اهورامزدا

«‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌اهورامزدا»

يافتنِ قدمتِ نامِ اهورامزدا بسيار دشوار است. امروزه با آگاهي‌هاي موجود مسلم است كه آرياييان و ايرانيانِ آريايي، قبل از زرتشت با نامِ اهورامزدا آشنا بوده‌اند، يعني به هنگامِ حضور و ظهورِ زرتشت، نامِ اهورا، نامي آشنا بوده او دستِ كم يكي از خدايانِ بزرگِ ايرانيانِ باستان است كه با ظهورِ زرتشت به مقامِ يكتايي مي‌رسد.

اين نام، مركب از واژه‌ي هندوايراني اَهورَه، اَسورَه = سَروَر و واژه اوستاييِ مَزدا = دانا به معني سرورِدانا است.

اين كلمه در متن‌هاي پهلوي به اُهرمَزد و هُرمُزد و در فارسي اورمَزد، هُرمزد و هُرمُز مبدل شده است.

تا قبل از زمانِ هخامنشيان نمي‌توان در موردِ يزدان‌شناسي و باورهاي دينيِ ايرانيان جز در اساطير باستاني ايران و هندِ باستان آگاهي يافت.

هم‌زادهاي اساطيري [كهن] بي‌شماري كه از دورانِ مشتركِ هندوايراني در ادبِ وِدايي و ميراثِ فرهنگيِ هند و داستان‌هاي پيشدادي، كياني و ميراثِ فرهنگي ايرانِ باستان برجا مانده‌اند، از جايگاهِ ويژه‌اي برخوردارند.

اين هر دو قوم در دوره‌ي هندوايراني به اَسوره (اَهورَه) و دَئِوَ (ديو)هاي بي‌شماري معتقد بوده‌اند.

اهورامزداي زرتشت را در سرودهايش «‌‌‌‌گات‌ها»‌كه در واقع اصلِ اوستا است، بهتر مي‌توان شناخت.

اَهورامزداي زرتشت، داناترين سرور و بالاترين و برترين گوهري است كه شايسته‌ي نيايش است. اين گزينش در شرايط و زماني انجام گرفته كه پيرامونِ زرتشت را ايزادانِ هندوايراني بي‌شماري فراگرفته و در باورِ مردمان بوده‌اند. پس زرتشت با هوشياري و تدبير، اهورامزدا را بزرگ‌ترين خوانده است و اين به مفهومِ آن است كه او بزرگ‌ترين خدايي است كه وجود دارد و در تصور مي‌گنجد. با اين تدبير، بي‌آن‌كه ايزدانِ موجود را انكار كند،‌ در مراحلِ بعدي آن‌ها را به شكلِ فرشتگانِ اهورامزدا انگاشته كه به صورتِ صفاتِ اهورامزدا عمل مي‌كنند. با اين سليقه و تدبير، ايزدانِ باستاني به فرشتگاني مستقل كه از اهورامزدا بيرون جوشيده‌اند، بدل شده و هر يك به صورتِ‌منظري از اهورا عمل مي‌كنند. به عبارت ديگر، اَمشاسپندان، اعضاي يك پيكراند كه در آفرينش، زيك گوهرند.»

در سراسرِ گات‌ها، اهورامزدا براي زرتشت، تنها خداي توانا و آفريننده‌ي دانا است. در بالاترين نقطه‌ي آسمان قرار دارد. زاده نشده و كسي به او نمي‌ماند. وَراي او و بدونِ او، هيچ چيز وجود ندارد. او برترين هستي است و هستيِ همه از اوست. او برترين است. نه برتر از خود دارد و نه هم‌پايه. نه كسي منكرِ برتري او و نه مدعي جايگاه اوست.

در سنگ‌نبشته‌هاي هخامنشيان نيز اهورامزدا همان خداي يكتايي است كه راستي را دوست دارد و از دروغ بي‌زار است. از تاكيدهاي فراوان در گات‌ها و سنگ‌نبشته‌ها به پرهيز از دروغ، مي‌توان نتيجه گرفت كه تضادِ راستي و دروغ، در هر دو به يك اندازه متبلور است و بينشِ نبرد با دروغ و تكيه بر راستي، آبشخوري واحد دارد.

در حقيقت امشاسپندانِ زرتست، به پيكرِ اهورامزدا پيوند خورده‌اند و به عبارتي اهورامزدا با شش صفتِ خود (امشاسپندان)، جهان را اداره مي‌كند.

اين شش امشاسپند يا صفتِ اهورايي عبارتند از:

1 وَهومَنه (بهمن): انديشه يا خردِ نيكو.

2 اَشَه وَ هيشتَه (ارديبهشت): بهترين فضيلت يا راستي

3 خشَتَره وَئيريَه (شهريور): شهرياري دلخواه، آرمانِ شهرياري.

4 سِپَنتَه آرمَئيتي يا سِپَندارمَز (اسفند): به جا انديشِ مقدس.

5 و 6 هَئوروَتات (خرداد): كمال و اِمِرتات (مُرداد ـ اَمُرداد) بي‌مرگي در جهان بينيِ زرتشت عامل اختيار است كه مسير زندگي را در مبارزه با بدي و اهريمن تعيين مي‌كند. اهورامزدا، امشاسپندان و ايزدان را در كنار دارد و سروش نيز در جمع آنها عضويت دارد.

دكتر پرويز رجبي

هما ارژنگي

 

اهورا مزدا در سخنان زرتشت «گاتاها»

ای خدای دانا ، با اندیشه ی نیک نزد تو می آیم ؛ مرا از راه راستی و درستی ، نیکی و بهره ی هر دو هستی ، تنی و مینوی ، را ارزانی دار  تا یارانم را به آسایش و آرامش برسانم .  (اهنود گات – هات 2 )


به منظور آشنايي دقيقتر و داوري منصفانه لازم است نظر زرتشت را در كلام خود او «گاتاها» بجوييم. قديمي ترين و مقدس ترين قسمت اوستا گاتاها است. كه در ميان يسنا جاي داده شده است. اين سرودها در خود اوستا «گاتا» و در پهلوي «گاس» ناميده شده كه جمع آن «گاسان» است و گاسانيك تركيب صفتي آن است. و در سانسكريت گاثا ناميده مي شود. در كتب ديني بسيار قديمي برهمني و بودايي گاتا عبارت است از قطعات منظوميكه در ميان نثر قرار دارد. گاتاهاي اوستا نيز به اين صورت است و به دليل موزون بودن، گاتا ناميده مي شود.

گاتا از نظر زبان، وزن، سبك با ساير قسمتهاي اوستا فرق دارد. و شامل تعاليم، نصايح، و مكاشفات(الهامات) زرتشت است. شخصيتي كه از زرتشت در اين قسمت ارائه مي شود متفاوت از ساير قسمتهاي اوستا باشد. بسياري از كلماتي كه در گاتاها استفاده شده در اوستا نيست. و مطابق آنها را بايد دركتب قديمي ديني برهمنان جستجو نمود. ظاهراً گاتاي اوستا در قديم قسمتي از مطالب منثوري بوده است كه امروزه درست نيست زيرا مطالب را مختصر كرده و به شكلي در آورده اند كه مردم بتوانند به حافظه بسپرند. اين شكل و طرز نوشتن مخصوصاً در ميان اقوام هند و اروپايي متداول بوده است. 

وضع گاتاي موجود دليل آن است كه زماني ضميمه مطالب منثور بوده است. از جمله اينكه تعدادي از فصول گاتا بدون آغاز و انجام است و بسياري از جاها بريده و ناتمام است. مي توان گفت تقريباً تمام گاتاي زمان ساسانيان موجود است زيرا به واسطه قدر و منزلتي كه داشت به دقت به حافظه ها سپرده مي شد و سينه به سينه نقل مي شد. و تا كنون محفوظ مانده است. گاتاها از قديم به 5 دسته تقسيم شده است و در ميان 72 يسنا جاي گرفته است. از نظر پور داوود تقسيم پنجگانه به مناسبت اوقات پنجگانه روز و نماز مخصوص به آنها نيست بلكه به مناسبت اوزان و قاعده شعري است كه به پنج بحر منقسم گرديد. در گاتاها سخني از مراسم هوم ، فروشي ها ، مجموعه خدايان طبيعي نيست. اين مسأله يا به اين دليل است كه در گاتاها دين به شكل اوليه و عاليتر آن ارائه شده و يا اينكه، به احتمال بيشتر، اين سرودها عمدتاً به تعاليم پيامبر درباره ناسازگاري اورمزد و اهريمن پرداخته است. به هر حال گاتاها (سرودها)ي زرتشت به اندازه اي مقدس است كه در تمام اوستا به هر يك فصل (هايتي) آن و به هر يك قطعه (و چس تشتي) آن و به هر يك فرد (افسمن) آن و به هر كلمه(و چ) آن و به معني هر يك از كلمات (آزئينتي - زند) آن درود و ثنا فرستاده مي شود .

حال ببينيم زرتشت در گاتاها چگونه خداي خود، اهورامزدا، را توصيف كرده است. واژه اي كه زرتشت در اوستا (گاتاها) براي خداي يگانه به كار برده اهورامزدا است. در آغاز بيشتر نيايشها اين عبارت به چشم مي خورد: «خشنوتره اهورهه مزدا» يعني به خشنودي اهورامزدا. در گاتاها گاهي اهورامزدا جدا از هم استعمال شده است؛ مثلاً در يسناي 28 بند اول، مزدا تنها براي خدا آمده است. در بند هشتم همين يسنا ابتدا اهور و پس از چندين كلمه فاصله، مزدا آمده است. در بند ششم برعكس اول مزدا و پس از چند جمله، اهور ديده مي شود. در بند دوم مزدا اهورا به كار برده شده است. در سراسر گاتاها هر جا، اين دو واژه با هم آمده است، مزدا مقدم بر اهورا است. در يسنا 28 بند اول زرتشت مي گويد: «تو اي مزدا اهورا مرا از خرد خويش تعليم ده و از زبان خويش آگاه ساز كه روز واپسين چگونه خواهد بود؟» در ساير بخشهاي اوستا بر عكس گاتاها هر جا كه اين دو واژه با هم آمده، اهورا مقدم بر مزدا است البته در بعضي قسمتهاي اوستا نيز مزدا اهورا آمده است. در سنگ نوشته هاي ميخي نيز بيشتر اهورا مقدم بر مزدا مي باشد.

مزدا در بعضي بندهاي گاتاها به معني حافظه و به حافظه سپردن و به ياد داشتن است. اين واژه در سانسكريت مذش، به معني دانش و هوش مي باشد. بنابراين وقتي كه مزدا براي خدا به كار برده شده است از آن معني هوشيار و آگاه و دانا اراده كرده اند. پس اهورا مزدا به معني سرور دانا است.


از نظر زرتشت تنها اهورامزدا شايسته پرستش است: «تو بايد آن كس را با ستايش پارسايي خود بستايي كه هميشه مزدا اهورا نام دارد.»  همچنين مي گويد: «كسي كه به ضد دروغپرست با زبان و انديشه و دست ستيزگي كند، خوشنودي مزدا اهورا را به جاي آورد.» (يسنا 33، بند 2) زرتشت عظمت و جبروت را مختص اهورامزدا مي داند و او را آفريننده يكتا و خداوند توانا مي داند. وي در سينا 44 با يك زبان شاعرانه درباره توحيد و اقتدار خداوند مي گويد: «از تو مي پرسم اي اهورا مزدا كيست پدر راستي؟ كيست نخستين كسي راه سير خورشيد و ستاره بنمود؟ از كيست كه ماه گاه تهي است و گاهي پر؟ كيست نگهدار زمين در پايين و سپهر در بالا؟ كيست آفريننده آب و گياه؟ كيست كه به باد و ابر تند روي آموخت؟ كيست آفريننده روشنايي سود بخش و تاريكي كيست كه خواب و بيداري آورد؟ كيست كه بامداد و نيمروز و شب قرار داد؟ و دينداران را به اداي فريضه گماشت؟ كيست آفريننده فرشته مهر و محبت آرمتي؟ كيست كه از روي دانش و خرد احترام پدر در دل پسر نها؟ پس از تمام اين پرسشها زرتشت در پاسخ چنين مي گويد: «من مي كوشم فردا كه تو را به توسط خرد مقدس آفريدگار كل به درستي بشناسم.» (پورداوود، ص 70-71) اهورامزدا خيرخواه بندگانش است و ستايش ايشان را مي شنود: (يسناي 45 – بند 6) زرتشت خدايش را مي بيند و كلمات او را مي شنود او شنيدن صدا خدا را توضيح مي دهد او از خدا مي خواهد تا با او سخن بگويد «با دهان خودش» وي در همين ارتباط در جاي ديگر مي گويد: «اي اهورامزدا همين كه تو را با ديده دل نگريستم در انديشه خود دريافتم كه تويي سرآغاز و سرانجام، تويي سرچشمه منش پاك، تويي آفريننده راستي و تويي داور دادگر كارهاي جهاني» زرتشت عظمت خدا را نه با انديشه و تمركز بلكه با شهود مستقيم ديد. «پس آيا من در ذهنم مي فهمم كه تو قديم هستي، تو پدر خرد مقدس هستي من تو را با چشمانم درك كرده ام، تو حقيقت را آفريدي. تو اهورا هستي. (سينا 31، بند 8) همچنين در يسناي 44 آمده است كه او خالق همه چيز است همه چيز به او وابسته است. (سينا 44، بند 5) او همه چيز را مي داند  او آينده را مي داند (يسناي 33، بند 13) و حكومت و شهرياري دارد.
از اين رو، با توجه به سخنان زرتشت در گاتاها، مي توان اذعان كرد كه او، به خدايي واحد و قادر مطلقي كه خالق همه چيز است اعتقاد داشت. يعني زرتشت هم به توحيد ذاتي و هم توحيد خالقي را باور داشت. حتي به نظر مي رسد كه زرتشت تدابير و امور عالم را نيز به خداي واحد يگانه نسبت داده و او را رب و مدبر عالم مي داند آنچه در يسنا 44 آمده است و پيشتر به آن اشاره شد بر اين ادعا صحه می گذارد .

آتشکده های ایران

 

آتشکده هاي ايران - مکانهاي مقدس - زيارتگاههاي زرتشتيان

 zoroaster-zartosht

 

آتشکده کاریان : نام دیگر آن آتشکده آذرفرنبغ یا آذر خورداد است که در معنی می شود آتش فره ایزدی . مکان آن در شهر فیروز آباد یا اردشیر خره یا اردشیر خوره در صد و بیست کیلومتری جنوب شیراز است و کاخ بزرگ آن که توسط شاهنشاه اردشیر بابکان ساخته شده بود هم اکنون فرو ریخته است . اردشیر به همین جهت نام شهر را ارتخشر خوره ( ارت خشتر ) نامید . در معنی کل می شود شهر شکوه و جلال اردشیر . خوره به معنی فر و شکوه و جلال است . شهر گور یا فیروز آباد نیز بعدها نام گرفت . این مکان از زیارتگاههای بزرگ مردمان فلات ایران بوده است . فخر الدین اسعد گرگانی در داستان ویس و رامین که به دوره شاهنشاهی اشکانیان مربوط است نوشته است 

به خاصه زین دل بدبخت رامین

که آتشگاه خرداد است و برزین

 

آتشکده آذر برزین مهر : آتشکده آذربرزین مهر یکی از سه آتشکده مقدس ایران است ( آذر گشسب - آذر برزین - کاریان ) که در شهر نیشابور یا ابرشهر خراسان قرار دارد . در پهلوی به نام آتور بورگین میتر خوانده می شود به معنی آتش مهر بالنده است . تاریخ ساخت آن بسیار کهن است به طوریکه به زمان اشو زرتشت باز میگردد و در بند 8 از فصل 17 بندهش آمده است : آذربرزین مهر تا زمان گشتاسب در گردش بوده و پناه جهان تا اینکه اشو زرتشت اسپنتمان دین آورد و گشتاسب شاه دینش را پذیرفت آنگاه گشتاسب آتش مقدس را در کوه ریومند در آذر برزین مهر قرار داد

 

آتشکده بردسوره : به گفته مسعودی در کتاب نامدار مروج الذهب این آتشکده توسط فریدون شاه بنا شد که آتش آن را از طوس خراسان آورده بود و در بخارای ایران قرار داد

 

آتشکده آذر شب : آتشکده ای است که گشتاسب شاه در بلخ بنا کرد و به گفته مورخین گنجهای خود را در آن قرار داد . بلخ در تاریخ جزوی از خراسان بزرگ بوده است که متاسفانه در دوره ننگین قاجار به روسها فروخته شد

 

آتشکده آذرنوش : آتشکده ای است در بلخ که این نیز همچون آذرشب در خراسان بزرگ ایران بوده است . بلخ نیز همچون مرو شهری از شهرهای ایران بوده است که در دوره قاجار های وطن فروش در قراردادهای ننگین ترکمانچای و گلستان به روس داده شد . فردوسی بزرگ آن را نوش آذر نامیده است . فردوسی می فرماید : شهنشاه لهراسب در شهر بلخ - بکشتند و شد روز ما تار و تلخ - و از آنجا به نوش آذر اندر شدند - رد و هیربد را همه سر زدند

 

آتشکده باکو : آتشکده ای بزرگ بوده است در ایران شمالی ( باکو ) که در نزدیکی چاه نفت قرار داشته است . محل آن در روستای سوراخانی در 15 کیلومتری باکو می باشد  تاریخ ساخت آن به سال 400 پیش از میلاد توسط ایرانیان می باشد . بدلیل مواد نفتی موجود این منتطقه این آتشکده همیشه در نزد ایرانیان روشن و برافروخته بوده است . باکو از باگوان زبان پهلوی ایران گرفته شده است و شهری ایران است که در دوره قاجار به روس فروخته شد . این مکان مقدس پس از یورش تازیان ویران شد ولی سالها بعد از آن دوباره مرمت و بازسازی شد ولی آتش آن خاموش بود تا سال 1975 که آتش آن دوباره روشن گشت و به مکانی توریستی تبدیل شد

 

آتشکده سیروان : این آتشکده پیش از به پادشاهی رسیدن انوشیروان دادگر محل بت ها بود و پس از وی بت ها ویران شدند و آتش مقدس را در آنجا قرار دادند . محل آن سیروان و ری بوده است . به گفته مسعودی تاریخ نگار مشهور این آتشکده در پیش از ظهور زرتشت ساخته شده است

 

آتشکده نیاسر : این آتشکده توسط شاهنشاه اردشیر بابکان ساخت شده است طول و عرض آن 14 متر در 14 متر می باشد . این بنا پس از یورش تازیان ویران شد ولی سپس توسط مردم بازسازی گشته است و امروز تقریبا سالم می باشد . نیاسر در 35 کیلومتری شمال غربی شهر کاشان قرار دارد و در منطقه ای کوهستانی در ارتفاعات کرکس می باشد . چشمه ای باستانی به نام چشمه اسکندر نیز در آنجا قرار دارد . در نیاسر غاری که متعلق به دوره پارتیان بوده است نیز وجود دارد . به احتمال قوی این غار معبد میترایی بوده است که امروزه از مکانهای دیدنی این شهر می باشد

 

آتشکده اردشیر : در استخر استان فارس می باشد که نام دیگرش آتشکده آناهیتا یا ناهید می باشد . چون اردشیر بابکان بنیانگذار سلسله ساسانی از خانواده موبدان بزرگ بوده است به همین دلیل این آتشکده را به شادمانی برقراری سلسله جدیدش در ایران ساخت . در تاریخ بلعمی و طبری آمده است که چون یزدگرد سوم نوه خسروپرویز بوده است پس بزرگان ایران او را به مقام پادشاهی رسانند و در آتشکده اردشیر استخر تاج شاهنشاهی را بر سر وی گذاشتند و سپس او را به پایتخت ایران در بغداد تیسپون فرستادند 

 

آتشکده آناهیتا یا معبد آناهیتا : آناهید یکی از چهار عنصر مقدس آب و آتش و هوا و خاک است . در معنی می توان گفت که پاک و با عفت و با تقوی است که ارمنیان درست آن را تلفظ میکنند . این زیارتگاه پس از آذرگشسب از بزرگ ترین مکانهای باستانی و مقدس ایران بوده است که از دوره شاهنشاهی اشکانی ( پارتیان ) باقی مانده است . در شهر کنگاور در مسیر کرمانشاهان قرار دارد . ستون ها و پلکان این معبد هنوز پس از بیش از 2000 سال باقی و مستحکم است . این مکان در شهر کردنشین ایران بوده است و در نزد کردان آریایی دارای احترام خواصی می باشد . کردستان ایران و منطقه اورامان آن یکی از مشهور ترین مناطق اصیل ایران است که هنوز بسیاری زرتشتی دارد و به زبان پهلوی سخن می گویند . ریشه زبان کردی امروزی نیز پهلوی باستانی ایران است . پیر شهریار یا پیر شالیار از افراد مشهور هورامان کردستان است که وی موبدی زرتشتی بود و چند کتاب از وی بر جای مانده است . ابن فقیه در کتاب مشهور البلدان نوشته است : هیچ ستونی شگفت انگیز تر از ستونهای معبد آناهیتا کنگاور نیست 

 

آتشکده دارابگرد : به گفته تاریخ مروج الذهب مسعودی این آتشکده به فرمان اشو زرتشت بنا گشت . زرتشت به یستاف شاه فرمان داد تا آتش مقدس جمشید شاه را که مورد احترام وی بوده است را بیابند و بیاورند . یستاف شاه این آتش را در خوارزم پیدا نموده است و به دارابجرد فارس آورد و اطرف آن را شهر زیبایی ساخت . این آتشکده در سال 332 هجری قمری به نام آتشکده آذر جوی نامیده می شده است

 

آتشکده شاهپور : در ساحل خلیج قسطنطنیه روم پس از اینکه شاهنشاه شاپور پسر اردشیر پسر بابک وارد شد آن را ساخت و تا دوران خلفای اسلامی نیز پا برجا بود

 

آتشکده پوران : این مکان توسط ملکه پوران دخت ساسانی دختر شاهنشاه خسروپرویز ساسانی در عراق عجم در نزدیکی مدینه السلام ساخته شده است

 

آتشکده کرکویه : این آتشکده در شمال سیستان کنونی قرار داشته است .احترام بسیاری مردمان این شهر برای این آتشکده قائل بودند و به گنبد رستم نیز مشهور بوده است . این آتشکده تا قرن 17 هجری که قزوینی آن را وصف کرده است بسیار خرم و زیبا بوده است  ساخت آن به روزگار کیخسرو باز میگردد که بسیار کهن است . دو شاخ بزرگ گاو داخل آن قرار داشته است و در وسط آنها آتشگاه قرار داشته است 

 

آتشکده بارنوا : به گفته مسعودی دومین روز پس از به قدرت رسیدن شاهنشاه اردشیر بابکان این آتشکده ساخته شد . مکان آن در جنوب ایران است

 

آتشکده سرده : در یزد بخش تفت روستایی به نام سرده قرار دارد که دارای آتشکده ای کوچک بوده است . پس از یورش تازیان مردم از نابودی آتش این مکان توسط آنان جلوگیری کردند

 

آتشکده آذرباد : آتشکده ای در تبریز بوده است که در متون پهلوی آذربادگان هم نوشته شده است به معنی نگهدارنده آتش . به احتمال قوی اثری از آن به جای نیست

 

آتشکده آذر گشنسب یا آذر جشنس : یکی از مشهورترین و بزرگ ترین آتشکده های فلات ایران که در آذربایجان غربی در 49 کیلومتری شمال شرق شهر تکاب کنونی قرار دارد  امروزه به آن تخت سلیمان می گویند . در دوره شاهنشاهی اشکانیان مهم ترین پادشاه آذربایجان آریوبرزن و پسرش ارت وزد بوده است . بیشتر پادشاهان ایران پس از نشستن بر اریکه شاهنشاهی ( جلوس ) به نیاشگاه آذرگسشب آذربایجان می رفتند و به درگاه خداوند نیایش و سپاس و درود می فرستاده اند و سپس هدایایی تقدیم می کردند . آتشکده شیر نیز همان آذرگشسب است که خرابه های آن نزدیک تخت سلیمان است . ساخت این بنا به بیش از 3000 سال باز میگردد و در کتاب هفتم دینکرد در بند 39 سازنده آن را کیخسرو پسر سیاوخش شناخته شده است . که فر ایزدی به او رسیده بود . آذرگشسب در کنار دریاچه چیچست قرار دارد و در گذشته کاخهای بسیار باشکوه و سترگ در اطراف آن بنا بوده است . این دریاچه به صورت خودجوش هر ثانیه 44 لیتر آب از خود بیرون میدهد

 

آتشکده خوار اصفهان : حمزه اصفهانی می نویسد اردشیر در یک روز سه آتشکده در اصفهان یا اسپهان بنا کرد . یکی در شرق . دیگری در میان شهر و آخری در غرب شهر . دلیل آن را از طلوع خورشید تا غروب آن دانسته است . اولی به نام آتشکده اردشیر است که در منطقه قلعه ماربین یا مارین واقع شده است . دومی آتشکده زروان نام دارد که در قریه دارک از روستای خوار است . سومی آتشکده مهر اردشیر نام دارد که در اردستان واقع شده است . مهم ترین و سالم ترین آنها در کوه آتشگاه امروزی واقع است . ارتفاع آن از دشت 200 متر و از شهر اصفهان 8 کیلومتر فاصله دارد . معبد آن نیمه ویران است و امروزه به آتشکده اصفهان معروف است

 

زیارتگاه پیر هریشت : این مکان در 14 کیلومتری شهر اردکان یزد قرار دارد . به باور ایرانیان این مکان جایگاه ابدی یکی از ندیمگان شهبانو دختر یزدگرد سوم شاهنشاه ایران است که پس از تعقیب تازیان به این مکان پناه برده است و در آنجا هنگام نیایش ناپدید شده است . این مراسم از هفتم تا یازدهم فروردین ماه برگزار می شود که برابر است با روز امرداد تا خورداد روز از فروردین ماه هر سال

 

زیارتگاه ستی پیر : زیارتگاه ستی پیر در نزدیکی مریم آباد یزد قرار دارد بنای آن مانند قلعه است که آثار چهار برج باستانی در اطراق قلعه دیده می شود . مراسم این زیارتگاه در بیست و چهارم خرداد ماه هر سال برابر با روز اشتاد از ماه خورداد باستانی اجرا می گردد

 

زیارتگاه پیر سبز : نام دیگر این زیارتگاه چک چکو است که در فاصله 65 کیلومتری شمال غرب یزد در دامنه کوهی آهکی قرار دارد . این مکان از مهم ترین و مشهور ترین زیارتگاههای ایران و جهان است . به صورتیکه بسیاری از زرتشتیان کشورهای اطراف ( هند - پاکستان - تاجیکستان و . . . ) هر ساله در مراسم این زیارتگاه شرکت میکنند . محل این زیارتگاه در دامنه کوهی با شیب زیاد قرار دارد . این مراسم از 24 تا 28 خرداد هر سال برابر با روز اشتاد تا انارم از ماه خورداد باستانی اجرا می گردد

 

زیارتگاه پیر نارستانه : این زیارتگاه در داخل دره ای واقع شده است که سه طرف آن را کوه پوشانده است و در 30 کیلومتری شرق یزد قرار دارد . مراسم این نیایشگاه از روزهای 2 تا 6 تیر ماه برگزار می شود که برابر است با سپندارمذ روز تا آذر روز از تیر ماه . چشمه ای زیبا نیز در کنار این نیاشگاه قرار دارد که آب آن از بارندگی تامین می شود . بسیاری از ایرانیان بر این باور هستند که این مکان آرامگاه شاهنشاه اردشیر ساسانی بنیانگذار سلسله ساسانیان است که به اردشیر پاپکان شناخته می شود . مردم در این روز در این مکان حاضر می شوند و به روان انوشه نیاکان ایران و جانباختگان راه میهن و بزرگان از دینا رفته ایران درود می فرستند

 

زیارتگاه پیر بانو : این زیارتگاه به باور مردمان آرمگاه شهبانوی ایران است که خاتون بانو نام داشته و در فاصله 120 کیاومتری شمال غربی یزد و در جنوب شهر عقدا و در بین دره ای به نام زرجو قرار دارد . ساکنان این روستا با آب چشمه زندگی خود را می گذارنند . زمان این مراسم از 13 تا 17 تیر ماه است که برابر است با مهر روز تا ورهرام روز از تیر ماه باستانی . این نیایشگاه در مسیر رودخانه فصلی قرار دارد

 

زیارتگاه پیر نارکی : در فاصله 55 کیلومتری شهر یزد و غرب شهرستان مهریز در دامنه کوه بلندی با سنگهای آهکی سیاه این زیارتگاه واقع شده است . در این نیاشگاه چشمه آب زیبایی وجود دارد . عده ای بر این باور هستند که این مکان آرمگاه نازبانو شهبانوی ایران است . مراسم این نیایشگاه از 11 تا 15 امرداد ماه است که برابر است با روز دی به مهر تا فروردین روز از ماه امرداد باستانی

 

زیارتگاه درب‌مهرهاي كرمان : آتشكده محله‌ي دولتخانه از دهش شادروان پولاد اسفنديار يزدي مقيم بمبئي در سال 1280 خورشيدي بنا شده است و تا امروز پرستشگاه زرتشتيان مي‌باشد و هزينه‌هاي آن از كمك زرتشتيان تهيه مي‌شود . آتش اين آتشكده تا كنون نيز روشن بوده و هرساله در روز يازدهم دي‌ماه در اين محل برگزار مي‌شود كه به گهنبار دولتخانه معروف است . يكي ديگر از آتشكده‌هاي مهم و جديد كرمان كه تا امروز نيز پابرجاست و مردم براي روزهاي فرخنده به آنجا رفته و شمع و عود روشن مي‌كنند، آتشكده واقع در كوچه‌ي دبيرستان ايرانشهر است . دربمهر نو كرمان به‌وسيله‌ي دهشمندان قنات غساني (يكي از دهات اطراف كرمان) ساخته شده است و آتش ورجاوند دربمهر قنات غسان به دربمهر كنوني منتقل گشت  بخشي از هزينه دربمهر نو از دهش موبدزادگان سرور و شيرين، دو خواهر قنات غساني به‌نامگانه پدرشان دستور رستم دستور مرزبان بنا گرديد. چون بناي دربمهر از دهش بهدينان قنات غسان بوده، آتش دربمهر قنات غسان به‌وسيله‌ي موبدان آنجا به‌نام موبد بهرام اسفنديار آريايي، موبد نوشيروان جهانگير اشيدري، و موبد گشتاسب بهمن پور جهانبخش به دربمهر كنوني منتقل گرديد . امروزه اين آتشكده شامل موزه‌اي است كه به ثبت اداره‌ي ميراث فرهنگي استان كرمان رسيده است و آثار و اسناد قديمي خانواده‌هاي كرماني و حتي نسخه‌هاي خطي قديمي و اشيايي چون چرخ چاه، چرخ ريس، سماور برنجي، اتوهاي ذغالي و … در آنجا وجود دارد

زیارتگاه شاورهرام‌ايزد : زيارتگاهي بيرون دروازه‌ي ناصريه و متصل به خيابان ناصريه است، اين محل در قديم معروف به پيرسنگي بوده و درب كوچكي از سنگ هم داشته است گذشته از زرتشتيان، مسلمان‌ها نيز به اين محل باور دارند و با پاكي نيت نيازهاي خود را از اين محل مي‌خواهند . چنين معروف است كه هنگام هجوم افغان‌ها به كرمان، شب را در كنار خندقي كه نزديك شاورهرام‌ايزد بود استراحت كرده تا فرداي آن‌روز، اين حدود را غارت كنند شبانه پرچم سبزي در اين محل ظاهر گشت و در قلب سپاه آنان افراشته و برپا شد. افغان‌ها به گمان‌اينكه دشمن به ايشان حمله‌ور شده در تاريكي شب به كشتن يكديگر پرداختند و پاي‌ به فرار گذاشتند
علت ديگري كه باعث شده به اين محل احترام بگذارند اين است كه محمد اسماعيل‌خان حاكم كرمان، جد سردار نصرت اسفندياري مصمم بود كه مسير دروازه‌ي ناصريه را از اواسط شاورهرام‌ايزد بگذرانند. هرچند زرتشتيان عجز و التماس كردند تا او را از اين تصميم منصرف كنند مؤثر واقع نشد، شبانه پيرمردي سفيدپوش و نوراني از چاهي كه در اين محل قرار دارد خطاب به او گفت: تو مي‌خواهي خانه‌ي مرا خراب كني؟ خانه‌ات را خراب و افراد آن را پريشان خواهم كرد. فرداي آن‌روز محمد اسماعيل‌خان از تصميم خود دست برداشت و دستور داد روي آن چاه صفه‌اي بسازند. يكي از زرتشتيان اين عمل را به امر او انجام داد و اين صفه تا امروز وجود دارد و امروزه زرتشتيان در اين قسمت شمع روشن مي‌كنند

زیارتگاه شاه‌مهرايزد : زيارتگاهي است در شمال شهر كرمان، اين محل را باغچه بوداغ‌آباد مي‌خوانند. جشن فرخنده‌ي سده و آتش‌افروزي اين جشن در اين محل برپا مي‌شود. اين محل داراي باغي است كه دو ساختمان با حوض نسبتا بزرگ و آشپزخانه‌اي كه تنور آن محل پخت نان و فضاي آن براي پخت آش و سيروگ در روزهاي مهرايزد است دارد. اين آشپزخانه از دهش هرمزديار خداداد اشيدري به‌نامگانه‌ي مادرش روانشاد ماه‌خورشيد اشيدري قنا غساني بوده است اين زيارتگاه كه مورد توجه و باور بسياري از مسلمان‌ها نيز هست، در روزهاي فرخنده‌ شاهد خيرات جمعيت زيادي از زرتشتيان مي‌باشد . چند سال قبل تالاري از دهش رشيد نيك‌بخش در اين مكان ساخته شد كه مراسم عروسي و جشن‌هاي مهم زرتشتيان كرمان چون سده در آنجا برگزار مي‌شود. در مقابل شاه‌مهرايزد زميني است كه در روز جشن سده خرواري از هيزم در آنجا افروخته مي‌شود

 

آرامگاه مقدس جاماسب فیلسوف : اين اثر باستاني و با ارزش در حدود 85 كيلومتري جنوب شرقي شيراز كه در مسير جاده شيراز جهرم در سمت راست جاده و نرسيده به شهر خفر قرار گرفته است كه پس از ورود به جاده فرعي به روستاي كراده منتهي مي‌شود و پس از آن در شرق كراده روستاي گاره واقع شده كه آرامگاه جاماسب حكيم در بيرون اين روستا قرار دارد  فاصله روستاي كراده تا روستاي گاره دو كيلومتر است كه از ميان كوچه باغ‌هاي سرسبز راهي باريك و خاكي ناهموار را به‌طرف آرامگاه طي مي‌كند . نام اصلي اين روستا گاره يا كاره مي‌باشد كه اهالي منطقه به‌آن جومه بزرگي مي‌گويند كه مخفف جاماسب بزرگ است . اهالي منطقه جاماسب را به كسر « س » تلفظ مي‌كنند . پيرمردان و پيرزنان اين منطقه جاماسب را خانباز هم مي‌خوانند و درباره جاماسب يا خانبازخان داستان‌ها و اشعار بسياري در منطقه استان فارس گفته شده است . از جمله مي‌گويند كه خداوند به جاماسب گفت : كه در روزي معين عمرت به‌پايان مي‌رسد و جاماسب در روز موعود به اين منطقه وارد شده و در همان جا جان‌به جان آفرين تسليم كرد و اهالي گاره برايش مقبره‌اي ساختند

 

زیارتگاه میترایی قلعه کنگلو : این بنا که به نخستین نیایشگاه ساسانی معروف است در مازندران واقع شده است . دیواره های آن از جنس گچ و ساروج می باشد و زیر بنای آن 50 متر مربع است . بنای اصلی آن در سه طبقه بوده است که امروزه فرو ریخته است . شمال این بنا به کوهی بزرگ و صخره ای به نام خورنرو راه دارد

 

نیایشگاه دهانه غلامان : در 44 کیلومتری شهرستان زابل در 40 سال پیش به یاری طوفانی بزرگ شهری از زیر خاک بیرون آمده است که سال ساخت آن به 500 پیش از میلاد باز میگردد . شنهای رونده این شهر را به مدت بیش از 2000 سال از دید عموم مخفی نگاه داشته بوده است  در کنار این شهر بنایی چهارگوش به وسعت 2500 متر مربع می باشد که زیارتگاه دینی ایرانیان بوده است که سکوههای بلند آن نشان از اجرای مراسم دینی مردم این منطقه داشته است

 

بن مایه این نوشتار

مروج الذهب - ابوالحسن علی بن حسین مسعودی - ذکر آتشکده های ایرانیان

دانشنامه مزدیسنا - دکتر جهانگیر اوشیدری

البلدان - احمد ابن ابی یعقوبی

مسالک الممالک - ابو اسحق ابراهیم اصطخری

سایت فرهنگی یتاآهو زرتشتیان

 

به کوشش ارشام پارسي از آريارمنه