقدس خطاب میکرد و این بدان معنا بود که مقام آنها رسمی شده است و از این هنگام بود که آنها در مهرابه ها ملبس به پوشش کلاغ می شدند و در پاره ای تشریفات از صدا و حرکات کلاغ تقلید می کردند.در حقیقت این پست ترین مقام در مقانات کیش میترایی بود.

 

مقام دوم

این مقام کری فیوس بود که برخی از پژوهندگان آن را مقام کرکس معرفی کرده اند و تحریف شده کلمه یونانی گرپس میدانند که به معنی کرکس است.لیکن باید این مقام را مقام پوشیدگان دانست.گروهی که در مدارج ابتدائی هستند,حق شرکت در مراسم را ندارند و باید با تلاش و جدیت تعالیم لازم را فرا گیرند تا به مقام بالا راه یابند.در تصرف و عرفان اسلامی ایران ,این مرحله یکی از درجات سلوک است که به اتحاد خالق و مخلوقات و مخلوق تعبیر می شود.در کیش میترایی ,زنان را در آئین راهی نیست ,زیرا اشاره و نشانه ای تا کنون پیدا نشده که با صراحت ,آن چنانکه قانع کننده باشد,دلیل بر راه داشتن زنان در آئین میتر باشد.

هنگامی که در مهرابه سرودهای دینی خوانده می شد همسرایان و نوازندگان باید نیمف ها بوده باشند.در پایان سرود خوانی ,زنگ می زده و صدای ناقوس را بلند می کرده اند(نواختن زنگ از ایران همراه میترا به اروپا رفت).یکی از مراسم زرتشتیان که در آتشکده ها انجام می گرفت نواختن زنگ بود.هنوز هم در آتشکده ها در مواقعی ویژه زنگ می زنند.

نا گفته نماند که شرابی که میترائیان مصرف می کردندهمان هئوم ,شیره گیاه هوم بود,ولی چون این گیاه درز اروپا وجود نداشت تا از آن شادی انگیز نداشت,آب انگور یا شراب مصرف می کردند.در نقاشی هنگام زادن میترا از تخته سنگ (ابر,آسمان)در دستش خوشه انگوری است که اشاره به همین اصل است.

 

مقام سوم

سومین مقام ,منصب سرباز است.در متن اوستایی مهریشت ,میترا خدای شکست ناپذیر جنگ است و سرباز و جنگاوران در آوردگاه از او یاری می جویند و میترا نیز بسرعت به یاریشان می شتابد.جنگاوران مهرآئین ,همواره پیروزی را از آن خود می دانستند.

این نیروی روحی زاده این اعتقاد بود که مهر و یارانش نیز در کنار آنان میجنگند و آنها را به پیروزی می رسانند .بر عکس دشمنان مهر دینان از هیبت این خدا که چنان جرات و جسارتی به آنان می بخشید ,به ترس و بیم و تردید دچار میشدند.

در بندهای اولیه مهر یشت می توان به مقام سرباز و روایط او با میترایی و چگونگی حمایت میترا از وی پی برد.

علامت و نشان سرباز ,کوله پشتی و کلاه خود و نیزه است.سربازان میترا در دو جبهه مشغول جنگ بودند.اول جنگهای معمولی بود که برای نگهداری کشور و گسترش آن صورت میگرفت .آنچه مهم تر بود جنگ و ستیز با نیروهای شر و اهریمنی بود.بنابر درک صحیح کومنت,کیش میترا صرفاً بر اساس اخلاقیات مبتنی بود و بدین سبب آنها موظف بودند تا به هر شکلی که باشد با شر و بدی مبارزه کنند.داخل شدن به مرحله سربتزی نیز دارای تشریفات ویژه ای بود.این را هم باید اضافه کرد که اصولا ,سرباز در رموز آئین میترا کنایه از آخیش با دونمیفوس کنایه از آخشیج آب لست.کسانی که خواهان تشرف به مقام سربازی بودند,مجبور می شدند از آزمایشهای دشواری پیروز و کامیاب به در آیند.آین آزملیشها عبارت بود از گور خوابی که بایستی با تحمل گرسنگی و تاریکی و هول و هراسی که برایشان ایجاد می شد,انجام میگرفت ,سرباز چون برای مدتی در تابوت مصنوعی ,مانند مرده ای میخوابید,قرار می دادند.سالک آنرا می پذیرفت اما بر سر نمیگذاشت,بلکه بر روی شانه نهاده میگفت" میترا تاج سر من است"اگر در این مورد پژوهش بشود معلوم میگردد که این عمل به مثابه مراسم سوگند سربازی است.سالکین در شرایط سختی با گرگ می جنگیدند.دستهای آنان را با روده جوجه می بستند و در گودال آب می افکندند.آنان بایستی با دست بسته به هر نحوی که می توانند خودشان را ازآب نجات دهند.در زمستان باید با پای برهنه روی برف و یخ راه بروند و متحمل گرسنگی و تشنگی بشوند.

آخرین مرحله آزمایش ,تقدیم تاج بود ,تاجی که از شمشیری آویخته بود.این مراسم در سردابهای تاریک و وهم انگیز انجام می شد.در این مراسم سالک تاج را واپس می زد و میگفت میترا تاج سر من است,در این مرحله بود که به منصب سربازی پذیرفته می شد,در این هنگام او را در آب می افکندند

 و بیرون می آوردند که در واقع این عمل به معنای تولد مجدد بود,یعنی گذشته ها محو می شد و او به عنوان سرباز میترا دوباره زاده می شد.

سربازان پس از پذیرفته شدن بایستی وجهه ممیزه ای داشته باشند,به همین جهت پیشانی آنها را با مُهر مِهر داغ میکردند و بالاخره واپسین کار،یعنی مراسم سوگند انجام میگرفت.این مراسم را ساکرامنتوم  میگفتند.

 

مقام چهارم

چهارمین مقام ،منصب شیر بود.در پرده های نقاشی و سنگ برجسته های منقوش ،نقش شیر فراوان است و همین عمل سبب شد که بعد از اسلام،به ویژه در زمان سلجوقیان ،علامت شیر و خورشید بر پرچمها نقش بست،(رابطه شیر و خورشید در ایران باستان پیش از زرتشت وجود داشته است)در این پرده ها کسانی که به مقام چهارم رسیده اند گاه در حال خدمتگذاری و گاه در حال اهدای هدایا به حضور میترا نشان داده شده اند.

این طبقه نیز ناگزیر از گذراندن آزمایشهایی بودند که البته دیگر تحمل ریاضات و شکنجه های بدنی نبود،بلکه باید به ورزیدگی های روانی ،شایستگی اخلاقی،وحدت ذهنی و خلاصه فهم اسرار دست می یافتند چنانکه گفته شد شیر کنایه از آتش است.روایات رمزی میترایی ،حاکی از آن است که در واپسین روز در عمر جهان ،آتش سوزی بزرگی رخ خواهد داد.در این آتش سوزی ناپاکان خواهند سوخت و پاکان مثل اینکه در چشمه ای شستشو می کنند،آسایش خواهند داشت.

  

مقام پنجم

پنجمین مقام ؛مقام پارسی بوده است،مقام پارسی گذشته از وجوه رمزی ،کنایه ای است که با طبیعت و روئیدن گیاهان پیوند دارد و میان پیروان کیش میترا ،نشان آزادی و آزادگی بوده است.بی گمان مهری دینان،آزادی و آزادگی و شجاعت را یکی از وجوه مشخص ایرانیان می دانستند که آن را مقام پارسی نامیده اند.دستهای کسانی را که به این مرحله می رسیدند،طی تشریفات ویژه ای ،با عسل پاک میکردند و بر سرشان کلاه فریژی که میترا بر سر داشت و کنایه ای از آزادی و آزادگی بود می نهادند.

یکی از نشانهای ویژه پارسی هلال ماه و داس است که در واقع این هر دو بار درو و دروگری مناسب دارد.

چون با قربانی کردن گاو،گیاهان می روئیدند،فرد پارسی با داس خود ساقه های خوردنی را درو کرده برای تامین معاش انبار میکرد.در صحنه های نقاشی دیواری،یکی دیگر از نشانه های رمزی پارسی،یعنی هلال ماه نشان داده می شود.پیش از این اشاره شد که در مراسم تشرف به مقام پارسی،دستهای شخص را با عسل تطهیر می کردند،این کار کنایه از وجود خیر و برکت،ثروت و نعمت در میان ایرانیان بود.برابر با زمینه اعتقادی در ایران باستان (پیش از ظهور زرتشت)،ماه سرچشمه عسل بوده است.پس از کشته شدن گاو،نطفه اش به ماه رفته در آنجا پاکیزه میشد و همین نطفه بود که موجب قوام و رویش گیاهان و سلامت و ازدیاد چارپایان میگشت.

پس ماه در حقیقت آن گونه که به روشنی در امستا و نامه های پهلوی اشاره شده حافظ گیاهان و چارپایان ، نشان ویژه مقام پارسی و سرچشمه عسل است.هنوز هم در ایران این عقیده کهن به ویژه میان کشاورزان باقی است که نور ماه در رویاندن و به ثمر رساندن گیاهان و میوه ها تاثیر بسزایی دارد.

 

مقام ششم

ششمین مقام ؛منصب خورشید است،ولی در حقیقت نماینده خورشید یا سل و یا پیک هلیوس است سل خدای خورشید در میان رومیان و هلیوس خدای خورشید در اساطیر یونان باستان است.در کتاب اوستا به ویژه یشت دهم که ویژه میثر(مهر)است،میترا و خورشید روابط بسیار نزدیکی با هم داشته در واقع متحد هم هستند و آنقدر و آنقدر به هم نزدیک اند که مهر،پرتو خورشید معرفی شده است.آئین میترا چون به اروپا راه یافت و شایع شد،رومیان خدای خود را به جای خورشید ایرانی نهادند.سل خدای خورشید و در یونان هلیوس خدای خورشید نامگذاری شد.

بنا به باور رومیان،میترا پس از تولد،همه موجودات و آخشیج ذها را رام کرده آنگاه با خورشید زورآزمایی نمود و اورا زیر فرمان خود آورد و رابطه بین آن دو بسیار صمیمی و دوستانه شدو این نخستین پیوند میترا با آیین رومیان بود.

میترا و سل نیز پس از کشته شدن گاو،در مجلس تودیع و ضیافت،در کنار هم و در میان گروه پیروان گوشت و خون گاو،نان و شراب را صرف کردند و پس از آن با گردونه خورشید به آسمان رفتند.اگر پارسی معرف و نشانه و نماینده عنصر مشخصه ایرانی در مقامهای هفت گانه است،هِلدیودروُموس نیز شاخص عنصر رومی است،چون در مجمع مهری دینان،وی پیک خورشید است.او همچنین نماینده سل-هلیوس در صحنه هایی از نقاشی های کشف شده هِلدیودروُموس(پیک خورشید)و سل هر دو حاضرند و از نظر لباس شباهت تام دارند و برای هر دو،رنگهای مشابهی به کار برده شده است.

 

مقام هفتم

این مقام والاترین و عالی ترین مرحله تشرف برای یک سالک میترایی بوده،این مقام را مقام پتر یا پدر و پدر پدران می نامیدند. پدران در حقیقت عالیترین مناصب را در آئین میترایی داشتند  و همین لقب را عیسویان از مراسم میترایی اقتباس کردند دم به خئد نسبت دادند. هفت منصب روحانی و هفت مقام برای تکمیل و ارتقاء مدارج در میان فرقه باطنیه یا اسماعیلیان تقلیدی از همین بنیان میترایی بود.میان صوفیه نیز هفت وادی سلوک بر اساس همین هفت مرحله میترایی بنا شد.جالب توجه است که مقام پیر در تصوف و عرفان بایستی الگوی بی خدشه ای از مقام پتر(پدر)در آئین نیترایی باشد.در کیش میترایی مقام هفتم مقام عقاب بود که نهایی ترین مرحله ارتقاء میترایی بود.

وقتی که به عرفان می نگریم،به ویژه در منطق الطیر عطار،متوجه می شویم که سیمرغ نهایی ترین مدارج کمال صوفیه به شمار می رفته است.مقام پدر پدران که بسیار پارسا بود و عالی ترین مقام دیگ نیس سی موس را در مدارج میترایی داشت،در ادبیات پارسی بویژه در اشعار حافظ به پیر مغان تبدیل گردید:

 

حلقه پیر مغانم ز ازل در گوش است                   برهمانیم که بودیم و همان خواهد بود

یا:

گر مدد خواستم از پیر مغان عیب مکن              پیر ما گفت که در صومعه همت نبود

 

و در جای دیگر از مُهر مهر پرستان یاد میکند می گوید:

یاد باد آنکه نهانت نظری با ما بود                     رقم مهر تو بر چهره ما پیدا بود

 

و بویژه در بیت زیر به کلاه فریژی یا کلاه شکسته مهری اشاره میکند*.

یاد باد آنکه نگارم چو کله بشکستی                 در رکابش مه نو پیک جهان پیما بود

 

باید توجه داشت که حافظ این غزل را با توجه به آئین میترا که خود از سالکان آن بوده سروده است.هنگام برگزاری تشریفات و مراسن در مهرابه،پدر یا پیر که در پارسی پیر مغان است لباسی همسان لباس میترا می پوشید و کلاه شکسته مهری بر سر می نهاد.

نشان ویژه عصایی و حلقه ای بود.وی دانای اسرار،مرشد اعظم و روحانی بزرگ به شمار می رفت و همه امور مهرابه از نظرش می گذشت.تازه واردان و سالکان تازه با نظر وی پذیرفته می شدند.ترفیع درجات و آزمایشهای راهروان راه میترا با نظر وی انجام می گرفت او مغان اعظم بود،نماینده میترا محسوب می شد و اعمال دینی را شخصاً انجام می داد.با همه احوال،این مردمان یعنی پیروان میترا در مهرابه برادری و برابری تام داشتند و این برادری و برابری از مشخصات آن دروره بشمار می رفت.

 

*کلاهی است که از قسمت بالا به سوی جلو برگشته و به اصطلاح مهری دینان شکسته است و آنان برای تشخیص به پیروی از میترا آن کلاه را بر سر می نهادند.


موضوعات مرتبط: گذری بر ادیان باستان - میتراییسم

تاريخ : شنبه 1386/07/28 | 11:8 | نویسنده : محمد رضا عباسپور |

پرچم چین

 چین

 درخشان باشکوه وکثیر المله با عادات و رسوم متفاوت است این کشور.  در عین حال نیروی بالقوه ای برای توسعه دارد. به دنبال توسعه اقتصادی و گشایش بیش از پیش درهای باز در چین ، گردشگری و چین گردی نیز بیشتر مورد توجه قرار گرفته است . هم اکنون تعداد مناظر زیبا در مناطق سراسر کشور فزونی گرفته وساختارهای زیربنایی به طور مستمر افزایش می یابد و شمار جهانگردان نیز سال به سال بیشتر می شود.  

 

نقشه چین


    تنوع منابع چین گردی زیاد و انواع ان فراوان است . به لحاظ چشم انداز عوارض زمین ، نگرش به اعماق دریاچه "ا دین " واقع در حوضه تورفان که از سطح دریا پائین تر است ، تا قله اورست بلندترین قله جهان با ارتفاع 9003 متر بیانگر بی نظیر بودن مناظر و طبیعت زیبای چین است. منابع اب و هوایی چین نیز متغیر است . چین دارای آب و هوایی چهار فصل است و در بعضی نقاط آن به فاصله تنها چند کیلومتر چند نوع آب و هوا وجود دارد .
    چین یکی ازمنشاهای تمدن های جهان و دارای تاریخ و فرهنگ درخشان است و میراث گرانبهای آن سینه به سینه نقل شده و به منابع گردشگری فوق العاده پرارزش تبدیل شد ه است.از زمان تاسیس چین نو در سال 1949 میلادی تا به حال در میان 34 واحد اداری در سطح استان ، 29 خرابه مربوط به عصر حجر کشف گردیده است .
    در میان بسیاری اثار دیدنی و مکان های باستانی چین ، مجسمه های سربازان و اسبان سفالی امپراتور چین شی خوان ، یکی از 8 اعجازجهان شناخته می شود و موزه مربوط به آن نیز سالانه توجه بیش ازیک میلیون گردشگر را به خود جلب می کند . نقاشی های دیواری در غارهای سنگی "دون هونگ " انبار گنجینه هنر جهان دانسته می شود .دیوار چین در این کشور شهرت جهانی دارد و هر گردشگر خارجی که به دیدن چین می اید از آن بازدید می کند .
به علاوه در چین 56 ملیت زیست می کنند و هر یک از انان دارای تاریخ و فرهنگ و عادات و رسوم مخصوص به خود است که به چشم انداز انسانی غنی و رنگارنگی تبدیل شده است .

گردشگری گوناگون : 


    از سال 1992 تا به حال اداره گرد شگری ملی چین ، به منظور تبلیغ و معرفی بهتر منابع گردشگری چین برای جهانگردان ،گردشگری با موضوع حاکی ازعادات و رسوم و مناظر زیبای متفاوت را تشکیل داده و سلسله فعالیت های گردشگری ، خطوط چین گردی جالب ، گردشگری با ویژگی و سیاست مساعدت به فروش درمناطق فرامرزی را تنظیم کرده است. امسال این فعالیت برگیرنده موضوع"چین گردی میان مردم " است .

 

چین

    چین قدمتی تمدن پنج هزار ساله دارد که مردم ان دارای حسن خلق و صفاتی چون پشتکاری و شجاعت و پاکی و مهربانی بوده روش زندگی و رژیم غذایی و عادات خاص خود را دارند. زندگی پر مضمون رنگارنگ مردم چین ، بخشی مهمی از فرهنگ این کشور بوده و به منبع چین گردی پر ارزش انسانی تبدیل شده است.
    زندگی مردم چین به لحاظ مسکن –رژیم غذایی – البسه و تفریح – بی پایی جشن – عادات و رسوم دارای ویژگی شرقی بوده و چهره معنوی و خوش اخلاقی ملیت چین را نمایان می کند. هدف از گردشگری مردمی، تعمیق آشنایی جهانگردان با جامعه و زندگی مردم چین است تا آنان از نزدیک شاهد شیوه زندگی مردم این کشور و فرهنگ جالب چیننیان باشند.   عناوین موضوع چین گردی اداره گردشگری ملی چین در سالهای اخیر سال1992: سال دیدار دوستانه سال1993:گردشگری در کوهها و رودهای چین سال 1994:گردشگری برای اثار تاریخی و مکانهای باستانی سال1995: گردشگری برای عادات و رسوم مردمی سال 1996: گردشگری برای استراحت و تفریح سال1997:سال چین گردی سال1999: گردشگری محیط زیست 99 سال2000: گردشگری هزاره در چین سال2000 سال2001: گرد شگری سالم سازی و ورزش چین سال2001 سال2002:گردشگری هنرهای مردمی چین سال2003: گردشگری کشور هنر آشپزی چین سال2004: گردشگری در زندگی مردمی چین

 

                                                                                        دیوار چین

 دیوار بزرگ چین :
 همانطور كه مي دانيد يكی از شاهكارهای معماری بشر، ديوار چين است. دیوار چین در سال 1987 توسط سازمان یونسکو، جزو یکی از آثار باستانی دنیا قرار گرفت. این دیوار مانند یک اژدهای عظیم، به طول 6700 کیلومتر از میان صحراها، چمنزارها، کوه ها و فلات ها، از غرب تا شرق کشور چین عبور کرده است. اين ديواردر حدود ۲۷۰۰ سال پيش ساخته شده است که در حال حاضر قسمت هایی از آن در حال تخریب است یا به کلی ناپدید شده است. ديوار چين تنها ساخته بشر است که اگر از جو زمين خارج شويم، ميتوانيم آنرا ببينيم. با این حال، این دیوارهنوز هم یکی از جاذبه های گردشگری در دنیا به شمار می رود که دارای معماری با شکوه و عظیمی است و از لحاظ تاریخی ارزش بسیاری دارد و با عظمتی كه دارد هزاران چشم را به خود خيره نگه می دارد.

 پیشینه این دیوار :
این دیوار عظیم الجثه در اصل در ایالات "یان"، "زائو" و "کین" در فصول مختلف سال در برابر هجوم لشگر های متخاصم، همانند یک دیواره دفاعی و یک اثر نفوذ ناپذیر، برای جلوگيری از يورش قبيله های وحشی به شهرها ساخته شده است.
این دیوار که در طول حکومت پادشاهان مختلف بارها تعمیر و بازسازی شده و گسترش یافته است، در حقیقت هنگامی که برای اولین بار بنا شد، به عنوان دژی مستحکم و مستقل به شمار میرفت و پس از آن در هنگام امپراطوری "کین" به دیوار عظیمی مبدل شد. امپراطور "کین شیهوانگ" پس از متحد شدن ایالات چین، تلاش کرد تا با مرتبط ساختن قسمت های این دیوار در قسمت های شمالی به یکدیگر، حملات لشگریان "هان" دا دور سازد. از آن پس، این دیوار بزرگ به عنوان بنای یادبود ملت چین در طول تلریخ، بر شمرده می شده است. دیدار و گشت و گذار از این دیوار ، همانند سفری به گذشته های تاریخ است. زیرا در هر قدمی که بر میدارید، با یکیاز شاهکارها و عجایب معماری روبرو می شوید.

 
معماری و ساختمان دیوار:
نحوه ساخته شدن این دیوار بسیار جالب است. در ساختن این دیوار، از مصالح و نیروهای انسانی بیشماری از جمله سربازان، زندانیان و مردم بومی استفاده شده است. دیوار چین سمبل و نشانه بارزی از خرد، پشتکار و سر سختی مردم چین است.
اما يكی از نكات جالب توجه كه در ساخت اين ديوار وجود دارد، استفاده از آرد برنج در ساختار آجرهای آن است. به اين شكل كه معماران و طراحان ديوار چين برای آنکه به آجرهای ديوار استحكام بيشتری ببخشند، به تركيبات سازنده آن، آرد برنج نيز افزودند تا دوام و قدرت ديوار را افزايش دهند.
در قسمت های مختلف دیوار تفاوت نژادها و قوم های مختلف به نح بسیار چشمگیر و باور نکردنی، قابل مشاهده است. قسمت اعظم این دیوار که امروزه شاهد آن هستیم، در زمان امپراطوری "مینگ" ساخته شد. که از گذرگاه shanhaiguan در شرق چین شروع شده و تا گذرگاه jiayuguan در غرب ادامه دارد که در این میان از استان های Liaoning ، Hebei ، Beijing ، Tianjin ، Shanxi ، Inner Mongolia ، Ningxia ، Shaanxi و Gansu عبور می کند.

 
نگهداری و محافظت از دیوار:
آکادمی دیوار بزرگ چین، برای محفظت از این اثر باستانی تاسیس شده است. پس از بررسی و تحقیقی که بر روی این دیوار در استان های مختلف انجام شد، در تاریخ 12 دسامبر 2002 میلادی، مسئولین این آکادمی اعلام کردند که بلایای طبیعی از یکسو و تخریب و ویرانی به دست افراد از سویی دیگر باعث شده است که تنها 30 درصد از این دیوار از شرایط خوب و قابل قبولی برخوردار باشد. این تحقیق به مدت 45 روز، بر روی 101 قسمت مختلف دیوار انجام شد.

 
سابقه فرهنگی دیوار :
این دیوار نمادی قابل توجه از فرهنگ مردم چین به شمار میرود. در این دیوار ترکیبی از سمبل های مردمی و اسطوره های چین به چشم میخورد. اما زیباترین و درعین حال غم انگیز ترین افساته ای که دراینباره نقل شده است، درباره فروریختن قسمتی از دیوار به خاطر "منگ چیانگنو" است. وی پس از کشته شدن شوهرش در حین ساخت این دیوار، در غم او بسیار گریست و پس از آن سرگذشت تلخ و غم انگیزی پیدا کرد. این داستان در کتاب ها و ترانه های عامیانه و اپراهای قدیمی نقل شده است و در میان مردم چین، بسیار مشهور است.

 
مسافرت در طول دیوار:

اگر تمایل دارید که از این دیوار بازدید نمایید، بهترین منطقه برای شروع، "سیماتای" است که در 110 کیلومتری شمال شرقی بیجینگ (پکن) قرار گرفته است. زیرا این منطقه از دیوار، هنوز هم فرم اصلی و واقعی خود راحفظ کرده، و به علت کمبود وسایل نقلیه عمومی در این ناحیه، از طرف توریست های دیگرهنوز مورد توجه قرار نگرفته است.

شهر هاربین

 

 

 در شهر هاربین در استان حه لون جیانگ در شمال شرق چین درجه هوا به مدت پنج ماه زیر صفر است . مردم این شهر را شهر یخی می نامند. هوای این شهر در زمستان به 20 درجه زیر صفر می رسد. سرما هاربین را زیباتر می سازد به طوری که از سال 1985 جشنواره بین المللی یخ و برف درپنجم ژانویه بر پا می شود و از مهمانان داخلی و خارجی برای شرکت در آن استقبال می شود. این جشنواره یک صد روز ادامه می یابد. مردم در خیابانها مجسمه های برف و یخ مشاهده می کنند از جمله پیانو حارپوت " فوا" نشان خوش یمنی بازیهای المپیک پکن.این مجسمه های یخی از رود سون حوا جیان جمع آوری می شود . یکی از گردشگران می گوید:
    به نظر من هنر مجسمه سازی یخی به مردم احساس می دهد .گویی وارد دنیایی پاک شده اند. میدان یخ و برف بنام " دنیای گسترده" به مساحت 400 هزار متر مربع پارک عمده شهر هاربین است . در اینجا کلاه های فرنگی و دژهای سلطنتی که با یخ ساخته شده دیده می شود. هر سال یک موضوع اصلی مطرح می شود مثلا امسال" دوستی چین و کره جنوبی " موضوع کار بوده است. در اینجا مجسمه های معماری های باستانی کره جنوبی مشاهده می شود. گردشگران در میان این مجسمه ها گردش می کنند . 

 

ازدهای چینی


    مجسمه سازی برفی در این شهر مورد بازدید است . جزیره " تای یان دایو" در ساحل شمالی رود سون حوا جیان قرار دارد . محلی مناسب برای تماشای مجسمه های برف است. هوای این جزیره پاک و تمیز و کیفیت برف آن عالی است. نمایشگاه مجسمه های برف هر سال در این جزیره برگزار می شود. امسال یک مجسمه برفی بنام " آبشار نیکاراگا " در محل مشاهده می شود که طول ان 250 متر است. یکی از مجسمه سازان می گوید:  مجسمه سازی یخ و برف تفاوت هایی دارد. یخ و برف را اهالی هاربین شکل می دهند . در پارک جایو لین یک کاخ بزرگ یخی به طول 60 متر دیده می شود و گردشگران می توانند در این کاخ گردش و حتی با دوچرخه از ان عبور کنند.  برای برخورداری بیشتر از تفریحات باید به رود سون حوا جیان رفت رودی که پر از یخ و برف و تفریحگاه های طبییعی است. گردشگران بر روی درشکه برفی (سورتمه ) که به وسیله سگ کشیده می شود از مناظر دو ساحل رود لذت می برند و شناگران در زمستان در این رود یخ را سوراخ کرده و سپس در آب شنا می کنند . یکی از شناگران می گوید : من 62 سال دارم و پنج است که به شنا می پردازم . اسکی بازی نیز یک ورزش مورد علاقه در این شهر است. قله ای به ارتفاع1300 متر بهترین مکان برای اسکی بازی است . هر سال ازنوامبر تا مارس اینده علاقه مندان اسکی در این شهر به اسکی بازی می پردازند.


گولان یو 

 

جزیره " گو لان یو " در جنوب غرب شهر" شیا من" استان فو جیان چین قرار دارد که میان جزیره و" شیا من" دریایی دیده می شود.اسکله" گو لان یو" که سال 1976 ، ساخته شده شکل پیانو روباز سه گانه دارد و پلکان اسکله همانند کلید ( ساز ) پیانو به نظر می رسد. مساحت این جزیره تنها 17 هزار کیلومتر مربع و جمعیت آن کمتر از 20 هزار نفر است اما در تمام جزیره بیش از 500 پیانو یعنی هر 40 نفردارای یک پیانو هستند. این رقم نه تنها در چین ازمقام اول برخورداراست بلکه در صحنه جهانی نیزبه ندرت دیده می شود به گونه ای که صبحگاه و شامگاه صدای پیانو به گوش می رسد. پیانو چگونه خود را با اهالی این جزیره پیوند داده است؟ در اواسط قرن 19 میلادی مسیحیت به این جزیره راه یافت.
    دران زمان مبلغ مذهبی خارجی درکلیسای جامع فعالیت مذهبی برگزار می کرد و این فعالیت همراه با برنامه سرایندگان صورت می گرفت بنابراین رویداد پیانو زدن و موسیقی سرایی غربی در این جزیره شروع شد. دراین جزیره شمار خانواده هایی که نسل اندر نسل صاحب پیانو بوده اند ، بسیار است. به طورمثال پدرومادر به موسیقی علاقه دارند فرزندانشان نیزبا فن پیانوآشنا هستند. از این رو شامگاه اعضای خانواده در خانه با ویولن همراه پیانو کنسرت خانگی بر پا می کنند. شاید در اثر نواختن موسیقی در این جزیره باد دریایی همراه با اهنگ پیانو به گوش می رسد.در جزیره مذکور " موزه پیانو " در کنار کوه و دریا دیده می شود موزه ای که در چین پیانو های قدیمی کشورهای جهان به معرض نمایش گذارده می شود و حتی این نوع موزه در جهان نیز زیاد یافت نمی شود بیش از 70 پیانو مشهورمناطق مختلفی از دنیا مانند انگلیستان، فرانسه ، المان ، امریکا ، اتریش و استرالیا به معرض نمایش گذارده شده است. یک پیانو خود کار امریکا که در سال 1836 تولید شده اکنون در این موزه دیده می شود که تنها باگذاشتن پا بر روی پدال ان صدای دلربایی به گوش می رسد. پیانوهای کمیاب و پربها نیزدراین موزه نگهداری می شود مثلا پیانوبرلین المان که در اواسط قرن 19 از دندان فیل تولید شده – بزرگترین پیانو چهار گانه به لحاظ حجم در جهان – پیانویی است که تنها با دست نواخته می شود و فرهنگ ان توجه گردشگران را به خود جلب کرده است. چنانچه بخواهید از دلربایی " جزیره پیانو " لذت ببرید شخصا به جزیره بروید اهنگ پیانو را گوش دهید. شبانگاه تابستانی همواره زیر درختان بزرگ اسکله گولان یو کنسرت پیانو روباز بر پا می شود.
 
 
چین زیبا
 
توضیحاتی در خصوص اخذ ویزای چین
  • اتباع جمهوری اسلامی ایران برای ورود به خاک چین می باید دارای روادید معتبر ورود باشند. چنانچه به عنوان مسافر عبوری (ترانزیت - حضور در فرودگاه کمتر از 24 ساعت ) وارد خاک این کشور می شوید، در صورت عدم خروج از فرودگاه ملزم به اخذ روادید نمی باشید.

  •  

  •  کلیه افراد خارجی ملزم میباشند ظرف 24 ساعت از زمان ورود به این کشور محل اقامت خود را به پلیس این کشور اطلاع دهند چنانچه فرد در هتل اقامت نماید این کار به عنوان بخشی از پروسه پذیرش انجام خواهد گرفت.

  •  

  • کلیه افرادی که به چین وارد می شوند می باید در فرودگاه فرم اظهاریه سلامت را تکمیل نمایند. گفتنی است چنانچه فرد دارای برخی از بیماریهای خاص نظیر ایدز باشد این مسئله میتواند موجب ممانعت مقامات فرودگاه از ورود وی گردد.

  •  

  • کلیه افرادی که وارد چین می شوند باید نسبت به علائم بیماری سارس نظیر تب بالای 38 درجه، سرفه های شدید و .... معاینه گردند.

  •  

  • سفر به منطقه تبت  تنها با همراهی تورهای مسافرتی مجاز، امکان پذیر می باشد.

  • کشور چین برای ملیت های ایرانی 2 نوع ویزا صادر می نماید الف - ویزای تجاری ب - ویزای توریستی که هر کدام دارای شرایط خاصی است . هر دو نوع ویزا نیاز به دعوت نامه دارد . که می بایست دعوتنامه در کشور چین صادر و توسط اداره مهاجرت تائید شود و پس از آن به همراه پاسپورت مسافرین به سفارت چین برده شده و سفارت به مسافر ویزا خواهد داد . فرق میان ویزای تجاری و توریستی در این است که ویزای توریستی حتما حداقل برای 5 نفر صادر خواهد شد و بصورت برگه کاغذی می باشد ولی ویزا تجاری چین بصورت انفرادی می باشد و در پاسپورت قرار خواهد گرفت .

 

 

قرنطینه بهداشتی در چین

اداره قرنطینه بهداشت جمهوری خلق چین ارگانی اجرایی قانونی مربوط به روابط خارجی قرنطینه بهداشت با ماموریت از محوله شورای دولتی جمهوری خلق چین است. این ارگان و ارگانهای وابسته به ان در مناطق مختلف در بنادری که به روی خارج باز شده است، کسانی را که قصد خروج و ورود به کشور دارند، طبق قانون مورد قرنطینه بهداشتی قرار می دهند .گمرک طبق لیست بررسی مواد ویژه که از طرف ارگان قرنطینه تهیه شده اجاره ترخیص صادر می کند. بار مسافر و کارکنان به هنگام ورود و خروج ، به صورت همراه و یا امانت به منظورپیشگیری از شیوع بیماریهای واگیردار،باید مورد بازرسی بهداشتی قرار گیرد. ارگانهای مزبورباید خوراکی – نوشابه – محصولات آبزی را که از نواحی شیوع بیماریهای واگیردار و یا الوده به این بیماری ها امده است، به لحاظ بهداشتی بررسی و در صورت لزوم از بین ببرند و گواهی نامه ای نیز امضا و صادر کنند.گمرک بر اساس این گواهی نامه اجازه ترخیص می دهد.

کسانی که از مناطق شیوع بیماری واگیردار تب زرد امده اند ، هنگام ورود به چین باید گواهی نامه دارای اعتبار مایه کوبی برای جلو گیری از تب زرد را به ارگان قرنطینه بهداشت نشان دهند. و افرادی که گواهی نامه ندارند،ارگان یاد شده، می تواند زمان ترک انان از محل بیماری را محاسبه و بازرسی و ازمایش هایی به مدت شش روز انجام دهد.به آنان واکسن زده و گواهی نامه لازم اعطا کند.

وسایل حمل ونقل افراد و خوراکی و نوشابه و سایر اجناس درمبادی ورود ی و خروجی و حشرات و حیوانات الوده به بیماری باید مورد نظارت قرار گیرند. ار گان قرنطینه بهداشت از ورود خارجیان مبتلا به بیماریها ی ایدز – بیماری های مقاربتی –جذام – بیماری های روانی - سل و غیره به چین جلوگیری می کند.

 

  • سایت های فارسی

    سایت های چینی (انتشار اخبار ایران)

    طب سنتی چین

    درطب سنتی چین ، تاریخ طب ملیت " هان " دیرینه تر و تجربیات عملی آن و شناخت تئوریک آن گسترده تر است .
        طب چینی درحوضه رودخانه زرد چین بوجود آمده و مدتهاپیش سیستم علمی و دانشگاهی آن شکل گرفته است. در فرایند درازمدت توسعه طب چینی ، هر سلسله نوآوری هایی داشته و بسیار پزشکان مشهور را پرورش داده و مکاتب فکری مهم و آثار معروفی بوجود آورده است .
        در کتیبه های دوران " این شآن " ( قرن 11 ق . م - 16 ق. م ) ، نگاشته شده بر روی استخوان ها یا لاک لاک پشتان در بیش از 3000 سال پیش، مواردی مربوط به پزشکی و بهداشتی و بیش از 10 نوع بیماری درج شده است. درسلسه " جئو" ، روش های درمانی ازجمله شیوه های چهارگانه تشخیص بیماری یعنی نظارت ، استماع و استشمام ، استفهام و گرفتن نبض و طرز معالجه مانند ، دارو ، سوزنی و عمل جراحی مورد استفاده قرار گرفت. در دوران سلسله های " چین " و " هان " ، " هوان دی نه جین " چنین آثار طبی با تئوری منظم به رشته تحریر درآمد. این کتاب نخستین اثر کلاسیک و تئوریک موجود طب چینی بشمارمیرود. " تئوری بیماری های مرتبط با سرماخوردگی" که " جان جون جین" نوشته است، شامل اصول تشخیص امراض گوناگون و معالجه آنها براساس تحلیل همه جانبه بیماری ها و حالت مزاجی بیماران است. این اثر برای توسعه طب بالینی تأثیرگذار بوده است. علم جراحی در سلسله " هان " سطح نسبتا عالی داشت. طبق کتاب " تاریخ سه کشور پادشاهی " ، " خوا تو " طبیب مشهوری زندگی می کرد که به درمان بیماری های گوناگون می پرداخت و از مایع بی حسی تمام بدن بنام " پودر ما فی " برای جراحی ها استفاده می نمود.
     
       
    از سلسله های " وی " و " جین " و سلسله های جنوب و شمال ( 220 -- سال 589 میلاد ) تا سلسله های " شوه " و " تانگ " و " وو دای " ( پنچ سلسله ) ( سال 581 -- سال 960 میلاد ) ، تشخیص با گرفتن نبض رواج یافت. کتابی بنام " کتاب کلاسیک گرفتن نبض " که " وان شوحه " طبیب معروف سلسله " جین " نوشته است ، 24 نوع حالت نبض را تشریح می کند. این کتاب نه تنها برای طب سنتی چین تأثیرات مثبتی داشته بلکه در خارج از چین مورد استفاده بوده است. در این دوره هر رشته پزشکی ، تخصصی شد. مونوگرافی های طب سوزنی عبارت بودند از : " کتاب کلاسیک طب سوزنی درجات یک و دو " ؛ کتاب های " بائو پوجی" و" جئو حو فائو" آثار نماینده تهیه قرص های عمر جاویدان بخش ( وابسته به مذهب " تائو") ؛ در زمینه داروسازی ، کتابی بنام " تئوری تهیه داروهای له گون " وجود داشت ؛ در زمینه جراحی ، کتابی بنام " نسخه های باقی مانده لیو جون جی " موجود بود ؛ کتاب" تئوری درباره علل بیماری ها " مونوگراف علل بیماری است. کتاب " درباره نرمه سر " مونوگرافی بخش اطفال است ؛ کتاب " داروهای گیاهی تجدید نظر شده " نخستین اثر مربوط به داروها در جهان بحساب می آید ؛ مونوگرافی بخش چشم پزشکی بنام " نکات ظریف این حای " و غیره . علاوه بر این ، در سلسله تانگ کتاب های پزشکی مهمی ازجمله کتابی بنام " نسخه های مهم و گرانبها " تألیف شد. این کتاب را " سون سی میائو" نوشت. کتاب " نکات مهم جراحی " را " وان تائو" نوشت که اثر مهم پزشکی محسوب می شود.
     
      
    در آموزش پزشکی سلسله سون ( سال های 960 -- 1279 میلاد ) ، تدریس طب سوزنی با اصلاحات مهم و بزرگی همراه بود. " وان وی یی " کتابی بنام " نقشه طب سوزنی -- نقاط مناسب روی بدن مجسمه مسی آدم " تألیف کرده و دو مجسمه بزرگ مسی به اندازه قد انسان را برای طب سوزنی طراحی و تهیه کرده است که شاگردان بر روی آنها آزمایش پزشکی انجام می دادند. این ابتکار برای توسعه طب سوزنی در آینده تأثیرات عظیمی برجای گذارد. در سلسله مین ( سال های 1368-- 1644 میلاد ) شمار زیادی پزشکان ظهور کردند. آنها توانستند بیماری های ناشی از عوامل سرماخوردگی و بیماری های تب فصلی و طاعون و غیره را تشخیص دهند. تا سلسله چینگ ، تئوری بیماری های تب فصلی به مرحله پختگی رسید و مونوگرافی هایی مانند " تئوری بیماری های تب فصلی" تألیف شد.
        از سلسله مین ، پزشکی غرب به چین منتقل شد و شمار زیادی پزشکان به " تلفیق و آمیزش طب سنتی چین با پزشکی غربی " پرداختند
    .

     

  •  

  • کونگ فو

  •  

  • ضرب المثل های چینی

    گاه بلا به سعادت می انجامد

    حدود دو قرن پیش از میلاد پیرمردی در ناحیه شمال چین زندگی می کرد.یک روز اسب این پیرمرد گم شد.
        همسایگان از شنیدن خبر گم شده اسب او تاسف خوردند و برای ابراز همدردی به منزل وی رفتند،ولی پیرمرد بی آنکه کمترین اثر اندوه و غمی در چهره اش نمایان باشد گفت:مهم نیست که اسب من گم شده است.شاید این خود حکمتی داشته باشد.

       
    همسایه ها از سخنان پیرمرد سخت تعجب بکردند و بازگشتند. پس از گذشت چند ماه اسب گم شده به همراه چند اسب دیگر باز گشت.همسایه ها این خبر را که شیدند با خوشحالی به منزل پیرمرد رفتند و تبریک گفتند،ولی پیرمرد انگارنه انگار که اتفاقی افتاده است با خونسری گفت:این کجایش جای خوشحالی دارد که من بی رنج و زحمت به آسانی و مجانی چند است به دست بیاورم،شاید این خودش موجب بدبختی برای من بشود.

       
     پیرمرد تنها یک پسر داشت که علاقه زیاد به اسب سواری داشت.روزی هنگام سواری آن پسر از اسب افتاد و استخوان پایش شکست.همسایه ها به سراغ پیرمرد رفتند که او را تسلی دهند ولی پیر مرد بدون هیچگونه احساس ناراحتی گفت:استخوان پای شکست که شکست معلوم نیست که این خود بعدها به نفع ما تمام نشود.
     
       
    همسایگان که باشگفتی سخنان پیرمرد را استماع کردند این بار هم نتوانستند در یابند که او درست می گوید یانه. یک سال بعد در آن منطقه جنگی اتفاق افتاد که اکثر جوانان به میدان جنگ رفتند و بیشتر آنها کشته شدند،ولی پسر پیرمرد به علت لنگ بودن پابه جنگ نرفت و زنده ماند و آنوقت بود که همسایگان به عمق گفته های پیرمرد رسیدند.

       
     مثل فوق که ناشی از این داستان است در مورد توصیه به تحمل نا ملائم و پرهیز از مغرور نشدن به سعادت و خوشی ناگهانی به کار می رود وقسمت اول آن یاد آور مثل معروف«پایان شب سیه سپید است»فارسی می باشد.

     

                                                                    تمام روز هدر شد

       در یک اتاق زیر شیروانی، پیرمردی به سختی جعبه کاغذی را که کنار پنجره گذاشته شده بود، بیرون کشید. تارهای عنکبوت رویش را پاک کرد و زیر نور خورشید به داخلش نگاه کرد. آلبوم های عکس کثیف و کهنه در آن دیده می شد و پیرمرد با چشمان ضعیف و پر اشتیاق دنبال چیزی می گشت --- عکس همسرش را می بیند که چند سال پیش درگذشته است.     اشیای داخل این جعبه مانند گنج گران بهایی، بزودی پیرمرد را در خاطرات خود فرو برد. با آن که پس از درگذشت همسرش، زندگی او مانند گذشته ادامه پیدا کرده، اما در عمق قلبش، روزهای گذشته پر رنگ تر از زندگی دوران تنهایی اش بوده است.
        او در زیر آلبوم های عکس دفتری دید و از دستخط روی آن متوجه شد که دفتر خاطرات پسرش است که حالا دیگر بزرگ شده است. پیر مرد هرگز این دفتر را ندیده بود و فکر کرد که حتما همسرش کارهای جنبی فرزندشان را نگه داشته است.
        برگ های کهنه و زرد شده دفتر را باز کرد و با خواندن نوشته های آن، لبخند خوشحالی در صورت پیرمرد ظاهر شد. با خواندن این جمله های ساده و بچه گانه، چشمانش روشن شده و گویی صدای شیرین پسر شش ساله اش از گوشه اتاق به گوشش رسید و با نیروی سحرآمیزش، روزهای دور شده را جلوی چشم او مجسم کرد.
        این یادداشت های کوتاه میل پیرمرد را به زندگی و خوشحال بودن زنده کرد. اما به دنبال این میل قوی، احساس غم و ناراحتی هم بر او چیره شد. چون، داستان های پسرش با خاطرات خود او کاملا فرق می کرد. چرا؟ پیر مرد از خودش پرسید و به اتاقش برگشت.
        در قفسه کتاب ها را باز کرد و دفترچه خاطرات خود را بیرون آورد. آن را کنار دفترچه خاطرات پسرش گذاشت و شروع به خواندنشان کرد.
        نگاه پیرمرد به یک قطعه جالب توجه افتاد چون در مقایسه با قطعات دیگر آنقدر کوتاه بود که بیش از یک جمله نداشت. "با جیمی به ماهیگیری رفتم، تمام روزم هدر شد. روز بی مزه ای بود.
        پیرمرد نفس عمیقی کشید و با دست های لرزان دفتر خاطرات پسرش را باز کرد و یادداشت همان تاریخ را پیدا کرد. جمله ای با خط بزرگ و شکسته نوشته شده بود: امروز با بابا به ماهیگیری رفتم، چقدر خوش گذشت. بهترین روزی است که به یاد دارم.

                                                                                      تمام روز هدر شد

       پسرم با یک جعبه کوچک وارد خانه شد و گفت: مامان، من باید چیزی را توی این جعبه بگذارم که "بیشتر پدرم را بیان کند." مدرسه پسرم هر سال به مناسبت روز پدر از بچه ها می خواهد برای پدرهایشان هدیه هایی را تهیه کنند. امسال به بچه ها گفته اند که در یک جعبه کوچک، چیزی را که پدرشان را بیشتر نشان می دهد یا به قول پسرم "بیان می کند" بیاندازند.
        فکر خوبی است. اما واقعا من و پسرم دچار مشکل شدیم. واقعا چه چیزی بیشتر پدرش را بیان می کند؟ همسرم مردی است با علایق بسیار زیاد. نمی توانیم کتابخانه اش را با هزار جلد کتابش توی یک جعبه کوچک بیاندازیم؛ بیشتر ابزار کارش هم بزرگ است. گوشت اردک و گاو چطوره؟ به این غذاها خیلی علاقه دارد. اما می ترسم روز دوم با باز کردن جعبه، بوی مشمئز کننده بقیه را ناراحت کند.
        به هر حال بالاخره ما یک راکت تنیس زرد و یک چکش انتخاب کردیم. چون همسرم بازی تنیس را خیلی دوست دارد و در تعطیلات هم بیشتر به کار نجاری می پردازد. آن اتاقک چوبی بالای درخت در حیاط خانه هم هدیه او برای تولد پسرم است. آها! یک چیز دیگر را هم فراموش کرده بودیم: کارت ستاره بیس بال همسرم. چون او مربی داوطلب تیم بیس بال پسرم هم هست.
     
       
    اما با این چیزها این جعبه همچنان سبک و کوچک است. البته شاید این موضوع به گنجایش جعبه ارتباط زیادی نداشته باشد؛ هر چه قدر هم که بزرگ می بود، در مقایسه با چیزی که باید تویش می گذاشتیم باز کوچک بود. چون آغوش گرم و بوسه مهربان او را، آن جلسه های مهم کاری اش را که به خاطر دیدن نمایش پسرش از دست داده بود، داستان های شیرینی را که پیش از خواب برای پسرش تعریف می کرد، آن تعطیلات هفتگی که برای آموزش شنا به پسرش صرف کرده بود، آن شب های برف بازی و هزار چیز دیگر را نمی شد در این جعبه کوچک جا داد. یعنی در واقع آن چیزهائی که در بیرون جعبه بیشتر یک پدر را بیان می کند-- عشق یک پدر به پسرش.

     

                                                                                         میز موفقیت

    صاحب شرکت فلزآلات می خواست یک کارمند جدید استخدام کند. او در روزنامه آگهی منتشر کرد . ده ها جوان با دیدن آگهی به سراغ شرکت فلز آلات آمدند. اما سرانجام تنها سه جوان وارد فهرست نامزدهای اصلی این کار شدند: لی، جان و وانگ. صاحب می خواست از آنان آزمون بگیرد، بدین سبب او به هر یک از سه جوان یک آچار جدید داد و از آنان خواست آن را به آقای سون که در خیابان 314 " یون آن "زندگی می کند، تحویل دهند.
        چندی نگذشت "لی "به صاحب کار تلفن کرد و پرسید که آیا او شماره پلاک در آقای سون را بدرستی گفته است . زیرا در این محل شماره 314 وجود ندارد بلکه شماره 413 دیده می شود. چند دقیقه بعد لی به دکان باز گشت و به صاحب کار گفت که آدرس نادرست است .
        نامزد دوم نیز باز گشت و به صاحب شرکت گفت که با دقت شماره314 راجستجو کرده و آن را یافته است . ولی آقای سون اسباب کشی کرده و به جای دیگر رفته است .
         در این میان وانگ وقت بیشتری برای انجام کار خود صرف کرده بود .او همانند جان متوجه شد که آقای سون اسباب کشی کرده است . اما او تلاش کرد تا آدرس جدید آقای سون را پیدا کند و نزد او برود. آقای سون فراموش کرده بود که آچاری برای خود سفارش داده است . ولی پس از آنکه وانگ آچار را به او نشان داد او نیز موضوع را به یاد آورد و سرانجام آن را خرید. طبیعی است که از میان این سه نفر صاحب شرکت وانگ را به دلیل انجام نهایی کار استخدام می کند . در واقع ، رمز موفقیت تلاشهای انسان در هر شرایطی و خستگی ناپذیری او می باشد . بعضی وقت ها انسان بدون تلاش سعی دارد فقط از هوش خود بهره بگیرند . اما خلاقیت و هوش و تلاش باید در کنار یکدیگر و توام بکار گرفته شود .
        می گویند در شهر لس آنجلس آمریکا یک جوان آمریکایی پس از فارغ التحصیل شدن مدت ها به دنبال کار مناسب بود . روزی در شنزار کنار دریا زیر نور آفتاب در اندیشه بود . او متوجه شد که بعضی ها هر چند ساعت به سراغ خودروهایشان در پارکینگ می روند. بسیار تعجب کرد و علت آن را از دیگران پرسید. مسافران گفتند که باطری تلفن همراه آنها تمام شده است و آنها مجبورند برای شارژ باطری به خودرو باز گردند.
        جوان که لس نام داشت فکری کرد . او متوجه شد که اگر دستگاه شارژ مورد استفاده در شنزار نیز وجود داشته باشد آن زمان این مشکل مردم حل خواهد شد. او که بسیار به امور مرتبط با انرژی علاقه داشت به دنبال طراحی دستگاه شارژ همراه با استفاده از انرژی بود . سرانجام موفق شد و شرکتی نیز به نام خود تاسیس کرد. او در گفت و گو با خبرنگار تلویزیون گفت: من سعی کردم که از تلاش و هوش خود بدرستی بهره بگیرم .این رمز موفقیت من است .

     

                                                  جستجوی شمشیر در زیر قایق

    در زمان قدیم مردی سوار قایق شد تا از رودخانه ای بگذرد.وی همچنانکه در داخل قایق مشغول تماشای رودخانه بود ناگهان شمشیرش به داخل آب افتاد.به صدای افتادن شمشیر عده ای که در قایق بودند متوجه مرد شدند و دیدند که وی بلافاصله خم شد و با کارد در روی بدنه قایق علامتی گذاشت.این کاروی باعث براگیخته شدن تعجب دیگران گشت،لذا از او پرسیدند که منظورت از این کار چیست؟مرد پاسخ داد:شمشیر من اینجا داخل آب افتاد،من هم این علامت را روی قایق گذاشتم تا وقتیکه قایق ایستاد،بتوانم شمشیرم را پیدا کنم.
     مسافران قایق باشیندن این حرف به خنده افتادند و یکی از میان آنان به آن مرد گفت: شمشیر تو در میان رودخانه افتاده ست و قایق در حال حرکت است،شمشیر تو که نمی تواند در زیر آب به دنبال قایق حرکت کند و از آن دور نیفتد،تو با این علامتی که روی قایق گذاشتی نمی توانی شمشیرت را پیدا کنی . اما مرد حرف او را قبول نکرد و وقتی قایق به دنبال رسید او از همان محل علامتگذاری شده خود را به داخل آب انداخت تا شمشیرش را پیدا کند وطبیعی بود که با وجود ساعتها جستجو نتواند شمشیر خود را بیابد. بسیار خطر ناک است.

         در دوره بهار و پائیز(770 تا 476 قبل از میلاد)فرمانروای مملکت چین می خواست برای خود بنائی نه طبقه بسازد.بسیاری از مردم را برای این کار به بیگار گرفت و چون دامنه ساختمان بسیار وسیع بود با اینکه سه سال در آن کار شد به اتمام نرسید.دارائی و اندوخته خزانه نه کشید و مردم گرسنه ماندند و کار نیمه تمام ماند.امپراطور برای اینکه کسی اعتراض نکند فرمانی صادر کرد و ضمن آن گفت اگر کسی جرات کند کارساختمان را نا درست بگوید اعدامش خواهد کرد. مردم با آنکه همه می دانستند ادامه کار ساختمان وضع کشور را روز به روز و خیمتر می سازد،از ترس همچ نگفتند،تا اینکه یکی از وزرا که مردی عاقل بود و جرات داشت نامه ای به امپراطور نوشت و اجازه شرفیابی خواست. امپراطور که منظورش را فهمیده بود دستور داد تیر و کمات وشمشیر حاضر کردند و سپس او را احضار کرد.
         وزیر وارد دربار شد چون امپراطور را با چهره بر افراخته دید بانرمی اظهار کرد:در باره کارهای دولتی و درباری نمی خواهد چیزی بگوید،فقط آمده است به امپراطور نوعی بازی را نشان بدهد.امپراطور پرسید چه نوع بازی است؟وی گفت:من می توانم نه تخم مرغ را یکی روی دیگری بگذام.امپراطور خنده ای کرد و گفت:من در تمام عمرم چنین بازیی را ندیده ام،خوب نشان بدهید. وزیر شروع کرد تخم مرغی را روی تخم مرغ دیگر گذاردن،اما هربار که یکی را بالای دیگری می نهاده تخم مرغ قبلی می افتاد امپراطور که در کنار او با ذوق و شوق ناظر بازی بود و می خندید همینکه وزیر خواست تخم مرغ دیگری را روی تخم مرغ قبلی تگذارد گفت:دیگر نگذارید،خطر ناک است.وزیر از فرصت استفاده کرد و گفت:اعلی حضرتا!کار خطر ناکتر از این هم هست.سخن آمیخته به لحن سرزنش او امپراطور را متنبه کرد و فهمید که در ساختن عمارت نه طبقه اشتباه کرده است.دستورداد از آن دست بردارند.

     

    ایرلاین چین


  • موضوعات مرتبط: چین

    تاريخ : چهارشنبه 1386/07/25 | 8:27 | نویسنده : محمد رضا عباسپور |

    ایوان مدائن

    ایوان مدائن


    موضوعات مرتبط: طاق کسری

    تاريخ : سه شنبه 1386/07/24 | 13:45 | نویسنده : محمد رضا عباسپور |

    مسجد عمر علی سیف الدین در برونئی .. شاهکار معماری این کشور ثروتمند درکنار رودی در این کشور در شهر کمپانگ آیر که یک دهکده آبی است واقع شده است.


    قسمتی از مسجد به صورت یک قایق قدیمی تشریفاتی هست و بزرگترین مسجد در خاور دور میباشد و گنبد آن تماما از طلا و دیوارها از سنگ ایتالیایی و شیشه ها دست ساز و کار انگلیس و فرشهای آن از عربستان سعودی میباشد.

    برونئی

    برونئی

    برونئی

    برونئی

    برونئی

    برونئی

    برونئی

    برونئی

    برونئی

     


    موضوعات مرتبط: تصاویر مسجد عمر علی سیف الدین در برونئی

    تاريخ : چهارشنبه 1386/07/04 | 10:46 | نویسنده : محمد رضا عباسپور |

    تاجیکستان

    تاجیکستان

    تاجیکستان

    تاجیکستان 

     تاجیکستان

     تاجیکستان

     


    موضوعات مرتبط: نوروز در تاجیکستان

    تاريخ : چهارشنبه 1386/07/04 | 10:31 | نویسنده : محمد رضا عباسپور |

    مواد لازم :


    پودرکاکائو= 2قاشق سوپخوری
    زرده تخم مرغ= 2عدد
    شير= 2قاشق سوپخوری
    شکلات تخته ای= 50 گرم
    کره= 3/1 فنجان
    پودرقند= 2/1 فنجان
    خامه فرم گرفته= 3/1 فنجان
    فندق خرد شده= مقداری

    شکلات صبحانه

    طرزتهيه:
     پودرقند و پودرکاکائو را در ظرفی بريزيد و کره نرم را به آن اضافه کنيد و با ميکسر مخلوط کنيد تا سفت شود شکلات را در بخار کتری قرار دهيد تا ذوب شود و آن را به مايه بالا اضافه کنيد زرده های تخم مرغ را جداگانه بهم بزنيد تا سفيد و کشدار شود حال تمام مواد را همراه با خامه و فندق با هم مخلوط کرده ظرف را مدت يکساعت در يخچال بگذاريد


    موضوعات مرتبط: مدیران هتلداری بخوانند - شکلات صبحانه

    تاريخ : سه شنبه 1386/07/03 | 16:59 | نویسنده : محمد رضا عباسپور |
    شیرموز شکلاتی

    مواد لازم برای یکنفر:


    موز پوست کنده خرد شده=1 عدد
    شیر سرد=نصف لیوان
    شکلات مایع=1 قاشق غذاخوری
    یخ=2 تکه
    شکر=کمی

     

    شیر موز شکلاتی


    طرز تهیه:
    تمام مواد را در میکسر ریخته مخلوط می نمائیم تا کف کند. بعد شیرموز را در لیوان ریخته و با نی می نوشیم.می توانیم شکلات مایع را در قیف ریخته و روی شیر موز را با شکلات تزئین کنیم.


    موضوعات مرتبط: مدیران هتلداری بخوانند - شیرموز شکلاتی

    تاريخ : سه شنبه 1386/07/03 | 11:12 | نویسنده : محمد رضا عباسپور |

    كاپوچينو ايتاليايي

    مواد لازم:

    قهوه اسپرسو=نصف فنجان
    شير=نصف فنجان

    کاپوچینو ایتالیایی

    طرز تهیه:
    قهوه اسپرسو را با دستگاه درست كرده وشير را در شير جوش ريخته با بخار جوشانده تا كاملا كف كند .كف شير را گرفته به ارامي به قهوه اسپرسو اضافه ميكنيم.


    موضوعات مرتبط: مدیران هتلداری بخوانند - كاپوچينو ايتاليايي

    تاريخ : سه شنبه 1386/07/03 | 11:3 | نویسنده : محمد رضا عباسپور |

    مواد لازم:


    آب پرتقال=نصف لیوان
    آبلیموی تازه=2 قاشق سوپخوری
    شکر=2/1 قاشق سوپخوری
    پوست لیموترش=کمی
    خامه=25 گرم

    نوشیدنی پرتغالی

    طرز تهیه:
    تمام مواد را با هم در میکسر ریخته و با هم مخلوط می کنیم تا مایه پف کند؛آنرا در لیوان مناسبی می ریزیم و یک نیمه حلقه لیموترش یا پرتقال را با کارد چاک کوچکی می دهیم و به لبه لیوان می گذاریم.


    موضوعات مرتبط: مدیران هتلداری بخوانند - نوشدنی پرتقال با خامه

    تاريخ : سه شنبه 1386/07/03 | 9:21 | نویسنده : محمد رضا عباسپور |

    تهران شهر اقوام

    tehran

    tehran

    tehran

    tehran

    ادامه در ادامه مطلب 

     


    موضوعات مرتبط: عکسهایی از تهران عزیز برای ایرانیان عزیز

    ادامه مطلب
    تاريخ : یکشنبه 1386/07/01 | 17:47 | نویسنده : محمد رضا عباسپور |

    مواد لازم:


    بستنی شکلاتی=1 فنجان
    بستنی ساده=2/1 فنجان
    شیر=1و2/1 فنجان
    شکر=4/1 فنجان
    خامه فرم گرفته=2 قاشق سوپخوری
    پودر قهوه=1 قاشق غذاخوری
    پودر کاکائو=1 قاشق مرباخوری

    کافه گلاسه عربی سفر ایرانی


    طرز تهیه:
    بستنی ساده و شکلاتی را از یخچال بیرون گذاشته و پس از نرم شدن با هم مخلوط کنید تا بستنی شکلاتی کمرنگی بدست آید. سپس در فریز گذاشته تا کاملا سفت شود.شیر و قهوه را با هم مخلوط کنید. سپس شکر را افزوده روی حرارت بگذارید تا بجوش آید و شکر و قهوه حل شود.بعد از ولرم شدن آن را در ظرف استیل ریخته،در یخچال بگذارید تا کاملا سرد شود. داخل لیوان های مورد نطر را با شیر مرطوب کرده یک طرف لیوان را پودر کاکائو بپاشید سپس نصف لیوان را با بستنی پر کنید و شیر قهوه آماده را روی بستنی ریخته و با خامه فرم گرفته روی آن را تزئین کرده و سرو کنید.نوش جان


    موضوعات مرتبط: قابل توجه دانشجویان هتلداری کافه گلاسه عربی

    تاريخ : یکشنبه 1386/07/01 | 16:33 | نویسنده : محمد رضا عباسپور |
    معجون استثنایی و نیروزای عربی

    مواد مورد نیاز

    ۱. شیر ۱ لیتر

    ۲ . عسل ۱ استکان چای خوری

    ۳ . خرما ۵ عدد

    ۴ . دارچین ۱ نعلبکی

    ۵ . آرد نخودچی ۱ نعلبکی

    ۶ . پودر نارگیل ۱ نعلبکی

    ۷ . موز ۴ عدد

    طریقه ساخت :

    ابتدا شیر را داخل مخلوط کن ریخته و سپس موزها را به صورت حلقه حلقه شده برش دهید داخل مخلوط کن بریزید و چند حلقه کوچک را کنار بگذارید برای تزئین لبه لیوان -سپس عسل  - پودر نارگیل - دارچین و خرماها و آرد نخودچی را داخل مخلوط کن بریزید . می توانید از ۳ قطعه یخ هم برای ایجاد طبع سرد استفاده کنید .

    پس از پایان کار مخلوط کن آنرا در لیوان بریزید و سپس با پودر دارچین و نارگیل روی لیوان را تزئین کنید و مقداری عسل را هم برای ایجاد شیارهای طلایی برای بهتر شدن تزئین روی معجون استفاده کنید .

    معجون آماده است نوش جان

     


    موضوعات مرتبط: قابل توجه دانشجویان هتلداری ( معجون عربی )

    تاريخ : یکشنبه 1386/07/01 | 16:11 | نویسنده : محمد رضا عباسپور |
    صنعت گردشگري موفق‌ترين صنعت سال 2007
    براساس گزارش‌هاي سازمان جهاني گردشگري صنعت گردشگري در سال 2007 بيش از آنچه پيش‌بيني شده بود رشد كرده و شمار گردشگران بين‌المللي جهان با 6 درصد افزايش به 252 ميليون نفر رسيده است.

    در ميان مناطق مختلف جهان حوزه آسيا و اقيانوسيه با 9 درصد افزايش بيشترين ميزان رشد را به خود اختصاص داده و بعد از آن آفريقا و خاورميانه با 8 درصد، اروپا با 6 درصد و آمريكا با 4 درصد در مقام‌هاي بعد قرار گرفته‌اند.

    "فرانچسكو فرانجيالي"، دبيركل سازمان جهاني گردشگري با تأكيد بر ارتباط مستقيم توسعه گردشگري، فقرزدايي و تغييرات جوي در اين باره گفت: ايجاد گردشگري پايدار سبب فراهم شدن فرصت‌هاي شغلي جديد، بالا رفتن سطح اقتصادي كشورها و در نتيجه كاهش فقر مي‌شود.

    وي با اشاره به مسئوليت خطير دولت‌ها و توجه بيشتر آنها به توسعه صنعت گردشگري افزود، افزايش سرمايه‌گذاري، بازاريابي‌هاي منسجم، توسعه بازارهاي داخلي، آزادسازي حريم‌هاي هوايي افزايش همكاري‌هاي بين‌المللي و بالا بردن سطح آگاهي‌هاي عمومي از اصلي‌ترين عوامل توسعه گردشگري هستند كه دولت‌ها بايد توجه بيشتري را به اين زمينه‌ها معطوف كنند.

    موضوعات مرتبط: صنعت گردشگري موفق‌ترين صنعت سال 2007

    تاريخ : یکشنبه 1386/07/01 | 15:21 | نویسنده : محمد رضا عباسپور |

    روماني كشوري در جنوب شرقي اروپا داراي مرز مشترك با مجارستان، صربستان در غرب، اكراين و مولداوي در شمال شرقي و بلغارستان در جنوب، در روزهاي نخست سال جاري به اتحاديه اروپا پيوست.

     

    رومانی



    روماني يكي از بزرگترين كشورها در ناحيه جنوب شرقي اروپا است و دوازدهمين كشور ثروتمند اين قاره به شمار مي‌رود. بخش وسيعي از مرز روماني با صربستان و بلغارستان را رودخانه دانوب تشكيل مي‌دهد.

    مهمترين رودخانه‌هاي روماني عبارتند از دانوب، سيرت، الات و تيسا و مرتفع‌ترين كوهستان روماني مولدوونيو با ارتفاع 2544 متر است كه مورد تماشاي گردشگران قرار مي‌گيرد.

    بيشترين جمعيت خرس‌هاي قهوه‌اي رنگ اروپا در كشور روماني زندگي مي‌كنند كه به طور خاصي از اين گونه‌ها محافظت مي‌شود.

    نام كشور روماني از كلمه "رومانوس" لاتين گرفته شده است.

    در اين كشور آثار تاريخي و باستاني فراواني وجود دارد كه بسياري از آنها به ثبت جهاني يونسكو درآمده‌اند. اين آثار و مكان‌ها عبارتند از روستاي ساكسون، كليساي فرتيفيد در ترنسيلوانيا، كليساي نقاشي شده مولداويا، كليساي چوبي مارامورس، قلعه سگيسورا و داسيان در كوهستان اراستي.

    گفتني است ضعف كشاورزي در روماني داراي رونق بسياري است اما با برخي ارزش‌ها و مقياس‌هاي كشاورزي اتحاديه اروپا در تضاد است به عنوان مثال حفظ امنيت و بهداشت زمين‌هاي كشاورزي با قانون محافظت از چشم‌اندازها در تعارض است. حال اين سوال مطرح است، آيا روماني با وارد كردن محصولات استاندارد خارجي و تكنيك‌هاي مدرن كشاورزي به جاي شيوه‌هاي سنتي قصد دارد در عضويت اتحاديه اروپا باقي بماند؟

    اما آنچه جالب توجه است ميراث ارزشمند اين كشور است. دامنه تپه‌هاي روستاي ترانسيلوانيا موجب آرامش و راحتي در گردشگري مي‌شود.

    از برخي كلبه‌هاي چوبي اطراف تپه حلقه‌هاي دود بر مي‌خيزد و رايحه سبزه‌هاي اطراف انسان را مسحور مي‌كند. گله‌هاي گاو و گوسفندان مردان را به دنبال خود به اين سو و آن سو مي‌كشند تا ارزش شير به دست آمده بهتر درك شود.

    مردم اين نواحي سرسبز شير گرفته شده از گاو و گوسفندان را در سطل آهني مي‌ريزند و در كنار آتش چوب قرار مي‌دهند و از آن استفاده مي‌كنند كه اين با آنچه در دنياي تكنولوژي ديده مي‌شود در تعارض است.

    جنگل و مراتع

    همانطور كه گاوچران‌ها به توليد شير و ماست مي‌پردازند صنعت كشاورزي منطقه از رونق خاص خود بهره‌مند مي‌شود.

    باغ‌هاي ميوه و مزارع زيبا چشم‌اندازهاي وسيعي در اين منطقه پديد آورده است و حضور حيوانات اهلي در مزارع موجب تنوع مي‌شود.

    از نظر مردم اين ناحيه كشاورزي سنتي ضروري و حياتي است و براي محيط زيست و تنوع زيستي بسيار مهم است. گونه‌هاي مختلف گياهان و پرندگان در اين ناحيه زيستي بسيار مهم است. گونه‌هاي گياهان و پرندگان در اين ناحيه از جذابيت خاصي برخوردار هستند. برخي گونه‌هاي پرندگان و حيوانات مورد تهديد و خطر نابودي قرار گرفته‌اند كه عبارتند از: پروانه‌ها، پستانداران كوچك، خرس‌ها و گرگ‌ها.

    توازن بين حيوانات، طبيعت و انسان‌ها در اين ناحيه بسيار ديدني است و صحنه‌هاي جذابي را براي گردشگران پديد مي‌آورد.


    موضوعات مرتبط: رومانیا

    تاريخ : شنبه 1386/06/31 | 8:4 | نویسنده : محمد رضا عباسپور |

    مؤلف: رضا شعباني
    ناشر: دفتر پژوهش‌هاي فرهنگي


    خشايارشا چهارمين پادشاه سلسله هخامنشيان(550-330 قبل از ميلاد) بود كه از 486 تا 456 قبل از ميلاد مسيح، بر گستره‌اي پهناور از جهان باستان فرمانروايي داشت. اين گستره پهناور از يك سو به رودهاي جيحون(آمو دريا) و سيحون(سير دريا) و سرزمين ايراني سغديانا و از غرب تا دانوب، يونان نيل و سرزمين‌هاي پيرامون مصر(ليبي و حبشه) مي‌رسيد. نام و نشان خانوادگي اين پادشاه بيان‌كننده آن است كه فرزند داريوش بزرگ(حكومت 522 تا 486 قبل از ميلاد) نواده ويشتاسب و از دودمان آريارمنه هخامنشي بود.

    كتاب حاضر نيز نگاهي گذرا به زندگي و احوالات اين شاه ايراني دارد در پيش سخن، مؤلف در رابطه با وي آورده است: سخن بر سر مردي است كه نه در تاريخ وطنش،چنانكه بايد شناخته شده و نكات ضعف و قوت شخصيت او مورد تحقيق و بررسي قرار گرفته است و نه در سرزمين‌هاي ديگر و در ميان مردمي كه به واسطه لشكركشي او به يونان،به‌عنوان مهد فرهنگ و تمدن كهن غرب كينه توزانه و نفرت‌انگيز به وي مي‌نگرند،به‌ويژه آنكه او را بر هم زننده و سوزاننده مركز آن تمدن، آتن، مي‌دانند.

    به اعتقاد مؤلف، خشايارشا، نيز به مانند همه پادشاهان تاريخ ضعف‌هاي مبرهني داشته است و به هيچ پژوهشگري پوشيده نيست و اهل تاريخ، بهتر از ديگران واقفند كه هر انساني، در هر مقام كه هست، مجموعه‌اي از صفات متناقض را با خود حمل مي كند كه به‌صورت معمول، او را مركب از خوبي و بدي مي‌شمارند.

    به هر حال خشايارشا،سي و پنج سال از عمر خود را در سايه حمايت و هدايت پدري گذراند كه بعد از خود، در خلال دو هزار و پانصدسال، در ايران و جهان، همتايي به خود نديده است و عجيب‌تر آنكه قريب چهارده سال از عمر خود را به‌عنوان وليعهد آن پدر و حاكم پيشرفته‌ترين و متمدن‌ترين بخش‌هاي امپراتوري ايران، يعني بابل گذرانيده است.

    كتاب داراي شش فصل است كه عبارتند از نام، تبار و آغاز پادشاهي، تثبيت پادشاهي و توجه به غرب، مقدمات لشكركشي به يونان، خشايارشا در يونان، فاتح يونان در راه بازگشت و خشايارشا در برابر تاريخ.

    يكي از ويژگي‌هاي كتاب حاضر استفاده از مورخين معتبر تاريخي در ذكر مطالب است، ازجمله از زبان، هوبر، استاد مدرسه كندرسه و مترجم كتاب‌هاي هرودوت به زبان مي‌خوانيم: "صفاتي كه يوناني‌ها به خشايارشا نسبت داده‌اند اغراق‌آميز است. من يقين دارم كه اين نسبت‌هاي عجيب و غريب از جهت كينه‌اي است كه يوناني‌ها به اين شاه از جهت لشكركشي او به يونان مي‌ورزند. اگر تاريخ ايران را خود ايرانيان نوشته بودند ما مي‌توانستيم حقيقت را از پس پرده اين گونه اخبار مجهول، بهتر دريابيم."


    موضوعات مرتبط: خشايار شا

    تاريخ : شنبه 1386/06/31 | 7:59 | نویسنده : محمد رضا عباسپور |

    شعار گردشگري 2007 :

     

    گردشگري درها را به روي زنان مي‌گشايد
    سازمان جهاني گردشگري كه از سال 1980 تاكنون هر ساله 27 سپتامبر (5 مهر) را به عنوان روز جهاني گردشگري جشن مي‌گيرد امسال با شعاري جديد به استقبال اين روز مي‌رود.

     سازمان جهاني گردشگري در راستاي برگزاري جشن 2007 روز جهاني گردشگري رقابت‌هايي را به صورت آن لاين و با عنوان نماهايي از هزاره جديد برگزار مي‌كند كه موضوعات اصلي آن در زمينه برجسته‌تر كردن نقش زنان و توانمندي‌هاي آنها در حوزه گردشگري است.

    خاطرنشان مي‌شود، امسال سازمان جهاني گردشگري با شعار "گردشگري درها را به روي زنان مي‌گشايد" با هدف بزرگداشت نقش زنان و دستاوردهاي آنها در حوزه گردشگري و نيز حمايت از يكي از اهداف توسعه هزاره سازمان ملل كه كشف و بالابردن توانمندي‌ها و استعدادهاي بالقوه زنان است اين روز را جشن مي‌گيرد.

    موضوعات مرتبط: شعار گردشگري 2007 :

    تاريخ : شنبه 1386/06/31 | 7:56 | نویسنده : محمد رضا عباسپور |

    الا يا ايها الساقى! ز مـــى پُر ســــاز جامم را 

    كه از جـــانم فــــرو ريزد، هواى ننگ و نامم را

    از آن مى ريز در جـــامم كــه جانم را فنا سازد

     برون سازد ز هستى، هسته نيرنگ و دامم را

    از آن مى ده كه جانم را  ز قيد خود رها سازد

    به خود گيـــرد زمـــــامم را، فرو ريزد مقامم را

    از آن مى ده كــه در خلوتگـــــه رندان بيحرمت 

    به هم كــوبد سجودم را، به هم ريزد قيامم را

    نبـــــودى در حـــريمِ قدسِ گلــــرويان ميخــانه

     كه از هـــر روزنـــى  آيم، گلى گيرد لجامم را

    روم در جـــرگه پيران از خــــــود بى‏خبر، شايد

    برون ســـازند از جــانم، به مى افكار خامم را

    تـــو اى پيــــك سبكباران دريــــاى عدم، از من

    به دريادارِ آن وادى، رســـان مدح و سلامم را

    به ســـاغر ختم كردم اين عدم اندر عدم نامه به پيرِ صومعه بــــرگو: ببين حُسن ختــامم را

     


    موضوعات مرتبط: حسن ختام

    تاريخ : یکشنبه 1386/06/25 | 16:54 | نویسنده : محمد رضا عباسپور |

    چادر زدن دراويش :

     

                تا دو دهه پيش در كرمانشاه رسم بود كه اعيان و اشراف شهر دو شاخ كل بر سردر خانه هايشان مي گذاشتند كه نشانه تشخيص بود و صاحبخانه جزء اعيان و اشراف به شمار مي آمد . اين خانه ها براي دراويش خانه هايي آشنا بود چون پيش از عيد و در ايام عيد دو نفر خيمه و خرگاه خود را در اين خانه ها علم مي كردند و تا چيزي از صاحبخانه نمي گرفتند ، خيمه و خرگاه را بر نمي چيدند . دراويش بوقي داشتند كه از شاخ بلندي درست مي شد و به شاخ نفير مشهور بود . مردم عقيده داشتند اين بوق در خانه هر كسي به صدا در آيد شوم است به همين دليل سعي مي كردند دراويش را از در خانه خصوصاً‌در ايام عيد با دل خوش راهي سازند كه بوقشان را به صدا در نياورند


    موضوعات مرتبط: کرمانشاه - چادر زدن دراويش

    تاريخ : شنبه 1386/06/24 | 14:11 | نویسنده : محمد رضا عباسپور |

    علاوه بر صنايع دستي از قبيل  گليم، موج، سجاده، قلم كاري، چاق،و نمد و گيو سوغتيهاي كرمانشاه شامل شيريني هايي مانند كاك، نان برنجي، نان خرمايي و روغن دان (روغن حيواني) است


    موضوعات مرتبط: کرمانشاه - سوغاتی

    تاريخ : شنبه 1386/06/24 | 14:7 | نویسنده : محمد رضا عباسپور |

    شال دركي(شال اندازي)

     

    شال دركي (شال اندازی)  نیز یکی دیگر از آیین‌های شب چهارشنبه است، در این شب کودکان و نوجوانان با شال انداختن در خانه همسایه یا دوست هدایایی از آنان دریافت می‌کردند. شال اندازی یا شال درکی‌ از رسم‌های بسیار جالب است که در گذشته مرسوم بود. در رسم شال اندازی جوانان شال یا دستمال خود را از منافذ تعبیه شده در سقف اتاق‌ها به داخل آویزان کرده و در این هنگام در قالب اشعاری به صاحب خانه می‌گفتند: «پر شالمان را نسوزانی» یعنی آن را خالی بر‌نگردانی و یا اشعاری می‌خواندند.


    صاحب خانه داخل شال گردو، بادام، شیرینی، نخود، کشمش، تخم مرغ پخته می‌گذاشت و می‌گفت: «بالا ببر و بدین ترتیب صاحب شال خوشحال آنجا را ترک می‌کرد. معمولا کسانی که شال اندازی می‌کردند صورت خود را می‌پوشاندند تا صاحب‌خانه آن‌ها را نشناسد و در مواردی برای شادی بیشتر صاحب‌خانه داخل شال ذغال گداخته‌ای می‌گذاشت .جالب آنکه در این شب دختران و پسران نامزد در قالب این رسم هدایای خود را رد و بدل می‌کردند


    موضوعات مرتبط: کرمانشاه - شال اندازی

    تاريخ : شنبه 1386/06/24 | 14:5 | نویسنده : محمد رضا عباسپور |

    چهار شنبه سوري

     

    يکي از آيينهاي نوروزي امروز  " مراسم چهارشنبه سوري " است.  برگزاري چهارشنبه سوري، که در همهً شهرها و روستاهاي ايران سراغ داريم، بدين صورت است که شب آخرين چهارشنبهً سال ( يعني نزديک غروب آفتاب روز سه شنبه )، بيرون از خانه، جلو در، در فضايي مناسب، آتشي مي افروزند، و اهل خانه، زن و مرد و کودک از روي آتش مي پرند و با گفتن : " زردي من از تو، سرخي تو از من "، بيماري ها و ناراحتي ها و نگراني هاي سال کهنه را به آتش مي سپارند، تا سال نو را با آسودگي و شادي آغاز کنند. در استان کرمانشاه در اغلب نقاط غروب سه شنبه (شب چهارشنبه) آخر سال هر خانواده بوته‌های خار را که از پیش فراهم شده روی بام یا حیاط خانه و در نقاط روستایی اطراف تپه‌ها و کوه‌ها انباشته کرده و آنها را آتش می‌زنند.
    در این هنگام از بزرگ و کوچک هر کدام سه بار از روی بوته‌های افروخته می‌پرند و می‌گویند: «زردی من از تو، سرخی تو از من و معتقدند با این کار بیماری‌ها و بلایا از آن‌ها دور می‌شود. 
    در برخی نقاط روستایی پسربچه‌ها توپ‌های پارچه‌ای را که از قبل تهیه کرده‌اند به سر‌چوبی می‌بندند و آنها را به نفت آغشته و بعد از آتش زدن به آسمان پرتاب می‌کنند، بزرگتر‌های آن‌ها معتقدند با این کار سال کهنه می‌سوزد و سال نو با خوشی و شادمانی از راه می‌رسد. اگر در روستایی کسی عزادار باشد از هر طرف آن خانه ۲۰ نفر از همسایه‌ها به احترام‌شان آتش روشن نمی‌کنند.
    در شب چهار شنبه سوری برنامه‌های متنوعی برگزار می‌گردد که یکی از آنها کوزه شکستن است، مراسم قاشق‌زنی، فال‌گوش ایستادن و فال کوزه ویژه چهارشنبه سوری در بیشتر نقاط ایران رایج است در استان کرمانشاه نیز مرسوم است، فال کوزه جالب‌ترین و سرگرم کننده‌ترین آنها است.
    در شب چهارشنبه سوری پس از آن‌که آتش‌بازی و آیین های دیگر پایان یافت زنان و دختران دور هم جمع می‌شوند و به تفال می‌پردازند، برای این منظور هر‌کس نشانه‌ای مانند انگشتر، سنجاق، گوشواره، انگشتانه و غیره را در کوزه آب می‌اندازد.
    در کنگاور کوزه خالی بدون آب را به‌کار می‌برند بعد با دستمالی در کوزه را می‌بندند و با ریسمانی از یک ناودان رو به قبله آویزان می‌کنند و غروب چهارشنبه سوری اشعار حافظ را به نیت تفال می‌خوانند و بعد از خواندن هر بیت دختربچه‌ای از داخل کوزه نشانه‌ای را بیرون می‌آورد و با دیدن نشانه صاحب فال نیز مشخص می‌گردد.
    پس از پایان مراسم کوزه شکستن اهل خانه دور هم جمع شده شادی می‌کنند و آجیل و شیرینی مخصوص چهار شنبه سوری می‌خورند.
    آجیل چهارشنبه سوری در واقع مجموعه خوردنی است که از هدایا و نعمت‌های خاک است که بشر از هزاران سال پیش از طبیعت و زمین می‌گیرد و در اصل رابطه انسان و طبیعت را تایید می‌کند.
    این آجیل معمولا از هفت قلم تهیه شده مثل انجیر، کشمش، خرما، توت خشک، فندق، پسته، بادام. معتقدند خوردن آجیل بی‌نمک در شب چهارشنبه سوری شگون دارد.
    فال گوش ایستادن یکی دیگر از رسوم شب چهار شنبه سوری است که طبق این رسم فرد در حالیکه کلیدی را زیر پا گذاشته نیت کرده و به حرف مردم گوش می‌سپارد که بی‌توجه به او سخن می‌گویند.
    مثلا کسی نیت می‌کند که آیا امسال دخترش به خانه بخت می‌رود یا نه؟ اگر کسی رد شود و در حین سخن گفتن با دوستش بگوید: «من گفتم درست می‌شود، او در می‌یابد که گره از کارش گشوده می‌شود.»
    بخت گشایی نیز رسمی ویژه زنان است که در گذشته مرسوم بود، فرد به نیت حل مشکلات و گره گشادن از کارها، قفل یا کمربندی را به کمر یا گردن می‌انداخت و سر راه مردم قرار می‌گرفت و از یکی می‌خواست آن را باز کند.
    قاشق زنی و شال اندازی نیز یکی دیگر از آیین‌های شب چهارشنبه است، در این شب کودکان و نوجوانان با شال انداختن و یا قاشق زنی در خانه همسایه یا دوست هدایایی از آنان دریافت می‌کردند.
    قاشق زن با یک قاشق و کاسه که مدام به هم می‌زند و چادری بر سر دارد به منازل دوست و آشنا می‌رود و با‌زدن و ایجاد صدا صاحب‌خانه را متوجه می‌سازد و مقداری هدیه دریافت می‌کند.


    موضوعات مرتبط: کرمانشاه - چهارشنبه سوری

    تاريخ : شنبه 1386/06/24 | 14:1 | نویسنده : محمد رضا عباسپور |

     محوطه تاريخي در 5 كيلو متري شرق كرمانشاه ، مشرف بر رودخانه قره سو واقع شده است. كه توسط بريدود مورد گمانه زني قرار گرفته است. درنتيجه اين گمانه زني بخشي از يك كلبه مسكوني بيضي شكل به قطر 10 متر شناسايي گرديد كه نيمي از آن در داخل زمين حفر شده بود .

    در داخل اين كلبه ، بقاياي دو اسكلت شناسايي گرديد كه استخوان هاي آنها با محلول گل اخري پوشانده شده بود . در كنار اين اسكلت ها مقداري بقاياي استخوان نيز بدست آمده است .

     

    از جمله اشياء به دست آمده از اين تپه ، تيغه ها و ريز تيغه هايي است كه بر روي بعضي از تيغه ها آثار درخشندگي ناشي از قطع گياهان ديده مي شود . علاوه بر آن در اين محوطه ، سنگ‌ساب ، مهره هاي سنگي ، قسمتي از دستبند مرمري و قطعاتي از پيكرك هاي گلي نيز به دست آمده است . در ميان پيكرك ها نوعي پيكرك گلي به دست آمد كه به صورت پلاك‌هايي با صورت انساني بودند . بريدوود تاريخ آثار مكشوفه از تپه آسياب را بين 9000 تا 11000 سال پيش مي داند .

     


    موضوعات مرتبط: کرمانشاه - تپه آسياب

    تاريخ : شنبه 1386/06/24 | 7:24 | نویسنده : محمد رضا عباسپور |

    دختر کرمانشاهی

    زن کرد کرمانشاهی

    لباس زن کرد کرمانشاهی

    لباس مرد کرد کرمانشاهی

    لباس مرد کرد کرمانشاهی

    گیوه کشی

    گیوه کشی

     


    موضوعات مرتبط: کرمانشاه از نگاه سفر ایرانی

    تاريخ : پنجشنبه 1386/06/22 | 14:9 | نویسنده : محمد رضا عباسپور |

    معبد آناهیتا

     

    معبد آناهیتای کنگاور

     

    مقدمه :

    بخش بزرگی از غرب ایران را ارتفاعات بلند و به هم پیوسته زاگرس تشکیل می­دهد و دشت حاصلخیز کنگاور در غرب این ارتفاعات قرار گرفته است. بارندگی مناسب و وجود سراب­های پرآب، جریان رودخانه­های خرم رود، اسدآباد و کنگاور،  اراضی حاصلخیز و مناسب زراعت، عبور جاده اصلی معروف شاهی و جاده عتبات عالیات همگی از عواملی هستند که بر اهمیت دشت کنگاور  افزوده و باعث شده که از گذشته­های دور پر رفت و آمد و مورد توجه باشد. و همچنین وجود آثار و تپه­های تاریخی فرهنگی زیاد و متنوع که گویای استقرار و سکونت جوامع بشری از اواسط هزاره پنجم ق.م. تا به امروز  است از ویژگی­های مهم این منطقه محسوب می­گردد. مهمترین و شاخصترین آثاری که به این دشت جلوه­ای ویژه داده عبارتند از معبد آناهیتا، تپه گودین، تپه کارخانه، حمام­های تاریخی و فرهنگی توکل، حسن خان، سرجوب (بزرگ) و پل تاریخی کوچه.

     

    موقعیت طبیعی کنگاور :

    کنگاور  در میانه راه امروزی کرمانشاه همدان و بر سر راه تاریخی هگمتانه تیسفون قرار گرفته است. شهرستان کنگاور به وسعت 884000 متر مربع در موقعیت جغرافیایی 16و34 درجه تا 39و34 درجه عرض شمالی و 34و47 درجه تا 05و48 درجه طول خاوری واقع گریده است. این شهرستان در مجموع 5/3 درصد از کل وسعت استان کرمانشاه را تشکیل می­دهد و شرقی ترین شهرستان و دروازه ورودی استان کرمانشاه میباشد. شهرستان کنگاور از شمال به اسدآباد از جنوب به نهاوند، از مغرب به صحنه و هرسین و از مشرق به تویسرکان محدود می­شود. ارتفاع متوسط این شهرستان از سطح دریا 1500 متر است

     

    معبد آناهیتا :

    در مرکز شهر کنگاور و بر پشته­ای طبیعی و صخره­ای از نوع شیست با استفاده از شیوه­ صفه سازی که در دوران تاریخی در فلات ایران متداول و بعدها نیز رواج داشته یک بنای چهار ضلعی به مساحت 6/4 هکتار برپا شده است این بنا که به معبد آناهیتا معروف می­باشد در بالای تپه­ای به ارتفاع 32 متر و مشرف به دشت کنگاور بنا شده است

     

    پیشینه تاریخی:

    قدیمی ترین نوشته­ای که در مورد کنگاور می­توان به آن استناد نمود گزارش ایزیدورخاراکسی در سال 37 میلادی در کتاب خود تحت عنوان ایستگاه­های پارتی است که از کنگاور به صورت کنکوبار (CONCOBAR) نام برده و از وجود معبد و پرستش گاهی برای الهه آرتمیس و همچنین از خزاین و نفایسی که در آن وجود داشته در مقایسه با بنای معبد همدان (اکباتان) سخن گفته است

     

    بنای تاریخی کنگاور (معبد آناهیتا) از دیدگاه مورخان و جغرافی­دانان پارسی و تازی:

    پس از گفته ایزیدور خاراکسی تا قرن سوم و چهارم هجری مطلب یا نوشته­ای در مورد بنای کنگاور منتشر نشده است. تا اینکه از قرن سوم هجری مورخین و جغرافی نویسان پارسی و تازی (ایرانی و عرب) در متون و سفرنامه­های خود به این ناحیه به نام­های کنگوار، کنکور، و قصرالصوص اشاره می­نمایند و اکثر قریب به اتفاق این مورخین به عظمت و شکوه حجاری های سترگ و شگفت انگیز بنای تاریخی فرهنگی کنگاور اشاره نموده­اند عبور جاده ارتباطی خراسان به بغداد از این دشت و وجود بنای عظیم و منحصر به فرد معبد آناهیتا در مرکز آن از جمله عواملی است که موجب شده بسیاری از مورخین و جغرافی نویسان عرب و ایرانی از سده سوم هجری به بعد از این منطقه بازدید و نظرات خود را به رشته تحریر درآورند.

     

    ابن خردادبه در سال 250 هجری قمری در المسالک و الممالک  مینویسد "... و از دکان به قصرالصوص هفت فرسخ، سپس به خنداذ ...

     در کتاب البلدان به سال 290 هجری قمری چنین آمده است "...و هیچ ستونی شگفت انگیز تر از ستون­های قصرالصوص نیست"

     

    ابن رسته در الاعلاق النفیسه به سال 290 هجری قمری مینویسد "...و از دکان  تا قصرالصوص هفت فرسخ است را در کوه­ها و بلندی و پستی است تا به پل نعمان و قریه نعمانیه میرسد، سپس به گردنه ماذران و بر سمت چپ مزارع بخوس است و فرود می­آید از آن تا دورترین دره­ها و می­گذرد از پلی تا به قرالصوص میرسد. ایولن کسری(خسرو) با گچ و آجر در آنجا بنا شده و مشرف بر قریه است و کوشک­هایی  در درون ایوان است و از قصرالصوص تا خنداز هفت فرسخ است

     

    اصطخری بین سال های 322-318 ه.ق. در باره کنگاور نوشته است "... و اما مسافات از طریق همدان به حلوان تا شهر اسدآباد هفت فرسخ و از اسدآباد تا قصرالصوص هفت فرسخ است و در آن منبری است که مونس آن را بنا کرده است...

     

    ابن حوقل در صوره الارض به سال 367 ه.ق. مینویسد "... از اسد آباد تا قصرالصوص که شهری با منبر است و مونس مظفر آن را ساخته است هفت فرسخ و از آنجا تا ماذران هفت فرسخ...

    مقدسی در احسن التقاسیم چنین مینویسد "...قصرالصوص کوچک است و در آنجا قصری است از سنگ با ستونها و معماری شگفت انگیز بنا شده است...

    ابودلف در سفرنامه خود نقل می­کند "... از آنجا به قصرالصوص رفتم ساختمان این کاخ بسیار عجیب است و بر روی یک ایوان آجری که بیست پا از زمین بلند تر است بنا شده است در این کاخ ایوانها و کوشک­ها و خزانه­های است که از آنچه گفته شد عالی تر و با شکوه تر است زیبائی ساختمان و نقش های آن دیدگان را خیره میسازد این کاخ به واسطه فراوانی شکار و گوارائی آب و مرغزارها و دشت­های با صفای اطراف آن دژ محکم و گردشگاه مخصوص پرویز بوده در نزدیکی آن شهر بزرگی است که یک مسجد دارد.

    محمدابن محمود ابن احمد طوسی در کتاب عجایب المخلوقات که در سال 556 ه.ق. به رشته تحریر درآورده است این چنین مینویسد "... قصر شهری است بدین حدود آن را کنگور گویند بنایی است عجیب از سنگهای برسرهم نهاده وزن هر سنگی در صفت نیاید آفریدگار داند کی آنرا چون ساخته اند و به چه قوت راست کرده­اند و آن را مگر به دیده بینند و در این شهر چشمه­ای است و در آن ماهیان سیاه حلقه در گوش...

     

    کی ماهی بیرون قرار نگیرد تا حلقه در گوش وی کند و در آب حلقه در گوش وی نتوان کردند

    یاقوت حموی در معجم­البلدان مینویسد "...قصر کنگور به فتح کاف و سکون دوم و فتح واو و آخر ، شهرکی است میان همدان و قرمیسین

    لسترنج با اقتباس از آثار نویسندگان اسلامی در باره کنگاور مینویسد " بعد از قریه صحنه ولایت کنگوار است که چون در آغاز فتوحات اسلام هنگام عبور لشگریان عرب از آنجا به نهاوند اهالی آنجا چارپایان بارکش مسلمین را دزدیدند اعراب آن را قصرالصوص (قلعه دزدان) نامیده­اند. در این شهر چنانچه ابن رسته و دیگران ذکر میکنند خسرو پرویز روی صفه­ای ایوانی ستون دار از گچ و آجر ساخته بود شهرکنگوار شهری بزرگ بود و مسجد آدینه آن را مونس صاحب مقتدر بالله خلیفه عباسی ساخته بود یاقوت میگوید صفه­ای که ساختمان های ساسانیان بر فراز آن بنا شده بیست ذراع از زمین بلند تر است مستوفی اضافه میکند سنگهای بزرگی را که در ساختن آن به کار رفته است از کوه بیستون آورده­اند

    با توجه به آنچه در بالا اشاره شد بنائی که ما امروزه معبد آناهیتا می­شناسیم مورخان و جغرافی نویسان اسلامی آن را تحت عنوان شکارگاه پرویز و کاخ خسرو پرویز و قصرالصوص معرفی کرده­اند.

      

     

    کنگاور از دیدگاه سیاحان و پژوهشگران قرون نوزدهم و بیستم میلادی :

    سیاحان و مسافرینی که در دو سده گذشته وارد سرزمین ایراان شده­اند و از آثار تاریخی فرهنگی بناها و شهرهای ایران بازدید نموده، با تهیه طرح، نقشه و نقاشی و انتشار آن در مراکز و بنیادهای فرهنگی اروپائی موجبات کنجکاوی و انگیزه سفر را  در سایر سیاحان و باستان شناسان به ایران فراهم نمودند که به اختصار به گزارشات و نوشته­های این سیاحان در خصوص معبد آناهیتا  اشاره میشود.

     

    کرپورتر در سال 1818 میلادی از کنگاور بازدید نموده ودر سفر نامه خود چنین مینویسد " تمامی محدوده حصار، محوطه معبدی است که حدود سیصد متر مربع مساحت دارد و بر بالای این سکوی عظیم ردیف ستونها سر برافراشته­اند

     

    البته امروزه کاوشهای صورت گرفته مشخص شده که مساحت محوطه بیش از چها هکتار می­باشد

    تکسیه نیز در سال 1840-1839 میلادی از بنای تاریخی کنگاور دیدن کرده و هشت ستون از ستون های این بنا نقاشی کرده است و این چنین مینویسد "...قطعاً این ویرانه ها بقایای معبد آناهیتا است که پرستش وی از زمان اردشیر ممنون (باحافظه) رایج شد ولی معتقدم که معبد از عهد هخامنشی برپا شده و به وسیله اردشیر دوم بنا گردیده است

     

    در سال 1841-1840 میلادی اوژن فلاندن و پاسکال کست از بنای کنگاور بازدید نمودند و ضمن بررسی نقشه این بنا در مقایسه با معبد پالمیرا (خورشد) طرح نمودند و معماری این بنا را شبیه و یکسان با معماری یونانی دانسته اند انتشار گزارشات و فرضیات سیاحان و جهانگردان قرن نوزدهم میلادی از آثار و ابنیه­های تاریخی ایران انگیزی سفر محققین و متخصصین امر را به ایران بر انگیخت و هر کدام از این محققین ضمن بازدید از آثار و بناهای تاریخی اضهاراتی نموده و در بیشتر موارد نظرات سیاحان قبلی را تأئید نمودند. به دنبال سیاحان قرن نوزدهم تعدادی از محققین و پژوهشگران قرن یبستم نیز جهت بازدید و بررسی آثار به ایران آمدند

     

    ابتدا در این راستا سخن خود را از رومان گیرشمن که سالها در ایران به کاوش و بررسی پرداخته آغاز مینمائیم وی در کتاب ایران از آغاز تا اسلام مینویسد "...در معبد کنگاور پرستشگاهی با طرح غربی ساخته شده و تصور میرود در حدود دویست قبل از میلاد بنا شده است. در ساختمان اصلی استعمال قطعات سنگی سطحه تخت جمشید تقلید شده اما ستونهای آنها دارا ی سرستون دری Dorique  (Dorice) است که بر فراز آنها تخته­های کرنتی Corithieh قرار گرفته است

     

    در ضمن این بنا را با بقایای معبد کرهه (خورهه) و لائودیسه در نهاوند متعلق به دوره سلوکی­ها طبقه بندی کرده و طرح آن را غربی میداند

    زاره و هرتسفلد در سالهای 1940-1935 میلادی از بنای کنگاور بازدید و طرح­هایی از مشاهدات خود را در ابعاد و اندازه اجزاء حجاری دیوار ستوندار و سبک معماری گوشه شمال غربی و ترسیم گنبد امامزاده و مسجد جامع اختصاص داده اند

     

    هرتسفلد بنای کنگاور را معبد از زمان اشکانیان دانسته و آن را یکی از بزرگترین معابد دنیای باستان میداند و در این ارتباط چنین مینویسد "...آبادی فعلی کنگاور فقط قسمت مرکز معبد را پوشانده است خرابه باشکوه این معبد از پشته­ای به درازای 640پا و پهنای 544 پا ایجاد شده است در اطراف آن ایوانی به پهنای 44 پا با ستون­های بلند ساخته شده بود که هنوز چند ستون شمال غربی معبد برپاست در این بنا هنر معماری ایرانی_ یونانی دیده میشود

     

    ژاک دومرگان در جلد دوم کتاب جغرافیایی خود تحت عنوان جغرافیای غرب ایران در باره کنگاور مینویسد: "...باز دورتر در جهت غربی شهر کنگاور است که بر خرابه های بنای عظیم که به سبک معماری یونانی ساخته شده قرار دارد ستون های این بنا از سنگ مرمر خاکستری درست شده که برروی دیوارهایی که از تخته سنگهای مرمر تراشیده بالا آورده­اند در کوچه ها و در خانه های ساکنین شهر به قسمت های بناهای قدیمی برمیخوریم

     

    لوئی واندنبرگ نیز در پیروی از فرضیات پژوهشگران قبلی (گیرشمن) در مورد معبد آناهیتا در کتاب خود چنین نوشته است "...کنگاور دارای آثاری از زمان سلوکیان میباشد که حدود دویست پیش از میلاد ساخته شده و از معبدی که برای ((آناهیت)) در این محل ساخته شده بود بیش از چند ستون باقی نمانده که برای ساختمان خانه های شهر بکار برده شده است. ساقه این ستونها صاف بوده و سرستون آنها از نوع سرستون دری می­باشد که روی آن یک بالش کرنتی قرار داده­اند

     

     آندره گدار در کتاب هنر ایران مینویسد "...در کنگاور آثار معبدی از دوره اشکانی دیده میشود که به نام الهه آنائتیس نام گذاری شده در همدا ن پایه ستونهایی یافت شده که بدون شک متعلق به زمان غیر از زمان معبد نام برده است

     

    دیاکونف در کتاب اشکانیان اشاره مختصری به این بنا دارد : ..ضاهراً ویرانه معبد آناهیتا در کنگاور مربوط به دوره متقدم دوره پارتی می­باشد حتی مارسل دیولافوا ویرانه های مزبور را با معبد آرتمیدا در کونکوبار (کنگاور) که ایذیدور خاراکسی یاد کرده یکی دانسته است

     

    کلمان هوار در کتاب تمدن ایران مینویسد : در کنگاور که در عصر باستان کونکوبار نام داشت بازمانده های پرستشگاهی یافت شده که در سبک آرایش شباهت زیادی به معابد یونانیان دارد این بنا از یک تالار مرکزی و حیاط پهناوری ساخته شده و بدلی از سنگ معماری یونانی است

    و در ضمن وی معبد آناهیتا را در شمار بناهای منتسب به دوره اشکانی ذکر نموده است.

     

    پیشینه کاوشهای باستانشناسی در معبد آناهیتا :

     

    کاوشهای باستانشنایس در این بنای تاریخی برای اولین بار در فاصله سالهای 1354-1347 شمسی توسط یک هیأت ایرانی  به سرپرستی سیف­الله کامبخش فرد آغاز شد. و |س از یک وقفه دو ساله در سالهای 1357-1356 کاوشها به سرپرستی مسعود آذرنوش در خط الرأس تپه بنا ادامه یافت و پس از ایشان یک فصل کاوش توسط علی ولی­نوری در این محوطه باستانی انجان گرفت. آقایان علیپور و حقبیان مرمتگران بنگاه تخت جمشید در سال 1384 ماند­های دیوار شمال غربی را مرمت و بازسازی نمودند. در سال 1367 مرحله جدید فعالیتهای باستان شناسی و مرمت توسط احمد کبیری، محمد مهریار و عادل فرهنگی آغاز و تا سال 1371 ادامه یافت در سال 1373 کاوشهای باستان شناسی توسط فائق توحیدی پی گرفته شده و مجدداً در سال 1374 احمد کبیری کار کاوش و مرمت را ادامه دادند در سال 1377 به مدت کوتاهی کاوشهای باستانشناسی صورت گرفت

     

    معرفی و توصیف معماری بنای تاریخی معبد آناهیتا :

     

    با آغاز فعالیتهای هیأت کاوش معبد آناهیتا در سال 1347 و پس از خرید و تخریب منازل مسکونی بالای تپه و اطراف آن نقشه و موقعیت مکانی این بنای تاریخی تهیه گردید. بنای معروف به معبد آناهیتا در مرکز شهر کنگاور و بر سر راه امروزی همدان – کرملنشاه واقع شده است. این بنا بروی تپه طبیعی با حداکثر ارتفاع32 متر نسبت به زمین های اطراف ساخته شده است. در گوشه شمالغرب این بنا امامزاده و مسجدی برپاست.

     

    نقشه بناي كنگاور به شكل چهار ضلعي و به ابعاد 209×224 متر است كه هر ضلع آن به شكل ديواري به ضخامت 18 متر است كه بر روي آن رديفي از ستونهاي قطور قرار گرفته است. اين ديوارها با لاتشه سنگ و ملات گچ ساخته شده‌اند كه نماي بيروني آنها به وسيله قطعات سنگي تراشيده شده‌ بصورت خشكه چين پوشش داده‌ شده است در ضلع جنوبي بنا، پلكان دو طرفه‌اي به درازاي 154 متر ايجاد شده است كه هر دو تا پنج پله در يك بلوك كنده شده است. تعداد سنگهاي پله در پلكان شرقي 26 پله و در پلكان غربي 21 پله مي‌باشد. ولي با توجه به ارتفاع ديوار كه 20/8 متر از آن باقي مانده است. بطور يقين تعداد پله‌ها بيشتر از اين بوده است7 در بخش شمال‌شرقي بنا نيز دو رديف موازي سنگهاي تراشيده بكار رفته كه بر وجود يك ورودي به عرض 2 متر در اين بخش از بنا دلالت دارد.

     

    در مركز بنا صفه‌اي با جهت شرقي غربي ساخته شده است كه 94 متر درازا و 30/9 متر پهنا و بين 3 متر تا 5 متر ارتفاع دارد. اين صفه از لاشه سنگهاي بزرگ كه حداقل يكي از سطوح آن صاف بوده ساخته شده است و نماي آن با ملات گچ پوشيده شده كه برخي از سطوح پائين ديوار نشاني از ان باقي نمانده است.

     

    بر روي ديوار‌هاي اين بنا به جز فاصله بين دو رشته پلكان جنوبي، يك رديف ستون قرار گرفته است اين ستونها كوتاه و قطورند. فاصله ستونها از  محور تامحور 475 سانتي متر است . بلندي هر ستون شامل پايه ، ساقه و سرستون مي‌باشند 54/3 متر و قطر هر‌يك از ساقه ستونها كه استوانه‌اي شكل مي‌باشند 144 سانتي متر است .گيلوئي زير پايه‌ستون به بلندي 60 سانتيمتر است كه احتمالاً گيلوئي چوبي روي سرستون هم كه طي آتش‌سوزي سوخته و اثري ازآن باقي نمانده است نيز 60 سانتيمتر داشته كه مجموعاً با فريز زيرين و زبرين به ارتفاع 475 سانتيمتر مي‌رسيده‌است.

    نسبت قطر ستون و ارتفاع آن 3 به 4 و قطر و ارتفاع سر ستون و پايه 1 به 3 است كه اين قاعده بر خلاف سنت و نسبت‌ هاي ستون سازي يونان در عهود آركائيك و كلاسيك است. سبك دوريك در معماري يونان عهد آركائيك كه نمونه بارز معماري و حجاري آن معبد پوزئيدون بوده و داراي ستونهاي است كه ارتفاع انها چهار برابر قطرشان است . طرح اغلب ستونها استئانه‌اي و گرد است و داراي پايه‌هاي مدور وارونه بر مكعبي است كه اطلاق نام دوريك را بر سبك خود نپذيرفته‌اند.

     

    اندازه يك واحد ستون در كنگاور متشكل از پايه + سر + ميان ستون برابر 355 سانتي متر است و اين اندازه فاصله بين دو ستون و دو برابر قطر پايه ستون است .

    ستون‌هاي آپادانا در مقايسه با ستون‌هاي كنگاور كشيده و بلند هستند و مزين به عناصر گل و برگ و خطوطي در حجمهاي هندسي و حيواني‌اند .

     

    در كنگاور ستون بندي در يك رديف است. ستونها در اين مكان بر خلاف آپاداناي داريوش و پاسارگاد ساده و بدون تزئين‌اند و كوتاه و قطور ، چون غير از يك رديف گيلوئي ( بالشتك ) چوبي سقف ديگري را چون آپادانا تحمل نميكنند به مثابه نرده‌ها و حفاظ تزئيني لبه ايوان از دو جنبه معماري حجاري زينتي قابل بررسي و توجه‌اند.

     

    علائم و نوشته­های منقور :

     

    بیش از دویست علامت که از آنها به عنوان علائم حجاران در گزارش باستان شناسی نام برده میشود در محوطه معبد آناهیتا شناسایی و مورد بررسی قرار گرفته­اند از این تعداد به استثنای دو مورد از این علائم و نوشته­ها برروی سنگهای نما و تراشدار حک گردیده­اند مابقی علائم مذکور برروی سنگهای بدون تراش و لاشه سنگهای پر کننده دیوار های قطور 5/18 متری معبد نقر شده اند کامبخش فرد کاوشگر محوطه این موضوع را به باورها و اعتقادات دینی و نزورات معتقدین به پرستشگاه آناهیتا نسبت می­دهد و علائم مورد بحث را به سه گروه و سه دوره تاریخی طبقه بندی مینماید.

    گروه اول:

     

    علائمی که در پاسارگاد و تخت جمشید  نیز به کار رفته و با تعدادی از علائم معبد آناهیتا قابل مقایسه­اند و بر اساس بررسی های خط شناسان ایتالیایی همراه تیلیا علائم حجاران لیدیایی  تشخیص داده شده که از زمان کوروش کبیر معمول گردیده­اند و این گروه علائم دوره قدیم و هخامنشی معرفی شده­اند.

    گروه دوم :

     

    علائمی هستند که شبیه به علائم مورد استفاده آرامیان و سامانیان بین­النهرین و سوریه­ هم زمان با دوره اشکانی با این دسته نیز علائم دوره اشکانی می­باشد.

     

    گروه سوم:

    علائمی هستند که نمونه آنها در کاخ های فیروز آباد ،تیسفون و... از دوره ساسانی بکار رفته در میان آنها حروفی به زبان پهلوی ساسانی و همچنین کلمات پیر و پیروز مخفف پیروز شاه ساسانی وجود دارد و این گروه ساسانی معرفی شده­اند.

     

    قبرستان ضلع شرقی:

     تعدادی از فرضیات و نظریات محققین قدمت بنای تاریخی کنگاور را به دوره اشکانی نسبت می­دهند و از این دوره تاریخی آثاری چون سفالینه، چند نوع تدفین و به همراه این نوع تدفین ها به ویژه سکه ها که از مهمترین مدارک و شواهد دوره اشکانی میباشند به دست آمده است گورهای بررسی و کاوش شده­ عمدتاً در بخش شرقی معبد قرار دارند و سه نوع تدفین را ارائه میدهند.

     

    قبور نوع اول :

    در بعضی از قبور سکه هایی از دوره اشکانی در زیر سر یا در دهان و یا کف دستان مردگان کشف شده است که بعضی از این سکه ها متعلق به فرهاد اول اشک پنجم (181-174 ق.م.) و اردشک سیزدهم (56-37 ق.م.) میباشند این دسته از قبور که درون صخره طبیعی به ابعاد 60×200 سانتیمتر و مرده را درون آن به حالت خوابیده به پهلو و یا به پشت و صورت وی را رو به دیوار معبد قرار داده­اند این قبور متعلق به دوره اشکانی از قرن دوم پیش از میلاد تا ابتدای میلاد مسیح میباشند.

     

    قبور نوع دوم :

    قبوری که متعلق به قرون اولیه میلادی است در این دوره اجساد درون تابوت سفالین بدون لعاب قرار داده­. تابوت ها به ابعاد 35×35×210 هستند تابوت ها درون صخره قرار میگرفتند و دارای درپوش سفالین یا سنگی بوده است. جهت تابوت ها شمالی جنوبی و جسد به پشت و صورت رو به معبد قرار داشته است.

     

     قبور نوع سوم:

    این گروه اجساد مردگان در داخل خمره­های سفالین تدفین نموده و جسدبه پشت و صورت رو به معبد و خمره درون گوی صخره دفن شده و به وسیله تخته سنگی مسدود شده است

     

     

     معادن:

    صحبت در مورد معادن تاریخی معبد آناهیتا را با گزارش ناصردین­شاه در سفر نامه عتبات عالیات وی در سال 1287 هـ.ق. که کنگاور و بنای تاریخی آن و معدن چلمکران را توصیف نموده شروع می­نمائیم.

    "...در محل مرتفعی است اشجار و امارات دارد حاکم نشین است هفتصد هشتصد خانوار دارد از کوچه های بسیار گذشتم زمینه قصبه پست و بلند و در مکانی مرتفع واقع است. بجائی رسیدیم که شش ستون از قصر ملاحضه شد. مردم بر روی پی و ستونها خانه ساخته اند. از قد و ارتفاع ستون ها چیزی نمانده است اینجا معبد و یا عمارت سلطنتی بوده و بسیار قدیم و آنچه به حدس و تخمین از وضع مایع و بنا معلوم شود اطراف این تپه بالتمام ستون و بنیان عمارت مسای سطح تپه وسیع بوده است.حالا همین شش ستون باقی است که ملاحضه کردیم.

     

    پی و پایه غریبی دارد که با سنگهای بزرگ و آهک و گچ پر کرده و بنا نهاده اند و چندان مستحکم است که خیلی حیرت انگیز بود بعضی اهالی کنگاور همین پی را کنده گچ آن را در اطراف و حول و حوش میفروشند. چرا که معدن گچ در این جلگه نیست. برای این امارت از معدن لرستان گچ میآوردند و سنگ ستونها و پایه ها از "شیرمردان" تردیک"کنگور" است که اکراد "شل مران"  گویند  و در جنوب غربی کنگور در میان دو کوه کوچک واقع شده است و هنوز ا ز پایه های ناتمام همین ستونها که برای ((قصرالصوص)) بیرون آورده بودند در این معدن موجود است. جنس این سنگ به همین سنگهای سیاه متداول نزدیک است

     

    با بررسی های بعمل آمده توسط هیئت­های مستقر در پایگاه پژوهشی معبد آناهیتا در سنوات گذشته چندین نقطه که معدن معبد آناهیتا بوده و نشانه­های استخراج سنگ همچون برش سوراخهای ایجاد شده شبیه اثر گوه، سنگهای قواره شده و ستونهای نیمه کاره در آنجا مشهود است شناسائی شده­اند که یکی از مهمترین و اصلی ترین آنها معدن چلمران است که در سه کیلومتری غرب معبد آناهیتا می­باشد که آثار استخراج سنگ و سنگهای قواره شده و نیمه کاره در دامنه شرقی تپه چلمران زوله قابل رویت است. از جمله معادن دیگر که سنگهای مورد استفاده در معبد از آنجا حمل و استخراج میشده عبارتند از : معدن باغ ملی، معدن الله­دانه، معدن قوره جیل ، معدن رستم آباد و معدن هلال احمر. نزدیک ترین معدن به معدن آناهیتا معدن باغ ملی است که در فاصله حدود دویست متری شمال معبد آناهیتا و در زیر بافت منازل مسکونی محله باغ ملی قرار گرفته و در حال حاضر یک ستون نیمه تراش در حیاط منزل یکی از شهروندان قابل دیدن و موجود است.

     

    آثار دوره اسلامی در معبد :

     

    با آغاز کاوشهای باستان شناسی در محوطه معبد آناهیتا در لایه های اولیه بقایای استقرار در دوره قاجار و صفویه به دست آمد. حد فاصل بین قرن هفتم هجرب تا دوره صفویه هیچگونه آثاری جز بقایای کوچ نشینان مشاهده نگردیده است. از اوایل سده پنجم تا هفتم هجری آثار مکشوفه حاکی از ساخت و ساز در دوره سلجوقی میباشد. وجود حمام دوره سلجوقی و کارگاه ها و شیوه آب رسنانی بوسیله تنبوشه سفالین بیان گر تداوم سکونت در این دوره است. وجود سفال های لعاب دار سبز و زرد از نوع سفال نیشابور و ظروف با نقش کنده و خطوط روی ظروف با آیات قرآنی و سکه­هایی از دره خلفای عباسی بدست آمدهنمایانگر این دوره است

     

    امامزاده ابراهیم :

    این امامزاده در گوشه شمال غربی معبد آناهیتا و برروی دیوار غربی قرار دارد. بنای قدیمی این امامزاده در زلزله سال 1336 تخریب و بعدها بنای بزرگتر بجای آن ساخته شد. بنای فعلی تقریباً به همان شکل قدیمی ساخته شده است. این امامزاده دارای صحن مرکزی و گنبد خانه است و گنبد آن از نوع گنبدهای دو پوسته است از بنای قدیمی امامزاده تنها سردر ورودی به محوطه حیاط برجای مانده است.

     

    کاربری بنای معبد آناهیتا :

     

    در مورد کاربری این بنا در بین آراء محققین و متخصین اختلاف نظر وجود دارد. به طوری که عده­ای از نویسندگان این بنا را معبدی برای الهه اناهیتا دانسته­اند. آناهیتا ایزد بانوی آبهای روان، زیبایی، فروانی و برکت دردوران پیش از اسلام بوده است و برای اولین بار اردشیر دوم هخامنشی (404-358 پیش از میلاد) در کتیبه های همدان و شوش که از وی بدست آمدهخ است برخلاف شاهان سلف و نیاکان خود در این کتیبه و با توسل به اهورامزدا و آناهیتا و میترا از آنان یادکرده است. ولی سایر شاهان قبل از او تنها از اهورا مزدا نامبرده اند. برخی دیگر از محققین به تبعیت از نوشته­های مورخین ایرانی و عرب سده دوم هجری به بعد این بنا را قصرالصوص و از نظر ساخت نیز عده­ای این بنا را در اواخر سده سوم و آغاز سده دوم پیش از میلاد نسبت داده­اند. کامبخش فرد اولین کاوشگر بنا آن را به سه دوره هخامنشی، اشکانی و ساسانی نسبت می­دهد و دکتر آذرنوش آن را کاخ ناتمام خسرو پرویز در اواخر دوره ساسانی معرفی میکند

     

     

    منابع و مأخذ :



    1 - گودرزی. شاپور، کنگاور جغرافیای انسانی و اقتصادی، دانشگاه تهران، 1352

    2- خاراکسی ایزیدور، ایستگاه­های پارتی، مترجم فیروز حسن عزیز ( به کوشش نادر کریمیان سردشتی- تهران، سازمان میراث فرهنگی، 1377-ص (24-23)).

    3- ابن خرداذبه، المسالک و الممالک، بریل 1889 م. ص 21 به نقل از گلزاری مسعود، کرمانشاهان کردستان، بی تا، انتشارات انجمن آثار ملی، ص 115.

    4- ابن فقیه، البلدان، ترجمه ح مسعود، تهران، بنیاد فرهنگ ایران، 1349، ص34.

    5- ابن رسته، الاعلائق النفیسه، ترجمه قره چانلو، تهران، امیر کبیر، 1365، ص 196.

    6-  اصطخری، مسالک الممالک، به کوشش ایرج افشار، تهران، 1347، 162.

    7- ابن حوقل، صوره الارض، ج 2، لیدن 1939 م.، ص359.

    8- شمس الدین ابوعبداله محد بن احمد بن ابوبکر مقدسی، احسن التقاسیم فی المعرفه الاقایم، لیدن 1960 م.، ص 393.

    9- ابو دلف، سفرنامه ابودلف در ایران، به کوشش ولادیمر منیورسکی، ترجمه سی ابولفضل طباطبایی، تهران،1342،ص65.

    10- محمد طوسی، عجایب المخلوقات، به کوشش منوچهر ستوده، تهران 1945م.،ص 259،297،298 .

    11- یاقوت حموی ، معجم البلدان، به نقل از کرمانشاهان کردستان، مسعود گلزلری، صص120،121 .

    12- لسترنج گای، جغرافیای تاریخی سرزمینهای خلافت شرقی، ترجمه محمود عرفان ، تهران 1337، صص 204، 203.

     .R.Kerporter, Traveles in Georgia Persia, armenia and anciert Babylonia 1821, p 182, London

    [ Texier’s, On one texier’s drawing from kangavar (21, p 1,46-65).به نقل از کامبخش فرد، معبد آناهیتا، سازمان میراث فرهنگی  1374،ص34

    15- سفرنامه فلاندن، به نقل از کامبخش فرد، معبد آناهیتا، سازمان میراث فرهنگی  1374،ص31 .

     

    16- گریشمن رمان، ایران از آغاز تا اسلام ، ترجمه محمد معین، چاپ هفتم انتشارات علم و فرهنگ، 1368، صص 272، 274

    17- به نقل از کامبخش فرد، معبد آناهیتا، سازمان میراث فرهنگی  1374،ص35

     

    18- دمرگان ژاک، جغرافیای غرب ایران، ترجمه کاظم ودیعی، انتشارات جهر، 1339، صص 141-139.

    19- واندنبرگ لویی، باستان شناسی ایران باستان ، ترجمه عیسی بهنام، تهران، دانشگاه تهران، 1345، ص 107.

    20- گدار اندره، هنر ایران ، ترجمه بهروز حبیبی، تهران،دانشگاه ملی، 1358، ص 182.

    21- دیاکونف ، م.م. اشکانیان، ترجمه کریم کشاورز، تهران ، انتشارات پیام، 1351، صص 121، 122.

     

    22- هوار کلمان ، ایران و تمدن ایرانی، ترجمه حسن انوشه، تهران، انتشارات امیر کبیر ،1363، ص 117.

    23- محمد مهریار و احمد کبیری، ادامه کنکاش­ها در معبد آناهیتای کنگاور، پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری، 1383، ص 59

    24- کامبخش فرد سیف الله، آثار تاریخی ایران، انتشارت سازمان میراث فرهنگی ، 1380، صص 182، 176 ، 169.

    25- کامبخش فرد سیف الله، آثار تاریخی ایران، انتشارت سازمان میراث فرهنگی ، 1380، ص 187.

    26- کبیری احمد، بروشور معبد آناهیتا ، سازمان میراث فرهنگی کشور، 1382.

    27- ناصرالدین شاه قاجار ، روزنامه سفر طهران الی کربلا، سنۀ 1287 هـ.ق. چاپ سنگی ، صص 47-42.

    28- کبیری احمد، بروشور معبد آناهیتا ، سازمان میراث فرهنگی کشور، 1382.

    29- آذرنوش مسعود، مجله اثر ، شماره 29-30، 1377،ص 18-54.


    موضوعات مرتبط: کرمانشاه - معبد اناهيتا

    تاريخ : پنجشنبه 1386/06/22 | 14:3 | نویسنده : محمد رضا عباسپور |
     

    حوض آب هرسین

    حوض آب هرسين

    در داخل پارك شهر هرسين بقايايي از آثار دوره ساساني وجود دارد كه از جمله آن صفحه تراشيده اي است كه در دامنه كوه ايجاد شده است . اين صفحه به طول 52/46 متر و ارتفاع 25/12 متر است . اين صفحه تراشيده به سه بخش تقسيم شده است . بخش اول به طول 22/31 متر است كه صفه اي در جلو آن تراشيده شده که به نهر آبي مشرف است. قسمت دوم به طول 05/10 متر قسمت سوم به طول 25/5 متر مي باشد . در جلو قسمت دوم و سوم نيز صفه اي به عرض 15/8 متر تراشيده شده است .

    در قسمت جنوب شرقي اين صفحه تراشيده حوضي دايره شكل از سنگ ايجاد شده است . قطر دهانه حوض 86/3 متر و عمق آن 66 سانتي متر است . در وسط حوض مخروط ناقص فواره مانندي به ارتفاع 66 متر وجود دارد كه محيط تحتاني آن 24/2 متر است . قسمت تحتاني اين مخروط ناقص ، دوازده ضلعي نامنظمي را تشكيل مي دهد . سطح فوقاني فواره ، به صورت دايره اي است كه در وسط يك صفحه 12 ضلعي قرار دارد . در قسمت شمالي حوض ، پيشرفتگي مستطيل شكلي به ابعاد 20*40 سانتي متر وجود دارد .

    همچنين در نزديكي اين حوض سنگي ، تاقي از يك سنگ يك پارچه وجود دارد كه داراي قوسي گهواره اي است . عرض اين تاق 45/1 متر و ارتفاع آن 45/2 متر است . در قسمت تحتاني تاق ، تخته سنگي به شكل مكعب مستطيل وجود دارد كه احتمالاً تاق بر روي اين تخته سنگ قرار گرفته است . در كنار اين تاق نيز بخشي از يك پلكان سنگي وجود دارد كه داراي سه پله مي باشد . ارتفاع پلكان 25/1 متر و عرض آن 95 سانتي متر است . عرض هر پله 28 سانتي متر و ارتفاع آن 29 سانتي متر است .

    به فاصله 500 متري جنوب اين مجموعه و در اطراف ميدان شهر ، بقاياي بناي سنگي از دوره ساساني وجود داشته كه متأسفانه امروزه تبديل به پارك شده است و بخش زيادي از آن به دليل ساخت و سازهاي جديد از بين رفته است . در زواياي اين قلعه برج هاي مدوري وجود داشته است . مصالح به كار رفته در اين بنا شامل لاشه سنگ و ملاط گچ بوده و در بعضي از قسمت ها روكار ديوار نيز با بلوك هاي سنگي مكعب مستطيل چيده شده است .


    موضوعات مرتبط: کرمانشاه - محوطه ساساني هرسين

    تاريخ : پنجشنبه 1386/06/22 | 13:55 | نویسنده : محمد رضا عباسپور |

    اين پناه گاه سنگي در 11 كيلو متري شمال شرقي كرمانشاه در دامنه كوه ماسي و در دره معروف به « تنگ كنشت » واقع شده است . اين پناه گاه توسط بروس هاور سال 1960 ميلادي مورد گمانه زني قرار گرفت . گمانه انتخابي به ابعاد 2*8 متر بود كه تا 60|5 متري مورد كاوش قرار گرفت . آثار بدست آمده از اين گمانه به ترتيب قدمت از قديم به جديد عبارتند از :

    1 ـ تراشنده ها و سرپيكان هاي مضرس و دندانه دار دوره مياني پارينه سنگي جديد

     

    2 ـ قلم هاي حكاكي ، تراشنده ها ، تيغه هاي روتوش شده و سرپيكان هاي دوره زيرين پارينه سنگي جديد

     

    3 سنگ هاي مادر ، ريز تيغه ها ، چكش ، قلم حكاكي ، سوراخ كن هاي دوره فرا پارينه سنگي .

     

    با توجه به ابزارهاي به دست آمده و همچنين به علت اينكه پناهگاه سنگي و رواسي در بالاي تنگ كنشت واقع شده و از اين نظر در موقعيت مناسبي براي زير نظر داشتن حيوانات شكاري قرار دارد ، بنا بر اين مي توان چنين نتيجه گيري كرد كه اين پناه گاه سنگي محل مناسبي براي استقرار موقت شكار ورزان بوده است . بطوريكه بقاياي حيواني مكشوفه نيز چنين استنباطي را تاييد مي كند . زيرا در ميان استخوان هاي حيواناتي كه آزمايش شده اند مقدار زيادي بقاياي استخوان حيوانات شكاري مانند گور خر ، بزكوهي ، بز و گوسفند اهلي نشده ، گراز وحشي و كفتار وجود داشت . علاوه بر آن مقداري استخوان جوندگان كوچك جثه مانند موش كور و خرگوش نيز در ميان بقاياي استخواني مشاهده شده است .


    موضوعات مرتبط: کرمانشاه - پناه گاه سنگي و رواسي

    تاريخ : پنجشنبه 1386/06/22 | 13:51 | نویسنده : محمد رضا عباسپور |

    وجه تسميه كرمانشاه

    ‍پيش از اسلام به نامهاي كامبادن و كامبادنه ناميده ميشد. در صدر اسلام با نامهاي قرماسين و قرماشين از آن نام برده شده است. بعد از انقلاب اسلامي به نامهاي قهرمانشهر و نيز باختران ناميده شدو س‍س مجددا كرمانشاه ناميده شد.

    "دکتر معین در فرهنگ فارسی خود احتمالا با استنادی به گفته‌‌ی حمدالله مستوفی در ذیل واژه‌‌ی کرمانشاه چنین می‌‌نویسد: «این شهر در زمان ساسانیان بنا شده و بانی آن بهرام‌‌چهارم (لقب به کرمانشاه) بوده است». در کتاب "بند هشن" که مطالبی در باره‌‌ی جغرافیای اساطیری و موجودات مختلف از حیوانات و درختان و سرزمین‌‌ها و کوه‌‌ها و رود‌‌ها در آن دیده می‌‌شود و تالیف اولیه‌‌ی آن در دوران ساسانی انجام گرفته به واژه‌‌ی کرمینشان اشاره شده است: «کوه مرغ به لاران کوه زرین به ترکستان کوه بهستون به کرمینشان دیگر از این شمار که محل رفت و آمدند... کوه بوم انگاشته می شوند».
    مرحوم "دکتر مهرداد بهار" در قسمت یادداشت‌‌های بند هش آورده است: «باید توجه داشت که نام واژه‌‌ی کرمانشاه محتملا تبدیلی است از کرمینشان. کرمیشان و کرماشان نام کهن این سرزمین در دوره‌‌ی میانه‌‌ی تاریخ ماست و کرمانشاهی‌‌ها خود را کرماشانی می‌‌خوانند».
    اما بعضي محققين بر اين عقيده اند که واژه‌‌ی کرماشان از سه جزء «کار - مای – سیای» تشکیل شده و به معنی مکان مقدس مردم ماد است و معنی این سه جزء را در کتیبه‌‌ی بیستون می‌‌توانیم پیدا کنیم. دکتر محسن ابوالقاسمی در کتاب تاریخ زبان فارسی کتیبه‌‌ی داریوش را واژه به واژه معنی کرده که در اینجا به ذکر سه جزء مورد نظر اشاره می کنیم:
    kara یعنی مردم ارتش.
    madai حالت مفعول فیه مفرد مذکر از mada که به معنی «ماد» است.
    siyan در زبان عیلامی در کتیبه‌‌ی بیستون به معنی مکان مقدس است.
    مجموع این سه واژه به معنای «مکان مقدس مردم ماد» که در درازنای زمان به گونه‌‌های مختلف از جمله: «قرمیسین، قرماسین، قرماشین، کرماشین، کرمیشان، کرماشان، نوشته شده است».


    موضوعات مرتبط: دلیل نامگذاری کرمانشاه

    تاريخ : پنجشنبه 1386/06/22 | 13:45 | نویسنده : محمد رضا عباسپور |

    نقش برجسته بیستون

    نقش برجسته و كتيبه داريوش يكم :

     اين نقش برجسته كه يكي از با ارزش ترين يادگارهاي ادبي و تاريخي ايران است در 30 كيلومتري شمال شرقي شهر كرمانشاه بر روي صخره معروف به بيستون حجاري شده است . از اين كوه در متون تاريخي به نام هاي بغستان به معني جايگاه خدايان ، بهيستان ، بهيستون ، بهستون ، بهستان و بيستون ياد شده است .

    سنگ نگاره داريوش به طول 6 متر و به عرض 20/3 متر مي باشد . در اين سنگ نگاره ، تصوير داريوش به ارتفاع 78/1 متر در سمت چپ صحنه حجاري شده است . وي تاج كنگره داري بر سر و پيراهن بلندي بر تن دارد . ريش او مجعد به صورت چهار گوش مي‌باشد . همچنين موهاي مجعدش در پشت سر جمع شده است . او دست راست را به علامت احترام بالا برده و در دست چپش كماني را گرفته است .

    در اين صحنه ، داريوش پاي چپش را بر روي سينه گئومات مغ نهاده است . در پشت سر دايوش « وينده فره نه » كمان دار و « گئوبروه » نيزه دار ايستاده اند كه از جمله هفت تناني‌اند كه در براندازي گئومات شركت داشتند .

    در زير پاي چپ داريوش گئومات مغ بر پشت خوابيده و به علامت التماس ، دست هايش را بالا برده است . پشت سر او نيز صف اسيران كه گردن هايشان با طنابي به يكديگر و دست‌هايشان از پشت بسته است ، قرار دارد .

    در بالاي سر هر يك از اين اسيران و در زير تنه گئومات مغ و بر روي دامن اسير سوم نام پادشاه شورشگر كه نقش او نيز آمده و جايي كه در آنجا شورش كرده ، ذكر شده است . اسامي اين 9 نفر به ترتيب عبارتند از : 

    1ـ آثرين

    اولين ياغي شوش

    2 ـ ندئيت ب ئير

    اولين ياغي بابل

    3 ـ مرتي ي

    دومين ياغي شوش

    4 ـ فرورتيش

    ياغي ماد

    5 ـ چي ثرتخم

    مدعي ساگارات

    6 ـ وه يزدات

    ياغي پارس

    7 ـ ارخ

    دومين ياغي بابل

    8 ـ فرادا

    ياغي مرو

    9 ـ سكونخا

    ياغي سكاييه

     برفراز سر اسيران تصوير سمبليكي از اهورا مزدا در حال اهداي حلقه قدرت به داريوش حجاري شده كه داريوش نيز دست راستش به نشانه نيايش اهورا مزدا بلند كرده است 

    داريوش نخست تنها به نقوش فوق به جزء نقش سكونخا اكتفا كرد . در اين زمان تنها به نقر نبشته اي كوتاه به خط ميخي عيلامي در فضاي بالاي سر خود فرمان داده بود . در اين نوشته داريوش به معرفي خود و اجدادش مي پردازد و در حقيقت با اين نوشته مشروعيت خود را اعلام مي كند . پس از آن شرح فتوحاتش را به خط ميخي عيلامي در سمت راست سنگ نگاره و در مرحله بعد با خط ميخي بابلي در سمت چپ سنگ نگاره نقر مي كند . در مرحله نهايي نيز در زير نقوش برجسته ، شرح فتوحاتش را به خط ميخي و به زبان فارسي باستان نقر مي كند .

    هنوز سنگ تراشان هخامنشي در حال نوشتن خطوط بر سينه كوه بوده اند كه سكاها دوباره سر بر شورش برداشتند ، داريوش در سال 519 پ.م سكونخا شاه سكاها را شكست داد و اين رويداد را بي درنگ به سنگ نبشته اضافه نمود ولي از آنجائيكه جايي براي حجاري تصوير شاه سكايي باقي نمانده بود ، داريوش دستور داد تا بخشي از متن عيلامي را پاك و آن را در سمت چپ قسمت پائين ، كنار متن فارسي باستان از نو نقر كند و به جاي متن عيلامي ، تصوير سكونخا را حجاري كرده اند .

    در اين سنگ نوشته ، دايوش ابتدا به معرفي خود و اجدادش پرداخته ، سپس شرح واقعه قتل گئومات مغ كه پس از مرگ كمبوجيه سلطنت را غصب كرده ذكر نموده ، پس از آن به شرح جنگ هايي كه بر ضد بزرگان و امراء ياغي كرده مي پردازد و در خاتمه به هر كس كه اين كتيبه بزرگ را محو كند ، لعنت مي كند .


    موضوعات مرتبط: نقش برجسته بیستون

    تاريخ : پنجشنبه 1386/06/22 | 13:39 | نویسنده : محمد رضا عباسپور |
     

    سفر ایرانی تقدیم می کند :

    تصاویری کمیاب از کاوش تخت جمشید و پاسارگاد در ۷۱سال پیش

    تصویر هوایی پاسارگاد 1935

    تصویر هوایی پاسارگاد 1935

     نقشه 1

    تصویر هوایی از محوطه پاسارگاد ۱۹۳۵

    پاسارگاد

    پاسارگاد۱۹۳۵

    پاسارگاد

    تصویر هوایی از محوطه پاسارگاد ۱۹۳۵

     

    مقبره کوروش کبیر 

    مقبره کوروش کبیر۱۹۳۵

    1936

    سه کنبدان ۱۹۳۶

    مقبره کوروش

    مقبره کوروش ۱۹۳۶

    محموطه تخت جمشید1308

    تخت جمشید ۱۳۰۸شمسی

    تخت جمشید 1308

    تخت جمشید ۱۳۰۸

    نقشه 2

     


    موضوعات مرتبط: تصاویری که تا کنون ندیده اید

    تاريخ : دوشنبه 1386/06/19 | 19:12 | نویسنده : محمد رضا عباسپور |

    سنگ نوشته خط میخی مربوط به حدود دوهزار وپانصد سال قبل در شهر ایذه

    تخریب

    ۱- ما ایرانی هاخیلی با فرهنگ بودیم؟

    ۲- ما ایرانی ها خیلی با فرهنگ هستیم؟

    ۳- ما ایرانی ها بی فرهنگ هستیم؟

    ۴- ما ایرانی ها به آثار باستانی خیلی علاقمند هستیم پس آنها را خراب می کنیم؟

    ٥- خط ما از خط میخی زیباتر است.؟


    موضوعات مرتبط: یادگاری های نفرت انگیز

    ادامه مطلب
    تاريخ : شنبه 1386/06/17 | 11:7 | نویسنده : محمد رضا عباسپور |

    نماي معبد Luxor در شب

    نماي معبد Luxor در شب


    موضوعات مرتبط: تصاویری از مصر اسرارآمیز

    ادامه مطلب
    تاريخ : شنبه 1386/06/17 | 9:57 | نویسنده : محمد رضا عباسپور |

    يکی از مديران آمريکايی که مدتی برای يک دوره آموزشی به ژاپن رفته بود ، تعريف کرده است که روزی از خيابانی که چند ماشين در دو طرف آن پارک شده بود می گذشتم رفتار جوانکی نظرم را جلب کرد . او با جديت وحرارتی خاص مشغول تميز کردن يک ماشين بود ، بی اختيار ايستادم . مشاهده فردی که اين چنين در حفظ و تميزی ماشين خود می کوشد مرا مجذوب کرده بود . مرد جوان پس از تميز کردن ماشين و تنظيم آيينه های بغل ، راهش را گرفت و رفت ، چند متر آن طرفتر در ايستگاه اتوبوس منتظر ايستاد . رفتار وی گيجم کرد . به او نزديک شدم و پرسيدم مگر آن ماشينی را که تميز کرديد متعلق به شما نبود ؟ نگاهی به من انداخت و با لبخندی گفت : من کارگر کارخانه ای هستم که آن ماشين از توليدات آن است . دلم نمی خواهد اتومبيلی را که ما ساخته ايم کثيف و نامرتب جلوه کند.


    يک کارگر ژاپنی در پاسخ " چه انگيزه ای باعث شده است که وی سالانه حدود هفتاد پيشنهاد فنی به کارخانه بدهد ؟ " جواب داد : اين کار به من اين احساس را می دهد که شخص مفيدی هستم ، نه موجودی که جز انجام يک سلسله کارهای عادی روزمره فايده ديگری ندارد.


    مسئولین با کارگرها خوب وصمیمی بودند وکارگرها هم از آنها اطاعت می کردند . مسئولین در آنجا به همه افراد توجه مي كردند . در آنجا مسئولین رفتارشان به گونه اي بود كه كارگر به كارش علاقمند مي شد ، به نحوي كه اگر يك روز سر كارش نمی آمد دلش براي همکاران ، محل کار وحتی دستگاهي كه با آن كار مي كرد تنگ مي شد . مسئول ، وقتي مي خواست كاري را به كسي بسپارد ، نخست ساعتي آن كار را با وي انجام ميداد وقتي مطمئن مي شد وي آن كار را ياد گرفته است مي پرسيد: بروم ؟وسپس مي رفت .آنها هيچوقت نمي گغتند بيا اين كار را انجام بده ، مي گفتند ممكن است به ما كمك كنيد ؟ يا مي گفتند بياييد اين كار را با هم انجام دهيم .مديران سعی می کردند الگوی رفتاری کارکنان باشند . مثلا مدير وقتي مي ديد قسمتي از كارخانه كثيف است يك حوله سفيد به پيشاني مي بست و آنجا را جارو مي كرد . در آنجا حتي اعضاي خانواده صاحب كارخانه هم دوشادوش كاركنان كار مي كردند . هيچكس از صاحب كارش نميترسيد . همه سعي مي كردند كار خوب ارائه دهند و از اين مي ترسيدند كه كارشان خراب شود وديگران فكر كنند كه فلاني كارش بد است .اگر كاري خراب مي شد مدیر داد و فرياد راه نمي انداخت و كارگر را جلوي ديگران خوار نمي كرد ، بلكه براي او به آرامي شرح مي داد كه بهتر نيست كار را به اين طريق انجام مي دادي ؟ اگر در ماه كسي غيبت نمي كرد وكارش را خوب انجام مي داد مبلغ قابل توجهي به او پاداش مي دادند . اين باعث مي شد كارگر تشويق شود و مرتب و منظم سرکارش حاضر شود .
    زماني براي صحبت كردن وارتباط با كارگر در نظر گرفته مي شد . سرپرست لحظاتي را در حين كاركردن به بهانه آموزش دادن با كارگر حرف مي زد تا روحياتش را بهتر بشناسد . كارگر وقتي مشكلي داشت با سرپرست خود صحبت مي كرد تا مشكلات براي حل به بالاتر انعكاس پيدا كند . وقتي به اضافه كاري نياز بود مستقيم به كسي نمي گفتند اضافه كار بمانيد بلكه صبح در حين صحبت به يك نفر مي گفتند امروز كار زياد است و افراد ديگر به خود اجازه نمي دادند محيط را ترك كنند ، مي ماندند تا كار را به اتمام برسانند . صاحب كارخانه هيچوقت لفظ كارگرهايم ، يا كارخانه ام را به كار نمي برد . . آنجا از يك كارگر معمولي تا صاحب كارخانه همه لفظ كارخانه مان را به كار مي بردند . وقتي سودي وارد كارخانه مي شد اين سود نسبت به ميزان حقوق بين همه توزيع مي شد. در آنجا كارگران معتقدند اگر خوب كار كنند سود كارخانه بيشتر مي شود اگر سود بيشتر شود شركتشان گسترش مي يابد شركت كه گسترش يابد اعتبارشان در كشور بالا مي رود . لذا همه دست به دست هم تلاش می کنند . دنياي آنها دنياي همدلي وهمكاري است . آنها تعطيلاتي دارند به اسم «گلدن ویک» که تقریبا هر چهار ماه در کل ژاپن، چند روز کارخانجات تعطیل است . مسئولین کارخانه یک شب قبل از تعطیلی ، همه کارگران را جمع می کنند ومی روند بیرون، جشن کوچکی می گیرند و وقتی می خواهند حقوق کارگران را بدهند از آنها قدر دانی می کنند و این حسن نیت باعث می شود که حتی خارجی ها هم برای آنها خوب کارکنند.


    با آنکه در شرکت های توليدی ژاپن ، قسمتی وجود دارد به نام کنسا (کنترل کيفی ) ،که اين قسمت نبض هر کارخانه است ، هر فردی سعی می کند کنترل کننده کار فرد قبلی باشد لذا همه سعی می کنند قطعه خوب و بی نقص ارائه دهند .کارگری که قطعه ای را توليد می کند به چشم يک خريدار به آن نگاه می کند .اگر کاری خراب شود کسی از صاحب کارش نمی ترسد بلکه چون می داند نفر بعدی که برای مرحله بعدی کار را تحويل می گيرد مجددا کنترل می کند و اگر کار ايراد داشته باشد آن را عودت می دهد، سعی می کند کار را به بهترین شکل انجام دهد . در واقع در خط توليد ، هر بخش نسبت به بخش ديگر مثل مشتری است.


    برای حفظ روحیه کارکنان محل کار معمولا در اماکن آفتابگیر ومشرف به مناظر طبیعی احداث می شود و ناهار خوری را هم در قسمت فوقانی ودارای چشم انداز بنا می کنند.


    در آنجا از کارکنان می پرسند به نظر شما امروز کار را چگونه انجام دهیم تا در کار پیشرفت داشته باشیم . مسئولین در آنجا ادعا نمی کنند که همه کارها را فقط خودشان بلدند تا کارگرها بتوانند به راحتی نظر بدهند . اگر کسی پیشنهادی برای تسهیل در کار و افزایش بهره وری ارائه دهد با او آنقدر خوب برخورد می شود که شخص مرتبا به دنبال ارئه نظر در جهت ارتقای کارش است و اگر کسی پیشنهادی بدهد که عملی باشد با دادن جایزه از او تقدیر می شود .


    اگر کارگری در حين کار متوجه شود قطعه ای اندازه يک دهم ميکرون ايراد دارد ، سريع به صاحب کار اطلاع می دهد . صاحب کار ، به مدير شرکت تامين کننده قطعه اطلاع می دهد . آن مدير حتی اگر با کارخانه فاصله زيادی داشته باشد خودش را در همان روز به کارخانه می رساند تا عذر خواهی وجبران کند .


    هیئتي برای یک دوره آموزشی به کارخانه تویوتا ژاپن رفته بودند . آنها تعریف می کنند که : ما با مشاهده خطوط تولید ، نظم وانضباط حاکم ، روش کار، نحوه تولید ، و... چنان به شعف آمده بودیم که به فیلمبرداری مشغول شدیم . اما مدرس ما به ما گفت : فیلمبرداری و سپس دیدن آن به شما چیزی نخواهد آموخت و فقط جنبه نمایشی دارد . شما باید چیزی ورای آنچه می بینید،را ببینید! آنچه که قابل رویت نیست، و آن روح حاکم بر محیط کار است !


    ژاپنی ها گرايش دارند که خود را با کارشان هماهنگ کنند . هنگامی که از آنان پرسيده شود شما کی هستيد ؟ در پاسخ به ترتيب نام خود و نام شرکت يا سازمانی که در آن کار می کنند را خواهند گفت . حتی يک استاد دانشگاه که اقتصاددان است ،خواهد گفت : من استاد دانشگاه توکيو هستم . ژاپنی ها چون خود را عضو جامعه سازمانی می پندارند از کار اضافه برای شرکتشان سرباز نخواهند زد و هرگاه لازم باشد کارهای شخصی خود را فدا خواهند کرد . هنگامی که در آمد شرکت ناچيز باشد ، آنان به افزايش دستمزد اندک تن خواهند داد ، زيرا آنان خوب می دانند که اگر شرکتشان نتواند به دليل دستمزدهای بالا به رشد ثابتی دست يابد ، در آمد آنان در دراز مدت کاهش خواهد يافت .


    ادوین لند، مخترع دوربین عکاسی پولاروید، حدودا پانزده سال اول حیات شرکت پولاروید ، اداره آن را به عهده داشت . وقتی شرکت به طور فزاینده ای رشد کرد ، ادو ین لند ، اقدام به تشکیل تیم مدیریت ارشد شرکت نمود .
    نکته جالب توجه اینجاست که وی به این نتیجه رسید که خودش فرد مناسبی برای عضویت در این تیم نیست ، بلکه حمایت ومشارکت در نوآوری عملی ، نقشی بود که برای خود در نظر گرفت . و در این شرکت آزمایشگاهی برای خود ساخت وخود را مدیر مشاور شرکت در تحقیقات پایه معرفی کرد.


    موضوعات مرتبط: چند نکته از مردم ژاپن

    تاريخ : شنبه 1386/06/17 | 9:35 | نویسنده : محمد رضا عباسپور |

    در فاصله 20 کیلومتری جنوب غربی فومن در قسمتی از ارتفاعات پوشیده از درخت های سرسبز قلعه رودخان بزرگ ترین دژ آجری کشور قرار دارد، مدت‌ها مرکز فرمانروایان گیلان بوده است. مساحت قلعه در حدود 50 هزار متر مربع و در ارتفاع 600 متری در بلندترین نقطه کوه واقع شده است. 65 برج و بارو و ديواري به طول 1500 متر دارد. رطوبت بيش از حد هوا باعث رويش گياه در لابه‌لاي ديوارهاي قلعه و پوسيدگي آنها شده، اما با اين حال در مقايسه با قلعه‌هاي ديگر، رودخان سالم مانده است.

    برخی بنیاد قلعه را به دوره ساسانیان یعنی قبل از اسلام نسبت داده‌اند. قلعه در زمان حکومت سلجوقیان تجدید بنا شده است و از پایگاه‌های مبارزاتی اسماعیلیان بوده است. برای رسیدن به این قلعه بعد از عبور از شهر فومن و گذشتن از روستاهای گشت، کردمحله، سیاه کش، شمس تالان، گوراب پس، هولس کام، سیدآباد و قلعه رودخان به روستای حیدرآلات می‌رسیم که از این روستا تا خود قلعه حدود 5 کیلومتر فاصله است که شامل مسیری زیبا همراه با رودخانه‌ای کوچک می‌باشد.

    قلعه رودخان

    قاعه رودخان

    قلعه رودخان

    قلعه رودخان

    قلعه رودخان

    قلعه رودخان

    قلعه رودخان

    قلعه رودخان

    قلعه رودخان

    قلعه رودخان

     



    تاريخ : سه شنبه 1386/06/13 | 7:10 | نویسنده : محمد رضا عباسپور |
     

     افق

     شیکاگو: شیکاگو زادگاه آسمانخراشهای مدرن است. در سال 1885 که شیکاگو اولین ساختمان بلندمرتبه استوار خودش را ساخت، آن بلندترین بنا در دنیا نبود، اما اولین مثال از یک فرم جدید مهندسی در جهان بود که تقریبا چهره تمام شهرهای زمین را دگرگون کرد. شیکاگو 17 ساختمان بلندتر از 200 متر دارد که سه تای آنها جزو 20 ساختمان بلند دنیا و بلندترین در آمریکای شمالی هستند. شیکاگو بعضی از عالیترین نمونه های آسمان خراش های مدرن و معماری میان قرن را دارا می باشد.
    جمعیت: 8.5 ملیون نفر

     

    افق

     سائو پائولو - برزیل: در اینجا آپارتمانها و ساختمانهای زیادی به صورت فشرده و نزدیک به هم مانند سوزنهایی در زمین فرو رفته اند. سائو پائولو جمعیتی بالغ بر 18 ميلیون نفر دارد. با اینکه ساختمانها خیلی خیلی بلند نیستند (تنها یک ساختمان با ارتفاع بالای 200 متر) اما این چشم انداز مانند یک پشته از ساختمان ها است. سائو پائولو ناوگانی با بیش از 500 هلی کوپتر دارد که دومین ناوگان هلی کوپتر دنیاست.
    جمعیت: 18.3 میلون نفر

    افق

     سیدنی - استرالیا: سیدنی، ویترین شهرهای استرالیا، شناختنی و آشناترین افقهای دنیا را به خاطر بندرگاه مشهور خود دارد که اغلب از آن به عنوان زیباترین بندر طبیعی جهان یاد می شود. بندر سیدنی خلیج ها و لنگرگاه های بسیاری دارد. این شهر با پل تاریخی بندر و خانه اپرا و خط ساحلی مانند گل خود به یاد آورده می شود. سیدنی 8 ساختمان بالای 200 متر دارد.
    جمعیت: 4.2 میلون نفر

    افق

    فرانکفورت - آلمان: قطعاً یکی از جالب ترین شهرهای اروپا در زمینه چشم انداز افق آن فرانکفورت است که خانه 5 ساختمان بالای 200 متر می باشد. این آسمان خراشهای مدرن معمولا در شهرهای اروپایی یافت نمی شوند. در این شهر کنتراست بسیار جالبی وجود دارد: شهر تشکیل شده از معماری سنتی اروپایی با ساختمانهای کوتاه ( که بعضی از آنها بیش از 1000 سال قدمت دارند) و برجهای مدرنی که از بین آنها سر برآورده اند. اما به هر حال این برانگیزنده احساسات است.
    جمعیت: 4.1 میلون نفر

    افق

     دوبی - امارات متحده عربی: آیا این یک سراب در خاورمیانه است؟ به نظر می رسد در میان بیابانهای خاورمیانه، در ورای ناکجا آباد شهری دیده میشود! اینجا دوبی است، که مدرن ترین معماری را در دنیا عرضه میکند. مکان بلند مرتبه ترین هتلها و ساختمانهای مسکونی در جهان و در حال حاضر طرح ساخت بلندترین ساختمان جهان را در آینده دارد. وقتی که شهر متراکم نباشد، هر ساختمان، جالبی و شگفتی خاص خود را خواهد داشت. تمام ساختمانهای بالاتر از 200 متر این شهر بعد از 1999 ساخته شده اند و این نشان می دهد که این شهر تا چه حد جدیدالتاسیس است.
    جمعیت: 1.6 میلون نفر

    افق

    گوآنگژو - چین: شاید به عنوان آخرین انتخاب، بد نباشد که کسب اطلاعات بیشتر و قضاوت در مورد تصویر این شهر چینی را به خود شما واگذار کنیم.
    جمعیت: 4.1 میلون نفر

    افق

     شانگهای- چین: حواستان باشد این را با یک پایگاه فضایی اشتباه نگیرید، شانگهای یک شهر واقعی است! پیشرفته ترین و بزرگترین شهر چین. در اوایل قرن بیستم گفته میشد شانگهای بین المللی ترین شهر دنیاست، اما در طی دوران مائو شکوه و جلال خود را از دست داد. اما همانطور که معماری مدرن آن نشان میدهد، اکنون این شهر جایگاه خود را دوباره به عنوان یکی از بزرگترین موتورهای اقتصادی جهان به سرعت به دست می آورد. در شانگهای شما 18 بنای بالای 200 متر خواهید یافت که یکی از آنها که به صورت دیوانه واری بلند است، برج تلویزیونی مروارید مشرق با 468 متر ارتفاع است.
    جمعیت: 13.1 میلون نفر

    افق

    نیویورک: نیویورک یکی از متراکم ترین و گوناگون ترین افقها، با عظیم ترین ساختمانها را دارد. فکر دائم هالیوود در مورد شهر جای تشکر دارد! همچنین افق این شهر قابل شناخت ترین افقها در جهان است. نیویورک 44 ساختمان جالب بالای 200 متر دارد: بیشترین در دنیا! محل برجهای اینک نابود شده تجارت جهانی، ساختمان مرکزی ایالتها، مجسمه آزادی و سازمان ملل متحد. نیویورک مرکز مالی جهان غرب است.
    جمعیت: 21.0 میلون نفر

     افق

    توکیو - ژاپن: توکیو پرجمعیت ترین شهر دنیاست. افق توکیو مشخصات یکتایی دارد که آن را از دیگر شهرهای بزرگ دنیا مجزا میکند. از جمله 15 بنای بالای 200 متر ارتفاع شامل برج توکیو که هر شب رنگش عوض می شود. اما به دلیل تراکم و اندازه عظیم شهر هر گوشه ای به نظر می رسد افق خاص خودش را دارد. با محدودیت های ارتفاع و چراغهای قرمز مورد نیاز که در بالا و وسط همه ساختمانهای بلند مرتبه برق میزند، شهر را تماشایی می کند. توکیو با روشنایی نئون و معماری معاصر یگانه پر شده است. و مانند نیویورک معمولا در فیلمها به خاطر زیبایی و چشم نواز بودن آن به تصویر کشیده می شود. یک واقعیت جالب: توکیو بزرگترین ناوگان هلی کوپتر دنیا را برای فائق آمدن به شرایط غیر عادی ترافیک در خود دارد.
    جمعیت: 32.0 میلون نفر

    افق

    سنگاپور: یکی از خوش نقشه ترین و تمیزترین پایتختهای دنیا در جهان، که گویا از اول با یک مدل معماری شهری به دنیا آمده است، پایتخت سنگاپور است. ساختمانها به دلیل محدودیتهای کنترل ترافیک هوایی نباید بیشتر از 280 متر ساخته شوند و این باعث به وجود آمدن ساختمانهای بلند (البته نه خیلی بلند) و سازگار از نظر ارتفاع و مدل شده است که افق آنرا بی همتا کرده است: سه ساختمان با ارتفاع دقیق 280 متر و 5 ساختمان دیگر با ارتفاع بالای 200 متر. ساختمانها عموما به رنگ روشن هستند و پهنای وسیعی از فضاهای سبز در اطراف مرکز شهر وجود دارد. این شهر جنوب شرق، قطعا در نوع خود بی نظیر است.
    جمعیت: 3.8 میلون نفر

     افق

    تورنتو - کانادا: تورنتو محل برخورد و ملاقات اقوام و ملیتهای گوناگونی است. تورنتو مرکز تجاری کانادا است. بزرگترین شهر کشور با افقی قابل رقابت. تورنتو 7 ساختمان با ارتفاع بیش از 200 متر شامل ارتفاع شگفت آور 553 متری برج CN دارد، که معمولا به عنوان بلندترین بنای ساده در جهان مورد اشاره است، در صورتی که اساساً این درست نیست، (زیرا دکلهای بلندتر از آن وجود دارد). برج CN وسیع ترین سطح مشاهده را در کل دنیا دارا می باشد، که افق شهر را، بی درنگ قابل شناسایی کرده است.
    جمعیت: 5.1 میلون نفر

    افق

     کوالالامپور - مالزی: شاید این برانگیزنده و موثرترین شهر در تمام دنیا است که کمتر از دو ملیون نفر ساکن در خود دارد. در اینجا ساختمانهای مدرن سر به آسمان کشیده اند، حال آنکه افق شهر شلوغ و متراکم نیست و این به ساختمانها اجازه می دهد که بلندپروازی کرده و نمایان تر شوند. کوالالامپور سه تا از 25 ساختمان بلند دنیا را در خود جای داده است، مثل برجهای دوقلو، برجهای پرتونوس و همچنین برج 420 متری منارای کولالامپور.
    جمعیت: 1.5 میلون نفر

    افق

     شنزن - چین: دهکده ماهیگیری کوچکی که در سال 1970 در حاشیه هنگ کنگ واقع بود، امروز یک کلان شهر با بیش از 4 ملیون نفر جمعیت و 13 ساختمان با بیش از 200 متر ارتفاع شامل مربع شان هینگ (هشتمین ساختمان بلند دنیا) است. شنزن بعد از غروب آفتاب یک شگفتی از نورهای شگفت آور است. شما واقعاً نمی توانید تشخیص بدهید که در یک بازی ویدیوئی هستید یا یک شهر واقعی!
    جمعیت: 4.2 میلون نفر

    افق

    سئول - کره جنوبی: آسمان خراشهای این شهر به چند دسته تقسیم می شوند: بخش تجارتی اصلی و بخش سکونتی. بیشتر رشد اخیر در این ساختمانها متعلق به ساختمانهای مسکونی بالای 60 طبقه بوده است. در سئول 10 ساختمان بالای 200 متر موجود است و سایر ساختمانها با ارتفاع یکسان شبیه به یک دیوار به نظر می رسند که آنرا از بقیه متمایز می کند. سئول جایی است که شرق کهن با غرب مدرن به هم پیوسته اند.
    جمعیت: 20.8 میلون نفر

    افق

     هنگ کنگ، چین: هنگ کنگ به دلایل زیادی شماره یک این لیست هست! هنگ کنگ 39 ساختمان بسیار بزرگ با بلندی بیش از 200 متر را دارد و همچنین به خاطر 4 تا از 15 ساختمان بلند دنیا به خود می بالد. همه اینها در یک شهر است! خط افق هنگ کنگ انتخاب گسترده ای از برجهای آسمان سای مجزا با روشنایی و انعکاس زیبای شبانه را به نمایش میگذارد. این شهر یک مثال روشن برای آسمان خراشها و افق پست مدرن است. در نهایت کوهستان به عنوان پشت صحنه (همانطور که می بینید) این پرده را عظیمترین افق این سیاره کرده است!
    جمعیت : 6.8 ملیون نفر


    موضوعات مرتبط: افقهای شهرهای زیبای جهان

    تاريخ : دوشنبه 1386/06/05 | 17:4 | نویسنده : محمد رضا عباسپور |
    پیروزی و قهرمانی تیم ملی والیبال نوجوانان(۲۰۰۷) در مسابقات جهانی مکزیک را به همه ایرانیان تبریک می گویم

     پرچم پر افتخار ایران


    موضوعات مرتبط: قهرمانی در والیبال نوجوانان جهان

    تاريخ : دوشنبه 1386/06/05 | 8:45 | نویسنده : محمد رضا عباسپور |
     تصاويري از جشن و سرور ايرانيان به مناسبت نوروز 86 در نيويورک و همچنين اعتراض به فيلم 300

     

    نوروز86 

     نوروز86

    نوروز86

    نوروز86

    نوروز86

    نوروز86

    نوروز86

    هفت سین

     

     


    موضوعات مرتبط: نوروز 86 در آمریکا

    تاريخ : یکشنبه 1386/06/04 | 19:59 | نویسنده : محمد رضا عباسپور |

     بورا بورا يکي از جزيره هاي مجمع الجزاير ليوارد در اقيانوس آرام است که متعلق به فرانسه مي باشد.
    در زير تصاويري از اين جزيره فوق العاده را مي بينيد.

    بورا بورا

    بورا بورا

    بورا بورا

     

    بورا بورا

    بورا بورا

     

     


    موضوعات مرتبط: تصاویری از جزیره بورا بورا

    ادامه مطلب
    تاريخ : یکشنبه 1386/06/04 | 19:47 | نویسنده : محمد رضا عباسپور |
    دومین همایش جهانگردی و صنایع دستی دانشجویی در تاریخ ۵ مهر ۱۳۸۶  از ساعت ۱۵ الی ۱۸  در دانشگاه آزاد واحد علوم و تحقیقات تهران برگزار خواهد گردید .

    علاقمندان می توانند با حضور در همایش ما را سربلند نمایید .

    اختتامیه نیز ۱۲ مهر ماه از ساعت ۱۵ تا ۱۸ برگزار خواهد شد .

    آدرس : تهران - حصارک - واحد علوم و تحقیقات دانشگاه آزاد اسلامی - ساختمان علوم انسانی شماره ۲ - سالن همایشها

    همچنین نمایشگاه صنایع دستی از ۵ الی  ۱۲ مهرماه در سالن لابی دانشگاه برگزار خواهد شد .

    در ضمن بنده مسئولیت کارگردانی و  اجرایی همایش را بر عهده خواهم داشت .



    تاريخ : شنبه 1386/06/03 | 18:49 | نویسنده : محمد رضا عباسپور |

    دوبی

     زمان مناسب برای سفر

    بهترين زمان برای مسافرت به دبی، اواسط پاييز تا اواسط بهار (نوامبر تا اپريل) می باشد که هوا در اين مدت خنک تر می باشد. در ساير ايام سال، هوا بسيار گرم می باشد به حدی که در تابستان، دمای هوا گاهی به 50 درجه سانتيگراد (122 درجه فارنهايت) نيز می رسد (وضعيت آب و هوای دبی در طول سال). نکته ديگر در انتخاب زمان مسافرت، توجه به زمان ماه رمضان می باشد. در اين ماه، افراد اجازه خوردن و نوشيدن در مکان های عمومی را ندارند. در سال 1383 (2004)، ماه رمضان از حدود 25 مهرماه (16 اکتبر) آغاز می شود و تا 25 آبان ماه (14 نوامبر) ادامه می يابد. نرخ هتل ها در طول مدت ماه رمضان و ماه های گرم سال تا 70% کاهش می يابد. نکته مهم ديگر، توجه به تعطيلات رسمی دبی می باشد. در دبی بعضی از تعطيلات (عيدها) که در تقويم رسمی يک يا دو روز تعطيل می باشند، تا چندين روز جشن گرفته می شوند. (تقويم تعطيلات رسمی در دبی) .

    ایمنی در سفر

    آمار جرم وجنايت در دبی بسيار پايين است. با اين حال بهتر است احتياط لازم را به عمل آوريد. اداره پليس دبی بخشی تحت عنوان پليس توريست دائر نموده است که کمک شايانی به رفع مشکلات مسافران می نمايد. در اينجا چند توصيه به شما داريم. از مدارک مهم خود مانند پاسپورت و ويزا يک فتوکپی تهيه کرده و در اطاق محل اقامت خود نگهداری نماييد. اشياء باارزش و قيمتی خود را در جای امنی در اتاق هتل محل استقرار خود بگذاريد يا نزد مسئولين هتل به امانت بگذاريد. در جاهای شلوغ و پر رفت و آمد بيشتر مواظب پول و کيف خود باشيد. از حمل مبلغ زيادی پول و چک بپرهيزيد. به اشخاص غريبه اطمينان نکنيد. در هنگام عبور از عرض خيابان مراقب باشيد و حتی المقدور از خط کشی عابر پياده استفاده کنيد و تا توقف کامل اتومبيل ها، از عبور خودداری کنيد. قبل از اينکه اقدام به رانندگی کنيد، با قوانين رانندگی در دبی آشنا شويد و قبل از حرکت، از داشتن بيمه بدنه و شخص ثالث اتومبيل خود مطمئن شويد.

    توصیه های سلامتی

    کيفيت خدمات پزشکی در دبی خوب می باشد ولی هزينه درمان بسيار بالاست. لذا داشتن يک بيمه خصوصی برای کسانی که زياد به دبی مسافرت می کنند، توصيه می شود. مسافران می توانند در مواقع ضروری و اورژانس، از سرويس درمانی بيمارستانهای دولتی شهر استفاده نمايند. بيمارستان ايرانی ها نيز يکی از بيمارستانهای خوب شهر می باشد که در خيابان الوصل در بردبی قرار دارد. در دبی تقريبا هيچ بيماری واگيردار يا خطرناکی ديده نمی شود. اما به دليل شدت گرما در تابستان، می بايست با قرار نگرفتن در مقابل تابش مستقيم نور آفتاب، نوشيدن آب فراوان و نوشيدنيهای انرژی زا و خوردن نمک بيشتر از ابتلا به بيماری گرمازدگی جلوگيری کرد. در هوای گرم دبی و بويژه در تابستان، حتما از کرم های ضدآفتاب، عينک آفتابی مناسب و کلاه يا چتر استفاده کنيد تا از صدمات وارده به پوست جلوگيری کنيد.

    مسافرت زنان به دوبی

    زنان مجرد در مسافرت به دبی ممکن است با مشکلاتی مواجه شوند. به دستور شيخ محمد، عکس مردانی که برای زنان ايجاد مزاحمت کنند، در روزنامه های محلی چاپ می شود. به زنان مجرد توصيه می شود از پوشيدن لباسهای تنگ و چسبان خودداری کنند و از اقامت در بعضی از هتل های کم ستاره در برخی از نقاط شهر بپرهيزند و از حضور در سواحل عمومی در ساعات خلوت روز يا شب اجتناب کنند. در صورت برخورد با هر گونه مزاحمتی، فورا پليس را در جريان قرار دهند.

    مسافرت با بچه ها

     دبی مکان و مقصد بسيار جالبی برای کودکان است. پارکهای زيبا و مراکز تفريحی فراوان ويژه کودکان لحظات شيرينی را برای کودکان به ارمغان می آورند. در زمان برگزاری فستيوال خريد يا جشنواره تابستانی نيز، برنامه های بسيار جالبی برای کودکان تدارک ديده می شود. اکثر هتل ها سرويس های مخصوص کودکان را ارائه می کنند و در رستورانها نيز منوی مخصوص کودکان وجود دارد. معمولا در همه جا تخفيف ويژه برای کودکان در نظر گرفته می شود.

    مسافرت معلولین

    اکثر هتل های پنج ستاره خدمات ويژه معلولين را ارائه می کنند ولی در ساير نقاط شهر و بويژه در نقاط ديدنی از اين امکانات خبری نيست. فرودگاه دبی نيز اين خدمات را داراست. تعدادی تاکسی ويژه معلولين نيز در دبی به اين افراد در جابجايي کمک می کنند (تاکسی ها در دبی). محل های پارک ويژه معلولين نيز در اکثر نقاط در نظر گرفته شده است اما رانندگان ديگر معمولا اين محل ها را اشغال می نمايند.

    پوشش مناسب در دوبی

    با توجه آزادی موجود در دبی، استفاده از هر نوع پوششی در دبی آزاد است اما با توجه به باور های مردم و وجود پاره ای حساسيت ها، بهتر است از پوشيدن لباسهای کوتاه و چسبان بويژه در مناطق بومی نشين که باعث جلب توجه می شود، اجتناب کنيد. معمولا لباسهای نازک تابستانی برای تمام فصول کافی می باشد ولی در بعضی از غروب ها و شبهای زمستان (بويژه هنگام وزش شديد باد و گاهی طوفان شن)، به همراه داشتن لباسی گرمتر مفيد خواهد بود. در بعضی از مکان های سرپوشيده نيز به دليل سرمای توليد شده توسط سيستم های برودتی محل، يک ژاکت يا پليور به همراه داشته باشيد. در طول روز به علت تابش شديد آفتاب، استفاده از يک عينک آفتابی مناسب به همراه کلاه (و يا چتر) لازم می باشد.

     

    شماره های اضطراری در دوبی

     

     

    پليس

    999

    آتش نشانی

    997

    آمبولانس

    998

     


    موضوعات مرتبط: توصیه های لازم در سفر به دوبی

    تاريخ : پنجشنبه 1386/06/01 | 16:48 | نویسنده : محمد رضا عباسپور |
    نام رستوران
    منطقه
    آدرس
    تلفن
    آبشار ديره خيابان آل مکتوم – ساختمان رقه البطين پلازا 2230555
    اپل ديره ميدان جمال عبدالناصر – ساختمان تويين تاورز – طبقه سوم 2274446
    ارسلان ديره خيابان الموتنا 2710001
    آريا پلس ديره خيابان المکتوم – هتل کنکورد 2292931
    البرز بردبی خيابان شيخ زايد- جنب هتل کرون پلازا 2318777
    الحمرا ديره خيابان المتينه 2729219
    الحمرا بردبی خيابان الضيافه 3451222
    الوند ديره خيابان الخليج – جنب هتل پترا 2726523
    بهزاد ديره خيابان يوسف باقر – بعد از هتل پارک ديره 2233622
    پارس بردبی ميدان مرکز تجاری- اول خيابان الضيافه 3984000
    پارس (باغچه سنتی) بردبی ميدان ستوه – جنب هتل ريجنز پلازا 3989222
    تهران ديره پشت برج ديره يا فروشگاه دی تو دی 2292434
    حاتم ديره ميدان جمال 2277755
    حاتم ديره مرکز خريد سيتی سنتر 2955155
    حاتم ديره مرکز خريد حمرين 2627070
    دانيال ديره ميدان جمال عبدالناصر – ساختمان تويين تاورز – طبقه سوم 2277669
    دربند ديره المنظر – جنب الملا پلازا – بين دو باشگاه الاهلی و الشباب 2968990
    دهدار ديره خيابان يوسف باقر 2219363
    دی تو دی ديره خيابان مطينه – بين هتل شرايتون و مارکوپولو 2733322
    شانديز ديره القرهود – مقابل هتل سيتی سنتر 2828506
    شبستان ديره هتل اينترکانتينانتال دبی 2227171
    شهرزاد ديره هتل حيات ريجنسی 2091100
    کالرز ديره مرکز خريد سيتی سنتر

    موضوعات مرتبط: رستورانهای ایرانی دوبی

    تاريخ : پنجشنبه 1386/06/01 | 16:40 | نویسنده : محمد رضا عباسپور |
    در سری مطالب جدید به بررسی  مقاصد بزرگترین خط هواپیمایی جهان Emirates airlines  خواهیم پرداخت .

    Al Maha Desert Resort & Spa 

     

    اسپا - هتل ال ماها

    Al Maha Desert Resort & Spa Winer of best overseas leisure hotel ( Africa & Middle East ) 2002 (Conde Nast ) and winner of the world legacy award 2004 ( National Geographic Traveler and Conservation International ) is an exclusive and private resort , set around an oasis and located within the 225 – square – kilometer Dubai Desert conversation Reserve .

    هتل ال ماها - دوبی

    Al Maha provides an extraordinary and luxurious experience for the disceming traveler with a glimpse into the heritage , history and romance of Arabia .

    هتل ال ماها

     

    Offers a wide range of traditional desert activities , from falcony to desert safaris on camel or horseback , or four wheel drive vehicles .

    ال ماها سوئیت

     

    Each of the 40 suits boasts handcrafted furniture and their own large temperature – controlled private pool . for the less active , the resorts jamilah Spa . which was accorded the status of leading Spa 2006 by the leading Hotels of the world . provides even more tranquility , privacy and the personal touches which have made this resort a renowned total – lifestyle detination .

    ال ماها

     

    The jamilah spa a sanctuary for your mind , body and spirit has been created within  the serene beauty of Al Maha Desert and spa pristine desert landscape . Set within lush gardens planted with indigenous flora and surrounded by cascading water features , jamilah spa extends seamlessly from the resorts main swimming pool , boasting unobstructed panoramic views of the distant Hajar mountains and surrounding sand dunes .

     ال ماها

     

     

    Every experience at the luxurious Jamilah spa is truly one – of – a –kind with facilities that include two single massage room , two double massege rooms for couples seeking complete privacy . hydrotherapy and Rasool rooms , sauna , steam bath Jacuzzi and an ice plunge pool .the state of the art gymnasium , equipped with a comprehensive range of fitness equipment , commands views over the private gardens and the main pool , to the desert beyond .

     

     

    Treatments at jamilah Spa are inspired by centuries old Arabian culture ans aim to restore both nutritive balances and mental calm . all treatments utilise Al Maha signature series of products Timeless which has been exclusively developed in conjunction  wuth BABOR a world leader in the development of Spa and beauty products .

    ال ماها

     

     

    Facilities : Al Diwan dining room with private annex serving Arab and Meditaraniean cuisine ( dining is also available at your choice of location on the dining room terrace , in the dunes or privately in your suite – indoors or alfresco ) . Breakfast , lunch and dinner are included . Delightful lounge offering panoramic views of the desert and nearby water hole , central courtyard , lobby , bar with terrace , library filled with fascinating artworks , books , and a selection of DVDs .

    استخر هتل الماها

     

    Translation and continue in next week .

                                            Writer: Mohammad Reza Abbaspour

     

     

     

     


    موضوعات مرتبط: بررسی هتل Al Maha Desert Resort & Spa

    تاريخ : یکشنبه 1386/05/28 | 17:55 | نویسنده : محمد رضا عباسپور |
    در سری مطالب جدید به بررسی  مقاصد بزرگترین خط هواپیمایی جهان Emirates airlines  خواهیم پرداخت .

     

    Burj Al Arab

     

    امارات هتب برج عربی

     

     

    Location : Jumeira Beach

    Soaring 321 meters above the Persian Gulf – the Burj Al Arab . The world tallest hotel has already become an international landmark and is as much an icon of Dubai as is the Eiffel tower of Paris . With the worlds highest atrium lobby , a 28th floor helipad , a restaurant  seemingly suspended in mid – air , and a spectacular sail – shaped façade , the hotel is the most distinctive feature on the city,s already dramatic skyline . A warm welcome , fine hospitality , convenience , luxury and highly – personalized service match the architectural excellence .

    امارات هتل برج عربی

     

    Built on a man -  made island some 280 meters offshore , and linked to the mainland by a causeway , Burj Al Arab is an all – suite hotel , each being equipped with the latest technology , including interactive multimedia , laptop computers and internet access . Whilst all suites offer exceptional luxury , the palatial fitting of the two royal suites ,

     spread over the 25th floor , provide unsurpassed levels of opulent comfort , including a private elevator . Private cinema , rotating bed , majlis ( traditional Arabic lounge area ) and dressing rooms , Dubai international Airport is 28 kilometers away .

     

    برج عرب

    Facilities : 202 duplex suites , five restaurants , four bars , 24 – hour and non – smoking suites . Suitable  for the physically challenged . Credit cards accepted .

    امارات برج عربی - زمین تنیس

     

    One _- Bedroom Deluxes Suites : These suites span 169 square meters and offer beautiful views over the Gulf . The living room has a large lounge , dining table for tour guests , private bar laptop , printer , private fax machine , telephone service and bathroom and a luxury safe . All suites have excellent communication facilities , including a highly sophisticated multimedia system .

    آندره آغاسی - زمین تنیس برج - عرب

     

    Sports and Leisure : Outdoor and two indoor pools , assawan spa and health Club , Sauna , Jacuzzi , steam bath and squash facilities available at the Jumeirah Beach Hotel .

     

    Check  - in : 1400 hours / Check -  out : 1200hours .

    امارات برج عربی - اتاقها

     

     

    بر ج عرب ۳۲۱ متر بالاتر از سطح خلیج فارس قرار گرفته است . بلندترین هتل جهان در حال تبدیل شدن به یک نشان بین المللی است به همان اندازه در دوبی مهم است که ایفل در پاریس به همراه بزرگترین لابی جهان .

     

    برج عرب

     

    در طبقه ۲۸ باند هلیکوپتر و یک رستوران گردان (( معلق )) در میان آسمان جلوه نمایی می کند . هتل مهم ترین مشخصه شهر است . با خوشامدگویی گرم و مهمانداری خوب و آسودگی و راحتی و سرویس لوکس . برج در یک جزیره مصنوعی در ۲۸۰ متری ساحل ساخته شده است و توسط یک جاده روی خلیج فارس به امارات متصل است .

     

    هتل برج عربی

     

    تمام سوئیتهای برج عرب با آخرین تکنولوژی روز مجهز شده اند که شامل :ابزارهای چند رسانه ای - کامپوترهای لپ تاپ و خطوط اینترنت می شوند . تمام سوئیتها به صورت استثنایی لوکس و تجملی می باشند . ۲ سوئیت مجلل شاهانه که در طبقه ۲۵ قرار دارد به همراه آسانسور اختصاصی برای طبقه شاهانه . سینمای اختصاصی و تخت خواب گردان و فضای مجلسی که همخوانی با سنتهای عربی دارد و اتاق لباس و آرایش . 

    فرودگاه بین المللی دبی در ۲۸ کیلومتری آن قرار دارد . 

     

    برج عرب

     

    - ۲۰۲ سوئیت دوبلکس - ۵ رستوران - ۴ بار - که سرویس ۲۴ ساعته می دهند و سوئیتهای مخصوص غیر سیگاریها که مناسب برای نرمشهای فیزیکی هستند . کارتهای اعتباری مورد قبولند . 

     

    هتل برج عربی

     - سوئیتهای دوبلکس : ۱۶۹ متر مربع مساحت و یک نمای زیبا به خلیج فارس و یک اتاق پذیرایی با مبلهای راحتی بزرگ - میز ناهارخوری برای مهمانان - به همراه لپ تاب - پرینتر - یک دستگاه فاکس - تلفن و حمام لوکس

     

    - تمام سوئیتها دارای وسایل ارتباط جمعی بسیار پیشرفته هستند . به همراه سیستم های چند رسانه ای پیشرفته .

     

    ورزش و اوقات فراغت : ۲ استخر روباز - ۲ استخر داخل سالن - (( آساوان اسپا )) و باشگاه سلامتی . سونا - جکوزی - حمام بخار و لوازم نرمشی  که در ساحل ((جمیراه)) موجود است .

     

     

     

     http://www.burj-al-arab.com/

     

     


    موضوعات مرتبط: هتل برج عرب Burj Al Arab Hotel

    تاريخ : دوشنبه 1386/05/22 | 11:31 | نویسنده : محمد رضا عباسپور |
    در سری مطالب جدید به بررسی  مقاصد بزرگترین خط هواپیمایی جهان Emirates airlines  خواهیم پرداخت .

    Jumeirah Bab Al Shams Resort And Spa

     

    امارات - هتل

     

    Location : Next to Endurance Village

    Emerging from the heart of the desert . Jumeirah Bab Al Shams Desert Resort & Spa is an elegant . luxurious desert resort in a traditional Arabic for setting . Offering the Ultimate in luxury . comfort and entertainment . At Jumeirah Bab Al Shams your experience will be complemented by the splendour and magnificence of romantic Arabia .

     

     

     

    The rooms are located in charming clusters of 16 double – story building and one can choose from a selection of luxuriously – spaced deluxe rooms and suites – many with either a balcony or terrace . All rooms and suites are well – appointed in traditional Arabian décor . The hotel also boasts the regions first authentic open – air Arabic desert restaurant and superb range of recreational facilities . Guests can pamper themselves at the famous Satori Spa – a peaceful soothing haven where highly skilled therapists and masseurs will help relax and rejuvenate you .

     

     

    This hotel offers you the chance to experience a wide range of activities includig five-star culinary choices and rejuvenating  wellness and leisure options . Dubai international airport is 75 kilometers away .

     

    Facilities : 115 rooms and suites in 16 double – storey exclusively design buildings . two restaurants - two bars – 24 – hour room service – shop – business centre – baby sitting – interconnecting and – non smoking rooms . suitable for the physically challenged . credit cards accepted .

    1

     

    Deluxe Rooms : Air – condition – Hairdryer – bathrobe – TV – Data ports – Minibar – Tea and coffe and Safe .

     

    Deluxe rooms with balcony : Additionally these rooms offer a garden area – terrace or patio .

     

    Sports and Leisure : Outdoor pool – lap pool – childerns pool – fully equip fitness centre – spa – sauna – steam bath – horse riding – camel riding –falcony and dune diving ( available or request) .

    هتل جمیراه یا دروازه خورشید

    جمیراه باب الشمس تفرجگاهی بسار زیبا برای استراحت و ((اسپا)) است . تفرجگاهی بیابانی و لوکس با طراحی سنتی عربی است . نهایت تجمل است . راحت و سرگرم کننده است . جمیراه باب الشمس تجربه ای است از شکوه و جلال و عشق عربی .

    باب الشمس

    هتل تشکیل شده از ۱۶ ساختمان مجلل و زیبا به صورت خوشه ای  که شامل اتاقها - سوئیتها که اغلب آنها بالکن و تراس ( بهارخواب ) دارد و می توانید هر کدام را که خواستید انتخاب کنید . تمام اتاقها و سوئیتها با دکوربندی سنتی عربی تزئین شده است .

    همچنین مسئولین هتل به خود می بالند به دلیل منطقه ای که در آن واقع شده اند .

    می توانید به خود افتخار کنید که در یک ( ساتوری اسپا ) مشهور و در آرامش کامل و مهارت متخصصین درمانی و ماساژورها به آرامش برسید یا بهتر بگویم شما را دوباره جوان می کنند .

    هتل محدوده وسیعی از فعالیتهای ورزشی را به شما پیشنهاد می کند یک رستوران ۵ ستاره که شما می توانید با فراغ بال آنها را انتخاب کنید . فرودگاه دبی در ۷۵ کیلومتری هتل قرار دارد .

    سالن کنفرانس باب الشمس

    - دارای ۱۱۵ اتاق و ۱۶ سوئیت دوبل با طراحی منحصر به فرد - ۲ رستوران - ۲ بار - که ۲۴ ساعته سرویس می دهند .

    مغازه - مرکز تجاری - جایی برای بچه ها - ارتباط داخلی و اتاقهایی برای غیر سیگاریها و مناسب برای حرکات فیزیکی - همچنین کارتهای اعتباری نیز مورد قبولند .

    اتاقهای دو لوکس :

    سیستم جابجایی هوا - خشک کن مو - تلویزیون - پورت های دیتا - مینی بار - چای و قهوه گوارا و مطمئن

    ورزش و اوقات فراغت :

    استخر روباز - استخر بچه ها - مرکز مجهز آمادگی جسمانی - اسپا  - سونا - حمام بخار - اسب سواری - شتر سواری - بازی با قوش و شنا در شن های ساحلی که می توانید درخواست کنید .

     

    http://www.jumeirahbabalshams.com/

     

     

     


    موضوعات مرتبط: بررسی هتل Jumeirah Bab Al Shams Resort And Spa

    تاريخ : پنجشنبه 1386/05/18 | 10:16 | نویسنده : محمد رضا عباسپور |
    .: Weblog Themes By VatanSkin :.